تبليغاتX
::: برچسبی به رنگ سبز! ::::












::: برچسبی به رنگ سبز! ::::
::: سرنوشت را باید از سر نوشت :::

سيد محمد خاتمي برنده ”جايزه گفتگوي جهاني“ در سال 2009 شد

نواندیش: سيد محمد خاتمي برنده "جايزه گفتگوي جهاني" در سال 2009 شد.

"جایزه گفتگوی جهانی" در سال 2009 تاسیس شده و اولین دوره از کنفرانس‌ها و جوایز خود را در ژانویه 2010 برگزار می‌کند. در این جایزه نامزدهایی معرفی شده بودند که دو هفته پیش از میان آنها داريوش شايگان و سيد محمدخاتمی را به عنوان برگزیده معرفی و طی نامه‌ای اعلام کردند. در پایگاه اطلاع رسانی جایزه گفتگوى جهانى آمده است که این جايزه درباره تحقيقات بیناد فرهنگى و همکارى و ارتباط های فرهنگی در جهان امروز است. اين جايزه بر اهميت تحقيقات ميان فرهنگى در جامعه مدرن و ارزش مطالعات انجام شده تاکید دارد و به محققان،‌ روزنامه‌نگاران و سازمان‌هاى مستقل در سراسر جهان که مسئوليت این گفتگو را برعهده دارند تعلق می گیرد. اين جايزه از سال 2009 تا 2017 هر دو سال يکبار برگزار خواهد شد. به گزارش ایلنا ، از برندگان جایزه (شایگان و خاتمی) برای شرکت در مراسمی که ژانویه در دانشگاه آرهوس کپنهاگ برپا می شود، دعوت شده است. گفتني است خاتمی از زمانی که رییس جمهور ایران شدند، در توسعه گفتگوی تمدن‌ها نقش مهمی ایفا کردند؛ بویژه بعد از نطقی که سال 2001 در سازمان ملل خواندند بطور مداوم پیگیر موضوع گفتگوی تمدن ها بوده اند و موسسه ای را هم تاسیس کرده‌اند.

 

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 0:55 قبل از ظهر | پنجشنبه 30 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اولین مصاحبه ویدیویی مهندس میر حسین موسوی پس از انتخابات


 اولین مصاحبه ویدیویی مهندس میر حسین موسوی پس از انتخابات

» لینک در یوتوب : Youtube
» دانلود با فرمت تری جی پی: Mosahebe.3gp
!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 2:23 قبل از ظهر | سه شنبه 28 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ماجرای توهین و پرتاب لنگه کفش به سوی صفار هرندی

سخنراني صفارهرندي و ناصر قره‌باغي كارشناس مسائل سياسي در دانشكده فني دانشگاه تهران با حاشيه‌هايي همراه بود.به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، محمد حسين صفارهرندي وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي و ناصر قره‌باغي كارشناس مسائل سياسي عصر امروز دوشنبه براي شركت در نشست "سوء تفاهم بزرگ " كه از سوي بسيج دانشجويي دانشكده فني دانشگاه تهران برگزار شد، در اين دانشگاه حضور يافته و به بررسي مسائل مربوط به انتخابات پرداختند.
اين مراسم حاشيه‌هايي به همراه داشت كه در ذيل مي‌آيد:

* در ابتداي اين برنامه مجري برنامه به دكلمه شعري در خصوص وطن پرداخت كه عده‌اي از حاضرين در سالن كه برخي از آنها نمادهاي سبز در دست داشتند، با دست زدن‌هاي مداوم و هو كردن اجازه ادامه برنامه را نمي‌دادند.* در قسمت ابتدايي اين برنامه كه به تريبون آزاد دانشجويي اختصاص داشت، تعدادي از دانشجويان به نمايندگي از طيف‌هاي مختلف حاضر در سالن شهيد چمران به سخنراني و ابراز نظر خود پرداختند كه عموما از سوي تعدادي از حاميان موسوي حاضر در سالن با آن مخالفت مي‌شد.* پويا امراللهي صاحب امتياز نشريه 88 انجمن دانشگاه تهران نخستين سخنران تريبون آزاد دانشجويي بود كه سخنان خود را با قرائت دعاي «اللهم فك‌ كل اسير» آغاز كرد و با اشاره به همنامي نشريه 88 با يكي از ستادهاي جوانان حاميان موسوي در انتخابات اظهار داشت: بايد در ابتدا از سيدشهاب‌الدين طباطبايي كه رئيس اين ستاد بود، ياد كنيم كه حكم 5 سال زندان تعزيري را براي او در نظر گرفته‌اند. وي همچنين از حضور فرزندان ميردامادي، رمضان‌زاده و جهانبخش خانجاني در ميان دانشجويان خبر داد و در ادامه صحبت‌هاي خود انتقادهايي را نسبت به عملكرد فرهنگي دولت نهم بيان كرد.* امرالهي در ادامه صحبت‌هاي خود اعترافات حجاريان را نيز غير واقعي خواند. اين در حالي است كه حجاريان چندي پيش از زندان آزاد شده و تاكنون هيچ صحبتي مبني بر بازپس‌گيري سخنان خود در زندان بر زبان نرانده است.
* در حالي كه زمان اختصاص يافته به هر يك از دانشجويان 5 دقيقه اعلام شده بود اما با هماهنگي مدير برنامه پويا امرالهي كه انتقادهاي تندي را به دولت مطرح كرده بود، 10 دقيقه به سخنان خود ادامه داد و حتي پس از پايان 10 دقيقه نيز سخنان خود را به اتمام نرساند.* بعد از پايان 10 دقيقه‌اي سخنان امرالهي در حالي كه مجري برنامه خواستار پايان سخنراني و ترك جايگاه از سوي وي بود يكي از دانشجويان حامي موسوي به اين نكته اعتراض كرد كه مجري برنامه در پاسخ به او گفت: در اين جمع فقط دانشجويان حاضر هستند پس لطفا تشخص اين جايگاه را حفظ كنيد و سالن را به هم نريزيد.
* اميرحسين ثابتي مسئول بسيج دانشجويي دانشكده حقوق دانشگاه تهران دومين سخنران تريبون آزاد بود كه حاميان موسوي را مورد شماتت قرار داد و اظهار داشت: كساني كه تاكنون در خيابان آدم مي‌كشتند اكنون در اينجا سوت وكف مي‌زنند اما سوت و كف حقانيت كسي را ثابت نمي‌كند.
وي همچنين با بيان اينكه موسوي در شب انتخابات خود را رئيس‌جمهور كشور ناميد، ادامه داد: ما جامعه مدني شما را از مدتها پيش شناخته‌ايم و اكنون نيز شاهد ديكتاتوري اقليت و اشرافيت هستيم كه به خاطر پول و زور،‌خود را صاحب همه چيز مي‌داند اما بايد بداند كه ما ايستاده‌ايم و اجازه نمي‌دهيم.
* ثابتي با انتقاد از عدم محاكمه فرزندان هاشمي يادآور شد: سوال ما اين است كه چرا عده‌اي مصونيت آهني دارند، در حالي كه مهدي هاشمي اكنون در لبنان است و خانم هاشمي نيز هر زمان كه دستگير مي‌شود در حال خريد ساندويچ است اما همسر آقاي هاشمي در صبح روز انتخابات به مردم مي‌گويد به خيابان‌ها بريزيد.وي ادامه داد:‌ اگر مدعي هستيد كه حجاريان زير شكنجه اعتراف كرده، پس چرا امروز اعترافات خود را پس نمي‌گيرد. ديكتاتوري به اين معني است كه حجاريان به اشتباه خود پي برده اما شما آن را قبول نمي‌كنيد و اين كارها يعني اينكه جامعه مدني كشك است.* محمد باقري دانشجوي رشته عمران دانشگاه تهران سومين سخنران تريبون آزاد بود كه ابتدا اعلام كرد عضو هيچ كدام از تشكل‌هاي دانشجويي نيست اما در سخنان خود انتقادهاي تندي را نسبت به دولت مطرح كرد.

* اميري ديگر منتقد دولت بود به دليل اهانت به بسيج با اعتراض شديد دانشجويان حاضر در سالن مواجه شد. وي بسيج را با القاب بسيار زشتي مورد خطاب قرار داد كه خبرگزاري فارس به دليل حفظ شأن قلم از ذكر آن خودداري مي‌كند.* اشتري يكي ديگر از سخنرانان اين تريبون آزاد بود كه به سخنان خاتمي در پايان دوره رياست جمهوري‌اش اشاره كرد و گفت: خاتمي در آن زمان اعلام كرد كه با اين جماعت نمي‌توان به جامعه مدني رسيد و ما اكنون فهميده‌ايم كه او راست مي‌گفت.ي به انتخابات دهم رياست جمهوري اشاره كرد و گفت: يكي از فوايد جنبش سبز اين بود كه فردي كه بعد از 20 سال كه سرش را زير برف كرده بود، به عرصه بازگشت، و منتظري كه از سوي امام طرد شده بود،‌ دوباره نامش شنيده شد و در حالي كه 8 سال پيش تقليد از مراجع، از سوي اصلاح‌طلبان كار ميمون خوانده مي‌شد اكنون همين‌ها با فريبكاري و دروغگويي به دنبال جذب نظرات مراجع هستند!* اظهارات اشتري در خصوص اهانت اصلاح طلبان به مراجع تقليد با واكنش‌هاي علي كاظمي دبير سابق انجمن اسلامي دانشكده حقوق دانشگاه تهران مواجه شد به شكلي كه وي از صندلي خود برخاست و با سر و صداي زياد به سمت جايگاه سخنرانان حمله‌ور شد. اما توسط مسئولين برنامه كنترل شد.علي كاظمي از صحنه‌گردانان اصلي تجمع افراطيون در مراسم بازگشايي دانشگاه‌ها در 6 مهر ماه سال جاري بود كه طي اين تجمع شعارهاي تندي عليه دولت و برخي نهادهاي انقلابي سر داده شد.* هياهو و جنجال علي كاظمي در سالن سبب شد كه مجري برنامه خواهان خارج شدن وي از سالن شهيد چمران شود اما كاظمي در مقابل اين درخواست مقاومت كرده و همچنان به برهم زدن نظم سالن مشغول بود كه مجري برنامه خطاب به او گفت: آقاي كاظمي ما مي‌دانيم كه شما نماينده جرياني هستيد كه همواره هوچي‌گري مي‌كند اما نمي‌دانم چرا حراست در مقابل شما مماشات مي‌كند.* در حالي كه مسئولين برنامه علي كاظمي را به بيرون از سالن هدايت مي‌كردند، حاميان موسوي به تحريك سبزهاي حاضر در سالن از جاي خود برخاسته و ضمن برهم زدن نظم جلسه رو به درب‌هاي خروجي رفتند اما از سالن خارج نشدند و ايستاده به سردادن شعار پرداختند.* اين عده در حالي كه از سالن خارج نمي‌شدند و با شعارهاي خود مانع از ادامه برنامه مي‌شدند، سرانجام خواستار عذرخواهي مجري برنامه براي حضور در سالن شدند كه مجري برنامه نيز با قبول اين درخواست اظهار داشت: من قبول مي‌كنم و از تمام دانشجوياني كه با آرامش در سالن نشسته‌اند و خواهان ادامه برنامه هستند، عذرخواهي مي‌كنم اما از كساني كه نظم سالن را بر هم مي‌زنند عذرخواهي نمي‌كنم.* آخرين نماينده جريان مخالف دولت در حالي به سخنراني درتريبون آزاد پرداخت كه صفار هرندي در سالن حاضر شده بود. حمديه به نمايندگي از مخالفين دولت خطاب به صفارهرندي گفت: سوال من اين است كه شما عليرغم شناخت طيف مقابل چه طور به امثال ما لقب منافق و كافر مي‌دهيد؟* قسمت دوم اين برنامه در حالي آغاز شد كه ناصر قره‌باغي كارشناس مسائل سياسي در ميان شعارهاي طيف‌هاي مختلف حاضر در سالن به بالاي جايگاه رفت و به مسئله بازخواني انتخابات و پاسخ به دروغ تقلب پرداخت.* در حالي كه قره‌باغي به شبهه‌هاي وارد بر انتخابات كه از سوي موسوي و حاميان او مطرح شده بود پاسخ مي‌داد، حاميان موسوي با هياهو و سوت و كف قصد داشتند مانع از رسيدن صداي وي به دانشجويان حاضر در جلسه شوند. قره‌باغي در پاسخ به هياهوي اين عده گفت: امروز خوشحالم كه در جبهه انبيا و اميرالمومنين قرار گرفته‌ام چون آنها نيز از سوي مخالفان هو مي‌شدند.* قره‌باغي در بخش ديگري از سخنان خود در خصوص شعار "ياحسين، ميرحسين " حاميان موسوي گفت شاه و پهلوي نيز از حسين (ع) دم مي‌زدند اما خدا نكند كه حسين گفتن شما مانند پهلوي باشد.* وي با ابراز تاسف از توهين يكي از دانشجويان در تريبون آزاد به يكي از نهادهاي انقلابي كشور گفت: حاميان موسوي از بسيجي واقعي صحبت مي‌كنند اما بايد بگويم كه بسيجي واقعي همان فردي بود كه شب امتحانش در ميدان كاج تهران در زير ماشين اغتشاشگران به شهادت رسيد.
* دشتباني از اعضاي سابق شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران، كارمند جهاد دانشگاهي و از حاميان موسوي كه به عنوان عوامل اصلي هياهوكنندگان در سالن حاضر بود، در بين سخنان قره‌باغي به مقابل جايگاه رفته و همواره اعتراضاتي را نسبت به سخنان او اعلام مي‌كرد كه سرانجام به ايجاد درگيري در سالن و برهم خوردن نظم برنامه شد.* بخش پاياني برنامه كه به سخنراني صفارهرندي اختصاص داشت در حالي آغاز شد كه حاميان موسوي با شعارهاي مختلف فضاي سالن را متشنج كرده بودند و هر طيفي شعار مد نظر خود را در پاسخ به جناح مقابل فرياد مي‌زد.
* صفار هرندي در ابتداي سخنان خود در واكنش به هياهوي حاميان موسوي گفت: اين كار عادت تاريخي دوستان شما است و حتي به ياد داريم كه شما،‌خاتمي محبوب خود را نيز در همين دانشگاه هو كرديد. البته اين كار زماني آغاز شد كه خاتمي به انحراف اصلاحات اشاره كرد.* جريانات افراطي حاضر در سالن در تمام طول سخنراني صفارهرندي با سردادن شعارهاي عليه دولت مانع از برگزاري جلسه بر اساس روند عادي مي شدند و حتي در برخي مواقع اهانت‌هايي را نيز به سخنران برنامه انجام مي‌دادند. زماني كه اين جريانات شعار "مرگ بر تو " را خطاب به صفارهرندي فرياد زدند وي در پاسخ به آنها گفت ما كه قابل اين شعارهاي شما نيستيم.* سخنان صفارهرندي درخصوص آمار كشته شدگان حوادث اخير كه در بين آنها 10 نفر نيز از بسيجيان بودند اشاره كرد كه با استقبال بسيجيان دانشگاه تهران همراه شد و يكصدا شعار "حسين حسين، شعار ماست، شهادت افتخار ماست " را سر دادند.* در ادامه برنامه زماني كه صفار هرندي از تلاش موسوي براي پايان فضاحت‌هاي موجود سخن مي‌گفت، يكي از حاميان لنگه‌كفشي را به سوي جايگاه برنامه پرت كرد كه در بين راه بر سر دانشجويان دختر بسيجي فرود آمد. البته صفار نيز درواكنش به اين حركت در حالي كه لبخند به لب داشت؛ گفت: لطف كنيد و علامت مدنيت را به سوي ما پرت نكنيد.* در اين هنگام دانشجويان لنگه كفش پرت شده را بروي جايگاه برده و تحويل صفار دادند و او نيز در حالي كه لنگه‌كفش را در دستان خود گرفته بود، گفت صاحب اين كفش بعد از جلسه بيايد و كفشش را تحويل بگيرد. البته دانشجويان بسيجي درهمين زمان شعار "آزادي انديشه، با لنگه‌كفش نمي‌شه " را در سالن فرياد زدند.* در بخش ديگري از اين برنامه صفارهرندي در واكنش به بيسواد خواندن دولت نهم از سوي حاميان موسوي حاضر در سالن پيشنهاد كرد كه دانشجويان حاضر ميانگين سواد دولت نهم را نسبت به دولت‌هاي گذشته بررسي كنند تا اين مسئله روشن شود.
 
 

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 2:18 قبل از ظهر | سه شنبه 28 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

به رغم تکاپوي مجلس براي شناسايي منبع پارازيت هاي ماهواره يي

گروه سياسي؛ در حالي که مناقشات دولت و مجلس براي شناسايي منبع پارازيت هاي ماهواره يي همچنان ادامه دارد، ديروز سري جديد دکل هاي ارسال پارازيت فعال شدند.دکل هاي ارسال پارازيت هاي ماهواره يي که گفته مي شود اوايل ماه جاري از سوي يکي از نهادهاي نظامي در دارآباد تهران نصب شدند ديروز به صورت آزمايشي فعال شدند.بنا به گفته منابع مطلع اين دکل ها از ديروز شنبه 25 مهرماه سال جاري تا 25 آبان ماه به صورت آزمايشي فعال خواهند شد، هر چند هنوز هيچ ارگاني رسماً مسووليت نصب اين دکل ها را بر عهده نگرفته است اما گفته مي شود هدف از ارسال سري جديد پارازيت هاي ماهواره يي مقابله با شبکه هاي ماهواره يي کشورهاي بيگانه است. بنا به گفته موافقان نصب سري جديد دکل هاي ارسال پارازيت اين اقدام تدبير براي مقاومت در برابر رسانه هايي است که قصد براندازي نرم را دارند. موافقان ارسال پارازيت هاي جديد با اعتقاد به اينکه اعتراضات پراکنده به نتيجه دهمين دور انتخابات رياست جمهوري به واسطه اخبار کذب و سياست هاي اين دست رسانه ها به موجي از ناآرامي ها تبديل شدند لذا مقابله با اين امر، اقدامي اضطراري است. اين در حالي است که به زعم مخالفان نصب سري جديد دکل هاي ارسال پارازيت زيان هاي اين اقدام به ميزاني است که تبعات زيانباري را بر سلامت شهروندان بر جاي مي گذارد. همين امر سبب شده است مخالفان اين اقدام در مجلس درصدد شناسايي منبع ارسال پارازيت هاي جديد برآيند و در نشست هايشان با وزير ارتباطات که قانوناً مسوول فعاليت هاي مخابراتي کشور است به شناسايي عامل نصب سري جديد دکل هاي ارسال پارازيت بپردازند. آنچه در اين ميان حائز اهميت است اينکه وزير ارتباطات در پاسخ به سوالات مکرر نمايندگان از منبع ارسال پارازيت ابراز بي اطلاعي مي کند.در همين راستا مسعود پزشکيان عضو کميسيون بهداشت و درمان مجلس با تاکيد بر اينکه کميسيون بهداشت و درمان همچنان پيگير شناسايي منبع ارسال پارازيت هاي جديد و قديمي است، گفت؛ تاکنون هيچ گزارشي درباره آثار پارازيت ها بر سلامت افراد به مجلس ارائه نشده است.به اين ترتيب آنچه سرگرداني مجلس در رسيدگي به مقوله پارازيت هاي ماهواره يي را دو چندان مي کند اين است که وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات با ابراز بي اطلاعي از منبع ارسال پارازيت ها مجلس را به مقابله با سازماني سوق مي دهد که هويت و جايگاه آن براي نمايندگان ناشناخته است

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 1:1 قبل از ظهر | دوشنبه 27 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

پاسخ مهدی کروبی به آيت الله نوری همدانی: شما معترض به ملتی هستيد که حقوق شان پايمال شده است

بسمه تعالی

حضرت آيت الله العظمی حاج شيخ حسين نوری همدانی دامت برکاته
سلام عليکم

مصاحبه تعجب انگيز جنابعالی با راديو معارف که در روزنامه کيهان نيز به صورت برجسته و گسترده ای بازتاب داده شد و شما در ضمن آن سخنانی بدون تناسب و مقتضای حال، گريزی به مسائل انتخابات رياست جمهوری اخير و حوادث بعد از آن زده و در باره بازداشتگاه کهريزک و معترضين و منتقدين آن نيز بطور اجمال سخن گفته بوديد و رفتار و گفتار آنان را موجب آبروريزی نظام تلقی نموده و خواستار توبه آنان شده بوديد، موجب گرديد تا بنده اين نامه را به خدمت شما نوشته و نکته ها و مسائلی چند را به صورت دوستانه يادآور شوم تا هم از سوءتفاهمات جلوگيری نموده و هم از حريم و جايگاه مقدس مرجعيت دينی تشيع دفاع کرده باشم. پيشاپيش عرض می کنم که جنابعالی از اساتيد برجسته حوزه با سابقه طولانی تدريس، پيشگام مبارزات نهضت اسلامی به رهبری امام راحل قدس سره در حوزه علميه بوده و زحمات و تلاش های قابل توجهی را در اين راه انجام داده و حتی رنج تبعيد و زندان را نيز برای اين مقصد مقدس،در رژيم گذشته تحمل نموده ايد و از السابقون انقلاب اسلامی هستيد.چنانکه بعد از پيروزی انقلاب ، در سال های اوليه نيز همراه حضرت امام (ره) باقی مانده و مسئوليت هايی همچون نمايندگی امام و امامت جمعه همدان را پذيرا شده ايد و اکنون نيز به حمدالله در زمره مراجع دينی محسوب می شويد و بابت همه اين زحمات انشاءالله که در نزد خداوند ماجور و مفتخر خواهيد بود.چنانکه خود شما آگاهی بيشتر و بهتری داريد علمای بزرگ دينی و مرجعيت شيعه در طول تاريخ ،هميشه به عنوان امناء دين، پاسدار انصاف و عدالت و پناهگاه مردم مظلوم بوده و در حوادث ايام مضافا ً بر صدور احکام و فتاوای لازم همچون حصن حصين و دژتسخير ناپذيری اظهاروجود نموده و به هنگام تعدی امرا و دولت ها بر حقوق مردم،به عنوان امربه معروف و نهی ازمنکر و ازباب لزوم (( النصيحه لائمه المسلمين )) ، جانب مردم را گرفته و از اين رهگذر موجب تقويت هر چه بيشتر انگيزه های دينداری و خداباوری مومنان و جوامع اسلامی گرديده اند و از حقوق و منافع ملی و تماميت ارضی کشور دفاع کردند.علما و مراجع تقليد شيعه سرافراز به اين افتخار بزرگ هستند که در طول تاريخ نه تنها با استعمارگران خارجی مبارزه نموده اند بلکه با ظلم و ستم و استبداد داخلی نيز هميشه سر ستيز و سازش ناپذيری داشته اند و حامی حقوق توده های مظلوم و محروم بوده اند.چنانکه استحضار داريد شخصيت دينی بزرگی همچون مرحوم آيت الله العظمی سيد کاظم يزدی ،صاحب عروةالوثقی به هنگام حمله بيگانگان به شهر نجف اشرف وقتی که در برابر اين پيشنهاد قرار گرفت که بهتر است شما و خانواده تان از شهر خارج شويد تا در امنيت کامل باشيد ، فرمودند: همه مردم اين شهر و اين کشور خانواده من هستند و من امنيت همه آنان را می خواهم و سرنوشت من و خانواده ام گره خورده به آنان است.تاريخ پر افتخار زندگانی علما و فقها و مراجع شيعه پر از اين نوع ايثارها و فداکاری ها و مردمداری هاست و نمونه های بارز آن را در زندگانی بزرگانی همچون حضرات آيات عظام بحرالعلوم ، ميرزا محمد تقی شيرازی ، سيد ابوالحسن اصفهانی ، سيد محسن حکيم ، امام خمينی و ديگران آنچنان فراوان است که با احصاء و نگارش آنها می توان کتابی نوشت و به همين دليل است که مردم و گروه مومنان نيز هميشه قدردان آنان و گوش به فرمانشان بوده اند و گاهی با استناد به يک سطر نوشته و به حکم و فتوای يکی از آنان از زندگی خود گذشته و انقلاب و نهضت بزرگی به راه می انداختند،چنانکه در نهضت تنباکو و فتوای يک سطری مرحوم ميرزای شيرازی تحول و دگرگونی بوجود آمد.و پيروزی انقلاب اسلامی و سقوط استبداد شاهنشاهی و قطع دست بيگانه از ايران سر افراز و تشکيل جمهوری اسلامی ايران به برکت مرجعيت امام خمينی که عهده دار رهبری انقلاب با حمايت و پشتيبانی مردم بود، شد. بر اين اساس حکومت سابق روی مرجعيت رهبری انقلاب حساسيت خاصی نشان ميداد.با تاسف بايد عرض کنم آنچه که از مواضع حضرتعالی در سالهای اخير و بويژه قضايای بعد از انتخابات رياست جمهوری دهم مشاهده شد، بعضا بر خلاف سيره سلف صالح از مراجع معظم دينی می باشد و اين خطر را پيش می آورد که با شبهه آفرينی نسبت به ساحت مقدس مرجعيت شيعه منجر گشته و مفهوم کمک و تعاون به ارباب قدرت از حضرتعالی در برخی اذهان برداشت شود، چيزی که قطعا ً جنابعالی از آن مبرا هستيد ولی چنين تلقی و برداشتی توسط مردم موجب دلسردی و سست اعتقادی مردمان می گردد.چرا که حضرتعالی در اين قضايا که به مثابه يک فتنه بزرگ می باشد نه تنها در منازعات سياسی معترضين و دولت بيطرف نمانديد بلکه معترض به ملتی که حقوقشان پايمال شده است ميباشيد.حضرت آيت الله، طبق قانون ،انتخاباتی در کشور صورت گرفته و چهار نفر از نامزدها مورد تاييد قرار گرفته و و به مبارزات انتخاباتی پرداخته اند و در اين ميان توسط يکی از نامزد ها به بعضی نامزد های ديگر و شماری از رجال کشوری ،انقلابی و مذهبی در برابر ميليون ها بيننده تلويزيونی اهانت و افترا زده شده و همه امکانات و اموال دولتی و بيت المال و بسياری از مسئولين دولتی به نفع يک نامزد معين به کار گرفته شدند و چند تن از اعضای محترم شورای نگهبان که ناظران انتخابات بودند آشکارا به قانون شکنی پرداخته و به نفع يک نامزد معين مصاحبه و اظهار نظر کرده اند. از طرف ديگر مجريان انتخابات نيز خود اعضای دولت آن نامزد معين و حاميانش بوده اند و بدين واسطه روند صحيح انتخابات خدشه دار گشته و مورد سوال قرار گرفته است و روز انتخابات تخلفات بی سابقه ای انجام شد و در شمارش آرا حق کشی فراوانی صورت گرفت، در نتيجه نامزد های ديگر و صاحبان رای که از بردن دست در رايشان خشمگين شده بودند يکباره و بصورت تظاهراتی خود جوش و سيل آسا که تنها رای خود را مطالبه می کرند به خيابان آمدند ،همانطور که قبلا ً گفته ام هيچ جريان و گروه و يا حزب سياسی توان به صحنه آوردن ميليون ها نفر را که بصورت مسالمت آميز خواهان رای خود بودند را نداشت و اتفاقا ً اين مردم بودند که رهبران و گروه های سياسی را در اين راه با خود همراه کردند .ارتباط دادن اين حرکت به بيگانگان زمينه سرکوب وحشيانه، دستگيری فله ای سياسيون ، ارباب مطبوعات، ياران انقلاب و بخش قابل توجهی از جوانان اين مرز و بوم که بابرنامه ريزی دقيق وتلاش فراوان وارد صحنه شدندوبانشاط رای خود رابه صندوق ها ريختند را فراهم ساخت. از قانون گفتند در حالی که قوانين اساسی کشور را به سادگی زير پا گذاشتند و به بازداشت غير قانونی مردم و سياسيون اقدام کردند و مردمی که بدون سر دادن هيچگونه شعار تند خواستار رسيدگی جدی و بيطرفانه به انتخابات و موارد خلاف قانون آن شده بودند ، به عنوان اغتشاشگر مورد حمله شبه نظاميان و نظاميان مسلح قرار گرفته و شماری ازآنان مورد جرح و قتل قرار گرفته و شمار ديگری بازداشت و زندانی شدندو در برخی از مراکز و بازداشت گاه های غير قانونی مانند کهريزک مورد اجحاف و تعدی و انواع ظلم و ستم قرارگرفتند ، که اين قضايای شنيع موجب وهن اسلام ،انقلاب و آبروريزی از نظام جمهوری اسلامی گشته است، تا جايی که بزرگان نظام حکم تعطيلی آن مرکز آزار و شکنجه را صادر کرده و قوه قضاييه به دستگيری و تعقيب عاملان آن فرمان داد، تا شايد بتوان آبروی ريخته را بازيافت.اما در اين ميان با شگفتی و حيرت می بينيم که جنابعالی طبق نوشته روزنامه کيهان مورخ ۲۰/۷/۱۳۸۸ در ديدار با کارکنان راديو معارف فرموده ايد: «کسانی که نسبت تقلب در انتخابات و ادعای تعرض جنسی در کهريزک را داده اند در واقع عظمت انقلاب را شکسته اند و .... اگر افرادی که در جريانات اخير بوده اند توبه کنند می شود ائتلاف برقرار کرد» البته بديهی است که اين نوع موضع گيری توسط حضرتعالی با آن سوابق مبارزاتی و علمی که اشاره کرديم ، بايد شگفت انگيز ارزيابی شود، زيرا مطابق سنت ديرينه و هميشگی مراجع که ملجاء و پناهگاه ستم ديدگان و مظلومان بودند و مردم از شما و سايرعلماء و مراجع تقليد انتظار پيگيری حقوق از دست رفته شان را داشته و دارند، البته بخش قابل توجهی از مراجع عظام تقليد به اين مهم اقدام و در کنار بخش مهمی از ملت که معترض به روند انتخابات بودند قرار گرفتند ، ليکن هرچه جويا شديم از شما خبری نبود تا اينکه اخيرا ً سخنانی از شما و البته نه در محکوميت سرکوبگران بلکه مردم در اخبار ديده شد ، جا داشت حضرتعالی افرادی را جهت کشف حقيقت و موارد ادعايی مامور فرماييد تا بصورت عينی با معترضين و آسيب ديدگان تماس حاصل نموده و با تهيه مستندات لازم به جنابعالی گزارش بدهند تا بر پايه آن اظهار نظر فرماييد، نه اينکه با کنار گذاشتن احتياط عرفی و سياسی به اظهار نظر در راديو و روزنامه بپردازيد و از معترضان و مدعيان طلب توبه می فرماييد.شما که از شاگردان حضرت امام (ره) و مرحوم آيت الله العظمی بروجردی، از پيشگامان انقلاب و از علما و مراجع عظام هستيد می دانيد که اين اظهاراتتان يک نوع قضاوت محسوب می شود ، آيا در شرع مقدس محمدی (ص)، در فقه امام صادق (ع) و در فتوای شخص شما می توان صرفا ً با استماع يک طرف دعوی اينچنين قاطعانه حکم صادر کرد؟ اينجانب که يکطرف قضيه هستم و شما از مسئوليت های واگذار شده از طريق امام و مردم به اينجانب مطلع هستيد و می دانيد از معتمدين حضرت امام (ره) بودم و مدعی دوم کسی است که نخست وزير، معتمد امام(ره) بوده و در بحبوحه هشت سال دفاع مقدس مديريت اجرايی کشور با ايشان بود.نفر سوم فرمانده سپاه پاسداران دوران دفاع مقدس و با سوابقی مبارزاتی و مديريتی ممتاز بود. آيا بهتر و به موازين شريعت مقدس اسلام نزديکتر نبود که حضرتعالی اگر به عامه مردم دسترسی نداريد تا از آنان تحقيق بفرماييد ، به عنوان يک مرجع دست کم ما سه نفر را به حضور می طلبيديد و سخنان ما را می شنيديد، سپس اظهار نظر عمومی می فرموديد، تا عامه مردم نگويند که برخی از علمای بزرگ نسبت به سرنوشت مردم مسلمان بی تفاوت شده اند ؟ و بدون اطلاع اظهار نظرنکنيد تا باورهای آسيب ديده مردم که علماء اسلام را امين دين و ناموس و پناهگاه و امانتدار امانات خود می دانند بازسازی شود.

