ویژگی های چهارده گانه فاشیسم
دکتر بریت، دانشمند علوم سیاسی در مقاله ای تحت عنوان “فاشیسم در مفهوم عام ” به بررسي ويژگيهاي مشترک نظامهای فاشيستي پرداخته است. وي با مطالعه بر روي رژیمهای فاشیستی هیتلر (آلمان)، موسولینی (ایتالیا)، فرانکو(اسپانیا)، سوهارتو (اندونزی) و پینوشه(شیلی)، دریافت که همه این رژیمها داراي 14 ویژگی مشترک بوده اند. او این ویژگی ها را، ویژگیهای معرف فاشیسم نامیده است. این مقاله در صفحه 20 شماره بهار سال 2003 مجله تحقیق آزاد، منتشر شد.
ویژگیهای چهارده گانه فاشیسم:
1.
خاک پرستی و ملیت پرستی قدرتمند: رژیم های فاشیستی گرایش به این دارند که
شعارها، نمادها، آهنگ ها، سرودها و دیگر مشخصه های کشور خود را عمده کنند
و برای مردم تکرار کنند که بهترین مردم جهان هستند. در این حکومت ها
نمادهای حکومتی در همه جای شهر دیده می شوند و پرچم ها و عکسهای حاکمان در
جای جای ساختمان ها به چشم می خورد.
2. بی ارزش شمردن حقوق بشر: به علت ترس از مخالفان رژیم و حفظ امنیت نظام، رژیم های فاشیستی تبلیغ می کنند که به هنگام «مصلحت» می توان حقوق بشر را زیرپا گذاشت. حکومت های فاشیستی سعی می کنند به مردم بقبولانند که شکنجه، اعدام، ترور، زندان طولانی مدت، زندان انفرادی، مجزا کردن افراد از جامعه و موارد مشابه در مواردی لازم است.
3. دشمنان و مخالفان به عنوان یک کل نمایانده می شوند: در نظام های فاشیستی دائما تبلیغ می شود که نظام دشمنان قسم خورده ای دارد که کاری جز توطئه برای نظام ندارند و کلیه مخالفان و ناراضیان داخلی و خارجی نیز به این دشمن ارتباط داده می شوند.
4. نظامی گری: حتی وقتی که مشکلات داخلی بسیاری وجود دارد، هزینه های نظامی بسیار بالا است و نیروهای نظامی و شبه نظامی دائما تقویت شده و در رسانه ها تحسین و تقدیس می شوند. این نیروهای نظامی هر لحظه ممکن است برای سرکوب ناراضیان به خیابان آورده شوند.
5. مردسالاری: نظام های فاشیستی معمولا مبتنی بر عقاید مردسالارانه ای هستند که در رژیم نیز نمایانده می شوند. در اینگونه نظام ها نقش های سنتی زن و مرد تقویت می شوند و طلاق و سقط جنین و همجنس گرایی شدیدا سرکوب شده، دولت خود را مسوول حفظ نهاد سنتی خانواده می داند.
6. کنترل رسانه های جمعی: گاهی رسانه ها مستقیما توسط خود حکومت اداره می شوند و افراد مستقل اجازه ایجاد رسانه های جمعی مستقل را ندارند. در بقیه موارد نیز رسانه ها باید دقیقا طبق مقررات وضع شده از سوی حکومت فعالیت کنند، سانسور در این جوامع امری معمول است.
7. وسواس درباره امنیت ملی: ترس از به هم خوردن نظم عمومی، ابزار حکومت است برای کنترل توده های مردم.
8. رابطه عمیق دین و حکومت: دولت های حاکم در سرزمین های تحت سلطه فاشیسم از دین رسمی یا دین مورد پذیرش اکثریت به عنوان ابزار دستکاری عقاید عمومی استفاده می کنند. زبان دین، زبان مورد استفاده حاکمان برای سخنرانی است و با توسل به معانی دینی، خود آزادی های دینی نیز نقض می شوند.
9. حمایت از قدرت یکپارچه: بین قدرت های اقتصادی، صنعتی وتجاری از یک طرف و قدرت های سیاسی از طرف دیگر یکپارچگی مشاهده می شود. این قدرت ها دائما از یکدیگر پشتیبانی می کنند تا منافع هر دو طرف تامین شود.