در پايان سلامتی و موفقيت حضرتعالی و تمام مراجع دينی را از خداوند بزرگ خواستارم.

والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته.
مهدی کروبی

 
!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 1:5 قبل از ظهر | یکشنبه 26 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

پاسخ مهدی کروبی به آيت الله نوری همدانی: شما معترض به ملتی هستيد که حقوق شان پايمال شده است

بسمه تعالی

حضرت آيت الله العظمی حاج شيخ حسين نوری همدانی دامت برکاته
سلام عليکم

مصاحبه تعجب انگيز جنابعالی با راديو معارف که در روزنامه کيهان نيز به صورت برجسته و گسترده ای بازتاب داده شد و شما در ضمن آن سخنانی بدون تناسب و مقتضای حال، گريزی به مسائل انتخابات رياست جمهوری اخير و حوادث بعد از آن زده و در باره بازداشتگاه کهريزک و معترضين و منتقدين آن نيز بطور اجمال سخن گفته بوديد و رفتار و گفتار آنان را موجب آبروريزی نظام تلقی نموده و خواستار توبه آنان شده بوديد، موجب گرديد تا بنده اين نامه را به خدمت شما نوشته و نکته ها و مسائلی چند را به صورت دوستانه يادآور شوم تا هم از سوءتفاهمات جلوگيری نموده و هم از حريم و جايگاه مقدس مرجعيت دينی تشيع دفاع کرده باشم. پيشاپيش عرض می کنم که جنابعالی از اساتيد برجسته حوزه با سابقه طولانی تدريس، پيشگام مبارزات نهضت اسلامی به رهبری امام راحل قدس سره در حوزه علميه بوده و زحمات و تلاش های قابل توجهی را در اين راه انجام داده و حتی رنج تبعيد و زندان را نيز برای اين مقصد مقدس،در رژيم گذشته تحمل نموده ايد و از السابقون انقلاب اسلامی هستيد.چنانکه بعد از پيروزی انقلاب ، در سال های اوليه نيز همراه حضرت امام (ره) باقی مانده و مسئوليت هايی همچون نمايندگی امام و امامت جمعه همدان را پذيرا شده ايد و اکنون نيز به حمدالله در زمره مراجع دينی محسوب می شويد و بابت همه اين زحمات انشاءالله که در نزد خداوند ماجور و مفتخر خواهيد بود.چنانکه خود شما آگاهی بيشتر و بهتری داريد علمای بزرگ دينی و مرجعيت شيعه در طول تاريخ ،هميشه به عنوان امناء دين، پاسدار انصاف و عدالت و پناهگاه مردم مظلوم بوده و در حوادث ايام مضافا ً بر صدور احکام و فتاوای لازم همچون حصن حصين و دژتسخير ناپذيری اظهاروجود نموده و به هنگام تعدی امرا و دولت ها بر حقوق مردم،به عنوان امربه معروف و نهی ازمنکر و ازباب لزوم (( النصيحه لائمه المسلمين )) ، جانب مردم را گرفته و از اين رهگذر موجب تقويت هر چه بيشتر انگيزه های دينداری و خداباوری مومنان و جوامع اسلامی گرديده اند و از حقوق و منافع ملی و تماميت ارضی کشور دفاع کردند.علما و مراجع تقليد شيعه سرافراز به اين افتخار بزرگ هستند که در طول تاريخ نه تنها با استعمارگران خارجی مبارزه نموده اند بلکه با ظلم و ستم و استبداد داخلی نيز هميشه سر ستيز و سازش ناپذيری داشته اند و حامی حقوق توده های مظلوم و محروم بوده اند.چنانکه استحضار داريد شخصيت دينی بزرگی همچون مرحوم آيت الله العظمی سيد کاظم يزدی ،صاحب عروةالوثقی به هنگام حمله بيگانگان به شهر نجف اشرف وقتی که در برابر اين پيشنهاد قرار گرفت که بهتر است شما و خانواده تان از شهر خارج شويد تا در امنيت کامل باشيد ، فرمودند: همه مردم اين شهر و اين کشور خانواده من هستند و من امنيت همه آنان را می خواهم و سرنوشت من و خانواده ام گره خورده به آنان است.تاريخ پر افتخار زندگانی علما و فقها و مراجع شيعه پر از اين نوع ايثارها و فداکاری ها و مردمداری هاست و نمونه های بارز آن را در زندگانی بزرگانی همچون حضرات آيات عظام بحرالعلوم ، ميرزا محمد تقی شيرازی ، سيد ابوالحسن اصفهانی ، سيد محسن حکيم ، امام خمينی و ديگران آنچنان فراوان است که با احصاء و نگارش آنها می توان کتابی نوشت و به همين دليل است که مردم و گروه مومنان نيز هميشه قدردان آنان و گوش به فرمانشان بوده اند و گاهی با استناد به يک سطر نوشته و به حکم و فتوای يکی از آنان از زندگی خود گذشته و انقلاب و نهضت بزرگی به راه می انداختند،چنانکه در نهضت تنباکو و فتوای يک سطری مرحوم ميرزای شيرازی تحول و دگرگونی بوجود آمد.و پيروزی انقلاب اسلامی و سقوط استبداد شاهنشاهی و قطع دست بيگانه از ايران سر افراز و تشکيل جمهوری اسلامی ايران به برکت مرجعيت امام خمينی که عهده دار رهبری انقلاب با حمايت و پشتيبانی مردم بود، شد. بر اين اساس حکومت سابق روی مرجعيت رهبری انقلاب حساسيت خاصی نشان ميداد.با تاسف بايد عرض کنم آنچه که از مواضع حضرتعالی در سالهای اخير و بويژه قضايای بعد از انتخابات رياست جمهوری دهم مشاهده شد، بعضا بر خلاف سيره سلف صالح از مراجع معظم دينی می باشد و اين خطر را پيش می آورد که با شبهه آفرينی نسبت به ساحت مقدس مرجعيت شيعه منجر گشته و مفهوم کمک و تعاون به ارباب قدرت از حضرتعالی در برخی اذهان برداشت شود، چيزی که قطعا ً جنابعالی از آن مبرا هستيد ولی چنين تلقی و برداشتی توسط مردم موجب دلسردی و سست اعتقادی مردمان می گردد.چرا که حضرتعالی در اين قضايا که به مثابه يک فتنه بزرگ می باشد نه تنها در منازعات سياسی معترضين و دولت بيطرف نمانديد بلکه معترض به ملتی که حقوقشان پايمال شده است ميباشيد.حضرت آيت الله، طبق قانون ،انتخاباتی در کشور صورت گرفته و چهار نفر از نامزدها مورد تاييد قرار گرفته و و به مبارزات انتخاباتی پرداخته اند و در اين ميان توسط يکی از نامزد ها به بعضی نامزد های ديگر و شماری از رجال کشوری ،انقلابی و مذهبی در برابر ميليون ها بيننده تلويزيونی اهانت و افترا زده شده و همه امکانات و اموال دولتی و بيت المال و بسياری از مسئولين دولتی به نفع يک نامزد معين به کار گرفته شدند و چند تن از اعضای محترم شورای نگهبان که ناظران انتخابات بودند آشکارا به قانون شکنی پرداخته و به نفع يک نامزد معين مصاحبه و اظهار نظر کرده اند. از طرف ديگر مجريان انتخابات نيز خود اعضای دولت آن نامزد معين و حاميانش بوده اند و بدين واسطه روند صحيح انتخابات خدشه دار گشته و مورد سوال قرار گرفته است و روز انتخابات تخلفات بی سابقه ای انجام شد و در شمارش آرا حق کشی فراوانی صورت گرفت، در نتيجه نامزد های ديگر و صاحبان رای که از بردن دست در رايشان خشمگين شده بودند يکباره و بصورت تظاهراتی خود جوش و سيل آسا که تنها رای خود را مطالبه می کرند به خيابان آمدند ،همانطور که قبلا ً گفته ام هيچ جريان و گروه و يا حزب سياسی توان به صحنه آوردن ميليون ها نفر را که بصورت مسالمت آميز خواهان رای خود بودند را نداشت و اتفاقا ً اين مردم بودند که رهبران و گروه های سياسی را در اين راه با خود همراه کردند .ارتباط دادن اين حرکت به بيگانگان زمينه سرکوب وحشيانه، دستگيری فله ای سياسيون ، ارباب مطبوعات، ياران انقلاب و بخش قابل توجهی از جوانان اين مرز و بوم که بابرنامه ريزی دقيق وتلاش فراوان وارد صحنه شدندوبانشاط رای خود رابه صندوق ها ريختند را فراهم ساخت. از قانون گفتند در حالی که قوانين اساسی کشور را به سادگی زير پا گذاشتند و به بازداشت غير قانونی مردم و سياسيون اقدام کردند و مردمی که بدون سر دادن هيچگونه شعار تند خواستار رسيدگی جدی و بيطرفانه به انتخابات و موارد خلاف قانون آن شده بودند ، به عنوان اغتشاشگر مورد حمله شبه نظاميان و نظاميان مسلح قرار گرفته و شماری ازآنان مورد جرح و قتل قرار گرفته و شمار ديگری بازداشت و زندانی شدندو در برخی از مراکز و بازداشت گاه های غير قانونی مانند کهريزک مورد اجحاف و تعدی و انواع ظلم و ستم قرارگرفتند ، که اين قضايای شنيع موجب وهن اسلام ،انقلاب و آبروريزی از نظام جمهوری اسلامی گشته است، تا جايی که بزرگان نظام حکم تعطيلی آن مرکز آزار و شکنجه را صادر کرده و قوه قضاييه به دستگيری و تعقيب عاملان آن فرمان داد، تا شايد بتوان آبروی ريخته را بازيافت.اما در اين ميان با شگفتی و حيرت می بينيم که جنابعالی طبق نوشته روزنامه کيهان مورخ ۲۰/۷/۱۳۸۸ در ديدار با کارکنان راديو معارف فرموده ايد: «کسانی که نسبت تقلب در انتخابات و ادعای تعرض جنسی در کهريزک را داده اند در واقع عظمت انقلاب را شکسته اند و .... اگر افرادی که در جريانات اخير بوده اند توبه کنند می شود ائتلاف برقرار کرد» البته بديهی است که اين نوع موضع گيری توسط حضرتعالی با آن سوابق مبارزاتی و علمی که اشاره کرديم ، بايد شگفت انگيز ارزيابی شود، زيرا مطابق سنت ديرينه و هميشگی مراجع که ملجاء و پناهگاه ستم ديدگان و مظلومان بودند و مردم از شما و سايرعلماء و مراجع تقليد انتظار پيگيری حقوق از دست رفته شان را داشته و دارند، البته بخش قابل توجهی از مراجع عظام تقليد به اين مهم اقدام و در کنار بخش مهمی از ملت که معترض به روند انتخابات بودند قرار گرفتند ، ليکن هرچه جويا شديم از شما خبری نبود تا اينکه اخيرا ً سخنانی از شما و البته نه در محکوميت سرکوبگران بلکه مردم در اخبار ديده شد ، جا داشت حضرتعالی افرادی را جهت کشف حقيقت و موارد ادعايی مامور فرماييد تا بصورت عينی با معترضين و آسيب ديدگان تماس حاصل نموده و با تهيه مستندات لازم به جنابعالی گزارش بدهند تا بر پايه آن اظهار نظر فرماييد، نه اينکه با کنار گذاشتن احتياط عرفی و سياسی به اظهار نظر در راديو و روزنامه بپردازيد و از معترضان و مدعيان طلب توبه می فرماييد.شما که از شاگردان حضرت امام (ره) و مرحوم آيت الله العظمی بروجردی، از پيشگامان انقلاب و از علما و مراجع عظام هستيد می دانيد که اين اظهاراتتان يک نوع قضاوت محسوب می شود ، آيا در شرع مقدس محمدی (ص)، در فقه امام صادق (ع) و در فتوای شخص شما می توان صرفا ً با استماع يک طرف دعوی اينچنين قاطعانه حکم صادر کرد؟ اينجانب که يکطرف قضيه هستم و شما از مسئوليت های واگذار شده از طريق امام و مردم به اينجانب مطلع هستيد و می دانيد از معتمدين حضرت امام (ره) بودم و مدعی دوم کسی است که نخست وزير، معتمد امام(ره) بوده و در بحبوحه هشت سال دفاع مقدس مديريت اجرايی کشور با ايشان بود.نفر سوم فرمانده سپاه پاسداران دوران دفاع مقدس و با سوابقی مبارزاتی و مديريتی ممتاز بود. آيا بهتر و به موازين شريعت مقدس اسلام نزديکتر نبود که حضرتعالی اگر به عامه مردم دسترسی نداريد تا از آنان تحقيق بفرماييد ، به عنوان يک مرجع دست کم ما سه نفر را به حضور می طلبيديد و سخنان ما را می شنيديد، سپس اظهار نظر عمومی می فرموديد، تا عامه مردم نگويند که برخی از علمای بزرگ نسبت به سرنوشت مردم مسلمان بی تفاوت شده اند ؟ و بدون اطلاع اظهار نظرنکنيد تا باورهای آسيب ديده مردم که علماء اسلام را امين دين و ناموس و پناهگاه و امانتدار امانات خود می دانند بازسازی شود.

در پايان سلامتی و موفقيت حضرتعالی و تمام مراجع دينی را از خداوند بزرگ خواستارم.

والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته.
مهدی کروبی

 
!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 1:5 قبل از ظهر | یکشنبه 26 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مهدی کروبی: به شدت از برگزاری دادگاه استقبال می‌کنم!

مهدی کروبی از اظهارات اخیر غلامحسین محسنی اژه ای، دادستان کل کشور مبنی بر "برگزاری به موقع دادگاه میرحسین موسوی و مهدی کروبی"استقبال کرد و گفت"بنده به شدت از این اتفاق استقبال می کنم تا اگر در این سال ها به خاطر برخی ملاحظات مطالبی را بیان نکردم، به تفصیل و با ارائه جزئیات آن را مطرح کنم."

 



به گزارش دفتر مهدی کروبی، وی که به مناسبت شهادت امام صادق(ع) و سالروز حمله تاریخی رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه قم در جمع طلاب در مسجد امام صادق تهران حضور یافته بود، با اعلام این مطلب در پاسخ به سوال یکی از حاضرین،گفت"متاسفانه مسولان که به قول حضرت امام باید خدمتگزار ملت باشند، در این سال ها نه تنها به این رهنمون توجه ای نکرده اند، بلکه به جای پاسخگویی و اعلام مواضع منصفانه، مهر تاییدی بر رسانه های افراطی زدند تا بتوانند عملکرد ناحق خود را پنهان کنند و دیگران را به دلیل محروم کردن از هرگونه رسانه، به انواع تهمت ها و توهین ها منسوب کنند."مهدی کروبی تاکید کرد""این بار بنده نه تنها از دادگاه نگران نیستم، بلکه از آن به شدت استقبال می کنم تا با این اقدام، بر دغدغه های خود که برآمده از شعائر ملی و مذهبی ملت ایران و آرمان متعالی امام است، اصرار بورزم و مخالفان این دغدغه ها را به روشنی افشاء کنم."

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 1:29 بعد از ظهر | شنبه 25 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ظهور رسمی "انجمن حجتیه"در سیمای جمهوری اسلامی

کسانی که در شب های گذشته، برنامه های آخر شب تلویزیون جام جم را می بینند، شاهد ظاهر شدن رسمی نام انجمن حجتیه روی صفحه تلویزیون های خود می شوندبرای نمونه 5 شنبه شب گذشته در برنامه "خلقت زمین" که بعد از ساعت 12 شب پخش شد، یک شیخ میان سال را در این برنامه دیدند که در یک مسجد سخنرانی می کرد. در تمام طول برنامه که این شخص سخن می گفت یک پرده بزرگ پست سر وی نمایان بود که روز آن با خط درشت نوشته شده بود "انجمن حجتیه".این نخستین بار است که در سیمای جمهوری اسلامی، اینگونه علنی "انجمن حجتیه" را رسما تبلیغ می کنند. انجمنی که اکنون پرقدرت ترین سازمان غیر علنی است که حاکمیت جمهوری اسلامی را دراختیار دارد. انجمنی که آیت الله خمینی تاکید کرده بود که اگر به قدرت برسند همه چیز انقلاب برباد خواهد رفت.ماجرا به اینجا ختم نشده است. اخیر در بسیاری از روستاهای ایران یک ساختمان مسکونی را دراختیار یک روحانی قرار داده اند که در آن مستقر شوند. هر یک از این واحدهای مسکونی 20 میلیون تومان نیز بودجه دارد که معلوم نیست از طریق کدام شبکه پرداخت می شود. روحانیونی که دراین روستاها مستقر می شوند، عموما بسیار متحجر اند و تبلیغ ظهور قریب الوقوع امام زمان را می کنند.

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 10:20 بعد از ظهر | جمعه 24 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

نرگس کلهر، دختر مهدی کلهر مشاور محمود احمدی نژاد که با فیلمی در محکومیت شکنجه به فستیوال حقوق بشر نورنبرگ آلمان رفته بود،به غرب پناهنده شد تا ضمن نشان دادن آنکه با پدرش ارتباطی ندارد،این را نیز گفته باشد که اگر قرارست از بین برویم ،بگذارید خودمان راه مان را انتخاب کنیم. (گفتگوی حنا مخملباف با نرگس کلهر در انتهای این پست)

نرگس ۲۵ ساله که بیش از یک سال است با پدر خود ارتباطی ندارد و با مادرش زندگی می کند در مصاحبه با روز،از این فیلم و نحوه خروج از کشور گفته است.

در فهرست فیلم های جشنواره نورنبرگ،فیلمی نیز بود که نام نرگس کلهر را بر خود داشت؛فیلمی به نام خیش و برگرفته ازرمانی از فرانس کافکا. دراین فیلم دستگاه شکنجه ای به نام خیش (Rake) دیده می شود که با آن گناه زندانیان بر روی بدن آنان حک می شود. این دستگاه،آن طور که منتقدان نوشته اند نماد یک بربریت تمامیت گراست که در دیگر آزاری و خودآزاری دیکتاتور ادامه پیدا می کند. نرگس اما به عنوان یک جوان ایرانی این عصر، در اثر «مداخله» می کند،مهر خود را بر آن می زند و ضمن پیوند عناصر داستان با تاریخ زندان درایران،عاقبت ماشین شکنجه را متوقف و سپس نابود می کند.او که سینما و گرافیک خوانده،به روز می گوید:

این هشتمین کار کوتاه من است.

ولی اسمی از شما و کارهایتان نشنیده بودیم.

چون کارهایم اجازه نمایش نداشتند.این اولین فیلمی است که با آن از کشور بیرون آمده ام.

موضوع فیلم خیلی جالب است و همین طور رفتن سراغ کافکا با آن نگاهی که داردو تغییر دادن نگاه او.چه شد که این موضوع را انتخاب کردید؟به فضای امروز ایران بر می گردد؟

نه من این فیلم را پارسال ساختم که اوضاع با امسال خیلی فرق داشت؛می خواستم یک فیلم اقتباسی بسازم .برای همین چند کتاب خواندم و کار کافکا را یک جورهایی خیلی نزدیک به چیزی دیدم که مورد نظرم بود.

یعنی چی؟

یعنی هم کاری بود که می توانستم هم با آن همذات پنداری کنم و هم آن را به تصویر بکشم.البته چون داستان بلندی بود،کار سختی بود.برای همین بخشی از آن را گرفتم تا بتوانم اقتباس آزادی از آن بکنم.بعد به هر حال مثل هر کسی که فیلم خودش را می سازد،سعی کردم نگاه خودم را به آن اضافه کنم.

وقتی می گویید همذات پنداری،منظورتان چیست؟به شرایط یک جوان در ایران امروز بر می گردد یا چیزی دیگری مورد نظرست؟

البته واقعیت این است که شرایط امروز ایران با شرایط یک سال پیش فرق می کرد؛الان خیلی چیزها عوض شده است.نمی دانم آن موقع چه چیزی در ذهنم می گذشت که فکر کردم این فیلم را بسازم ولی الان خیلی تعابیر می شود از فیلم کرد.آن موقع من داشتم فقط در مورد فلسفه زندگی که وجود دارد،بالاو پایین کردن آن و اینکه یک انسان می تواند اصولا بدون داشتن هیچ تقصیری، محکوم به گذراندن یک شرایط سخت وبحرانی بشود کار می کردم.به هر حال من بزرگ شده بعد از انقلاب هستم و در این بیست و چند سال عوامل مختلفی روی من و روحیه ام تاثیر گذاشته است که روی این موضوع انگشت گذاشته ام.