10. سرکوب نیروی کار: انجمن های کارگری یا اتحادیه ها و سندیکاها دائما سرکوب شده، به تعطیلی کشانده می شوند. دلیل این امر خطرناک بودن آن ها برای حاکمان است.
11. تحقیر روشنفکری و هنر: حکومت های فاشیستی تمایل به تضاد با تحصیلات عالی و دانشگاه ها دارند. در این حکومت ها سانسور یا حتی بازداشت اساتید و دانشجویان امری غیرعادی نیست. آزادی بیان در هنر و ادبیات به شدت سرکوب می شود.
12. پلیس و جرایم. در حکومت فاشیستی، پلیس ها و نیروهای انتظامی قدرت های بی حدی را دارا هستند. از مردم انتظار می رود که نسبت به آزارهای پلیس چشم پوشی کنند و حتی در برابر پلیس از حقوق مدنی خود نیز بگذرند. معمولا این حکومت ها چندین نیروی پلیس مختلف با قدرت اعمال اراده در کل کشور را دارا هستند.
13. فساد خانوادگی سران نظام: رژیم های فاشیستی معمولا همیشه توسط خانواده ها یا دوستان خاصی اداره شده اند که به شکل مرتب از نفوذ یکدیگر برای حفاظت دوستان و دیگر افراد فامیل در برابر قانون استفاده کرده اند. در این حکومت ها حیف و میل و حتی دزدی اموال حکومت یا اموال با ارزش موزه ها یا منابع طبیعی غیرمعمول نیست.
14. انتخابات نمایشی: انتخابات در رژیم های فاشیستی ریاکارانه است. این انتخابات معمولا دستکاری می شود یا اصولا به شکلی اجرا می شود که خواسته های رهبران حکومت به کرسی بنشیند. در این شیوه انتخابات معمولا سیستم های قضایی و نظارتی خاصی برای کنترل انتخابات به شیوه ای که حاکمان می خواهند به کار گرفته می شوند.
استان خوزستان دوشنبه را عید فطر اعلام کرد و تعطیل شد
حجازي با اشاره به ساعات ادارت دولتي بعد از ماه مبارك رمضان تصريح كرد: ساعات كار ادارات و دستگاههاي دولتي از 31 شهريور ماه از 7 صبح تا 14 و 30 دقيقه و در روز پنجشنبه از ساعت 7 صبح تا 13:30 دقيقه است.بر پايه اين گزارش، سال قبل نيز به پيشنهاد استاندار خوزستان روز بعد از عيد فطر از طرف رئيس جمهور در خوزستان تعطيل اعلام شد. شد.
امروز یکشنبه عید فطر نیست
شامگاه شنبه در حالی که آیت الله خامنه ای روز یکشنبه را عید فطر اعلام کرد، بقیه مراجع احتمال اعلام روز دوشنبه به عنوان عید فطر را مطرح کردند.آیت الله صافی گلپایگانی در سایتش نوشت که« در پي تماسهاي مکرر تلفني و حجم بسيار زياد نامههاي الکترونيکي وارده به سايت رسمي حضرت آيت الله العظمي صافي مدظله الشريف، بدينوسيله به اطلاع عزيزان و مؤمنان خداجوي ميرساند در صورتي که غروب شنبه 28/6/88 هلال ماه شوال، رؤيت و به محضر معظم له ثابت گردد، خبر مربوطه از طريق سايت رسمي مرجعيت به آدرس http://www.saafi.net اعلام ميگردد.» که این سایت چنین خبری را تا صبح یکشنبه منتشر نکرد.پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی صانعی هم در صفحه نخست سایتش نوشت« با توجه به تماس های مکرر مومنین روزه دار با دفتر معظم له، به اطلاع می رساند تاکنون رویت هلال ماه شوال برای حضرت آیت الله العظمی صانعی (مدظله العالی) ثابت نشده است، و در صورت ثبوت رؤیت هلال ماه شوال از همین طریق اطلاع رسانی خواهد شد.»آیت الله بیات زنجانی هم نظر مشابهی اتخاذ کرده است«به اطلاع مومنین روزه دار می رسانیم رویت هلال ماه شوال تا این لحظه بر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بیات زنجانی (مدظله) ثابت نشده است . بدیهی است در صورت دریافت اخباری پیرامون این موضوع، از همین مکان اطلاع رسانی خواهد شد.»آیت الله منتظری هم در توضیح کوتاهی یادآور شده که« تا این لحظه حلول ماه شوال برای آیت الله العظمی منتظری ثابت نشده است، به محض ثبوت به اطلاع خواهد رسید.»آیت الله موسوی اردبیلی هم در سایتش نوشت« عيد فطر هنوز نزد حضرت آية الله العظمى موسوى اردبيلى(مد ظله العالى) ثابت نشده است.»عدم اعلام عید فطر از سوی این مراجع تقلید شیعه در حالی است که آیت الله جوادی آملی و آیت لله مکارم شیرازی نیز درباره رویت ماه شوال سکوت اختیار کرده اند.همراهان جنبش سبز ، درصورتی که مراجع تقلیدی که نام مبارکشان در این گزارش آمده ، هلال ماه شوال را رویت کنند شما همراهان سبز را نیز مطلع خواهیم کرد.