می گویید شرایط ایران با یک سال پیش تفاوت کرده؛این تفاوت را امروز می توانیم در فیلم شما پی بگیریم؟فیلم این را به ما می گوید؟

فکر نکنید می خواهم گنده حرف بزنم ولی فکر می کنم یک کمی کلی تر نگاه می کنم.روایتی که این فیلم می خواهد بیان کند داستان انسان هایی است که محکوم به زجر کشیدن هستند؛بدون هیچ گناهی.

منظوراز زجر کشیدن چیست؟از یک مفهوم و نگاه کلی به زندگی حرف می زنید یا واقعیت زندگی در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی؟

نه؛ نه یک مفهوم بزرگ فلسفی است و نه به یک واقعیت خاص بر می گردد؛بر می گردد به دوره ای که ما به دنیا آمدیم،بزرگ شدیم و در شرایطی زندگی می کنیم که قبل و بعدش را هم ندیده ایم.شرایطی که جوانانی مانند من در آن به دنیا آمده و در آن بزرگ شده اند.ما یک خرده داریم این کل را نگاه می کنیم.

خب همین کلی که شما به آن نگاه می کنید،به زبان روشن تر چیست؟

کل این است که ما نمی خواهیم دیگران موقعیت های سخت را بر ما تحمیل کنند؛اگر قرارست ما داغان بشویم،بگذارید خودمان این کار را بکنیم.ما می خواهیم خودمان به استقبال زجر برویم پیش از آنکه ما را زجرکش کنند.

یعنی رای من را پس بده. درست است؟

نه؛دیگر از پس دادن رای گذشته؛ما می گوییم زندگی ما را پس بدهید.

راستی رابطه با آقای کلهر، پدر شما و مشاور آقای احمدی نژاد چطورست؟می داند از کشور خارج شده اید؟

نه؛من بیش از یک سال است که با او رابطه ای ندارم.بعد از طلاق، با مادرم زندگی می کنم و هیچ کس ازخروجم از کشور خبر ندارد.فیلم را فرستادم و بعد نامه ای برایم آمد مبنی بر اینکه فیلم پذیرفته شده.در ایران هم که بودم کار تدوین می کردم و خرج زندگی ام را در می آوردم.چند فیلم کوتاه هم ساختم که به هیچکدام اجازه و یا مجوز پخش ندادند.این یکی را بدون مجوز ساختم چون می خواستم کار تجربی کنم. ضمن اینکه به کسی نگفته ام دختر فلان کس هستم؛نمی خواهم اسم کسی پشتم باشد.

لینک دانلود

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 8:17 بعد از ظهر | سه شنبه 21 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

عكس هاي زيبا از جشن تولد محمد خاتمي

دوستان و یاران سید محمد خاتمی امروز به همراه 66 شاخه گل رز و كیك تولدی كه از سوی دوست دوران طلبگی رئیس دولت اصلاحات، حجت الاسلام سیدمحمود دعایی تدارك دیده شده بود، سالروز تولد خاتمی را به وی تبریك گفتند.



به گزارش ایلنا ، دراین مراسم كه دقایقی قبل از برگزاری نماز‌جماعت ظهر در دفتر حجت‌الاسلام سیدمحمد خاتمی برگزار شد، چند تن از وزرای دولت اصلاحات به همراه دوستان او حضور داشتند و سالروز تولد خاتمی را صمیمانه به او تبریك گفتند

در این مراسم لوح یادبودی از سوی حاضران به سید محمد خاتمی اهدا شد كه در آن آمده است:
"عزیزاهل فكرو فرهنگ وفضیلت؛جناب حجت الا سلام والمسلمین سید محمدخاتمی
زادروز خجسته مهر و مهربانی را كه فروغ گرمابخش روشنگرش از لبخند شكفته در چشم های نجیبت می تراود تبریك می گوییم.



خدا را می خوانیم و می خواهیم تا طعم تلخ صبر و صداقت را در كام اخلاق و نیك اندیشی و جوانمردی ات شیرین كند و خاتم انگشتری زیبا و زینت افزای میهن را با نقش نام محمدی ات در آفاق محبت و معنویت درخشنده تر سازد.




شصت وششمین سالروز تولد استاد مهر مبارك باد.
ای دل دریایی ات امیدوار آَسمان شو ابر شو باران ببار
آب باران باغ صد رنگ آورد موج سبز از سینه سنگ آورد"

گفتنی است ؛ سید محمد خاتمی21 مهر ۱۳۲۲ ؛ در خانه پدری در اردكان چشم به جهان گشود؛ او سومین فرزند آیت الله سید روح الله خاتمی است.



شایان ذكر است برخی از یاران همیشگی خاتمی كه در سالهای قبل در این مراسم شركت می كردند به خاطر حوادث بعد از انتخابات و حضور در زندان نتوانستند در این مراسم حاضر شوند.
!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 10:3 قبل از ظهر | سه شنبه 21 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

خاتمی: بزرگترین اهانت به مردم، اغتشاشی خواندن حرکت اصیل، مدنی و میلیونی مردم معترض بود

رئیس جمهور سابق کشورمان با انتقاد از برخوردهای صورت گرفته با اصلاح‌طلبان و مردم معترض توسط جریان متحجر و متوهمی که حتی می‌خواهند اصولگرایان باشخصیت را از صحنه بیرون کنند، هشدار داد که اگر  جلوی حرف زدن افراد معتقد به نظام جمهوری اسلامی ایران گرفته شود، کسانی وارد عمل خواهند شد که با اصل نظام و انقلاب مخالف هستند.به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی در دیدار با با نخبگان و اقشار مختلف مردم استان یزد، با اشاره به قرار داشتن در آستانه سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) با تسلیت این روز به شیعیان و ایرانیان همه انسان‌هایی که خواستار حقیقت و زیبایی هستند، گفت:«معمولا به حضرت گفته می شود پیشوای مذهب جعفری، ولی واقعیت این است که امام صادق و پدرشان امام باقر بزرگترین مفسران حقیقت اسلام در دوره خاصی که برای آنها پیش آمد، بودند و بار اصلی معارف اسلام حقیقی بر دوش این دو بزرگوار بود.»وی ادامه داد:«کاری که این بزرگواران کردند ایستادگی در مقابل انحراف‌ها و تحریف‌هایی بود که به خصوص در عرصه فكری؛ سیاسی و اجتماعی پیدا شده بود و می‌رفت که مبانی عقیدتی و فکری را نابود بکند، کاری که این بزرگواران کردند کار فوق العاده بزرگی بود و واقعا اسلام مدیون این دو بزرگوار است که توانستند در آن برهه از زمان با فداکاری فراوان آن حقایق را منعکس کنند.»رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:«متاسفانه در حوزه های علمیه ما بیشتر روی جنبه‌هایی که مربوط به فقه شریعت می‌شود و در این زمینه به این دو بزرگوار استناد شده است كه گرچه مهم است ولی نسبت به معارفی که عمق اسلام و دین خدا را نشان می‌دهد به علل مختلف تاریخی کمتر توجه شده است.»رئیس بنیاد باران ابراز امیدواری کرد که  با توجه به زمینه‌های فراوان ناشناخته و کمتر مورد توجه قرار گرفته اسلام حقیقت، اسلام شریعت و اسلام طریقت، متناسب با دیدگاه این دو امام همام مورد توجه و واکاوی بیشتر قرار گیرد.وی سپس گفت:« گفته می‌شود در این موقعیت حرف زدن مشکل است! حرف زدن برای چه کسی مشکل است؟برای کسانی‌که به اصل انقلاب و راه امام پایبندند و حتی در این زمینه نقش مهمی در پیروزی و تثبیت انقلاب و خدمت به آن داشته‌اند و بارها گفته‌اند آن چه می‌خواهیم همان حقیقتی است که مورد خواست این ملت بزرگوار بود، مورد تایید امام بود و در جریان انقلاب تحقق پیدا کرد و بصورت قانون اساسی تبلور پیدا کرد و راه و رسمی که بدان معتقدند آن راه و رسمی است که با واقعیت تطبیق می یابد و به مصلحت جامعه است و مورد خواست جامعه است؟»
به گزارش روابط عمومي دفتر سیدمحمد خاتمی؛ وي تاکید کرد:« جمهوری اسلامی به معنی خاص کلمه، از دستاوردها و شاهکارهای بزرگ انقلاب است که در مرحله ایجابی آن مطرح شد، روح غالب مردم ما اسلامی است؛بنابراین هیچ حرکتی در کشور موفق نخواهد شد مگر اینکه آشنا و وفادار به مبانی و اصول و فرهنگی جامعه باشد که این معیارها و مبانی به شدت اسلامی است.»وی تصریح کرد:« در جامعه هیچ‌کس نمی‌تواند مدعی باشد بدون در نظر گرفتن اسلام یا کنار زدن آن می‌تواند توفیقی حتی در ایجاد آزادی، فضای آزاد و مستقل و پیشرو داشته باشد.»رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها ادامه داد:« از طرفی ما در دنیایی به سر می‌بریم که حق و کرامت مردم، حرمت و جایگاه مردم در ذهن بشر جا افتاده و این یک مساله تاریخی است.اینکه مردم حاکم بر سرنوشت خویش هستند یک دستاورد بسیار عظیمی است که در این دوران به دست آمده گرچه با رجوع  به منابع و مبانی اصلی دین خودمان ما این را می‌بینیم، احترام به انسان، حاکمیت انسان، آزادی سیاسی و اجتماعی انسان مساله است که در زمان پیغمبر، امیرالمومنین و آموزش‌هایی که از آن بزرگواران و دیگر بزرگواران دین به دست ما رسیده است وجود داشته است.»رئیس جمهور سابق کشورمان یادآور شد:«در دنیایی به سر می‌بریم که جهان پذیرفته است دیگر حکومت‌ها نمی‌توانند، حکومت‌های مستبدی باشند که از بالا بر مردم تحمیل شوند و فقط آنها حق داشته باشند فرمان‌روایی کنند و مردم مجبور به اطاعت محض و مطلق از آنها باشند، بلکه این نتیجه به دست آمده است كه حکومت مطلوب حکومتی است که برآمده از مردم باشد و از مردم نمایندگی کند و در نتیجه در برابر حقوق مردم نیز مسئول است.»وی در مورد فلسفه وجودی جمهوری اسلامی گفت:« جمهوری اسلامی که هم با معیارهای اسلامی سازگار است و هم حق حاکمیت مردم بر سرنوشت را که در اصل 56 قانون اساسی به زیبایی تمام مطرح شده است به رسمیت شناخته است.»خاتمی تاکید کرد:«جمهوری اسلامی می‌تواند مزایایی که بشر در طول تاریخ بدست آورده را داشته باشد و بدی‌های موجود را نداشته باشد،ما اینگونه به جمهوری اسلامی می‌نگریم و پایبند به آن هستیم.»رئیس دولت اصلاحات سپس اظهار داشت:« باعث تاسف است که واقعا  امروز حرف زدن برای کسانی که چنین دیدگاهی دارند و با این نگاه به مردمشان، به انقلاب، اسلام و امامشان نگاه می‌کنند مشکل شده است و اینگونه القا می‌شود که حرف زدن این افراد یعنی تخریب نظامی که حاضرند خود این افراد،حاضرند جانشان را برای واقعیت اصلی آن بدهند.»وی با تاکید بر اینکه«این مشکل بزرگی است که این افراد نتوانند حرف بزنند»، گفت:«اگر اینها نتوانند حرف بزنند می‌دانید چه وضعی پیش خواهد آمد؟آن وقت در این فضای بسته یک جانبه، هسته‌های عمل به وجود می‌آید، عملی که متوجه نفی همه اینها خواهد بود، همچنان که ما متاسفانه نشانه‌های آن را در جامعه می‌بینیم.»
سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:« وقتی جلوی صداهای اصیل گرفته می‌شود هیجان ایجاد می‌شود و بعضی صداهایی شنیده می‌شود که آن صداها مطلوب نیست، اگر در بخش‌هایی از جامعه مساله جمهوری اسلامی مورد كم لطفی قرار می گیرد، علتش این است که آنهایی که معتقد به جمهوری اسلامی هستند، نمی‌توانند حرف خودشان را بزنند و آن‌گاه کسانی حرف می‌زنند که به اصل اعتقاد ندارد.»
رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«وقتی حرف کسانی که معتقد و پایبند به نظام هستند، هزینه داشت، آن وقت نوبت عمل از سوی کسانی پیش می‌آید که اصل را قبول ندارند.»
وی با تاکید بر اینکه نمی‌توان با برخورد سخت افزاری در وضعیت موجود برای مدت درازی از نظام حفاظت کرد، افزود:«چرا باید اسلام را به گونه‌ای عرضه کنیم که بخش‌هایی از جامعه از اسلام زده شوند یا حداقل از نظامی که به نام اسلام هست زده شوند؟این مسایل را امروز می‌بینیم و به همین دلیل می‌گویم نتیجه روش‌هایی که  مخالف خود را متهم به براندازی می‌کند، براندازی است.»
رئیس بنیاد باران با ابراز تاسف شدید از سوق دادن و انبوه شدن بخش‌هایی از جامعه به سوی هدف‌هایی که دیگر نه مورد خواست امام بوده، نه مورد خواست اولیه مردم، نه مورد خواست او و همکفرانش است، گفت:«این مساله مهمی است که باید در آن تامل کرد، ما در این جریانات خیلی خسارت دادیم، البته دستاورد بزرگی هم داشته است، منتهی در این حالت بحرانی و هیجانی اگر نشود این دستاوردها را جمع‌بندی کرد و جهت داد معلوم نیست در آشفته بازار نتیجه کار چه در آید؟»
وی با بیان اینکه «بزرگترین خسارت وارد شده اهانت به ملت است»، یادآور شد:« حرکت اصیل، مدنی و میلیونی مردم معترض حرکتی بود به سوی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و بزرگترین اهانت این بود که این حرکت را حرکت اغتشاشی به حساب آوردند و به مردم اهانت کردند و برای مقابله آن رفتارهایی کردند که آن رفتارها به هیچ‌وجه با معیارهای اسلامی، قانون اساسی، شرع و عرف و وجدان بشر سازگار نبود و زیان‌های بزرگی به بار آورد.»سیدمحمد خاتمی ادامه داد:«متاسفانه فضایی ایجاد شد که تلفات مادی و جانی زیادی دادیم، به حیثیت‌ها لطمه خورد، انسان‌های بزرگی دستگیر شدند و تحت فشار قرار گرفتند و انسان‌هایی مورد هجمه همه‌جانبه قرار گرفتند.»وی تاکید کرد:«این فضای یک‌جانبه و نسبت ناروا دادن و دفع و رفع و از صحنه بیرون راندن چهره‌هایی که واقعا سرمایه نظام هستند روش‌های نخ نمایی است که عکس خودش نتیجه می‌دهد و قضاوت جامعه قضاوت دیگری خواهد بود چون اکثریت جامعه از آن چه رخ داده و می‌دهد ناراضی است و  وقتی در توجیه آن عمل غلط، رفتار غلطی با افراد و شخصیت‌ها می‌شود قضاوت مردم عکس آن چیزی است که مطلوب بعضی جریان هاست.»رئیس دولت اصلاحات در ادامه گفت:«الان به صراحت به شما بگویم صحبت از دعوای راست و چپ، اصولگرا و اصلاح‌طلب نیست، صحبت سر این است که جریان تنگ‌نظر، خشونت گرا و یك سو نگر متحجر و متوهمی که بسیاری از آنان سابقه چندانی در انقلاب ندارد یا امتحانشان را نداده و یا امتحانشان را به بدی پس داده اند، می‌خواهند همه آنهایی را که نمی‌پسندند از صحنه بیرون کنند نه تنها از عرصه حاكمیت بلكه در جامعه نیز و از نظر آنها حتی اصولگرای با شخصیت هم نباید در جامعه حضور داشته باشد.»وی افزود:« این جریان  اصلاح‌طلب را متهم می‌کند به همه اتهاماتی که شایسته دشمنان انقلاب و اسلام هست و نتیجه اعمال این جریان رقم خوردن عرصه به گونه‌ای است که تصویری از اسلام و انقلاب نشان داده می شود که فقط عده معدودی که امکانات وسیعی در اختیارشان هست از آنها نمایندگی می‌کنند و جز آنها همه باید از صحنه بیرون روند.»سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:« این جریان باید بداند که با زور نمی‌تواند در متن جامعه و مردم حاکمیت یابد و هیچ‌گاه جا نخواهد افتاد، با زور و با روش‌های پلیسی و نظامی می‌شود برای مدتی روش و شیوه و استراتژی را پیش برد ولی این روش‌ها و استراتژی‌ها نمی‌توانند دوام پیدا کنند.»وی با بیان اینکه «ما همچنان روی حرف‌های اصلی خودمان هستیم»، در تشریح عقاید خود گفت:« انقلاب اسلامی منشا هویت ماست و نقطه عطف بزرگی در تاریخ ماست، ماحصل مردمی‌ترین انقلابی که در تاریخ رخ داد، جمهوری اسلامی است که برای ما مقدس است و البته در جمهوری اسلامی همچنان که از اسلام دفاع می‌کنیم از مردم و رای و حقوق مردم دفاع می‌کنیم.»
رئیس دولت اصلاحات افزود:«معتقدیم کسانی که به رای مردم معتقد نیستند و حاضرند در رای مردم تصرف کنند یا آن را نادیده بگیرند، با این انقلاب و جمهوری اسلامی بیگانه‌اند؛ این راه و رسم ماست و صحبت ما این است بیاییم همین قانون اساسی را پیاده کنیم.»وی با طرح این سئوال که «چرا قانون اساسی زیر پا گذاشته می‌شود؟»، گفت:«مگر قانون اساسی اجازه فعالیت تشکل‌ها، اظهانظر و حضور آزاد مردم را نداده است؟  مگر ما با شیوه‌هایی که پیامبر و ائمه داشتند آشنا نیستیم که برای آزادی مردم احترام قائل بودند، مگر حضرت امیرالمومنین با بدترین مخالفانش برخورد می‌کرد حتی اگر بدترین ناسزاها را می‌شنید؟ چرا به قانون اساسی عمل نمی‌شود؟»خاتمی تاکید کرد:« قانون اساسی برای رای مردم، انتخابات آزاد و رقابتی، حق مسلم برای مردم گذاشته و وظیفه مسلم برای مسئولان نظام ایجاد شده است، حال اگر کسی اعتراض داشته باشد که این اصل درست پیاده نشده جواب آن برخورد تند و سخت نیست.»رئیس جمهور سابق کشورمان سپس گفت:«بیایید به همین قانون اساسی برگردیم، البته در صورتیکه تفسیر دل به خواهی از آن نشود، کسانی از آن نگهبانی کنند که به مردم و معیارهای قانون اساسی اعتقاد داشته باشند و تحت تاثیر جریانات بیرونی قرار نگیرند و رفتارهایی نکنند که مخالف روح و حتی نص صریح قانون اساسی باشد و اگر شد بسیاری ازمشکلات حل خواهد شد.»رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«ما دلمان برای ایران می‌سوزد، ایرانی که با امکاناتی که دارد باید سربلند و سرفراز باشد و متاسفیم که باید بگوییم این امکانات نه تنها درست به کار نرفته بلکه بسیاری از آنها تلف شده و از بین رفته است، می‌توان قاطعانه گفت مسیری که در این مدت طی کردیم از جمله دور شدن از اهداف چشم انداز بیست ساله است.»وی ادامه داد:«آن چه برای ما تاثرآور است این است که رفتارهایی شود و سیاست‌هایی در پیش گرفته شود که چهره نظام و جمهوری اسلامی را خدشه‌دار کند.»سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:«اگر با خواست مردم همسو شویم کم هزینه‌تر و سریع‌تر به هدف می‌رسیم و اگر نشویم این حرکت ادامه خواهد داشت ولی با هزینه‌های زیادتری، اما در هر حال این حرکت از بین نخواهد رفت.»وی یادآور شد:«مطمئن باشید از این راه نه مردم بر می‌گردند نه آن کسانی که با همه وجود به این مسائل اعتقاد دارند، فضاهای ایجاد شده می تواند به زیان همه تمام شود نه فقط به زیان اصلاح‌طلبان یا به زیان مردم، گرچه زیان بزرگی به مردم وارد شده،خون‌هایی که ریخته شد، بازداشت‌هایی که شد و فشارهایی که وارد  آمده است.»رئیس جمهور سابق کشورمان افزود:«حداقل انتظار ما این بود با تحولی که در قوه قضاییه ایجاد شد شاهد تحولی در رفتارها هم نسبت به بازداشت‌ها و بازداشت‌شدگان و هم کسانیکه به حقوق مردم تجاوز کردند، جنایت و جرم کردند بشود و شاهد تغییر فضای موجود در جامعه که فضای بسیار مسموم و بدی است ؛باشیم وجریان خاصی که امکاناتی که متعلق به ملت است را در اختیار گرفته به این فضا دامن می‌زند باشیم وهنوز هم امیدواریم كه شاهد این تحول باشیم.»وی تصریح کرد:«امیدوارم در یک فضای امن  آزاد با حفظ اصول و معیارها همه کسانی که علاقه‌مند اصل اسلام و ایران هستند و سرمایه‌های اصیل مملکت هستند با حفظ حق و حقوقشان بتوانند در عرصه حضور داشته باشند و ما هم می‌خواهیم با موضع انتقادی و اعتراضی‌ام نسبت به آنچه هست حضور داشته باشیم و معتقدم آنچه هست مطابق معیارهای قانون اساسی و انقلاب اسلامی نیست.»رئیس دولت اصلاحات یادآور شد:«اصلاحاتی که من می‌گویم اصلاح انحرافات با معیار قانون اساسی و معیار خط امام هست و اگر انحرافی در این زمینه ایجاد شده می‌خواهیم با انتقاد، باگفتن، با میدان دادن به کسانیکه دلبستگی‌های اینچنینی دارند اصلاح شود.»وی تاکید کرد:«اگر راه اصلاح اینچنینی برای وفاداران به قانون اساسی و اسلام بسته شود، راه برای جریاناتی باز می‌شود که اصل را هم قبول نخواهند داشت و نگرنی‌ام از این است که بزرگترین زیان و خسارت بزرگ به اصل انقلاب و جمهوری وارد شود که انشالله وارد نخواهد شد.»سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:«آنهایی که به اصول و معیارها معتقدند، هیچ‌وقت مایوس نمی‌شوند البته که باید توکل به خدا داشت، راه را درست تشخیص داد و آمادگی پرداخت هزینه برای راه درست را داشت.»

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 7:47 بعد از ظهر | یکشنبه 19 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بهنود شجاعی در مقابل چشمانم اعدام شد

دیشب حافظ گفت:

حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم       خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم
چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست       روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم
عیان نشد که چرا آمدم کجا رفتم       دریغ و درد که غافل ز کار خویشتنم

منتظر بودم تا زمان بگذرد و به درب زندان اوین روم حدود ساعت ۲:۳۰ دقیقه با کوهیار قرار گذاشتم و به سمت زندان اوین رفتیم. حدود ۲۰۰ نفر از فعالان حقوق اجتماعی و تعدادی مادر داغدیده هم حضور داشتند. منتظر بودیم که اولیاءدم به زندان بیایند. بعد از گذشت یک ساعت مادر و پدر احسان (مقتول) را به همراه برادر و خواهرش دیدیم. جمعیت به سمت وی رفتند تا آنان را از اعدام بهنود منع کنند. مدتی گذشت و مادر و پدرش گفت که ما گذشت می کنیم. جو بسیار سنگینی حاکم شده بود. درب زندان باز شد . اولیاءدم من و آقای اولیایی فر به داخل رفتیم. مدتی در سالن انتظار ایستادیم. فکر می کردیم که اولیائدم گذشت خواند نمود و بهنود اعدام نخواهد شد. مدتی گذشت صدای دعاهای فعالان از بیرون زندان به گوش می رسید. بعد از چند دقیقه وارد سالن دیگری شدیم. بهنود یا تعدادی از مسئولین زندان هم حضور داشتند. وقتی اولیاءدم به داخل رفت. بهنود به دست و پای آنها افتاد و خواهش و التماس کرد که او را نکشند. سرپرست اجرای احکام صورتجلسه اجرا را تنظیم کرد. چند نفر از مسئولین زندان، من و آقای اولیایی فر به سمت اولیاء دم رفتیم از آنها خواستیم و التماس کردیم که بهنود را اعدام نکنند. مادر مقتول گفت من الان نمی توانم فکر کنم باید طناب دار را به گردن بهنود بیاندازم. بعد از چند دقیقه صدای اذان به گوش رسید. بهنود به اتاقی رفت تا آخرین نماز زندگی اش را بخواند. او رفت تا از خداوند خود طلب مغفرت کند. پس از اتمام نماز همگی به محوطه زندان رفتیم. تمام بدنم می لرزید و نمی دانستم که عاقبت این پسر بی مادر چه خواهد شد. بهنود وقتی به دست و پای مادر و پدر مقتول افتاد به مادر مقتول می گفت که من مادر دارم تو رو به خدا شما مادری کنید و من را اعدام نکنید. همگی به سالن دیگر رفتیم. در سالن چهار پایه مستطیل شکل آهنی وجود داشت که بالای آن طناب دار پلاستیکی آب رنگی نصب کرده بودند. اولیاءدم داخل رفتند و پس از مدتی بهنود را به آن سالن کذایی بردند. سالنی که اعدامها در آنجا صورت می گرفت. من تا به حال ندیده و نشنیده بودم که اجرای احکام یک نفر را به صورت خاص در زندان اوین اعدام کند. ولی برایم تعجب انگیز بود که چرا بهنود به تنهایی اعدام می شد. شاید این هم از بد اقبالی او بود که تنها به آسمان رود. کسانی که آنجا بودند باز هم از مادر و پدر بهنود خواهش کردند و گفتند اگر با خدا معامله کنید زیان نخواهید دید. مادر مقتول گفت باید طناب دار را به گردن بهنود بیاندارید. بهنود به بالای چوبه دار رفت و طناب را به گردنش انداختند. چند ثانیه ای نگذشت که مادر و پدر مقتول به سمت چارپایه رفتند و آن را از زیر پای بهنود کشیدند. بهنود به ملکوت اعلی پیوست.

طاقت دیدن این صحنه را نداشتم. تا چارپایه از زیر پای بهنود کشیده شد تمام اطراف سیاه شده بود.

امروز دیگر بهنود در زندان و بین دوستان خود نیست. جای خالی بهنود را احساس می کنند.

من تمام تلاش خودم را کردم ولی هیچ فایده ای نداشت. باز هم عقیده دارم او مستحق مرگ نبود.

او نمی بایست اعدام شود.

ولی اعدام شد.

اعدام 

آخرین سخنان و خواسته های بهنود شجاعی -  صبا واصفی

این مصاحبه وقتی انجام شد که بهنود هنوز زنده بود. هیچ وقت فکر نمی کردم  نوشتن فعل «بود» این قدر  تلخی به جانم بریزد. بهنود از پشت تلفن گفت: «آدم به امید زنده است»... کاش وقتی شما این مصاحبه را می خوانید بهنود هنوز زنده «باشد». کاش رنگ سرخ آسمان بامدادی، آخرین رنگ چشمهایش نباشد؛ کاش آسمان آبی بعد از طلوع را ببیند...

اگر بخواهی نقاشی بکشی از چه رنگی استفاده می کنی؟

آبی

چرا آبی؟

به خاطر آسمون. خیلی وقته که آرزو دارم از بیرون زندان ببینمش.

چند بار تا حالا برایت حکم صادر شده ؟

تا الان سه بار رفتم پای چوبه که رییس قوه قضاییه به من وقت داده. چهار پنج بار هم دو سه روز مانده به اجرای حکم به من وقت دادند.

شب اجرای حکم را در کجا می گذرانی؟

در یک سویت تنها دور از همه. اون جا تا صبح هزار بار مرگ رو جلوی چشم هایت می بینی. همه کسانی که آن جا می روند فقط آرزو می کنند که خدا رحمی به دل شاکی بیندازد و رضایت بدهد.

در مسیری که از سلول تا جایگاه اجرای حکم طی کردی به چه کسی یا چه چیزی فکر می کردی؟

بار اول اصلا باورم نمی شد قرار است بمیرم. وقتی سوار اتوبوس شدم که از اینجا به اوین بروم تازه فهمیدم قرار است چه بلایی سرم بیاید. فهمیدم یه کاری کردم که آخرش جدی جدی مرگ است. آن جا فقط به این فکر می کردم که ای کاش خدا یه رحمی در دل شاکی بیندازد و من را ببخشد. فکر می کردم کاش یه لحظه، فقط یه لحظه خودشان را جای من می گذاشتند. اگر احسان جای من بود چه در خواستی داشتند؟ فکر می کردم کاش مادر احسان برای من مادری کند!

خودت تلاش کردی از شاکی رضایت بگیری؟

بله. برایشان چندین بار نامه نوشتم از آن ها خواستم به خاطر امام حسین، به خاطر خدا رحم به جوانی ام کنند. قبول دارم اشتباه بزرگی مرتکب شدم اما آن موقع من بچه بودم اصلا فکرش را هم نمی کردم کار به این جا برسد. از همین جا به آن ها التماس می کنم به خاطر روح احسان به من یه فرصت دوباره، یه زندگی دوباره بدهند.

شب هایی که در سوئیت تنها بودی و منتظر رسیدن زمان اجرای حکم دوست داشتی چه کسی کنارت بود؟

مادرم. مادرم که سال هاست ندیدمش. وقتی 12 ساله بودم بیماری دیابت گرفت. بعد از دو سال نابینا شد و مرد. نه فقط شب های اجرای حکم، هر شب این آرزو را دارم. دلم می خواهد خدا یه رحمی به دل شاکی بیندازد تا من یه بار دیگه بتوانم سر مزار مادرم بروم.

اگر آزاد شوی اولین جایی که بروی کجاست؟

نذر کردم اول بروم جمکران بعد هم سر خاک مادرم.

هنوز امیدواری که شاکی رضایت بدهد؟

نمی شود که آدم امید نداشته باشد. همه آدم ها به امید زنده اند. نا امیدی بزرگ ترین گناه است. تا الان سه بار مرگ را با چشم هایم دیده ام. در این یک سالی که بارها رفتم پای چوبه و برگشتم فقط توکلم به خدا بوده و بس!

این بار چه زمانی قرار است حکمت اجرا شود؟

یکشنبه 19 مهر بعد از نماز صبح.

دوست داری این بار هم اجرای حکمت به تعویق بیفتد؟

نه. نه. واقعا دیگه نمی خواهم به تعویق بیفتد. ولی می خواهم که مارد احسان برایم مادری کند. می دانم که عزیزشان را از دست دادند، می دانم درد بزرگی است ولی دلم می خواهد یک کمی فکر کنند من اصلا قصد قبلی نداشتم. خدا هم خودش می داند من رفته بودم یک نفر را آشتی بدهم. احسانم هم که فوت کرد توی این دعوا هیچ کاره بود. من و احسان هیچ کاره بودیم. رفته بودیم دو نفر را آشتی بدهیم. به مادرم توهین کرد کار به این جا رسید.

تا حالا با خانواده شاکی برخورد داشتی؟

بله. یک بار در دادگاه یک بار هم سری اول که رفتم پای چوبه. آن جا اتاقکی است که در آن نماز صبح می خوانند. بعد متهم را می برند پای چوبه. بعد از نماز به آن ها التماس کردم من را ببخشند. مادرش چیزی نگفت. فقط گریه می کرد ولی برادرش گفت برادر جوانم را کشتی. من واقعا جانی نیستم یک اتفاق ساده، بدون هیچ قصد قبلی کار من را به این جا کشید.

دوستانی داشتی که حکمشان اجرا شود؟

بله . بار اول که پای چوبه رفتیم 5 نفر بودیم . 4 نفر را جلوی چشمانم بالا کشیدند. سری دوم 11 نفر بودیم. 8 نفر را بالا کشیدند. بار آخر 7 نفر بودیم 2 نفر را بالا کشیدند.

اگر ولی دم را ببینی از او چه درخواستی می کنی؟

التماس می کنم تمنا می کنم به خاطر روح احسان از من بگذرد. به خاطر علی اکبر، به خاطر امام حسین من را عفو کنند. من از 17 سالگی در زندان بودم. از بچگی مادر نداشتم. بدبختی زیاد کشیدم. از 17 سالگی تا الان 4 سال و نیم عمرم را در زندان پیش یک مشت خلاف کار گذراندم. به خدا به اندازه تمام عمر یک آدم من تنبیه شدم. از خدا می خواهم دشمن آدم هم گرفتار چنین جایی نشود. از ولی دم می خواهم با خودش فکر کند اگر جریان برعکس بود دلش به چی رضایت می داد، همان کار را بکند. دلم خواهد از ته دل به آن ها بگم تا آخر عمر بردگی می کنم.. می دانم در خواست بزرگی است، چیز زیادی از آن ها می خواهم، می دانم گذشت کردن در چنین حالی خیلی سخت است اما این جا هر کسی قصاص کرده پشیمان شده است. اگر هر کدام از شاکی ها فقط یک هفته در زندان زندگی کنند نه تنها خودشان رضایت می دهند بلکه از همه شاکی ها رضایت می گیرند.

سری دوم یک متهم را با من بدن پای چوبه بعد از مدتی شنیدم همسرش ناراحتی اعصاب گرفته. مادرش هم فلج شده است در به در دنبال خانواده متهم می گشتند از آن ها حلالیت بگیرند.  یک متهم دیگر هم بود که بعد از این که زیر چار پایه اش زدند خانواده اش گفتند می خواهیم رضایت بدهیم که قاضی گفت این رضایت را باید 5 دقیقه پیش می دادید.

فکر می کنی اگر پدر تو جای پدر احسان بود رضایت می داد؟

پدرم اذیت می کرد اما مطمئنم رضایت می داد. هر کسی یک لحظه دلش را جای دل متهم بگذاره و احساس کند به او چه می گذرد رضایت می دهد. من 20 ساله ام. باور نمی کنید! گفتنش ساده است ولی وحشتناک است 20 نفر جلوی چشم هایت جان بکنند. هیچ کس نمی تواند خودش را جای من بگذارد و تصور کند چه قدر سخت است. لحظه ای که می بینی هم بندی هایت به دست و پای ولی دم می افتند و فایده ای هم ندارد.

بهنود امیدوارم تا هفته دیگر چنین روزی خانواده ات حضور تو را در خانه جشن بگیرند.

من که دست هایم بالاست. هر چی او بخواهد. رضایم به رضایش.

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 5:35 قبل از ظهر | یکشنبه 19 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تصاویری که هیچ وقت از صدا و سیمای ایران پخش نخواهند شد

ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ مهر ۱۳۸۸ 

11966232341215206.jpg

ادامه تصاویر رو در ادامه مطلب ببینید




11966232342442605.jpg

1196623234thumb2_8029111.jpg

11966232341270792.jpg

11966232341518484.jpg

11966232342054891.jpg

11966232343434080.jpg

11966232344196820.jpg

11966232345005420.jpg

11966232345215338.jpg

11966232345316054.jpg

11966232345915335.jpg

11966232347052668.jpg

11966232348074762.jpg

11966232348670488.jpg

11966232349242841.jpg

11966232349835371.jpg


کلمات کلیدی:

11966232341215206.jpg

11966232342442605.jpg



1196623234thumb2_8029111.jpg

11966232341270792.jpg

11966232341518484.jpg

11966232342054891.jpg

11966232343434080.jpg

11966232344196820.jpg

11966232345005420.jpg

11966232345215338.jpg

11966232345316054.jpg

11966232345915335.jpg

11966232347052668.jpg

11966232348074762.jpg

11966232348670488.jpg

11966232349242841.jpg

11966232349835371.jpg

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 4:11 بعد از ظهر | شنبه 18 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

افاضات جناب احمد خان خاتمی : هرکس جمهوری بخواهد دشمن ما است

احمد خاتمی، خطیب جمعه تهران گفت: «هرکس کنار کلمه جمهوری اسلامی کلمه دمکراتیک بگذارد دشمن ما است.»وی اضافه کرد: «هر کسی جمهوری را بخواهد دشمن ما است چرا که دشمن اسلام است.»به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا)، عضو مجلس خبرگان رهبری افرادی که شعار «جمهوری ایرانی» می‌دهند را متهم به «سواستفاده» از شرایط کشور کرد و ادامه داد: «هر کسی این شعار را بدهد ضد امام است.»


احمد خاتمی

معترضان به نتایج انتخابات با حضور در راهپیمایی روز قدس در آخرین جمعه ماه رمضان، شعار «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» سر دادند.آقای خاتمی با انتقاد از این شعار گفت: «اگر کسانی بیایند پرچمی را به دروغ به نام امام بلند کنند و بگویند استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی، در پی منزوی کردن خط امام هستند.»وی معترضان شرکت‌کننده در راهپیمایی روز قدس را یک «جمعیت بسیار اندک» توصیف کرد و گفت: «این جمعیت چند هزار نفری را رسانه‌های بیگانه در بوق کردند و حضور جمعیت میلیونی را نادیده گرفتند.»ذوالنور: برخی خواص در این فتنه‌ها لرزیده‌اند
مجتبی ذوالنور، جانشین نماینده آیت‌الله خامنه‌ای در سپاه پاسداران نیز روز گذشته گفت: «وقتی در روز قدس که یکی از روشن‌ترین آرمان‌های امام است علیه نظام و به نفع آمریکا و اسرائیل شعار دهیم این مخالف راه امام است.»طرفداران دولت می‌گویند معترضان به نتایج انتخابات با دادن شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» در روز قدس از اسرائیل حمایت کرده‌اند.آقای ذوالنور با «فتنه» نامیدن اعتراضات اخیر گفت: «همه گروه‌های ضد انقلاب، ملی مذهبی‌ها، نهضت آزادی و حتی مارکسیست‌ها و طرفداران لیبرال دموکراسی با آشوب و انحرافات دنبال سرنگونی نظام بودند و حتی بهائیان برای اولین بار به صورت جدی در حمایت از یک کاندیدای خاص در صحنه انتخابات حاضر شدند.»

ذوالنور :همه گروه‌های ضد انقلاب، برای اولین بار به صورت جدی در حمایت از یک کاندیدای خاص در صحنه انتخابات حاضر شدندوی انتخابات ریاست جمهوری را «بهانه و بستری» برای این ناآرامی‌ها عنوان کرد و افزود: «فتنه از قبل طراحی شده بود و برخی از افراد نیز مورد سوء استفاده قرار گرفته و سیاهی‌لشکر شدند.»جانشین نماینده رهبر ایران می‌گوید: «برخی خواص در این فتنه‌ها لرزیده‌اند و در سخنان اطلاعیه، سکوت یا لحن خود گلوله‌ای به نفع دشمنان شلیک کردند و یا با سکوت خود باعث تردید در میان مردم شدند.»پیش از این نیز برخی محافظه‌کاران از همراهی چهره‌های شناخته شده جمهوری اسلامی با معترضان به نتایج انتخابات اعتراض کرده بودند.آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، از جمله افرادی است که به همدلی با معترضان و سکوت در برابر اعتراضات آن‌ها متهم شده‌است. شماری از مراجع تقلید نیز در جریان اعتراضات صد روز گذشته به نتایج انتخابات، از معترضان حمایت
!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 9:34 بعد از ظهر | جمعه 17 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

پاسخ مهدی کروبی به اظهارات دروغین احمدی نژاد در مصاحبه با PBS امریکا

سحام نیوز:مهدی کروبی به ادعاهای کذب احمدی نژاد پیرو مصاحبه با شبکهPBS امریکا در نامه ای که فرزندش به ضرغامی نوشته آورده است:باسمه تعالیخشت اول چو نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کجبرادر گرامی آقای مهندس ضرغامیریاست محترم سازمان صدا و سیمابا سلامهمانطور که میدانید سه شنبه شب مصاحبه آقای احمدی نژاد با چارلی رز مجری شبکه پی بی اس آمریکا از شبکه یک سیما پخش شد. مجری این شبکه تلویزیونی آمریکایی در ارتباط با حوادث پس از انتخابات به موضوع تجاوز در زندانها اشاره کرد که آقای احمدی‌نژاد در پاسخ مدعی شدند آقای کروبی این حرف‌ها را زده است و وقتی هیات سه نفره قوه قضائیه از او اسناد خواستند گفت عصبانی شدم ، این حرف‌ها را زدم و هیچ سندی ندارم.جای بسی تاسف است که قلب واقعیت، فرهنگ لا یتغیر رئیس قوه مجریه شده است. نمی دانم نیویورک چه خصوصیتی دارد که ایشان هر گاه به آنجا می روند این خصوصیت فردی شان دو چندان می گردد. از بد حادثه، سیمای جمهوری اسلامی نیز به ابزاری برای ترویج این فرهنگ مذموم قرار گرفته که نتیجه مستقیم آن ، سلب اعتماد مردم از حاکمیت و رسانه ملی است .آقای کروبی ضمن تکذیب ادعای مطرح شده آاقای احمدی نژاد جهت اطلاع مردم بزرگ ایران فرمودند:“مردم عزیز بدانند اخبار بسیارتکان دهنده ای از بازداشتگاه های قانونی و غیر قانونی علیه فرزندان این کشور که تنها حق قانونی خود را مطالبه کرده بودند، بدست من رسید. وظیفه شرعی، قانونی، ملی و انسانی خود دیدم مراتب را اعلام و اجازه ندهم تعرض به جان، مال، ناموس و کرامت مردم به امری عادی در جمهوری اسلامی تبدیل گردد. بعد از تعین هیات از سوی ریاست محترم قوه قضائیه، نشست های خوبی برگزار شد و من مستندات مربوط را با این اطمینان که هیت ۳ نفره کمر به پیگیری جنایات و مجازات مرتکبین اعم از مباشرین و آمران بسته، تحویل هیات دادم. به ناگاه و بجای پیگیری حوادث تکان دهنده، حملات یکجانبه از سوی دین فروشان به من آغاز و دفتر حزب اعتماد ملی و دفتر شخصی ام پلمب گردید و کپی دیگری از مستندات در اختیار مقامات قرار گرفت. ادعای مطرح شده در آن مصاحبه کذب محض و من کماکان بر پیگیری جنایت انجام گرفته که وجدان هر انسان آزاده ای را بدرد می آورد، تاکید دارم. از سیمای به اصطلاح ملی می خواهم یک سوم وقتی که در اختیار دادستان محترم قرارداده به من یا نماینده ای از سوی من اختصاص دهد تا ابعاد این جنایت ها را برای مردم بگویم و ملت ، صاحبان اصلی این کشور به عنوان هیات منصفه عمومی به قضاوت میان ما و شما بپردازند. امام (ره) می فرمودند جان من فدای تک تک مردم، حال چگونه است که این مردم اینقدر نامحرم شده اند و نباید از آنچه بر سر فرزندانشان رفته از طریق سیستم خود مطلع شوند.”آقای ضرغامیازآنجا که شما را فردی صادق و باهوش می دانم، به عنوان یک دوست توصیه می کنم که دیوار بی اعتمادی موجود میان مردم و رسانه ملی که این روزها به نظر آنان به رسانه میلی تبدیل شده را از میان بردارید. صلاح کشور و مردم در آگاهی آنان است والا کیست که نداند جریان آزاد اطلاعات در پرتو تکنولوژی موجود، علیرغم همه تدبیر ها ، مرز ها را در هم ریخته و مردم را در جریان حوادث قرار می دهد.توفیق و سلامت شما را از ایزد یکتا مسئلت دارم.با تشکرمحمد تقی کروبی۱۶ مهر ۱۳۸۸

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 1:58 قبل از ظهر | جمعه 17 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

rآقاي احمدي نژاد بگم ؟

روزنامه اعتماد - مسعود رفيعي طالقاني : محمود احمدي نژاد شبي که مقابل حريف اصلاح طلبش به مناظره نشست، با دست با پرونده يي که روي ميزش بود بازي مي کرد و در خلال صحبت هاي ميرحسين موسوي تصوير 4+3 همسرش را که در گوشه برگه ها منگنه شده بود به او نشان مي داد و با گفتن جمله «آقاي موسوي بگم؟ آقاي موسوي بگم؟» تلاش داشت رقيب انتخاباتي اش را زير فشار بگذارد تا ترديد درباره صحت مدرک همسر رقيبش به مدد بيايد، گمان نمي کرد که روزي اصولگرايان از پس رسانه ها گوشه مدارکي را نشان دهند و بخواهند برگ برنده احمدي نژاد را مقابل اعضاي کابينه او به کار ببرند.

محمود احمدي نژاد آمده بود تا مناظره تلويزيوني را از ميرحسين موسوي ببرد. پس در مناظره و در لابه لاي حرف هاي حاشيه سازش در بحبوحه انتقادات از دولت وي بر سر ماجراي مدرک تقلبي، دو چيز گفت تا موسوي را دل آشوب کند؛ نخست آنکه بر موسوي خرده گرفت که چرا در جايي خاتمي را دکتر خطاب کرده در حالي که او مدرک دکترايي ندارد،- در حالي که خاتمي دست کم دو دکتراي افتخاري در کارنامه اش دارد- و ديگر آنکه با نشان دادن پرونده زهرا رهنورد همسر ميرحسين موسوي با اشاره به اينکه او تخلفاتي در مسير آموزش عالي داشته، خواست به موسوي نشان دهد دولتمردان احمدي نژاد و شخص او را نمي شود با يادآوري مدرک جعلي وزير برکنارشده اش- علي کردان- به تنگنا کشيد. پس بي پروا سه بار به موسوي خطاب کرد؛ «بگم؟ بگم؟ بگم؟» او مي خواست با اين کار نشان دهد انبان کلماتش پرتر از آن است که کسي را در مناظره بي پاسخ رها کند، آنچنان که چهار سال اين کار را با خبرنگاران داخلي و خارجي نيز کرده و پرسش آنان را با پرسشي مضاعف، پاسخ گفته بود تا هيچ کس نتوانسته باشد جوابي به صراحت از رئيس دولت ايران بستاند.

رئيس دولت اما چه مي خواست و چه نه، هدايتگر دولتي بود که براي نخستين بار در طول تاريخ انقلاب، پرونده يي در آن تشکيل شد که عنواني بي سابقه بر خود داشت؛ «مدرک تقلبي». اگرچه احمدي نژاد مدرک را «کاغذ پاره» خوانده بود اما نه توانست علي کردان را از جنجال مدرک تقلبي برهاند و نه پس از آن در دولت دهم و با ادامه روند انتشار اتهام جعلي بودن مدارک و مقالات مديران ارشدش موفق شد هياهوي مدارکي که تقلبي خوانده مي شد و مقالاتي که جعلي توصيف مي شد را آرام سازد.

اگرچه پيشتر و در زمان دولت اصلاحات موضوع کپي بودن مقاله علمي، دامان معصومه ابتکار يکي از معاونان سيدمحمد خاتمي را نيز گرفته بود اما مدارک تقلبي مديران ارشد دولت احمدي نژاد بر سر زبان ها افتاد و دهان به دهان نقل شد تا دولتمردان ناگزير شوند به پاسخ برآيند و چاره يي کنند اين درد ديرعلاج را؛ دردي که عده يي آن را سلطه طلبي مي خواندند و عده يي جنگ با اخلاق. کساني زياده خواهي اش مي دانستند و کساني ديگر مقابله با اعتماد عمومي. به هر حال هرچه بود، دردي بود براي دولتي که داعيه تخصص داشت هرچند مردان علمي، تخصص را به مدرک نمي شناسند؛ دردي که احمد توکلي نماينده «نه صرفاً حامي و نه صرفاً منتقد » دولت احمدي نژاد، نخستين بار در تارنماي اينترنتي اش «الف» ويروس آن را به جان دولت انداخت و فراگيرش کرد.

---

هنوز يک ماه از راي اعتماد مجلس به علي کردان براي تصدي وزارت کشور دولت نهم پس از برکناري مصطفي پورمحمدي نگذشته بود که با انتشار خبر جعلي بودن مدرک دکتراي وي در پايگاه اينترنتي «الف» وابسته به احمد توکلي، جنجال ها بر سر صحت يا عدم صحت مدرک وي بالا گرفت و بهارستان را به غوغا کشاند. «الف» در استعلامي رسمي از دانشگاه معتبر آکسفورد صحت مدرک علي کردان را جويا شده بود و اين دانشگاه طي نمابري اعلام کرده بود تاکنون مدرک دکترايي براي شخصي به اسم علي کردان صادر نکرده است. کردان پيش از آنکه بخواهد به اداره وزارت کشور بينديشد به سکوت فرو رفته بود و بي شک بر آن بود تا انتقادات را نپذيرد. رئيس دولت نيز راهي نداشت جز آنکه مدرک را کاغذ پاره بخواند. هوش بهارستان اما به آن سکوت از کف نمي رفت و گوشش به اين حرف ها بدهکار نبود. پس وزير نوپا به کمند استيضاح افتاد و نيامده، رفت. کردان در توضيحاتش در باب چرايي استفاده از مدرک جعلي گفت؛ «از فردي که مدعي نمايندگي دانشگاه آکسفورد در تهران بوده و مدرک دکتراي افتخاري را صادر کرده است شکايت کيفري کرده تا تحت تعقيب قضايي قرار گيرد.» علي لاريجاني نيز پس از قرائت گزارش کميسيون آموزش مجلس درباره مدرک وزير کشور اين موضوع را در چارچوب «مصلحت کشور» توصيف کرد. نمايندگان مجلس در جلسه غيرعلني از زبان رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شنيده بودند که پس از بررسي ها مشخص شده است حدود سال 76 فردي که به نحوي با انتشارات دانشگاه آکسفورد مرتبط بوده و در ايران فعاليت داشته در تماس با علي کردان پيشنهاد داده در ازاي ارائه مقاله يي با واسطه، به وي مدرک دکترا اعطا کند. کردان نيز مقاله خود را ارائه داده و پس از مدتي مدرکي که به امضاي سه نفر از استادان دانشگاه آکسفورد رسيده به او تحويل داده شده بود. اما بعد مشخص مي شود اين مدرک جعلي است چراکه طبق نظر وزارت علوم مدرک دکتراي افتخاري علي کردان دال بر طي روند متعارف دانشگاهي نبوده و مدارکي از اين دست تنها با امضاي رئيس دانشگاه مورد نظر قابل قبول خواهد بود. به اين ترتيب علي کردان که حالا ديگر نمي توانست عنوان دکتر را پيش از نام خود بگذارد هم از دکترا افتاد و هم از وزارت. او نخستين قرباني مدرک جعلي در بين مقامات دولت هاي جمهوري اسلامي ايران بود.