غایب بزرگ راهپیمایی روز قدس+عكس
راهپیمایی روز قدس در شرایطی برگزار شد كه هیچ تصویری از اسفندیار رحیم مشایی توسط عكاسان ثبت نشد و كسی او را ندید.
به گزارش خبرآنلاین مسئول دفتر رئیس جمهور كه یك سال از سخنان چالش برانگیزش درباره دوستی با ملت اسرائیل می گذرد غایب بزرگ راهپیمایی روز قدس بود. او كه حضورش پس از انتخابات شانه به شانه احمدی نژاد بوده است در راهپیمایی روز قدس دیده نشد.
در ادامه می توانید عكس هایی از همراهی نشدن رئیس جمهور توسط رحیم مشایی در مسیر راهپیمایی و نماز جمعه را ببینید:

.jpg)

به نام خالق زیبایی ها
به نام خالق زیبایی ها
سلام به محضر رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران - حضرت آیت الله خامنه ای
من همیشه ، چه در نوشته هایم و چه در گفتگوی حضوری ، شما را با واژگانی چون : آقا جان ، مولای من ، خامنه ای ما ، مخاطب قرار داده ام . اما دراین رقعه ، مصرم که حضرتعالی را " پدر" خطاب کنم . علتش را نمی دانم . شاید بخاطر این که با این واژه ، الفت عاطفی فراوانتری برقرار می کنم . اگرچه واژگان پیشین ، بلحاظ معرفتی کاربرد ویژه ای طلب می کنند . من در نوشته هایم به یاد ندارم : مقام معظم رهبری ، یا : مقام عظمای ولایت ، آورده باشم . دراین دو واژه اخیر ، رسمیت و تشخصی می بینم که شما را بسیار دورتر از مردم می نشاند . و حال آنکه ما دوست داریم شما را درکنار خود ببینیم . .....
ادامه مطلب
محمدرضا جلایی پور، بعد از تحمل ۳ ماه زندان، آزاد شد
جلاییپور در حالی امروز آزاد شد که نزدیک به ۴۰ روز پیش، حکم آزادی وی توسط قاضی حداد امضا شده بود و خانواده وی بعد از ۱۱ ساعت چشم انتظاری در مقابل زندان اوین و خود او بعد از ۵ ساعت انتظار پشت درهای بسته با پاسخ منفی روبرو شدند وبه دستور مرتضوی حکم آزادی وی ملغی اعلام شد. در طی ماه گذشته نیز مکررا به خانواده وی وعده آزادی داده شده بود و نزدیک به هشت بار به آن ها گفته شد که فردا او را آزاد خواهند کرد اما این اتفاق تا امروز نیفتاده بود.