---

کردان براي مدتي به انزوا رفت اما گويا نمايندگان مجلس در انديشه آن بودند که ساير دولتمردان را نيز از ذره بين خود بگذرانند که چنين نيز کردند. قرباني بعدي علي سعيدلو معاون اجرايي رئيس دولت بود؛ آنگاه که يکي از روزنامه هاي صبح با انتشار خبري مدرک دکتراي او را جعلي خواند. از همين رهگذر شک ها به محمدرضا رحيمي که سنگ کردان را به سينه مي زد نيز برانگيخته شد و عليرضا زاکاني نماينده اصولگراي تهران مدعي شد مدرک دکتراي رحيمي «قل» دوم مدرک علي کردان است. با آنکه رحيمي قاطعانه اين موضوع را تکذيب و تهديد کرد که در صورت ادامه ادعاها، مدعيان را به دادگاه مي کشاند اما نمايندگان منتقد عقب ننشستند و خواستار توضيح دولت درباره اين مدرک دکترا شدند. دور تازه مجادله بر سر دکتراي رحيمي پس از آن آغاز شد که عوض حيدرپور نماينده شهرضا در يک سوال رسمي وزير علوم را درباره مدرک دکتراي رحيمي به پرسش گرفت. به گفته منابع موثق وزير علوم در توضيحات خود به اعضاي کميسيون فرهنگي مجلس که در پشت درهاي بسته ارائه شد، نهايتاً اصالت اين مدرک را مورد تاييد قرار نداد و صرفاً به اين جمله بسنده کرد که مدرک دکتراي رحيمي نيز مانند ساير مدارک مديران در دست بررسي است. پس از اين ماجرا کميسيون فرهنگي مجلس تصميم گرفت سوال نماينده شهرضا درباره مدرک تحصيلي معاون پارلماني رئيس جمهور را به صحن علني بکشاند تا نمايندگان تصميم نهايي را براي تحقيق و بررسي کميسيون درباره اين مدرک اخذ کنند. رئيس دولت به پارلمان آمد و نشست تا معاونش پاسخ نمايندگان را بدهد. رحيمي در پاسخ به نمايندگان مجلس، پرسش آنان را «غيرقانوني» دانست و در کنايه يي گفت؛ «آيا تنها مشکل مملکت مدرک تحصيلي من است؟» حين سخنان رحيمي يکي از نمايندگان فتوکپي از مدرک او را در بين سايرين پخش مي کرد. شنيده ها حاکي از آن بود که بر اساس اسناد نخستين مدرک تحصيلي رحيمي که شائبه جعلي بودن دارد مربوط به يک مدرک دکتراي افتخاري از يکي از موسسات آکسفورد در ايران است که در تاريخ

20/6/87 صادر شده است. رحيمي اما برخلاف کردان، دکتر ماند تا پس از انتخابات دهم رياست جمهوري و بازنشستن احمدي نژاد بر صندلي رياست دولت و در پي برکناري پر هياهوي اسفنديار رحيم مشايي از سمت معاون اولي رئيس جمهور، به اين سمت دست يابد. گرچه بار ديگر فوراً موج انتقادات به وي باز هم بر سر مدرکي که صحت يا عدم صحتش مشخص نشده است بالا گرفت و نمايندگان مجلس او را دوباره خطاب قرار دادند. معاون پارلماني سابق و معاون اول رئيس جمهور در دولت دهم اين بار اما بدون اشاره به مدرک دکتراي خود و در پاسخ به اتهام مدرک جعلي که به وي نسبت مي دهند، گفت؛ «اينجانب پيش از انقلاب در رشته حقوق از دانشگاه تهران فارغ التحصيل شده و جزء اولين نفراتي بودم که مدارک مربوط به مدارج علمي خود را پس از اظهارات رئيس جمهوري درباره مدارک جعلي مديران براي بررسي و ارزشيابي به وزارت علوم ارائه کردم.» توکلي اما اين بار در برابر رحيمي نيز کوتاه نيامد؛ «مدرک رحيمي قلابي و مانند مدرک کردان است.» الياس نادران نيز اينچنين گفت؛ «رحيمي از عنوان جعلي دکترا در سمت رئيس دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامي واحد جنوب استفاده کرده و بر اساس آن حقوق دريافت کرده است.»

---

موضوع مدرک جعلي اما آنجا بسيار بيشتر مورد توجه قرار گرفت که شايعه شد مدرک وزير علوم جديد دولت جعلي است. گويا قرار نبود کامران دانشجو که از عالم سياست رهسپار وزارت بر علمي ترين وزارتخانه کشور شده از کمند موضوع مدرک برهد. در برخي گزارش ها اعلام شد دانشگاهي که کامران دانشجو- وزير علوم- ادعاي گرفتن مدرک از آن را دارد، اساساً وجود خارجي ندارد. اين در حالي است که دانشجو در جلسه راي اعتماد مجلس خود را فارغ التحصيل کالجي در لندن در رشته هوافضا معرفي کرد در شرايطي که در بخش انگليسي تارنماي شخصي خود دانشگاه منچستر را به عنوان محل تحصيل در مقطع دکتراي خود معرفي کرده بود. در بحبوحه اين شايعات بود که نشريه علمي «نيچر» ادعاي تازه يي را مطرح کرد. اين نشريه نوشت؛ «مقاله يي که در سال جاري توسط کامران دانشجو و مجيد شهروي از دانشکده مهندسي مکانيک دانشگاه علم و صنعت در تهران نوشته شده در خيلي از موارد کلمه به کلمه مقاله يي را که در سال 2001 توسط دانشمندان کره جنوبي در نشريه يي علمي منتشر شده بوده، کپي کرده است.» نيچر همچنين مدعي شد؛ «تعداد کمتري از جملات مقاله نيز عيناً از مقاله يي که در سال 2003 در جريان يک کنفرانس علمي توسط گروه ديگري از محققان ارائه شده، برداشته شده است.» اين بار اما کامران دانشجو مجبور به تاييد شد و چند روز بعد در توضيحاتي با حضور در کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس گفت؛ «در يک پروژه استاد راهنماي دانشجويي بوده است که اين مقاله توسط او ارائه شده و به عنوان استاد راهنما از سرقت علمي دانشجويش خبر نداشته است.» او گفت؛ «اين مقاله توسط دانشجوي مورد اشاره استفاده شده نه وزير علوم.» دعوا بر سر مدرک دکتراي دانشجو اما بيشتر از مقاله کپي برداري شده ادامه يافت تا رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس توضيح دهد؛ کامران دانشجو مدرک ليسانس خود را از دانشگاه کوئين مري کالج لندن و کارشناسي ارشد خود را از امپريال کالج لندن اخذ کرده است. همچنين وي تحصيلات دکتراي خود را در دانشگاه امپريال کالج لندن گذرانده است. پس از اين توضيحات و طرح موضوع اخراج دانشجو از امپريال کالج لندن، توضيح داده شد که وي دوره دکترا را در اين دانشگاه گذرانده و تاريخ دفاع نيز برايش تعيين شده بوده که به دليل حمايت از حکم حضرت امام خميني(ره) مبني بر مرتد دانستن سلمان رشدي و شرکت در تظاهرات مسلمانان عليه سلمان رشدي از انگلستان اخراج شده است گرچه بعدها با موافقت دانشگاه امپريال کالج لندن، در دانشگاه اميرکبير تهران از پايان نامه خود دفاع کرده است. رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس ضمن تاييد مدارج طي شده از سوي دانشجو تاکيد کرد دانشجو مدرک دکترا ندارد و تنها يک گواهي از وزارت علوم مبني بر گذراندن تحصيلات در دوره دکترا دارد.

---

در ميان دولتمردان محمود احمدي نژاد اما وزير تازه راه و ترابري او نيز از اتهام سرقت علمي مصون نماند. روز 25 سپتامبر برابر با سوم مهرماه جاري روزنامه فرانسوي ليبراسيون حميد بهبهاني را به سرقت علمي از مقاله هاي «کريستف کلارمونت»، «جري فوربز» و تني چند از همکاران چيني آنها که در سال هاي 2002 تا 2004 منتشر شده بود متهم کرد. اين اتهام نيز باعث شد وزير راه دولت دهم برآشفته شود و در نمابري به رسانه ها اعلام کرد؛ «درخصوص اين اتهام ناروا چون روشنايي روز مشخص است که مقاله مذکور نوشته خود اينجانب است و اين مقاله حداقل پنج تا هفت سال قبل نگاشته شده است. براي عموم کارشناسان ارشد و دارندگان مدرک دکترا کاملاً مبرهن است که به کارگيري قسمتي از مقالات ديگران با ذکر منبع و ماخذ کاملاً مجاز بوده و اينجانب که صاحب بيش از 500 مقاله علمي هستم نيز بر اين مساله وقوف دارم.» بهبهاني در ادامه توضيحاتش گفت تنها مشکل اين است که به دليل ازدياد منابع و مآخذ تنها نام برخي از آنها از قلم افتاده است. اينچنين بود که وزير راه دولت دهم نيز ناچار شد براي رهيدن از کمند اتهاماتي نظير مدرک جعلي و سرقت علمي، دست به کار توضيح ببرد. اما به هرحال آنچه عيان شد اين است که گويا به رغم تلاش هاي دولتمردان براي انحراف افکار از صحت مدارک اين موضوع راه به جايي نبرده است. نه روزي که علي اکبر جوانفکر از تهيه بخشنامه يي در دولت خبر داد که طي آن خطاب کردن افرادي که دکتر يا مهندس نيستند با اين القاب ممنوع شود و نه روزي که احمدي نژاد بررسي مدرک تحصيلي مديران خلف را در بوق و کرنا کرد.

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 1:25 قبل از ظهر | پنجشنبه 16 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

در آستانه قرائت كميته ويژه مجلس صورت گرفت: تلاش مرتضوي براي دور شدن از جايگاه متهم اصلي

سعيد مرتضوي، دادستان پيشين تهران براي اولين بار به موضوع شكنجه بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات در بازداشتگاه كهريزك پرداخت و با اشاره به فعاليت كميته تحقيق و تفحص مجلس هشتم و نقش خود در اين زمينه اعلام كرد كه اعضاي اين كميته تاكنون هيچ صحبتي در رابطه با حوادث رخ داده شده در اين بازداشتگاه با وي نداشته اند.

 در آستانه قرائت گزارش کمیته ویژه مجلس  برای بررسی حوادث اخیر، سعيد  مرتضوي روز گذشته  در گفتگو با وبسايت خبري تازه تاسيس پرچم - از سايتهاي حامي دولت احمدي نژاد – در خصوص فعاليت كميته تحقيق و تفحص مجلس هشتم به صراحت فرمايشي بودن اين كميته را نمايان مي‌كند و مي‌گويد:" مجلس کمیته ای را مامور بررسی این جریان کرده است و الا تحقیق و تفحص به معنی مرسوم خود در کار نبوده اما هیچ کس در این رابطه به من مراجعه نکرده است. البته آقایان بروجردی و تجری در رابطه با وقایع اخیر با ما صحبت کرده و ما همه چیز را توضیح داده ایم، اما درباره کهریزک حتی این آقایان هم با ما صحبتی نکرده اند."سعيد مرتضوي در بخش هايي از اين مصاحبه  با رد خبرهاي منتشره در مورد اعمال فشار او براي عدم قرائت گزارش كميته تحقيق و تفحص مجلس و همچنين تعطيلي ديرهنگام بازداشتگاه كهريزك مي‌گويد:" من اصلا اطلاعی از محتوای این گزارش ندارم و در نتیجه هیچ گونه فشار و تلاشی برای قرائت نشدن آن انجام نداده ام.... در تماس تلفنی دبير شوراي عالي امنيت ملي بدون ذکر هیچ علتی به اینجانب ابلاغ شد که بازداشت شدگان حوادث 18 تیر به زندان اوین منتقل شوند که این جانب هم در کوتاه ترین زمان ممکن اجابت کردم . یعنی این ابلاغ را فی المجلس به آقای حداد معاونت امنیت محترم دادسرا ابلاغ  كردم."دادستان سابق تهران همچنين موضوع شكنجه و نبود امكانات اوليه در بازداشتگاه كهريزك را رد كرد و با بيان اينكه " این بازداشتگاه مشکلی از لحاظ امکانات نداشته است، بر خلاف این سخنان چندین سرویس (بهداشتي) در انتهای هر قسمت با تجهیزات کامل وجود داشته است،" اظهار داشت:" هیچ کس ادعا نکرده که تجاوز و یا تعرضی در این زندان به او شده است. مثلا از جمله شکایت های زندانیان اینست که مثلا مسئول بند یا زندان بان در ورزش اجباری آنان را بسیار اذیت کرده است. یا احیانا برخورد نامناسبی از سوی مامور زندان انجام شده است. حتی این سه تنی که در کهریزک جان باخته اند نیز در درگیری ها و اغتشاشات مجروح شده و به کهریزک برده شدند که دو تن از آنها به بیمارستان منتقل و یک تن نیز در راه جان باخت."مرتضوي در اين مصاحبه نگفته است كه اگر امكانات اين بازداشتگاه و برخورد ماموران مناسب بوده است، پس به چه انگيزه اي آيت الله خامنه اي  دستور تعطيلي آنرا به علت اينكه "استانداردهای لازم برای حفظ حقوق متهمین را نداشت"  صادر كرده است؟ و چرا مقام رهبري در ديدار با گروههايي از دانشجويان در روز چهارم شهريور حوادث رخ داده شده در بازداشتگاه كهريزك را "فاجعه" خواند؟ و يا اينكه علت بازداشت چند تن از اعضاي نيروي انتظامي شاغل در اين بازداشتگاه چيست؟
متهم کردن مرتضوی به تمرد از رهبر

سه ماه پس از آنكه مهدي كروبي در نامه‌اي به هاشمي رفسنجاني پرده از شكنجه‌هاي روا داشته شده نسبت به محبوسان بازداشتگاه كهريزك برداشت، دادستان سابق تهران قفل از سكوت خود برداشته و سخناني را در اين خصوص اظهار داشت. اما علت تكاپوي مرتضوي چيست؟

دو روز پيش سايت اصولگراي جهان نيوز طي مطلبي به طور تلويحي سعيد مرتضوي را متهم اصلي جنايات كهريزك معرفي كرد و تاكيد كرد كه دادستان پيشين تهران اين روزها در تلاش براي كتمان واقعيت است. اين سايت كه زير نظر عليرضا زاكاني از چهرهاي شاخص فراكسيون اصولگرايان مجلس هشتم اداره مي‌شود، در گزارش خود روايتي از نافرماني سعيد مرتضوي از فرمان رهبري ارائه مي‌دهد و مي نويسد:" در آستانه اعلام گزارش هیات ویژه مجلس درباره زندان کهریزک خبرهای رسیده حاکی است،اعزام به بازداشتگاه کهریزک بنا به ابلاغیه کتبی رئیس وقت قوه‌قضائیه با اختیار یک مقام قضایی انجام می‌شده و هیچ فرد دیگری چنین اجازه‌ای برای اعزام به کهریزک نداشته است. در اولین روز بازداشت زندانیان سیاسی در بازداشتگاه کهریزک (روز شنبه) پس از اطلاع مقام معظم رهبری از این اقدام به مسؤولان ذی‌ربط دستور داده می‌شود که زندانیان را به مکان دیگری اعزام کنند و بازداشتگاه کهریزک تعطیل شود".

جهان نيوز در ادامه مي‌نويسد:"متاسفانه این دستور، با بی‌توجهی قاضی فوق‌الذکر تا روز دوشنبه بدون اقدام باقی می‌ماند و این فرد در توجیه نافرمانی خود اعلام می‌کند جایی برای زندانی کردن افراد نداریم. مقام معظم رهبری این بار با دستور به رئیس شورایعالی امنیت ملی دوباره تاکید می‌کند که حتی اگر جایی برای زندانی کردن این افراد نیست،‌با هر جرمی که کردند موقتاً آزاد شوند. اما در کمال تعجب بار دیگر این دستور نادیده گرفته شده و این مقام قضایی سابق پس از وخیم‌شدن حال چند نفر از بازداشت‌شدگان نهایتا در روز سه‌شنبه اقدام به اعزام این افراد به زندان اوین می‌کند که متاسفانه 3 نفر از زندانیان به نام‌های امیر جوادی‌فر، محمد کامرانی و محسن روح‌الامینی پس از ممانعت زندان اوین در قبول آنها به دلیل وضعیت وخیم جسمانی، در بیمارستان جان می‌سپارند."

برخي از كارشناسان بر اين اعتقادند كه گفته هاي سعيد مرتضوي در مورد فجايع بازداشتگاه كهريزك آنهم سه ماه پس از تعطيلي اين بازداشتگاه و در آستانه قرائت گزارش كميته ويژه مجلس را تنها مي‌توان به پاي نگراني از افشاي نقش او در جنايت هاي رخ داده در اين بازداشتگاه نوشت.

مرتضوي در گفتگو با سايت پرچم تلويحا به مطلب سايت جهان نيوز واكنش نشان داده است. آنجا كه خبرنگار خطاب به معاون دادستان كل كشور مي گويد: " شما از فرمان رهبری تمرد کرده و به دلیل تاخیر در انجام دستورات ایشان فجایع کهریزک رخ داده است." و او در مقام پاسخ مي‌گويد:" آقای جلیلی در این مذاکره (بيست و دوم تيرماه) اساسا بحث تعطیلی کهریزک را مطرح نکردند و چنین امری اصلا در تیرماه رخ نداد. بلکه ابلاغ تعطیلی کهریزک همان طور که در رسانه های جمعی و صدا و سیما اعلام شد در مرداد ماه صورت گرفت و ارتباطی با این ابلاغ نداشت."

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 0:20 قبل از ظهر | چهارشنبه 15 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

کشیده شدن دامنه اعتراضات دانشجویی به دانشگاههای سراسر کشور

 دانشگاه بین‏المللی قزوین نیز سبز شد 

به گزارش موج سبز آزادی، هر چند که فشار بر دانشجویان معترض شهرستان ها بسیار بیشتر از دانشگاه های تهران است، اما پس از آغاز اعتراضات دانشگاه های تهران، روز دوشنبه 13/ 7/ 88 دانشگاه بین الملی امام خمینی قزوین نیز چهره ای سبز و معترض به خویش گرفت. صبح دوشنبه در جشن ورودی های جدید، در حالی که جمعیتی بالغ بر هزار نفر در سالن آمفی تاتر حضور داشتند، نیروهای حراست و دانشجویان تشکل های حامی دولت با حضور پررنگ خویش در سالن آمفی تئاتر قصد بر جلوگیری از هر نوع اعتراض دانشجویان مخالف را داشتند. این در حالی بود که بر خلاف سال های گذشته، امسال در مراسم معارفه دانشگاه به دانشجویان تازه وارد، فرصت هر گونه حضور و معرفی از تشکل های سیاسی بالاخص تشکل دانشجویان اصلاح طلب که تنها تشکل منتقد این دانشگاه است گرفته شده بود. اما با تمام این اوصاف در زمان اجرای موسیقی توسط کانون های فرهنگی دانشگاه، هنگامی که سرود «همراه شو عزیز» توسط گروه موسیقی آغاز شد، تعدادی از دانشجویان با دردست داشتن نشانه های سبز، دست های خود را به شکل V و به نشانه پیروزی بالا بردند. با آغاز این کار به یکباره تمام سالن با تشویق های ممتد خویش حمایت و همراهی خود را از جنبش سبز نشان دادند. پس از پایان سرود، مجری سعی داشت تا با بی‏اهمیت جلوه دادن حرکت دانشجویان آنها را تحقیر کند که با واکنش شدید جمعیت حاضر در سالن مواجه و توسط دانشجویان هو شد. پس از این اتفاق و دعوت مجری برنامه از ریاست دانشگاه برای ایراد سخنرانی، دانشجویانی که نماد سبز همراه داشتند و حدود از نیمی از جمعیت حاضر، سالن آمفی تئاتر را ترک کردند


آغاز تجمع بزرگ دانشجویی در دانشگاه آزاد تهران مرکز 

بامدادخبر: بیش از هزار دانشجوی دانشگاه آزاد واحد تهران-مرکز، با تجمع در صحن دانشکده‌ی فنی این دانشگاه، درحال سردادن شعار بر علیه دولت محمود احمدی‌نژاد هستند. به گزارش بامدادخبر، در این تجمع که از دقایقی قبل، آغاز شده است، دانشجویان، شعارهایی نیز در حمایت از مهدی کروبی سر می‌دهند تا بدین ترتیب سالروز تولد او را تبریک گفته باشند. اعتراض به ادامه بازداشت فعالان سیاسی و دانشجویی و احضار اعضای شورای تهران دفترتحکیم وحدت به دادگاه از دیگر دلایل تجمع اعتراضی امروز دانشجویان دانشگاه آزاد عنوان شده است.


 
 تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه آزاد شیراز واحد صدرا 

در ادامه اعتراضات دانشجوئی در دانشگاه های مختلف به سرکوب گسترده دانشگاهیان، دانشجویان دانشگاه آزاد شیراز واحد صدرا نیز دست به یک تجمع اعتراضی زدند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر در تجمعی که دو روز پیش در دانشگاه آزاد شیراز(واحد صدرا)برگزار شد دانشجویان ضمن اعتراض به نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و وضع موجود در جامعه خواستار استعفای دولت کودتا شدند. دانشجویان با سر دادن شعارهایی چون دانشجو می میرد؛ذلت نمی پذیرد،نصرمن الله و فتح الغریب ننگ بر این دولت مردم فریب،دروغ گو،دروغ گو، اعتراض خود را به وضع موجود کشور وودولت نامشروع کنونی که بدون رای مردم بر سر کار آمده است بیان کردند. در ادامه نیز دانشجویان با خواندن سرود یار دبستانی به تجمع خود پایان دادند.

 

 تعدادی از دانشجویان صنعتی شریف به کمیته انضباطی فراخوانده شدند 

از دانشگاه صنعتی شریف خبر می رسد چند تن از دانشجویان این دانشگاه به دلیل آنچه بی نظمی در دانشگاه گفته شده است به کمیته ی انضباطی دانشگاه صنعتی شریف فراخوانده شده اند. خبرهای دریافتی حاکی از این است که در پی اعتراض های هفته ی گذشته دانشجویان این دانشگاه به حضور کامران دانشجو وزیر علوم وتجمع دانشجویان این دانشگاه در جلوی کتابخانه ی مرکزی دانشگاه که از ساعت 10 تا 12 صورت گرفت مسئولان دانشگاه از این حرکت دانشجویی سخت به خشم آمده اند ودر پی برخورد وانتقام از دانشجویان این دانشگاه هستند. تداوم حرکت های اعتراضی دانشجویان پس از حضور جواد لاریجانی استاد حکومتی دانشگاه موجب شد تا روزدوشنبه از سوی حراست این دانشگاه تعدادی از دانشجویان صنعتی شریف به کمیته انضباطی فراخوانده شده وبه آنها تذکر داده شود.هرچند هنوز خبرجزئیات این امر منتشر نشده است اما پیش بینی می شود این تذکرات در پرونده دانشجویان درج شده است تا برای روزهای آینده به عنوان ابزار فشار بردانشجویان این دانشگاه مورد بهره برداری قرار بگیرد.

 فریاد "دانشجو میمیرد ذلت نمیپذیرد" و "مرگ بر دیکتاتور" در دانشگاه آزاد تهران و شهرکرد ۱۴ مهر 

۱۱ فیلم از تجمع و اعتراضات دانشجویی در دانشگاه آزاد تهران به همراه کلیپی از دانشگاه آزاد شهرکرد. (با لینک دانلود)

 

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 0:16 قبل از ظهر | چهارشنبه 15 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

وقتی تحمل هیچ رنگ سبزی را ندارند حمله سایت اصولگرابه عادل فردوسی پور

حمله اصولگرایان به فردوسی پور بخاطر رنگ سبز نمودار !

سایت اصولگرای جهان نیوز عادل فردوسی پور را به سو استفاده از اموال دولتی به دلیل استفاده از نمودارهای سبز رنگ در این برنامه متهم کرده است.


در آخرین برنامه نود سوال برنامه در مورد این بود که از تساوی بازی استقلال و پرسپولیس چه کسانی خوشحال هستند 1- هواداران استقلال 2- هواداران پرسپولیس 3-هیچ کدام
سایت اصولگرای جهان نیوز هم به این ماجرا بند کرده است که چرا نموداری که نشان دهنده پاسخ دهندگان جواب شماره 3 بوده است به رنگ سبز تعیین شده.
البته این سایت دلیل اعتراضش به رنگ سبز را عیان نکرده تا حمله بی منطقش ،بی منطق تر جلوه نکند اما نویسنده مطلب عنوان کرده که سوال بهتری می توانست برای برنامه انتخاب شود.این درحالی است که سوال بزرگ همه هواداران فوتبال و حتی کسانی که فوتبال را دنبال نمی کنند این بود که چه کسانی از این تساوی خوشحال شده اند. اصولگرایان که خود دست بلندی در استفاده از امکانات عمومی و بیت المال برای مصارف جناحی دارند، شایسته است به این پرسش پاسخ دهند که این حجم عظیم برنامه های تخریبی علیه اصلاح طلبان و رهبران آنها در قبل و بعد از انتخابات که از رسانه به اصطلاح ملی پخش شده، سوءاستفاده از امکانات عمومی نیست که اکنون مشاهده رنگ سبز در یک برنامه ورزشی فریاد آنان را برآورده است ؟

 

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 12:20 بعد از ظهر | سه شنبه 14 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اعدام !

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 1:37 قبل از ظهر | دوشنبه 13 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تصاويري از يك پارتي در بيروت - لبنان

میدونین بورس سازمانی هست که وابسته به حزب الله هستش. ماهیانه نزدیک به ۳۴۰۰ دلار ایشون از پول نفت ایران دریافت میکنه و تصور کنید که با این پول چه میشد کرد در حالی که من ایرانی برای پرداخت شهریم هر ترم باید برم از دانشگاه پول قرض کنم. دنیای غریبیست

 تصاویر در قسمت ادامه مطالب  و  منبع


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 2:36 قبل از ظهر | یکشنبه 12 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

یک بویی می آید......

ابتدا به چند خبری که این روزها منتشر شده دقت کنید بعد برداشتم را از این اخبار بیان می کنم:

1-     تاسیسات اتمی قم افشا می شود2-     احمدی نژاد چند روز قبل گفت ایران به دنبال خرید اورانیوم غنی شده است. ا.ن گفت سوخت هسته ای با اورانیوم 20% غنی سازی شده را به ما بفروشید.3-     احمدی نژاد پیشنهاد داده مذاکرات گروه 5+1 در سطح سران برگزار شود4-     احمدی نژاد پیشنهاد داده با اوباما مستقیما سر یک میز بشیند و مذاکره کند5-     برای اولین بار در طول تاریخ وزیر امور خارجه ایران رهسپار واشنگتن می شود. اینکه تو اخبار اعلام کردند متکی رفته واشنگتون برای سر زدن به دفتر حفظ منافع ایران در آمریکا فقط برای گم راه کردن افکار عمومی بود6-     ایران و گروه 1 + 5 می گویند گفتگوها " مثبت وسازنده" بود7-     آمریکا گفتگوهای ژنو را "سازنده" خواند8-     اوباما امروز گفت ایران گامهای عملی سریع بردارد.9-     تابناک امروز تیتر زد "به نظر می رسد ایران و آمریکا در پی ابتکاری جدید بر آمده اند"

 از محتوای این اخبار بوی خاصی می آید. مستقیم می روم سر نتیجه ای که می خواهم بگیرم. به احتمال زیاد ایران در غنی سازی اورانیوم برای تولید بمب اتم با شکست مواجه شده است. حداقل با لو رفتن مرکز اتمی قم ایران شانس خود را برای رسیدن به آن بسیار کم می بیند. بهرحال مرکز اتمی قم نیز به ناچار می رود زیر کنترل آژانس قرار می گیرد و ایران نمی تواند آنجا هرکاری دلش خواست را انجام دهد. به عبارتی دیگر می توان گفت ایران فاصله خود را با ساخت بمب اتم بسیار زیاد می بیند. اگر دقت کنید 20 سال است با مخفیکاری و کلی بودجه هنوز فقط توانستند تا 5% اورانیوم را غنی سازی کنند. با این تفاصیل ایران نمی خواهد این فاصله زمانی زیاد را همچنان زیر تحریم ها و بمبارن قطعنامه های سازمان ملل و همچنین انزوای بین المللی بماند. بهمین خاطر بعد از افشا شدن تاسیسات قم، ایران تصمیم گرفته راه دیگری درپیش بگیرد. به احتمال زیاد ایران می خواهد در سطح رئیس جمهوری با سران 1+5 مذاکره کند و امتیازاتی را از آنها بگیرد و در عوض غنی سازی را متوقف کند. فرستادن متکی به واشنگتون برای زمینه سازی این مذاکرات بوده است. حال سئوال اینجاست که چرا احمدی نژاد درخواست اورانیوم 20% کرده است. دلیل آن به نظر من لابد می خواهد در یک مرکز سری دیگر بعد از گذشت چند سال و خوابیدن این ماجرا تحقیقات برای غنی سازی را از این اورانیوم 20% شروع کنند. لابد به این نتیجه رسیده اند اگر بخواهند با همین اورانیوم 5% خودشان ادامه دهند سالها طول می کشد تا اورانیوم 20% برسند. خوب ترجیح می دهند الان اورانیوم 20% را به اندازه کافی  بخرند و در عوض غنی سازی را متوقف کنند سپس چند سال بعد با ساختن یک مرکز سری دیگر کار را از این 20% خریداری شده شروع کنند. با اینکار ایران سه نشان را با یک تیر زده است. اولا از شر تحریمها خلاص می شود دوما کلی امتیاز می گیرد (از جمله الحاق به سازمان تجارت جهانی) و سوما کلی اورانیوم غنی سازی شده 20% را می تواند بخرد. مطمئنا اگر غرب قبول کند به ایران اورانیوم 20% می فروشد ایران حاضر خواهد بود روند غنی سازی اورانیوم را متوقف کند. مطمئنا مذاکراتی آتی ایران این خواهد بود: توقف غنی سازی اورانیوم در قبال خرید اورانیوم 20%.  بنابراین این چند روزه منتظر این خبر باشید" تعلیق غنی سازی اورانیوم در ایران

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 2:17 قبل از ظهر | یکشنبه 12 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

یک سرویس عالی از گوگل

Google Persian Transliteration

 به این لینک بروید و ببینید چطوری میشه فارسی نوشت، حالا اسمش را فارگلیسی بگذارید یا فینگلیش.