دکتر حمیدرضا جلاییپور، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران، در توصیف این نود روز چشم انتظاری به نوروز گفت: من تجربه رنج های زیادی را داشته ام. مثلا در دهه اول انقلاب، برادر بزرگ مرا که پس از ۸ ماه از جبهه وارد تهران شده بود، منافقین در تهران ترور کردند. دو برادر جوانم در عملیات بیت المقدس و کربلای چهار به دست عمال صدام شهید شدند و پدر و مادرم با غصه برادرانم در سنین میانسالی بیمار شدند و فوت کردند. همین سال گذشته هم برادر جوان ۳۶ سالهام را که در واقع زیر بار اندوه برادران و پدر و مادرم له شد و سکته قلبی کرد را از دست دادم. لذا تجربه درد زیاد دارم. اما هیچ یک از این غمها به اندازه انتظار برای آزادی پسرم که یک جوان نخبه علمی این مملکت است، مذهبی است، دروغ نمیگوید، غیبت نمیکند و فقط و فقط تنها جرمش دفاع از مهندس موسوی بوده است، برایم سنگین نبود.
در این مدت این تنها فرزند من نبود که حبس شد، همسرش در تنهایی سرزمین غریب دچار بیماری و کمبود شدید وزن شد، خواهرش و مادرش و برادرش تحت فشارهای عمیق روحی بودند، خانواده همسرش که هر دو از حقوقدانان مستقل و باسابقه این مملکت هستند هم همینطور، و خود من نیز در مدت این سه ماه جایی نبود که برای آزادی او نرفته باشم و کسی نبود که از او درخواست آزادیاش را نکرده باشم. اما هیچ مرجعی پاسخگوی دلایل این حبس نبود.
به گزارش نوروز، دکتر حمیدرضا جلاییپور که خود نزدیک به ده سال در سال های دفاع مقدس در مناطق جنگی غرب خدمت کرده بود، در توصیف این ۹۰ روز به نوروز گفت: باعث تاسف است که دستاورد انقلاب بعد از ۳۰ سال حبس یک جوان نخبه ۲۷ ساله است که رتبه یک کنکور، دانشجوی ممتاز دانشگاه تهران، طلای المپیاد و دانشجوی ممتاز دانشگاه آکسفورد و مولف و مترجم چند کتاب جامعه شناسی دین و دبیر چندین سمینار علمی بود.
دکتر جلاییپور در حالی که شعف آزادی فرزندش و نیز اندوهی عمیق در صدایش موج می زد و در حالیکه برای تحویل گرفتن فرزندش راهی زندان اوین بود، حرفش را چنین تمام کرد: در این سه ماه، سه جمعه صبح زود، سر خاک برادران شهیدم حاضر شدم، به طور خاص سر قبر برادر کوچکترم حسین، که شهید آخر خانواده بود رفتم و نشستم و از او خواستم که برخیزد و ببیند که برادرش چطور دارد تاوان زحمات و هزینه هایی که آنها در راه این انقلاب داده بودند را با حبس فرزند مومن و جوانش پس میدهد. این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با بغضی در گلو چنین گفت: سر خاک برادرم حسین با او درددل کردم و گفتم: حسین جان! یادت هست یک روز بعد از شهادت تو، آقای خامنهای به خانه پدر ومادرمان برای عرض تسلیت آمده بودند؟ آن وقت محمدرضا تنها ۴ سالش بود، او کودکانه دوید و روی پای ایشان نشست و ایشان هم به رسم معمول، دستی به سر محمدرضا کشید و او را نوازش کرد. حالا نیستی که ببینی بعد از نزدیک به ۳۰ سال چگونه او را ۳ ماه در زندان اوین و همسر و پدر و مادر و خانوادهاش را هم در بیرون زندان نوازش کردند! دکتر جلایی پور همچنین گفت : فرزندم با اینکه به بازداشت انفرادی معترض است و هیچ اتهامی را هم نپذیرفته است، به لحاظ روانی و فیزیکی در وضعیت مطلوبی است و از رفتار کارشناسان پرونده ابراز رضایت می کند.
شکایت موسسه نشر آثار امام(ره) از کیهان
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران متن کامل این شکواییه در پی می آید:
برادر گرامی جناب آقای جعفری دولتآبادی
دادستان محترم عمومی و انقلاب تهران
با عرض سلام و قبولی طاعات در این ایام و لیالی شریفه؛
احتراما، به استحضار میرساند متأسفانه روزنامه کیهان طی مطلبی در ستون اصلی یادداشت روز دوشنبه مورخ 9 شهریور 1388 ص 2 به قلم آقای سعدالله زارعی ضمن بیان تحلیلی از رخدادهای سیاسی پس از پیروزی انقلاب اسلامی که حداقل در سه بند از تحلیل مذکور مواضع شفاف حضرت امام خمینی(س) و حقانیت آنرا مخدوش معرفی کرده و نهایتا یک بند از تحلیل خویش را به ایراد اتهام سنگین نفوذ فتنه گران در بیت شریف حضرت امام و مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) اختصاص داده است و با صراحت سخن از اقدامات خیانتبار در این مجموعه مقدس رانده است.