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 7:54 بعد از ظهر | چهارشنبه 8 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دستگاه وضو در عربستان . اسلام مدرن !!!!








!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 7:38 بعد از ظهر | چهارشنبه 8 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

جانباز اصلاحات را آزاد کردند و زهرا رهنورد استاد دانشگاه آزاد تهران شد

 دکتر زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی، از ابتدای امسال به تدریس در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی مشغول شده است.سایت جهان نیوز با انتشار این خبر افزود:دفتر فرهنگی دانشگاه آزاد در اقدامی قابل تحسین در ابلاغیه ای خطاب به واحدهای دانشگاهی، خواسته است تا این دفاتر برنامه پرسش و پاسخ در رابطه با شبهات انتخاباتی برگزار کنند.این سایت همچنین نوشت:هم زمان با شروع سال تحصیلی جدید برخی واحد های دانشگاه آزاد برخلاف رویه قبلی خود فضای سیاسی دانشگاه را آزادتر کرده اند.بنابراین گزارش در تعدادی از واحد های دانشگاه آزاد در تهران و برخی شهرهای بزرگ کشور، برخی دانشجویان با هماهنگی با واحد دانشگاهی خود، در برابر درب ورودی دانشگاه به دانشجویانی تازه وارد مچ بندهای سبز می دادند، که این اقدام مورد اعتراض تعدادی از دانشجویان قرار گرفته است

 

از ظهر امروز، بعد از آنکه سعید حجاریان را در دو برنامه تلویزیونی مقابل دیدگان بییندگان سیمای جمهوری اسلامی قرار دادند، او را آزاد کردند.به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، ابتدا برخی سایت‌های اصولگرا در خبر کوتاهی خبر از آزادی این تئوریسین اصلاحات از «زندان اوین»، و نه سوئیت و اقامتگاه مجهز و مخفی را دادند و بعد از آن برادر سعید حجاریان خبر آزادی او را تائید کرد.گفتنی است حجاریان که بعد از سوء قصد سعید عسگر تحت القائات اندیشه‌های افراطیون مخالف جمهوریت نظام، ترور شده بود با مشکلات فراوان جسمی دست و پنجه نرم می‌کرد و به سختی قادر به حرف زدن و راه رفتن است، اما او به جرم تلاش برای انجام انقلاب مخملی بعد از انتخابات بازداشت شد!

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 4:45 بعد از ظهر | چهارشنبه 8 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

از دیشب تهران تبدیل به یک مایکروویو بزرگ شد !

هشدار در مورد امواج پارازیتی شدید اخیر در تهران و بقیه نقاط ایران

قرار گرفن طولاني مدت در معرض پارازيت هاي ماهواره اي مرگ آور است

دريافت فركانس هاي مايكروويو در محدوده 3 مگاهرتز تا 300 گيگا هرتز، بايد آنتني به طور صحيح مقابل ماهواره قرار گيرد تا امواج به طور موازي، با آن برخورد و در كانون جمع شود. در كانون نيز بايد عنصري باشد كه بتواند سيگناهاي چند گيگا هرتز را به فركانس هاي VHF يا ْUHF تبديل كند. اين عنصر همان LAN است كه با دارا بودن كمترين نويز مي تواند سيگنال ضعيفي را كه در فاصله 72 هزار كيلومتر رفت و برگشت داشته، به فركانس قابل نمايش تبديل كنداستاد دروس فركانس بالاي دانشكده پست و مخابرات، گفت: هر كشوري براي ايزوله كردن امواج راديويي و ماهواره اي، بر روي يكسري از فركانسها، پارازيت ايجاد مي كند و با توجه به اينكه فرستنده هاي مختلفي در اطراف ما هستند، دستگاه هاي پارازيت انداز، با توجه به فركانس هاي ارسال شده، بر روي آن اختلال ايجاد مي كنند. مشخصاً توان اين پارازيت اندازها بايد بيشتر از امواج ارسال شده باشد در اين راستا اسيلاتورهايي در پهناي باند مايكروويو استفاده شده كه تمامي كانال هاي ماهواره اي را دچار اختلال كندمهندس مولوي ادامه داد: درايجاد اين نويز، محدوديت وجود دارد اولاً آنتن هاي فرستنده و گيرنده امواج مايكروويو بايد رو به روي يكديگر باشد، ثانياً برد امواج مايكروويو به خاطر اثر زمين بسيار كم است و به اين دليل دكل هايي كه با آنتن هايي در جهت هاي مختلف براي پوشش تمامي زوايا به كار مي رود. اما به خاطر اثر زمين، اين امواج اثر چنداني ندارند و نهايتاً برد 2 كيلومتري دارند به اين دليل براي پوشاندن تمامي نقاط شهري مانند تهران، نيازمند 100 دكل در مكان هاي گوناگون هستيم. قدرت باندهاي ارسال شده بالاتر از قدرت امواج مايكروويو يعني از 500 الي 600 مگا هرتز تا چند گيگا هرتز است و البته دست هايي با اين قدرت، بسيار گران است، كه اغلب در جنگ هاي الكترونيك براي اختلال در رادارها استفاده مي شودعضو هيات علمي دانشكده پست و مخابرات گفت: اين امواج بر روي تلفن ثابت تاثيري ندارد اما با ارسال در باند 900 مگاهرتز بر روي تلفن همراه اختلال ايجاد مي كند. همچنين اثرات سوء براي بدن انسان و موجودات زنده داردوي در رابطه با اثرات امواج مايكروويو بر روي بدن انسان و موجودات زنده، اظهار داشت: طبق مطالعات انجام شده، اثرات سو اين امواج را مي توان از چند ديدگاه بررسي كرد. با توجه به اينكه هر جسمي داراي مقدار معيني عمق نفوذ است، هنگام تشعشع امواج مايكروويو و برخورد آن به بدن، مقداري از آن جذب و مقداري عبور مي كند. امواج الكترومغناطيس در قسمت هاي عضلاني بدن نسبت به بافت هاي چربي، عمق نفوذ كمتر و جذب بيشتري دارند، لذا امواج مايكروويو بر روي بافت هاي عضلاني بيشترين تاثير رادارد و اين امواج پس از نفوذ نوعي اثر گرمايي در بدن توليد مي كنند. وي در ادامه گفت: اثر گرمايش داراي دو تاثير است اولاً يكسري جريان هاي القايي را به وجود مي آورد كه اين جريان هاي يوني القا شده، باعث مي شود درجه حرارت بدن بالا رود و همچنين باعث بر هم كنش مولكول هاي قطبي سبب توليد ميدان ها مي شوند. با توجه به شرايط فيزيولوژيكي بدن افراد، اين قدرت جذب متفاوت است و چگالي سطحي هر بدن، مقداري از ايت تشعشعات را جذب مي كند كه در مدت زمان طولاني كه در معرض آن قرار گيرد اثرات سوء بر روي بدن مي گذاردمهندس مولوي خاطر نشان كرد: باندهايي كه بالاتر از 20 مگاهرتز تا 200 گيگا هرتز هستند بر روي بدن اثر مي گذارند، اما بيشترين اثر مربوط به باندهاي بالاتر از 300 مگاهرتز بعني امواج مايكروويو و پارازيت اندازها استطبق مطالعات انجام شده از بين رفتن تعادل دماي بدن، به طوري كه بيش از 5 درجه سانتيگراد باشد، براي انسان مرگ آور است و بيشتر از يك بمب اتمي براي افراد خطرناك است. البته اين خطر در مورد آنتنهاي BTS (دكل هاي انتن تلفن همراه) كه قدرت چنداني ندارند كمتر است و در مدت زماني طولاني تر نسبت به امواج مايكروويو تاثير مي گذارد از روز گذشته با نصب چندین انتن و تقویت سیگنالهای HI POWER پارازیت تقریبا کلیه کانالهای فارسی زبان ماهواره ای غیر از VOA در مناطق مرکزی ، شمال و شمال غرب تهران عملا از دسترس خارج شدند . این تحرکات که پیش تر و بعد از وقوع کودتا و وقایع پس از آن با شدت کمتری از سوی سپاه آغاز شده بود حال تنها با گذشت یک روز از خرید شرکت مخابرات توسط سپاه ، مجددا آغاز گردیده است . کارشناسان یکی از دلایل این امر را محبوبیت فوق العاده کانال فارسی زبان “فارسی1″ و تاثیر آن بر کاهش چشمگیر مخاطبان صدا و سیما به عنوان اهرم جریان ساز نظام میدانند . شدت این امواج به حدی است که در صورتی که در فاصله نزدیک به آنتنهای ارسال پارازیت برای مدت طولانی تکه ای گوشت یا مرغ قرار گیرد ، پخته میشود . به نظر میرسد که با توجه به آثار سوء این امواج که در دراز مدت باعث ایجاد انواع ناراحتیهای پوستی ، سرطان و خون میگردد ، تنها مسئله ای که کوچکترین اهمیتی برای دست اندرکاران این تهاجم الکترونیک ندارد ، جان و سلامت شهروندان تهران است .

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 2:35 قبل از ظهر | چهارشنبه 8 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

صدا و سیما بر سر دو راهی!!

شاید شما هم مثل من و خیلی های دیگر در این روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری با عزمی راسخ تصمیم گرفتید تکلیف خودتان را با تلویزیون برای همیشه روشن کنید و با با پرت کردنش از پنجره اتاق از دست این رسانه ملی راحت شوید؛ ولی هر وقت برای انجام کار قدم برمی دارید با ممانعت یکی از اعضای خانواده روبرو می شوید که سعی می کند با یادآوری پخش زنده فوتبال -البته با دیدن اخبار در حین مسابقه- شما را از تصمیم تان منصرف کند.



خوب مگر این جادوی قرن بیستم چه بر سر ما آورده که این طور به نابودی اش کمر بسته ایم؟

در آخرین روزهای ریاست 10 ساله علی لاریجانی بر سازمان صدا وسیما بود که نام عزت الله ضرغامی معاون وقت صدا و سیما در امور استانها و حقوقی و امور مجلس به عنوان جانشین لاریجانی مطرح شد.

پایان دوران لاریجانی خبر خوبی برای اصلاح طلبانی بود که به خاطر پخش برنامه هایی  همچون کنفراس برلین دل خوشی از عملکرد وی نداشتند.البته این تنها اهالی سیاست نبودند که از این تغییر خوشحال به نظر می رسیدند؛ هنرمندان و به خصوص اهالی موسیقی هم به خاطر مشی محافظه کارانه لاریجانی که نمونه آنرا در عدم پخش ساز های موسیقی به یاد داریم ، از این جایگزینی استقبال نمودند.

ضرغامی که از فارغ التحصیلان رشته مهندسی عمران دانشگاه صنعتی امیرکبیر است و مانند بسیاری از مدیران جمهوری اسلامی کارشناسی ارشد مدیریت را همزمان با کار اداری اش گذرانده در ابتدای حضور در جام جم تلاش زیادی برای نشان دادن چهره ای میانه رو از خود نشان داد.

او به علت سالها زندگی در محله نازی آباد و حضور در دانشگاه امیرکبیر از دوستان نزدیک سعید حجاریان، محسن میردامادی و عباس عبدی به شمار می رفت. شاید همین دوستی ها بود که در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 شاهد حضور افرادی مانند میردامادی که جز متحصنین مجلس ششم محسوب میشد در رسانه ملی بودیم. عملکرد بی طرفانه ضرغامی در آن دوره از انتخابات که با طرح ریزی برنامه های مختلف و امکان استفاده یکسان به تمام کاندیداها همراه بود تحسین اکثر گروه های سیاسی را همراه داشت.

اما با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد شاهد تغییرات گستردهای در جام جم بودیم.تغیراتی که بیشتر یادآور جدایی عزت الله ضرغامی از جمع دانشجویان اشغال کننده سفارت آمریکا و نزدیکی او به جناح راست دفتر تحیم وحدت در دوران دانشجویی بود.در دوران دولت نهم با افزایش قدرت نظامیان و در راس آنها سپاه پاسداران با نفوذ بیش از پیش این نهاد نظامی در بخش های مختلف کشور مواجه شدیم.
ضرغامی که به خاطر سابقه عضویت در سپاه و نهاد های نظامی که تا پس از کناره گیری خاتمی از وزارت ارشاد و حضور ضرغامی در آن وزارت خانه به طول انجامید سبب شد تا صدا و سیما به یکی از سازمان های نزدیک به سپاه پاسداران تبدیل شود.


در این دوران شاهد حضور افرادی در تلویزیون بودیم که سابق طولانی در همکاری با سایت های تندروی محافظه کار را در کارنامه خود داشتند؛ تاثیر این رفت و آمد ها را به راحتی می شد در نحوه خبر رسانی و تهیه برنامه های سیما مشاهده نمود.


فعالیت های گسترده و علنی بخش های مختلف خبری علی الخصوص خبر 20:30  در راستای منافع گروه خاصی از سیاسیون سبب نارضایتی بخش زیادی از مخاطبین  نسبت به عملکرد سازمان شد.
با نزدیک تر شدن به زمان انتخابات دهم علی رغم دستورات قانونی سازمان ها و نهاد های مختلف به عملکردی بی طرفانه از سوی صدا وسیما اما حتی تا چند روز پس از شروع زمان تبلیغات ،رسانه ملی به خبر رسانی از فعالیت های دولت نهم مشغول بود.از سفر های استانی هیئت دولت در دقیقه نود و تبلیغات گسترده در باب موفقیت های دولت نهم گرفته تا دعوت از حامیان دولت در برنامه های سیما از اهم فعالیت های رسانه ملی در این دوران به شمار می رفت یکی دیگر از شاهکار 20:30 در این دوران پخش خبر جعلی اعتراض مراجع و روحانیون به پخش تصاویر ایشان در فیلم تبلیغاتی میر حسن موسوی بود که البته با صدور بیانیه های رسمی مراجع این فتنه انگیزی نیز مشخص شد. این فعالیت ها ادامه یافت تا آن جا که مهدی کروبی مجبور شد با نوشتن نامه ای به ضرغامی، آخرین اخطارهای قانونی را از زبان خودش به او یادآوری کند.
ضرغامی که با پخش مناظرات و جذب مخاطب 150 میلیونی برای رسانه ملی خود را در قامت موفق ترین رئیس این سازمان در 30 سال گذشته می دید پس از صحبت های محمود احمدی نژاد در 13 خرداد و تهمت های رئیس دولت به شخصیت های برجسته نظام و خانواده هایشان  در برابر آزمون دشواری قرار گرفته بود.در خواست افرادی مانند آیت الله هاشمی رفسنجانی و حجت الاسلام ناطق نوری و خانواده های آنان و همچنین تلاش جبهه مشارکت برای دفاع از عملکرد خود ، ضرغامی را بیش از پیش تحت فشار قرار داد.اما این با نیز رییس سازمان با مشورت دوستان مشترک خود و دولت با بی اعتنایی به در خواست شاکیان ، برای حفظ عدالت 20 دقیقه وقت طلایی را در 20 خرداد در اختیار احمدی نژاد قرار داد تا او در آخرین روز تبلیغات بهترین هدیه را از طرف ضرغامی دریافت کرده باشد.


پس  از انتخابات و با فتح دوباره پاستور توسط احمدی نژاد و یارانش و همچنین دستگیری عده زیادی از اصلاح طلبان رسانه ملی با سانسور شدید اخبار مربوط به معترضین به نتیجه انتخابات سعی در آرام جلوه دادن اوضاع داشت.البته پخش مستقیم سخنرانی پیروز انتخابات در میان هوادارنش و در جشن پیروزی باعث خشم مخالفین دولت شد که فردای آن روز با شعارهایی علیه صحبت های رییس دولت بزرگترین تظاهرات مدنی در ایران پس از انقلاب را برگزار نمودند.البته فردای آن روز یعنی روز سه شنبه صدا و سیما برای جلوگیری از اشغال دوباره خیابان های تهران به دست مخالفین دولت ،با اعلام جشن پیروزی ملی در میدان ولی عصر و دعوت مردم به آنجا ،سعی در وارونه جلوه دادن اوضاع داشت که با تغییر برنامه طرفداران مهندس موسوی ، جمعیت عظیمی را روبروی مقر خود در خیابان ولیعصر مشاهده نمود.


پس از این جریانات و ادامه دروغ پراکنی های 20:30 و هم چنین پخش اعترافات متهمین –که اعتراض رهبری را نیز برانگیخت-و تهیه برنامه هایی چون مستند هسته ای که اهانتی آشکار به مسئولین سابق نظام بود فاصله ای  زیاد میان مردم و رسانه ملی که دیگر مخالفین آنرا ملی نمی دانستند  بوجود آمد. تا آنجا که در نظرسنجی های سایت های مختلف خبری در رابطه با میزان رضایت مندی از سریال های سیما در ماه رمضان بر خلاف سالهای اخیر قریب به 70 درصد نظردهندگان رای به عدم موفقیت ضرغامی و یارانش دادند.


اکنون که بیش از هر زمان دیگرشاهد فعالیت کانال های ماهواره ای فارسی زبان هستیم و با وجود شبکه های خبری چون بی.بی.سی فارسی و صدای آمریکا و وشبکه هایی که جدیدترین فیلم های جهان را به زبان فارسی نمایش میدهند آیا رسانه ملی راهی برای بازگشت به خانه های ایرانیان دارد؟


در ابن وضعیت به نظر می رسد صدا و سیمادو راه پیش رو دارد.راه اول این است که  با بازنگری در شیوه عملکرد خود،تغییرات گسترده ای در سیاست های خود در جهت بازگشت به بی طرفی و جذب رضایت عمومی  انجام دهد. راه دوم اما کمی مشکل تر به نظر می رسد و آن اینکه این بار نیز با کمک نیروهای انتظامی و وزارت ارتباطات با جمع آوری دیش های ماهواره و اختلال در سیستم اینترنت مخاطب را مجبور به استفاده مجدد از رسانه ملی کند.


به نظر شما مدیران سازمان صدا و سیما کدام راه را انتخاب می کنند؟

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 1:42 قبل از ظهر | سه شنبه 7 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تولدت مبارک آمیر حسین

. راستی چند ساله میشوی ؟ بگذار ببینم ... برای بعضیها سه سال بعد از انقلاب به دنیا آمدی سه ماه بعد از انتخابات برایشان بزرگ شدی . هعمانها تولد تو را زیاد بخاطر ندارند و یا نمیخواهند که داشته باشند . در خانواده ای بوده که زیاد یاد شدنی نیست یا اگر هم باشد الفاظ آن یاد را امروز شایسته تو نمیدانند . برای خیلیهای دیگر دو ماه پیش از انتخابات به دنیا آمدی سه ماه بعد از آن پیرشان شدی . هم تو برای آنها پیر شدی هم آنها برای تو . تو پیر طریق آنها شدی آنها پیر طریق خودشان . نمی بینی ؟ ذره ذره پیر شدنهای جوانی ما را ؟ منتی بسر تو نیست منتت را هم داریم . جوانی مان داشت پیر میشد در طریقی که تهش هرجا که بود اینجا نبود . امروز اینقدر پیر شده ایم که حتی بتوانیم بمیریم . آنهم چه جور ... خواب اینگونه زیبا مردن را هم نمی دیدیم ... نمیخواهم تو را بزرگ کنم بزرگتر از آنی که هستی . نمیخواهم قهرمانت کنم قهرمانتر از آنی که باید باشی . بالاخره بعد از اینهمه سه و هفت و چهل است که یک تولد هم داریم . تولد که زیاد داریم . دستگیر که میشویم یکجور متولد میشویم ، اعتراف که میکنیم یکجور ، تجاوزمان که میکنند یکجور دیگر ، جمع که میشویم یکجور ، همه اش تولد است ولی غریبه نیستی گریه مان میگیرد آمیرحسین . شاید اولین گریه بعد از تولدمان باشد ولی وقتی کسی متولد میشود خودش گریه میکند الآن او میخندد ما گریه میکنیم ...

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 1:34 قبل از ظهر | سه شنبه 7 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دومين نامه مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی: پاسخ شما به مردمی که از وظايف مجلس تحت رياست شما در شرايطی

بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آيت الله هاشمی رفسنجانی
رياست محترم مجلس خبرگان رهبری
با سلام
اين دومين نامه ای است که پس از شبه انتخابات رياست جمهوری اخير به شما می نويسم. نامه اول را پس ازآن به شما نوشتم که اخباری بسيار ناگوار و تکان دهنده از درون بازداشتگاهها به گوش من رسيد و بر خود ديدم که از شما بخواهم بنا بر جايگاه حقوقی خود به اين اتفاقات رسيدگی کنيد و نگذاريد در جمهوری اسلامی تعرض به جان و مال و ناموس مردم تبديل به امری معمول و عادی شود. متاسفانه اما آن نامه اثری در مسئولان نکرد و ديديد که بی توجهی و بی حرمتی به حقوق مردم، چه آتشی به خرمن اعتماد زد و چه آبرويی از نظام ما زايل کرد. البته صلاح مملکت خويش مسئولين دانند. با اين حال اگر آن نامه سرانجامی پيدا نکرد با خود گفتم که شايد رسيدگی به آن نامه از دايره اختيارات شما خارج بوده است.اکنون اما اين نامه دوم را از آن روی به شما می نويسم که ديدم اجلاسيه مجلس خبرگان رهبری برگزار شد و آنچه در اين مجلس بايد مطرح می شد، مطرح نشد و آنچه بايد توسط اعضای آن مجلس مورد کنکاش قرار می گرفت، مورد کنکاش قرار نگرفت؛ و در يک کلام مجلس خبرگان که ممتاز ترين نهاد نظارتی در نظام جمهوری اسلامی بايد باشد به نهادی بی اثر تبديل شد؛ و ماحصل اين اجلاس صرفا چند سخنرانی و صدور بيانيه ای بود که بدون برگزاری اجلاس وجمع شدن اعضای محترم آن مجلس و زحمت بردن بسيار، هم می شد آن را انجام داد.ينچنين بود که تصميم گرفتم اين نامه را به شما بنويسم و رشادت ها و دليری های حضرت امام خمينی و نيروهای انقلابی در عصر ستمشاهی را يادآوری کنم و تاکيدی که امام و شاگردان او همچون من و شما بر مقابله با ظلم و جور داشتيم را به خاطر شما بياورم، و توضيح دهم که فلسفه وجودی مجلس خبرگان رهبری و مسئوليت اعضای آن چه بود، تا بعد شما خود داوری کنيد که در شرايط خطير کنونی چه مسئوليتی بر عهده شما بوده و هست و شما تا چه حد جايگاه صندلی ای که بر آن تکيه زده ايد را حفظ کرده و به چه ميزان در جايگاه رياست مجلس خبرگان، حافظ انقلابی بوده ايد که اصلی ترين هدف آن مقابله با بی عدالتی وتضييع حقوق مردم بوده است.

جناب آقای هاشمی
امام خمينی در شرايطی سخت و خطير و در تاريکی استبداد پهلوی، برای دفاع از اسلام و آزادی مردم از استبداد و استعمار، پنجه در پنجه نظامی انداخت که مستظهر به حمايت خارجی و تا بن دندان مسلح بود و خون جوانان را به ارزانی در خيابانها می ريخت. شما که يکی از شاگردان امام و در رکاب ايشان بوديد می دانيد که اگر نبود اعتقادی الهی و عزمی راسخ، مقابله با قدرت مطلقه شاه و استبداد شاهنشاهی و آن فداکاری ها و جانفشانی ها ميسر نمی شد. حتما به خاطر داريد که در آن شرايط هولناک و در راه مبارزه با جور و استبداد، ابتدا تعداد همراهان همدل در صنف روحانيت بسيار کم بود. هنگامه خطر کردن بود و زمانه زندان و شکنجه و بگير و ببند و تبعيد و دربدری و آوارگی. نه احتمالی قوی به پيروزی بود و نه برنامه ای برای تقسيم غنايم. ايمان و باور قلبی به اسلام و عدالت و مردم در دلهای ما حاکم بود و شوق قدم زدن در بيابان به قصد کعبه. آن رشادت ها و فداکاری ها به رهبری حضرت امام به انقلابی اسلامی و ضد استبدادی منجر شد که ما امروز وارثان آن هستيم و عدالت خواهی آن به مرزهای کشور نيز محدود نميشد و هدفی جهانی داشت از جمله در سرزمين فلسطين و قدس شريف.

جناب آقای هاشمی
من در مقام يکی از شاگردان مکتب امام خود را مديون ايشان و رهبری شجاعانه شان می دانم و با خود عهد کرده ام که تا پايان عمر در رکاب آن انديشه و حافظ آن ميراث گرانقدر اسلامی و ضد استبدادی باشم. چه باک که در اين مسير در نظام جمهوری اسلامی دفتر شخصی و دفتر حزبی مهدی کروبی را پلمپ کنند و روزنامه اش را توقيف و يارانش را نيز در بند سازند. چه باک که جريده هايی دهان دريده به اسم ايران و وطن، از زمين و کيهان بر من بتازند و بيت المال را خرج فحاشی خود کنند و از اين راه مواجب بگيرند و رسانه ملی را نيز تبديل به يک توپخانه حزبی و سياسی عليه اينجانب سازند و نماز مقدس جمعه را هم به مقاصد سياسی خود بيالايند و به مرکزی برای حمله به ياران امام راحل مبدل کنند. من اما تحمل تمام اين مصائب را برای خود شيرين ساخته ام با يادآوری آنکه چگونه طوفان های سهمگين و فراز ونشيب های دوران سخت پيش از انقلاب و پس از آن سپری شد و چگونه عزم و اراده بی نظير امام و پايداری همراهان پولادين قدم، قساوت و شقاوت ساواک و دژخيمان پهلوی را به لذت پيروزی خون بر شمشير و غلبه حق بر باطل مبدل ساخت. کام من چنان از آن پيروزی ها شيرين است که تلخی برخی مصائب گذرا اثری بر من نداشته و نخواهد داشت.
نيک می دانم که شما نيز در اين مسير در رکاب حضرت امام تمام آن مصائب و سختی ها را تجربه کرده ايد و برخلاف عده ای ديگر، می دانيد که نظام جمهوری اسلامی متکی بر سرمايه ای بسيار گرانبها و رشادت هايی بس فراوان است. شما سی سال در خدمت اين نظام بوده ايد و ميدانيد که اين نظام چه مصائب و مراحل پرخطری را در مبارزه با گروههای التقاطی و الحادی پشت سرگذاشته است و چه هزينه هايی برای اعتلای نظام اسلامی و برقراری حاکميت جمهور پرداخت شده است. وا اسفا اما که امروز دستاورد ما از آن همه رشادت و مقابله با استبداد و عدالتخواهی چيست و به کجا رسيده ايم؟
می بينم که اجلاس خبرگان برگزار می شود و شما نه سخنی در انتقاد از شرايط حاکم بر کشور بر زبان می آوريد و نه انتقادی را بنا به وظيفه خود منتقل می کنيد و از همه عجيب تر در اختتاميه مجلسی بدين اهميت در زمانه ای بدين حد خطير غايب می شويد. از خود می پرسم آيا اين همان اکبر هاشمی است با همان روحيه ای که قبل و بعد از انقلاب در او سراغ داشتيم؟ به ياد می آورم که شما .......چگونه با رشادت در حضور امام نيز هر گاه که مطلبی را لازم می ديديد هرچند که برخلاف نظر امام بود بر زبان می آورديد. به ياد دارم جلسه ای را که در حضور حضرت امام بوديم و ايشان وصيتنامه خود را به ما ابلاغ کردند و نظر خواستند و همه سخن در تاييد گفتند اما شما نکته ای را که داشتيد در خود فرونبرديد و بر زبان آورديد و امام نيز با بزرگواری سخن شما را پذيرفتند و بدان عمل کردند.


جناب آقای هاشمی
شما با رای مردم و نمايندگان آنها در مجلس خبرگان در راس نهادی قرار گرفته ايد که حساس ترين و پراهميت ترين نهاد در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران است. نهادی که مطابق اصل ۱۰۸ قانون اساسی عهده دار معماری و نظارت بر راس هرم قدرت در ساختار حکومتی ايران است و مسئول انتخاب و تعيين رهبری و نظارت برعملکرد آن و سازمانهای تابعه اش. اين حقوق و اختيارات را نيز هيچ فردی به آن مجلس نداده است که بخواهد از آن مجلس پس بگيرد و وديعه ای نيست که هر وقت پسنديدند از آن مجلس بستانند. حق آن مجلس در انتخاب و نظارت و مراقبت بر رهبری برآمده از قانون اساسی است و مستظهر به رای ملت ايران. اين مجلس از چنان جايگاهی برخوردار است که هيچ نهادی حق قانونگذاری در خصوص آن را نيز ندارد و اعضای اين مجلس خود حق تعيين شرايط کاری و نظارتی برای خود را دارند.
اجلاس خبرگانی با چنين جايگاهی منحصر به فرد، در شرايط خطير کنونی برگزار شد و پرسش من از شما به عنوان رئيس اين مجلس است که آيا اين مجلس بر اساس و ظيفه خود در اين اجلاس عمل کرده است؟ آيا آن نطق های پيش از دستور و آن گزارش و بيانيه ای که صادر شد به واقع پاسخگوی پرسش ها و ابهامات جامعه امروز ايران بود؟ اگر جناب آيت الله دستغيب با آن سوابق درخشان و پايگاه عميق مردمی که دارند نيز در آن مجلس سخنی را از سر دلسوزی گفتند چنان با ايشان برخورد شد و از ضرورت طرد و حذف و تنبيه ايشان سخن به ميان آمد که گويی در آن مجلس جز به تمجيد و تجليل نبايد سخن گفت و هيچ خبره ای حق انتقاد از شرايط کشور را ندارد و دهان آن خبره ای که از هفت خوان شورای نگهبان گذشته و توانسته به مجلس خبرگان راه يابد را بايد با خاک پر کرد تا مبادا جز به مداحی و تجليل از شرايط موجود سخنی بگويد! به راستی که ما به کجا می رويم؟ و اگر قرار بر اين بود و هدف مقدس همه ما در مبارزه با استبداد و استعمار رسيدن به چنين نقطه ای بود چه احتياجی بود به مجلس خبرگان؟ اگر قرار بر اين است که در مجلس خبرگان هيچ خبره ای جز به تاييد سخن نگويد آيا بهتر آن نيست که اجلاس سالانه ای هم برگزار نکند؟ به راستی ديگر چه احتياجی است به هزينه کردن از بيت المال و داشتن ساختمان و دفتر و کارمند واين همه هزينه کردن. آيا بهتر نيست چنين مجلسی را بگذاريد فقط برای روز مبادا که خدای نکرده اتفاقی برای مقام رهبری رخ دهد؟

اجلاسيه مجلس خبرگان برگزار شد و توقع آن بود که نمايندگان مردم در اين مجلس نگاهی موشکافانه به آنچه روز انتخابات ۲۲ خرداد رخ داد و حوادث و بحران های قبل و پس از آن داشته باشند. گمان اما نمی کردم که در اين اجلاس، خبرگان ملت، بحران مبتلا به کشور را "فتنه" بخوانند و چنين به اميد پاک کردن صورت مساله ، سر خويش را به زير برف کنند. به راستی جنابعالی که قبل از انتخابات "آتشفشان" خشم مردم را روشن ديده و آن را اعلام عمومی کرده بوديد چگونه تاييد فرموديد که تصاعد اين آتشفشان را امواج فتنه بخوانند و چنين بی دغدغه از کنار شرايط خطير مترتب بر کشور بگذرند؟
در عجبم که با قانون اساسی، اين ميراث گرانبهای امام و خونبهای شهيدان و ثمره تلاش و پايمردی رهروان انقلاب، و با يکی از اصلی ترين پايه های آن که همانا مجلس خبرگان رهبری است چه رفتاری می شود! و عظمت اين مجلس و جايگاهی که می تواند در حفظ و سلامت نظام جمهوری اسلامی و احقاق حقوق مردم داشته باشد، چه سرنوشتی پيدا کرده است!

رياست محترم مجلس خبرگان رهبری
امام اگر اين مجلس را مايه تقويت رهبری می دانستند منظورشان نه فقط قدردانی و تاييد محسنات که نقد ايرادها از طريق اعمال و انجام وظيفه نظارتی نيز بود. متاسفانه اما جايگاه اين مجلس در سالهای گذشته بدانجا رسيد که نمايندگان ادوار آن همچون آيات عظام رحمت الله عليهم احسان بخش و جمی و عبايی خراسانی و خلخالی و آيت الله عباسی فر را قلع و قمع کردند و تيغ نظارت استصوابی بر گردن آنها نهادند و کسی هم دم بر نياورد که اين چه بلايی است که بر سر خبرگان ملت اين نظام می آورند و مگر آنها چه گناهی کرده بودند که مستحق حذف قرار گرفتند. نتيجه آن سکوت ها است که امروز عده ای به خود جرات می دهند به محض شنيدن صدايی ناخوشايند از يک نماينده، فرياد اخراج و حذف او را سر دهند. غافل از آنکه چنين اختناق و سختگيری هايی آن هم در حق يک نماينده مجلس خبرگان با هيچ عقل سليمی قابل توجيه نيست. چگونه می توان برای مردم توجيه کرد خفه کردن و بستن دهان يک نماينده مجلس خبرگان را که وظيفه ای سنگين برعهده او گذاشته شده است صرفا بدان دليل که حرفی ناخوشايند عده ای زده است؟ اين دم خروس چيزی نيست که بتوان به راحتی از عهده پنهان کردنش برآمد؟ و بايد که مقام رهبری خود وارد عمل شوند و در برابر اين بی حرمتی ها در حق يک نماينده مجلس خبرگان بايستند و ممانعت به عمل آورند. و به راستی آيا مجلسی با اين ترکيب که تحقير عضو آن نيز چنين رايج و ممکن است چگونه می تواند در هنگامه ای سخت و در روز مبادا، تصميمی شايسته و بايسته برای کشور و ملت بگيرد؟

جناب آقای هاشمی
پاسخ شما چيست به مردمی که از وظايف مجلس تحت رياست شما در شرايطی چنين خطير پرسش می کنند؟ آيا اگر مجلس خبرگان در اجلاس خود نگاهی گذرا به آنچه که در چهار سال گذشته بر اين مملکت رفته است می انداخت نمی توانست بسيار بهتر زمينه های پيدايش بحرانی که بر مملکت حاکم است - و شما البته فتنه اش خوانده ايد- را دريابد؟ شما در سخنرانی های قبل و بعد از انتخابات خود بارها به بحران های اقتصادی و به هم خوردن سند چشم انداز در کشور و انحراف از آن اشاره کرده ايد ولی آيا پرداختن به اين بحران ها نبايد جايی در مجلس خبرگان پيدا می کرد؟ آيا در وظيفه شما در مجلس خبرگان نيست که رسيدگی کنيد به آنچه که به نام خصوصی سازی و انجام اصل ۴۴ قانون اساسی انجام می شود و نهادهای تحت نظارت رهبری همچون سپاه و ستاد اجرای فرمان امام (که بنا به فرمانی که امام به بنده و آيت الله حسن صانعی دادند قرار بود حداکثر طی دو سال کليه اموال توقيفی اش يا رفع توقيف و يا با بررسی دقيق در صورت نامشروع بودن مصادره شود و اين ستاد به کار خود پايان دهد؛ ستادی که نوه گرامی حضرت امام نيز بارها گله کرده و درخواست داشته اند که در صورت تعطيل نکردن آن حداقل لفظ "امام" را از عنوان آن بردارند) سهام يک وزارتخانه دولتی را در نيمی از يک ساعت به نام خود می کنند و به نام خصوصی سازی حماسه ای ديگر در ادامه و تکميل حماسه انتخابات رياست جمهوری اخير می آفرينند؟ به راستی تا چه حد در اين اجلاس به سياست خارجی بدون طرح و برنامه ای که موجب وهن نظام ما در مجامع بين المللی شده است پرداخته شد؟ آيا مشکلات اجتماعی حاکم شده بر کشور و امنيتی کردن فضای سياسی جامعه و دانشگاه ها و مراکز مختلف کشور از هيچ اهميتی برای بررسی برخوردار نبود که اعضای آن مجلس توجهی بدان نکردند؟ به راستی تا چه حد در اين اجلاس به عملکرد برخی سازمانهای تحت نظارت رهبری که نظارت عاليه بر آنها بر عهده شما در مجلس خبرگان است رسيدگی شد؟ آيا مروری نکرديد بر انچه در رسانه به اصطلاح ملی ما می گذرد و افتی که مخاطبان اين رسانه پيدا کرده اند؟ آيا صحبتی در اين خصوص شد که چرا سه کانديدای به ظاهر ناکام شبه انتخابات اخير را در قوطی می کنند و ياران آنها را در سلول انفرادی می اندازند و آنها صرفا در گذر از سلول های انفرادی است که می توانند راهی به آن رسانه ملی آن هم برای پخش اعترافات پيدا کنند و با اين حال درهای اين رسانه اما به روی حاميان کانديدای پيروزخوانده و دادستان محترم کشور باز است که بيايند و سخنان خود را يکسويه عليه کانديداهای ديگر مطرح کنند و بروند؟ آيا شما بر اين نکات واقف نبوديد؟ واقف بوديد و اگر در اين اجلاس به آنها اشارتی نشد آيا اين بدان مفهوم نيست که روحيه عدالت خواهی و رشادت انقلابی از ميان ما رخت بربسته و زايل شده است؟ و امروز به راستی چه پاسخی داريد در برابر آنهايی که مدعی اند اين مجلس وظيفه نظارتی خود را فراموش کرده و به نهادی بی اثر و تبليغاتی مبدل شده است؟ آيا جای آن نبود که اعضای اين مجلس سه کانديدای معترض به نتيجه انتخابات را که همگی از سرمايه ها و خدمتگزاران اين نظام بوده اند فرا می خواند و سخن آنها را می شنيد و پس از آن مبادرت به صدور بيانيه خود می ورزيدند؟

جناب آقای هاشمی
بر خود می بينم که بخشی از تعبير حضرت امام در خصوص جايگاه مجلس خبرگان را برای شما و ديگران يادآور شوم که فرمودند:«اکنون شما ای فقهای شورای خبرگان و ای برگزيدگان ملت ستمديده در طول تاريخ شاهنشاهی و ستمشاهی، مسئوليتی را قبول فرموديد که در راس همه مسئوليت هاست، و آغاز به کاری کرديد که سرنوشت اسلام و ملت رنج ديده و شهيد داده و داغ ديده در گرو آن است. تاريخ و نسل های آينده درباره شما و ملت قضاوت خواهند کرد و اولياء بزرگ خدا ناظر آرا و اعمال شما می باشند: والله من ورائهم مُحيط و رقيب. کوچکترين سهل انگاری و مسامحه و کوچکترين اعمال نظرهای شخصی و خدای نخواسته تبعيت از هوای نفسانی که ممکن است اين عمل شريف را به انحراف کشاند بزرگترين فاجعه تاريخ را بوجود خواهد آورد».
و به راستی چه نسبتی است ميان عملکرد کنونی اين مجلس با انچه امام در خصوص جايگاه آن مجلس بر زبان آورده اند و اختياری که قانون اساسی و تدوين کنندگان آن بنا به رای مردم به اين مجلس و نمايند گان آن اعطا کرده است؟ چه جای انکار است که مجلسی چنان مهم در زمانه ای چنين خطير به نهادی بی اثر مبدل شده است. و من مهدی کروبی امروز اين نامه را به شما نوشتم و از باب تذکر و يادآوری اين نکات را بازگو کردم تا به وجدان خويش در برابر امام راحل، انقلاب و مردم شريف ايران عمل کرده و نشان داده باشم که آنچه بر آن مجلس می رود نه به نفع نظام است و نه به نفع مردم و نه تضمين کننده جمهوريت و اسلاميتی که بيش از ۹۸ درصد مردم در فروردين ۱۳۵۸ به آن رای دادند.

والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته
مهدی کروبی
ششم مهر ۱۳۸۸

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 1:25 قبل از ظهر | سه شنبه 7 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

جواد لاریجانی، و افاضات شون

امروز باورم نشد وقتی افاضات جوادشون را خواندم!


بررسی موضع‌گیری‌های آقای محمد جواد لاریجانی که چند سالی است در سمت بی ‌مسمای "دبیرستاد حقوق بشر قوه قضائیه" انجام وظیفه می‌نماید در ایام پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری و تقلبی که احمدی نژاد را بار دیگر بر کرسی رئیس دولت نشان داد در برابر معترضان به این نتیجه و رفتار آقایان موسوی و کروبی بسیارقابل توجه و تامل است.ایشان که در برابر همه فجایع و جنایات ضد حقوق بشری انجام شده پس از 22 خرداد تاکنون، که دست بخشی از قوه قضائیه تا مرفق در رخداد اینها آغشته است، به عنوان دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه سکوت مطلق پیشه کرده و چشم فرو بسته است هر از گاهی لازم می‌بیند(لابد برای انجام وظیفه و تکلیف شرعی) مصاحبه ای انجام داده و مردم بی دفاع در جنبش سبز و رهبران آن را مورد نوازش قرار داده و از مواضع اصولگرایانه در انجام فجایع و جنایات ضد حقوق بشری شان دفاع نماید و به آنها پشتگرمی دهد که باز هم اسب سرکوب را در میدان سیاست بتازند و نگران توجیه و نظریه‌پردازی‌اش نباشند که ایشان آماده انجام آن است!از این روست که آقای لاریجانی در آخرین مصاحبه‌اش از موضع دفاع از خط امام و نظام به شبیه‌سازی آقای موسوی با فردی پرداخته است که یکی از منفورترین افراد نزد ملت ایران است و در واقع از طریق این شبیه سازی خواسته محبوبیت ایشان را زایل و اسباب برخورد با وی را از طرقی که برهمه روشن است فراهم سازد و وظیفه حقوق بشری خود را به انجام رساند؟

سئوالی که مطرح می‌شود اینکه آقای لاریجانی در پی چیست ؟

برای پاسخ به این باید سوابق و عملکرد ایشان را در سالهای قبل و پس از انقلاب اسلامی بررسی و تحلیل کرد که در حوصله این مقال نیست اما به مناسبت دفاعی که ایشان از خط امام و نظام کرده اند فقط به دو فراز از سوابق و عملکرد ایشان در این باره اشاره می‌شود: در رابطه با خط امام مخالفت ایشان با حکم امام خمینی در باره ارتداد سلمان رشدی مشهورتر از آن است که نیاز به شرح و بسط داشته باشد، مخالفتی که به طرد او از مقام معاونت وزارت امورخارجه و هر شغل سیاسی دیگر تا رحلت امام منجر شد و پس از آنهم با رانت شورای نگهبان و محافظه کاران بااحتیاط تا مقام نمایندگی مجلس اسلامی ارتقاء یافت.

اما در مقام دفاع از نظام هم هیچکس افشای متن مذاکرات و مواضعه ایشان با مقام عالیرتبه انگلیس نیک براون را درآستانه هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و دعوت به دخالت در امر انتخابات به نفع محافظه کاران آنروز و اصولگرایان امروز را فراموش نمی‌کند. حال با این سوابق مشعشع الحق و الانصاف باید انتظار دیگری از آقای لاریجانی غیر از این مواضع نسبت به آقای موسوی و جنبش سبز ملت ایران داشت؟ بله آقای لاریجانی از این طریق هم انتقام خود را ازامام خمینی که در مقابل فتوایش ایستاد و هم از آقای موسوی بدلیل پایبندی گذشته و حالش به خط امام می گیرد چرا که امام خمینی تا آخرین لحظات حیاتش با حمایت از موسوی راهی برای ورود امثال لاریجانی به مسئولیت های سیاسی باز نگذاشت، و هم اینکه بدنبال پاکسازی پرونده اش از مسائلی همچون پرونده مذاکرات و مواضعه با نیک براون انگلیسی است که خود به خوبی می‌داند کجا و چه افرادی این پرونده را افشا و برآفتاب انداختند و او با اینکار می خواهد دل و اطمینانشان را بدست آورد! بله آقای لاریجانی می خواهد در این شرایط واویلا که اکثریت علمای عامل و نخبگان متدین و تحصیلکردگان و...از منتقدان وضع موجود و خواهان اصلاح نظام شده اند با اتخاذ اینگونه مواضع افراطی و تحویل نادرست خواست اصلاح طلبانه جنبش سبزبه ضدیت با نظام و شبیه سازی باطل وفاداری خود را به آقا وجناح حاکم اقتدارگرا اثبات کند و خلاء کمبود نخبه برای این جناح را همانگونه که خود درآخرین مصاحبه اش اشاره کرده است، جبران کند.ین همان خواستی است که او با این مصاحبه های سریالی دنبال می کند و این کاملا با سوابق و شاکله او که جزذوب درقدرت به هیچ موضوع دیگری نمی اندیشد همخوان است و البته تناسب کاملی هم با وظیفه شغلی اش در قوه قضائیه که حقوق بشر است دارد چراکه اینهمه انسانی که طی روزهای پس از 22خرداد بصورتی غیرقانونی و وحشیانه بازداشت و شکنجه و ...و مورد تجاوز قرار گرفتند چون به زعم ایشان رو در روی نظام ایستادند اصلا بشر نیستند تا حقوقی داشته باشند که ایشان بخواهد پیگیر آنها باشد و از نظر ایشان با اینها باید بدتر از اینها عمل می شد و الان هم ایشان ناراحت که چرا آقای موسوی هنوز زنده مانده است و حتی اینرا به بازمانده بیت امام نیز تسری می دهد و...ظاهرا جناح حاکم اقتدارگرا هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ عملی و کمبود نخبه بدجوری به پیسی دچار گشته و درمانده شده است واینرا از به میدان آمدن ژنرال های مکلای این جریان از قبیل لاریجانی و توکلی و...به رو در رویی با آقایان خاتمی، موسوی و کروبی می‌توان به خوبی مشاهده کرد چراکه هیچ عالم و روحانی معنون و جاافتاده و مقبولی حاضر نیست به چنین کار زشتی زند و توجیه کننده ظلم و جوری شود که بر مردم می رود. خدا آخر و عاقبت ایران و مردمش را با وجود آدمهایی چون لاریجانی و توکلی و...به خیر کند!

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 10:35 قبل از ظهر | دوشنبه 6 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سپاه در نیم ساعت سهام مخابرات را خرید !!!!!!!!!

شرکت توسعه اعتماد مبین وابسته به تعاون سپاه پاسداران در رقابت داخلی با موسسه مهر اقتصاد ایرانیان وابسته به بسیج، در بزرگترین معامله تاریخ بورس ایران  سهام 50 بعلاوه یک درصدی مخابرات ایران را در طی نیم ساعت از دولت خرید.با اعلام انصراف ناگهانی و مبهم تعاونی پیشگامان یزد یکی از سه خریدار تائید شده سهام 50 بعلاوه یک درصدی مخابرات دقایقی قبل از انجام بزرگترین معامله بورس ایران به ارزش نزدیک به 7800 میلیارد تومانی(معادل 8 میلیارد دلار)، تنها دو موسسه مهر اقتصاد ایرانیان وابسته به بسیج و توسعه اعتماد مبین وابسته به بنیادتعاون سپاه برای خرید سهام مدیریتی مخابرات از دولت با هم رقابت کردند و سرانجام توسعه اعتماد مبین از طریق کارگزاری بهمن هر سهم شرکت مخابرات ایران را 340 تومان و 9 ریال خریداری کرد.به این ترتیب سپاه پاسداران در رقابتی درونی با خودش سهام مدیرتی مخابرات را تصاحب کرد.این معامله تنها نیم ساعته انجام شد؛و از ساعت 11 و 15 دقیقه آغاز و در  ساعت 11 و 45 دقیقه به پایان رسد.

 

در حالي که امام خميني (ره) در زمان حيات خويش بارها و بارها نظاميان را از ورود به سياست و اقتصاد منع مي کردند امروز حضور سپاهيان در فعاليت هاي سياسي و اقتصادي بسيار قابل توجه و ملموس مي باشد .

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 6:49 بعد از ظهر | یکشنبه 5 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

حاتم‌بخشی آموزش و پرورش به اعراب

دفتر برنامه‌ریزی و تالیف کتب درسی، در اقدامی سوال برانگیز، خلیج فارس را از نقشه ایران حذف کرده استدفتر برنامه‌ریزی و تالیف کتب درسی، در اقدامی سوال برانگیز، خلیج فارس را از نقشه ایران حذف کرده است.

به گزارش «فردا» عکس پشت جلد کتاب فارسی سال اول دبستان، به نقشه ایران اختصاص یافته است. در این نقشه که تصویر سازی از ایران بر اساس اقلیم و طبیعت مناطق مختلف کشور است، نشانی از آب‌های خلیج فارس نیست!

حذف آب‌های خلیج فارس در حالی است که دریای عمان و دریار خزر به رنگ آبی در جنوب و شمال نقشه مذکور دیده می‌شود اما در قسمت مربوط به خلیج فارس بدون هیچ رنگ‌ آمیزی که نشان دهنده پهنه آبی باشد، نوشته شده است: ایران سرسبز است. ایران آزاد است. ما ایران را دوست داریم.

این اقدام دفتر برنامه‌ریزی و تالیف کتب درسی در حالی است که کشورهای عربی منطقه سال‌های سال است که تلاش می‌کنند به هر نحو ممکن نام «‌فارس» را از روی این پهنه آبی بردارند و نام جعلی دیگری را بر روی آن بگذارند.