هر چند روزنامه کیهان در سالهای اخیر بر مبنای مشی غیر اخلاقی خویش چندین بار به انتشار مطالب کذب نسبت به موسسه و مسوولین آن اقدام کرده است، و موسسه با پرهیز از ورود به عرصه تنش زای منازعات مطبوعاتی، نشر اکاذیب روزنامه کیهان را حمل بر خطا نموده و از طرح شکایت غمض عین کرده است و با تذکر شفاهی و یا مکتوب خصوصی از رسانه ای کردن موضوع خودداری کرده است اما از آنجا که تهمت نفوذ خیانتکاران و افترای انجام اقدامات خیانتبار در این دو مجموعه منتسب به رهبر کبیر انقلاب اسلامی که نزد افکار عمومی و پیروان امام راحل از جایگاهی معتبر و ارزشمند برخوردار بوده و مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی طبق حکم حضرت امام و قانون مصوب مجلس و قوانین پنجساله کشور مرجع رسمی و قانونی در موضوع بسیار مهم نشر امانتدارانه مواضع و آثار حضرت امام و اعلان صحت و سقم مطالب منتشره منتسب به رهبر کبیر انقلاب اسلامی میباشد، غیر قابل گذشت می باشد. روزنامه کیهان با زدن چنین اتهام بزرگی علاوه بر نشر اکاذیب و ایراد تهمت و افتراء و تشویش اذهان عمومی نسبت به دو مجموعه مذکور، مستقیما به مسئولین و کارکنان شریف مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام مرتکب ظلم و اهانت آشکار شده است؛ موسسه ای که به گواهی تمام دلسوزان نظام در طول دو دهه پس از رحلت حضرت امام علیرغم فراز و فرودهای فراوان سیاسی و منازعات جناحی با پایبندی به وظایف شرعی و قانونی خویش و علیرغم انتظارات مقطعی جناحها و جریانهای حاکم با دشواری فراوان و با خون دل از اصالت خط و راه امام بیکم و کاست دفاع کرده و در مقابل تحریفها و انتسابهای ناروا از هر ناحیهای که بوده است بصورت منطقی و قانونی ایستاده است و تمام هم و غم خویش را بر تلاش مداوم در انتشار صحیح آثار و اندیشه و وصایای امام و حقایق دوران آن حضرت متمرکز کرده است، امروز بواسطه آنکه با صداهای تفرقهانگیز از موضع همیشگی خویش عدول نکرده است با چنین افترا و اهانت شرم آوری مواجه می باشد؛ علیهذا ضمن اعلان شکایت موسسه از درج تهمت و افترای مذکور در روزنامه کیهان تقاضا دارد به استناد قانون مطبوعات و مواد 697 و 698 و 608 و 609 قانون مجازات اسلامی و همچنین ماده 514 این قانون تقاضای رسیدگی عاجل و صدور حکم مقتضی را دارد.
در خصوص توهین به امام از لحاظ جنبه عمومی جرم انتظار آنست که مدعیالعموم محترم نسبت به احقاق حق عمومی جامعه رأسا موضوع را پیگیری فرمایند، این مؤسسه نیز آماده ارائه توضیحات و مستندات خویش در این زمینه می باشد.
از دستگاه قضایی کشور که اینک با انتصاب ریاست محترم قوه قضائیه فصل جدید و نویدبخشی از اجرای عدالت و قانون را آغاز کرده است انتظار داریم در مقابل این عمل مجرمانه که مشمول عناوین نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی نسبت به نهادهای قانونی نظام، فتنهانگیزی و ایجاد تفرقه بین نیروهای نظام و تهمت و افترا میباشد، بر طبق قوانین و عدالت از حقیقت دفاع نماید.