مشخص نیست این اقدام سوال برانگیز و حاتم بخشی به کشورهای عربی با چه توجیهی صورت گرفته است.
!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 6:42 بعد از ظهر | یکشنبه 5 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آقای ضرغامی پاچه خواری جواب نداد

طی روزهای آتی عزت الله ضرغامی ، سکان هدایت رسانه ی به اصطلاح ملی را در اختیار عبدالرضا رحمانی فضلی قرار خواهد داد .به گزارش......پس از عملکرد ضعیف و جانبدارانه ی سازمان صدا و سیما در طول انتخابات و جریانات پیش آمده ی بعد از کودتای انتخاباتی 22 خرداد و انتقادات بی شماری که به عملکرد ضعیف این رسانه از سوی معترضین و نیز سران نظام جمهوری اسلامی مطرح شد ، یکی از نزدیکان بیت رهبری از عدم تمدید ریاست سید عزت الله ضرغامی و جایگزین نمودن رحمانی فضلی به جای وی و تلاش برای جلب اعتماد مجدد مخاطبین این رسانه خبر داد .از درون سازمان صدا و سیما نیز خبر می رسد ضرغامی تلاشهای بسیاری را برای ابقا در سمت فعلی اش آغاز نموده و تا کنون جلسات متعددی را با مشاورین محمود احمدی نژاد برگزار کرده است ، ضرغامی که خود از فرماندهان سابق سپاه می باشد در طول کودتای انتخاباتی 22 خرداد ، وظیفه ی مدیریت جنگ روانی تیم کودتا را بر عهده داشت .اما رحمانی فضلی که از نزدیکان علی لاریجانی و از منتقدین محمود احمدی نژاد می باشد تاکنون نمایندگی یک دوره مجلس شورای اسلامی ، معاونت و قائم مقامی سازمان صدا و سیما ، معاونت بین الملل و اقتصادی وزارت کشور در سال 85 و حضور شش ساله در شورای اطلاع رسانی دولت را تجربه کرده است ، رحمانی فضلی هم اکنون رئیس دیوان محاسبات کشور است./پایان خبر

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 1:15 بعد از ظهر | یکشنبه 5 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

چه خبره تو این کابینه .....؟؟؟؟

روز گذشته سند رسمی سرقت علمی وزیر علوم دولت کودتا، کامران دانشجو را برای شما خوانندگان موج سبز آزادی منتشر کردیم. اما امروز نوبت می‌رسد به یک سرقت علمی دیگر توسط یک وزیر دیگر کابینه کودتا و آن شخص کسی نیست جز حمید بهبهانی، وزیر راه!‌ بر طبق این سند و با احتساب کردان و دانشجو، سومین نمونه سرقت علمی وزرای پیشین و فعلی دولت احمدی‌نژاد به اثبات می‌رسد.


این رشته سرقت‌های علمی در کابینه دولت کودتا گویی سری دراز دارد و معلوم نیست قصه رسوایی‏های دولت کودتا چه وقت می‏خواهد پایان یابد و دامنه تقلب‏ها و سرقت‏های علمی‏اش به چند وزیر رسیده است. وقتی رییس کودتا به راحتی هر واقعیتی را انکار می‌کند و در دروغگویی و بی صداقتی از همه سبقت گرفته است نباید توقع داشت که اعضای کابینه‏ اش آدم‌هایی بهتر از علی کردان و کامران دانشجو باشند.

بعد از رو شدن دست کامران دانشجو توسط مجله علمی و معتبر نیچر، اینک نوبت دزدی علمی آقای حمید بهبهانی وزیر راه کابینه کودتا بود که توسط نشریه فرانسوی لیبراسیون رونمایی شده است. طبق خبر این نشریه، یک دانشمند ایرانی به استاد دانشگاهی به نام «کریستف کلارمونت» که رییس موسسه تحقیقاتی آکادمی ناوال نیز هست ایمیل زده و در آن نشان داده که چگونه آقای بهبهانی قسمت‏هایی از مقاله‏های «کریستف کلارمونت» و همکاران چینی و یک همکار کانادیی او به نام «جری فوربز» را بدون ذکر منبع کاملا کپی برداری کرده است. لازم به توضیح است که مقاله‏های یاد شده در سال‏های 2002و2003 و 2004 منتشر شده‏اند.جناب حمید بهبهانی همراه با دو نفر ایرانی دیگر به نام‏های حسن زیاری و محمد خبیری قسمت‌هایی از مقاله‏های محققان نامبرده را کپی‏برداری کرده و مقاله‏ای به نام خود در سال 2006 و در مجله‏ای لیتوانیایی متعلق به «دانشگاه فنی ویلنیوس» منتشر کرده است.

قسمت‌هایی که در دو نسخه اصلی و تقلبی مقاله در زیر با رنگ دیگری برجسته شده است، کپی‌برداری‌های جناب آقای بهبهانی از آثار علمی دیگران بدون ذکر مرجع  را به خوبی نشان می دهد. موج سبز آزادی تنها دو نمونه از سرقت علمی وزیر راه  را جهت آگاهی مخاطبان در پی می‌آورد. علاقمندان به مشاهده کلیه موارد تخلف و تقلب در این مقاله می‌توانند به اینجا مراجعه کنند

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 1:6 بعد از ظهر | یکشنبه 5 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اندر احوالات سفر به نیویورک !!!!

احمدی نژاد نه خلاقیت دارد و نه ناموس که عکس زن و دختر مردم را در جیبش نگه می دارد جلوی دوربین نشان میدهد . یکبار در مناظره با رییس جمهور موسوی عکس زهرا نورد را بطور بی شرمانه جلوی همه گرفت و نشان داد، یک بار هم ، عکس آن زن مصری که در آلمان توسط یک روسی به قتل رسیده است را نشان داد. گذشته از پاسخ های بی ربط او، عکس زن مردم در جیب او چه می کند

mamoot.jpg

mamoot2.jpg

Khadafy is whacky, but Iran thug Ahmadinejad is the real threat

BY Josh Greenman
DAILY NEWS STAFF WRITER

Wednesday, September 23rd 2009, 9:18 PM

Iran leader Mahmoud Ahmadinejad yawns before making his speech at the United Nations.
Watts for News
Iran leader Mahmoud Ahmadinejad yawns before making his speech at the United Nations.
ظاهرا دولت نهم که خیلی دوست دارد دولت دهم شود به جای غصبی عادت دارد در مجمع عمومی سازمان ملل برای هر کشور یک میز با 12 صندلی ( شش تا ردیف جلو و شش تا ردیف عقب ) وجود دارد اما ظاهرا جناب اقای احمدی نژاد بیشتر از اینها نیاز به کف زن و سوت زن داشته است که صندلی های دیگر را نیز اشغال کرده اند

 

 




 




















  

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 11:40 بعد از ظهر | پنجشنبه 2 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

علیرضا بهشتی پاسخ احمد توکلی را داد

در پی نگارش نامه‌ای از سوی دکتر احمد توکلی خطاب به مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی، سیدعلیرضا بهشتی شیرازی، سردبیر روزنامه کلمه سبز در نامه‌ای به موارد مطرح شده در این نامه پاسخ داد.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، این نامه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

 آقای دكتر احمد توكلی در نامه‌ای خطاب به مهندس موسوی و حجت الاسلام و المسلمین خاتمی آنان را به قدرت‌طلبی و تخطی از خط امام متهم كرده است. او در این نامه ادعا می كند امام در زمان جنگ با سیاست‌های دولت مخالف بودند و به خاطر وجود دشمن خارجی آن را تحمل می‌كردند. از دیگر سخنان قابل توجه در این نامه عبارتی است كه پیش درآمد خبری سایت الف را شکل می‌دهد: « گویا می‌خواهید حاكمیت را به برخورد با خود بكشانید. تردیدی نیست كه معارضه چیزی جز خیانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ایران نیست. تصمیم به بازگشت بگیرید.» با این حال به عنوان كسی كه دوبار این نامه را خواندم هیچ‌یك از عبارات فوق را جان كلام نیافتم. در نامه ایشان جان كلام این است كه آقای موسوی و آقای خاتمی چرا جلوی شعارهای ساختارشکنانه طرفدارانشان را نمی‌گیرند .

آقای توكلی! امروز كسانی هستند كه شما بتوانید آنان را به این خاطر مورد مواخذه قرار دهید. تصور كنید كه این افراد به خواسته‌های دوستان شما تن می دادند، تسلیم می‌شدند و به حق ملت خیانت می‌كردند. در آن صورت اینک از چه كسانی انتظار داشتید مردم را به خویشتنداری دعوت كنند؟ كشور قطعا در شرایطی خوبی به سر نمی‌برد. شعارهایی كه در نامه خود به آنها اشاره كرده‌اید یقینا مورد علاقه و توصیه كسانی كه برایشان نامه نوشته‌اید نیست. آیا به صرف اعلام برائت آنان نگرانی شما رفع می‌شود؟ آنان حتما این كار را خواهند كرد، و مطمئنا این اقدام آنان صورت مسئله را از میان نخواهد برد، اگر نتواند اعتماد از دست رفته مردم نسبت به حاکمانشان را باز پس بیاورد. آیا فکر نمی‌کنید برای تامین چنین هدف مهمی متولیان امور هم وظایفی دارند؟ وظایفی که خود باید بار سنگین آن را بردارند؟ و لا تزر وازرة وزر اخری و ان تدع مثقلة الی حملها لا یحمل منه شی و لو کان ذا قربی. و هیچ باربردارنده‌ای بار دیگری را بر نمی‌دارد و اگر دیگری را به برداشتن بار سنگین خود فراخواند، چیزی از آن برنخواهد داشت، اگرچه خویشاوند باشد.
آقای توکلی! موسوی و خاتمی جایی نرفته‌اند كه لازم باشد برگردند. آنها به خط امام پشت نكرده‌اند. آنها به جمهوری اسلامی، حتی پس از رویدادهای تلخ این چند ماه، پایبندند، زیرا آن را قابل اصلاح و غیر آن را موجد هزینه‌های سنگین و غیرقابل تحمل برای كشور می‌دانند. ضایعات این چندماهه، حتی حرکات عصبی گروهی از راهپیمایان در روز قدس، نتیجه خطاهای پی در پی متولیان امور است .

متولیان امور!؟ مشکل امروز ما این است که کسی آنان را نمی شناسد. این روزها وقتی از دوستانی که در رسانه ملی مشغول به کارند به خاطر رفتارهای صدا و سیما گله می‌کنیم می‌گویند مگر ما تصمیم‌گیر هستیم؟ سپس رهبری هم در نماز عید از شبهه‌افکنی‌هایی که در این رسانه انجام گرفته است انتقاد می‌کنند. پس چه کسی دارد این کارها را انجام می دهد؟ مشابه همین وضعیت را در قوه قضائیه ببینید. وقتی برای قاضی استدلال‌های محکمه‌پسند ارائه می‌کنی در جواب می‌گوید مگر دست من است؟ سپس معلوم می‌شود رئیس قوه قضائیه هم تیغ برایی ندارد. مقام معظم رهبری هم که مخالفت خود را با برخی از مهمترین خطاهای انجام گرفته در دادگاه‌های اخیر اعلام کرده‌اند. پس چه کسی دارد این کارها را انجام می‌دهد؟ وقتی با دوستان سپاهی صحبت می کنی می گویند دل ما بیشتر از شما خون است. «آیا خیال می کنید پاسدارها بیرون از همین جامعه و جدا از همین مردم زندگی می کنند؟ نمی دانیم جواب بچه هایمان را چه باید بدهیم.» پس چه کسی دارد این کارها را انجام می دهد؟ پس از سه ماه هنوز معلوم نیست چه کسانی به کوی دانشگاه حمله کرده‌اند. رهبری این عمل را محکوم کرده‌اند. نیروی انتظامی از آن تبری می‌جوید. مجلس در به در دنبال عوامل این ماجرا می‌گردد. هیچ‌کس آنها را نمی‌شناسد. هیچ‌کس نمی‌داند از فرماندهان و سازمان‌دهندگان حوادث تلخی که بر کشور گذشت باید با چه عنوانی نام ببرد. ما اجمالا نامشان را گذاشته‌ایم «متولیان امور»؛ متولیان اشتباهات این چند ماهه .

اشتباهات این چند ماهه محصول رفتار کسانی است که تصور می‌كنند اگر یك امر موهوم را ده بار با صدای بلند و اعتماد به نفس كافی فریاد بزنند آن امر موهوم به واقعیت تغییر ماهیت می‌دهد و چون این تغییر ماهیت صورت نمی پذیرد همواره به دنبال مقصر هستند. از نظر آنها تقصیر همیشه در یک جایی بیرونی قرار دارد؛ بیرون از مرزها، بیرون از نظام، بیرون از حلقه خودی‌ها، بیرون از جلسه تصمیم‌گیری‌ها، بیرون از هر جایی که آنها هستند؛ از نظر آنها همه متهم به خیانت و ارتباط با اجنبی و جیره‌خواری و هر اتهام دم‌دستی و نخ‌نمای دیگر هستند، همه به جز خودشان و در الصاق این اتهامات استثنایی جز خودشان وجود ندارد. اگر باور نمی‌کنید، تا فردا صبر کنید.

آنها کسانی هستند که از حرمت شکنی تغذیه می‌کنند. در این خطیئه برایشان هیجانی هست که جانشان را تازه می‌کند. آنها به این کار اعتیاد پیدا کرده‌‌اند؛ با دلیل و بی‌دلیل سراغش می‌روند و زیاده‌روی در این اعتیاد را هر روز بیشتر می‌کنند. لا یرقبون فی مومن الا و لا ذمة در مورد هیچ مومنی نه معیارهای خویشاوندی و نه اصول عهد و پیمان را رعایت نمی‌کنند. آیا کسانی  که حرمت خاندان امام را می‌شکنند حرمت دیگری را رعایت خواهند کرد. آنها برای این‌گونه حرمت‌شکنی‌ها حتی به دنبال بهانه مناسب هم نیستند؛ بی‌بهانه و بی‌مقدمه و بدون رعایت حداقل ظواهر این کار را انجام می‌دهند. مقاله مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی را در سایت رسمی این موسسه مطالعه کنید و ببینید آیا امام حسین (ع) را با منطق همین مقاله نکشتند؟ «معیار امام راحل مبنی بر " حال فعلی افراد " برای ارزیابی میزان پایبندی خوش‌سابقه‌ها به اصول و آرمان‌های انقلاب و نظام اسلامی ، قطعا" شامل حال اعضای خانواده و بستگان خود ایشان نیز می‌شود، زیرا اگر به فرموده امام "حفظ نظام از اوجب واجبات است " ، بنابر این در صورت غفلت یا کژتابی افراد مورد احترام نسبت به آرمان‌های اصیل انقلاب و نظام ، نمی‌توان حرمت آنها را بر حیثیت و اعتبار نظام – که خونبهای هزاران شهید و مرهون ایثارگری جوانان فداکار و گمنام این سرزمین است – مقدم و مرجح دانست». ان الحسین خرج عن دین جده فدمه هدر. حسین از دین جدش خارج شده است پس خونش را باید ریخت.

«متولیان امور» از قرار زورشان به همه چیز و همه کس می رسد جز واقعیت. تنها واقعیت است که پشت آنان را به خاک می‌مالد.

اینک صد روز است که جامعه ما صحنه اجرای تدابیر پرهزینه آنان است. آیا امروز بحران عمیق‌تر است یا سه ماه پیش؟ آیا در جمعه سبز که نه تهدیدی در کار بود و نه تلاقی چند تعطیلی متوالی مردم را به سفر آخر تابستان تشویق می‌کرد معترضین به نتایج انتخابات پرشمارتر به خیابان آمدند یا در روز قدس؟ کاملا پیداست که هیچکدام از راه حل‌های «متولیان امور» فایده‌ای به همراه نداشته است. آیا وقت آن نرسیده است که دیگر به تحلیل‌های مالیخوالیایی آنان اعتماد نشود و فرماندهی همه چیز کشور از دست آنان خارج گردد؟

واقعیت آن است که اینان هیچ تحلیل درستی از شرایط جامعه ندارند .آنها واقعا خیال می‌کنند اگر مهندس موسوی در روز 23 خرداد به  وقایع غم‌بار صورت گرفته در انتخابات اعترض نمی‌كرد آب از آب تكان نمی‌خورد و هیچ از هیچ تغییر نمی‌كرد.

ما قانع نیستیم كه چرا باید حق اعتراض،.......... از مردم سلب شود یا کسی حق داشته باشد این اعتراض آنان را تشویش اذهان عمومی بنامند. 1400 سال پیش در محكمه‌ای كه قاضی آن خود خلیفه بود حكمی بر علیه فاطمه زهرا (س) صادر شد كه ایشان به آن اعتراض كرد و 14 قرن است كه هنوز ما داریم به این حكم اعتراض می‌كنیم. نه در آن زمان و نه در ادوار پس از آن كسی این اعتراض را تشویش اذهان عمومی ننامید؛ مگر آن كه از این پس جمهوری اسلامی به قاعده وحدت رویه قضایی این كار را بكند.

با این حال مسئله ما فعلا این نیست. حتی اگر مهندس موسوی هم اعتراض نمی‌كرد، مردم به آنچه در انتخابات روی داد اعتراض می‌كردند. واقعیت این است كه تظاهرات عظیم روز 25 خرداد با منابع اعطایی بنیاد سوروس و به دست كسانی كه از چند روز قبل در زندان به سر می‌بردند سازماندهی نشد، بلکه این مردم بودند که به صورت خودجوش این رویداد تاریخی را رقم زدند. در روز 25 خرداد از چندین طریق به دفتر مهندس موسوی پیغام رسید  که نیروهای ضدشورش با حاضران در تظاهرات .............برخورد خواهند كرد و مسئولیت خون این عده به گردن اوست، از این رو دكتر بهزادیان رئیس ستاد انتخاباتی مهندس موسوی رسما در سایت قلم اعلام كرد چون مجوز لازم صادر نشده است راهپیمایی برگزار نخواهد شد. روز دوشنبه 25 خرداد 1388 ساعت 2 بعدازظهر تعداد قابل‌توجهی از دوستان مهندس موسوی در دفتر او جمع شده بودند و به او اصرار می‌كردند به خیابان نرود، زیرا با توجه به اطلاعیه‌ای که از سوی آقای بهزادیان منتشر شده است تنها تعداد کمی از کسانی که از لغو تظاهرات بی‌اطلاعند خواهند آمد و قاعدتا برای زهر چشم گرفتن از دیگران، این عده به‌شدت سركوب می‌شوند و جان هرکسی که به میانشان برود هم در معرض خطر قرار می‌گیرد. اتفاقا آن روز تنها استدلال مهندس موسوی برای حضوردر خیابان این بود كه در چنین شرایطی نمی‌تواند مردم را تنها بگذارد، شاید حضورش هزینه سركوب را بالا ببرد و از شدت آن كم كند.
علیرغم تمامی این پیش‌بینی‌ها آن جمعیت عظیم در صحنه حاضر شد. واقعیت‌ اینهاست.

واقعیت این است که اگر موسوی نبود اتفاقی که اینک پس از سه ماه در ابعادی محدود رخ داده و آقای دکتر احمد توکلی این همه از آن نگران است، همان روز اول روی می‌داد. این موسوی بود که اجازه نداد مردم در دام تبلیغات کسانی بیفتند که می‌خواستند اسلام را به خطاهای «متولیان امور» متهم کنند. این او بود که جوانان را با منطق انقلاب آشنا کرد و به آنان نشان داد همچنان می‌توانند با تکیه بر میراث پدران شهیدشان حقوق مسلم خود را با کمترین هزینه استیفا کنند.

در روز قدس شعارهایی داده شده و اینک مهندس میرحسین موسوی و حجت‌الاسلام و المسلمین خاتمی از سوی آقای توکلی به این خاطر مورد مواخذه قرار دارند. آیا این مواخذه به حق است؟

اولا گزارش‌هایی که ما از افراد حاضر در صحنه به دست آورده‌ایم نشان می‌دهد شعارهایی که آقای توکلی در نامه خود آورده‌ و صدا و سیما با آب و تاب رویش کار کرده شعارهای اصلی راهپیمایان نبوده است. ثانیا همان عده قلیل هم از روی عصبانیت و نه به عنوان یک سیاست راهبردی این شعارها را سر می‌دادند.

أیا صدا و سیما انبوه سبزها  را ندید؟ به راستی اگر ادعای صدا و سیما درست باشد و این تعداد از مردم ما هوادار اسرائیل باشند دیگر چه چیز از نظام باقی می‌ماند؟!

اگر جوانی عصبانی شود و بر روی دیواری شعار ..... بنویسد وظیفه شهرداری چیست؟ آیا باید آن‌ را پاک کند یا از آن عکس بگیرد و در صفحه اول روزنامه به چاپ برساند؟ هیچ معلوم هست که صدا و سیما چه کار دارد می‌کند؟ دیگر لازم نیست تا فردا صبرکنید؛ «متولیان امور» حرمت شکنی از استثنائات را از دیروز شروع کرده‌اند.

حتی برای نظام‌هایی که در بحران به سر نمی‌برند عاقلانه است همواره به روزی که اعتماد مردم را از دست بدهند بیندیشند. اگر واقعا آن جمعیت عظیم چنین شعارهایی را با اعصاب آرام و به عنوان یک تصمیم سر داده بود تکلیف چه بود؟ از موسوی که او را با این الفاظ مورد خطاب و مواخذه قرار می‌دهید انتظار دارید در کدام فضا و با کدام رسانه از بروز چنین شرایطی پیشگیری کند. آیا این او بود که مردم را به سوی شبکه‌های ماهواره‌ای بیگانه گسیل کرد یا دوستان شما بودند؟

آقای توکلی! انصاف بدهید. وجدانتان را قاضی کنید و در خلوتی صادقانه و مسئولانه با خود این پرسش را پاسخ بدهید که به راستی چه کسی باید از راه خطایی که رفته است باز گردد؟

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 4:5 بعد از ظهر | چهارشنبه 1 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مرتضی حیدری! خجالت بکش

بهرحال در همون یک لحظه ای که تلویزیون رفت رو کانال یک چهره سعید حجاریان را دیدم کنجکاو شدم ببینم جریان چیه کمی بیشتر برنامه را دنبال کردم و دیدم بله یک اعتراف شو در حال پخشه که سعید حجاریان و عطریانفر و سعید شریعتی نشستن اما اینبار با کت و شلوار!اما وقتی سعید حجاریان زبان باز کرد تنم لرزید با کلمات بریده بریده متنی که جانیان رژیم خامنه ای آماده کرده بودند را میگفت.لحظه ای دوربین چرخید و بعد مجری برنامه را نشان داد باورم نمیشد مرتضی حیدری بود.این مرتضی حیدری جایگاهی نزد اصلاح طلبها داشت اما امشب در حد ایمان مراتی وطن فروش خودشو پایین آورد.دلم میخواست داد بزنم کثافت! بس کن خجالت بکشچطور میشه جلوی کسی نشست که حرف زدن براش سخته و ازش اعتراف گرفت؟جناب حیدری این نانی که برای زن و بچه ات میبری از گوشت ..... حرامتره!
من همیشه فکر میکردم شما گویندگان صدا و سیما مجبورید دروغ بگید اما جناب حیدری مجبور نبودید به این مصاحبه دروغین تن بدید و رها میکردید دیوانگانی که این سناریو را نوشتند یه فکری هم برای مجریش بکنن مثلا همون ایمان مراتی را استخدام میکردن این کار شما خیانت به همه کسانی بود که جانشان را در دستشان گرفتن و دارن برای آزادی تو مبارزه میکنن تویی که از هم اکنون ننگ است که لقب هموطن بتو داد!
این را بدان تو و مدیرانت در فردای ایران باید پاسخگو باشید

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 1:23 قبل از ظهر | چهارشنبه 1 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

A truck displaying a poster aganist Iran's President Mahmoud ...

A truck displaying a poster aganist Iran's President Mahmoud Ahmadinejad drives near the UN building in New York on September 21. President Mahmoud Ahmadinejad warned that Iran would confront any attack on the Islamic republic, addressing an army parade which was marred by the reported crash of a military plane. (AFP/Jewel Samad)

!! نوشته شده توسط خبرنگار آزاد | 1:19 قبل از ظهر | چهارشنبه 1 مهر1388 •
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

درباره وبلاگ

سرنوشت را باید از سر نوشت

خانه

  • اولین صفحه
  • نامه برقی
  • قدیمیها

پیوندهای روزانه

  • نقشه ایران از بالای سر !!!
  • لینک دانلود گوگل ارتس !
  • سایتی برای پیدا کردن کد های SRG SUISS
  • غارنشینانی که با شناسنامه کشف شدند!
  • برای کفش نقره ای به کریمی رای بدهید
  • سايت جديد مجلس اما دور از هفتمی ها !
  • فرهنگ نام و نام گزینی
  • آرشیو پیوندهای روزانه

آرشیو مطالب

  • آذر 1388
  • آبان 1388
  • مهر 1388
  • شهریور 1388
  • مرداد 1388
  • تیر 1388
  • خرداد 1388
  • اردیبهشت 1388
  • فروردین 1388
  • اسفند 1387
  • بهمن 1387
  • آذر 1387
  • آبان 1387
  • مهر 1387
  • شهریور 1387
  • مرداد 1387
  • تیر 1387
  • خرداد 1387
  • اردیبهشت 1387
  • فروردین 1387
  • اسفند 1386
  • بهمن 1386
  • دی 1386
  • آذر 1386
  • آبان 1386
  • مهر 1386
  • اردیبهشت 1386
  • فروردین 1386
  • اسفند 1385
  • بهمن 1385
  • دی 1385
  • آذر 1385
  • آبان 1385
  • مهر 1385
  • شهریور 1385
  • مرداد 1385
  • تیر 1385
  • خرداد 1385
  • اردیبهشت 1385
  • فروردین 1385
  • اسفند 1384
  • بهمن 1384
  • دی 1384
  • آذر 1384
  • آبان 1384
  • مهر 1384

آرشیو موضوعی

  • روایت تصویر
  • طنز
  • خیلی جدی !
  • سیاسی
  • خودمونی
  • علمی
  • کمی تا قسمتی فرهنگی
  • کلیپ فلش

پیوندها

  • ستاد میر حسن موسوی
  • راه سبز
  • سید محمد خاتمی
  • سید عطاالله مهاجرانی
  • محمد علی ابطحی
  • سید مصطفی تاج زاده
  • سیاه مشق ( ثمانه اکوان )
  • گاه نوشته های یک خس و خاشاکی! (ندا)
  • هدیه ایام موی سپید (امیر )
  • دانلود آسان از یوتیوپ
  • بالاترین
  • آدرس جدید ب ا ل ا ت ر ی ن
  • آیت الله صانعی
  • ف ی ل ت ر
  • حسین پاکدل
  • لیلای لیلی
  • دلم خواست ..چی میگی تو (مریم )
  • پشت پردهء دلم ( احمد )
  • طعم گس خرمالو ( شادی )
  • يادداشتهای يک استشهادی جنبشی (میثم )
  • موسسه تبلیغاتی ایده (علی )
  • نرم افزار های ماهواره ها
  • دل آشوب (صابر و ... )
  • روزی روزگاری سیاتل
  • دیدمان
  • هیچ کس (صابر )
  • نان و نمک (مهرگان )
  • ساناز (زمستونی )
  • حاج محسن - یاران نجد
  • برگردان به فارسی گوگل
  • راه سبز امید
  • قالب های نایت اسکین

آمار وبلاگ

  • کیا الان هستنند:
  • بازديدها :

طراح

Design by : Night Skin


Check PageRank

RSS