متعاقبا وکیل رسمی مؤسسه برای پیگیری شکایت معرفی میگردد. بدیهی است که طبق قانون مطبوعات حق پاسخگویی به تهمت ناروای مذکور و انتشار جوابیه در روزنامه کیهان برای مؤسسه محفوظ میباشد.
دفتر حقوقی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)
سخنراني مجيد انصاري در دارالزهراء تهران
نامه سرگشاده مهدی کروبی به صادق لاریجانی:
ریاست محترم قوه قضائیه
باسلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات ماه رمضان
همانطور که مستحضرید اینجانب در پی انتخابات پرشبهه ریاست جمهوری اخیر و پیامدهای دردناک و نگران کننده متعاقب آن، نامه های متعددی را به مقامات مسئول نوشته ام تا برخی نکات، انتقادات و اعتراضات را با مسئولان امر درمیان گذاشته و هشدارهای لازم را به آنها داده باشم. آخرین این نامه ها نیز خطاب به شماست که به تازگی قبول مسئولیت کرده و بر صندلی قاضی
القضاتی تکیه زده اید. و اکنون من شرح جلسات خود با نمایندگان جنابعالی و برخی مسائل حاشیه ای آن را که به پلمپ دفتر شخصی و حزبی من منجر شد با شما در میان می گذارم تا به وظیفه شرعی و ملی خود عمل کرده باشم. باشد که آیندگان نگویند مهدی کروبی با فشار و تهدید و بزن و ببند کوتاه آمد و پا پس کشید و درخانه خزید و صدای حق خواهی اش کوتاه شد. که اگر شما ندانید، دیگران میدانند که در سابقه مهدی کروبی، نه تنها فشار و تهدید و محدودیت و محصوریت کارساز نبوده و او را در پیمودن راهی که تشخیص داده سست و لرزان نکرده ، که محکم تر نیز کرده است.
جناب اقای لاریجانی
نمی دانم تا چه حد از آنچه که در جلسات ما با کمیته منصوب جنابعالی برای پیگیری حوادث اخیر گذشت با خبرید. برای آگاهی مردم و همچنین شما عرض میکنم که ما دو جلسه با آقایان محترم "خلفی ، محسنی اژه ای و رئیسی" داشتیم که این جلسات به صورت مطلوب و مناسبی نیز پیش رفت و در آنها گوشه ای و تعدادی اندک از اسنادی که نشانگر برخی اتفاقات ناگوار و غیرقابل
بخشایش در روزهای پس از انتخابات بود ارائه و بازگو شد. در جلسه اول سه سند درباره سه نفر همراه با سی دی و مدارک لازم ارائه شد که نشانگر تجاوز و شکنجه و برخی اعمال رخ داده بر دختران و پسران در بازداشتگاههای مشخص و نامشخص بود. علاوه بر ارائه این سه سند، اشاره ای نیز به صورت شفاهی به اتفاقاتی شد که برای دو دختر یعنی ترانه موسوی «واقعی» و سعیده پورآقایی رخ داده بود. جلسه دوم نیز دوشنبه هفته جاری برگزار شد و حدود سه ساعت نیز به طول انجامید و در این جلسه نیز در کنار بحث های فراوان، من سندی جدید ارائه کردم البته با این قید و شرط که نباید به واسطه این افشاگری و حق خواهی، برای آن فرد و خانواده اش اتفاقی رخ دهد؛ اتفاقاتی از آن دست که پیش از این و در زمان مسئولیت دادستان سابق تهران برای یکی از افرادی
که من به عنوان سند معرفی کرده بودم پیش آمد و برخی مشکلات خانوادگی و شارهای جدید مترتب بر آن خانواده شد. بدین ترتیب این بار سند خود را دادم اما سفارشات لازم را هم کردم که مباد غفلتی که دادستان قبلی تهران مرتکب شده بود تکرار شود و پای واسطه هایی به ماجرا باز شود که به جای دادخواهی و دفاع از حق مظلوم و محاکمه ظالم، دست اندرکار تهدید و بی آبرو
کردن یک فرد در خانواده و نزد آشنایان و همسایگان شوند و از دیگر سوی آبروی دستگاه قضا آن هم در کشوری اسلامی را به قیمت مصون ماندن ظالمان، چنین ارزان بفروشند. البته این را هم بگویم که در این جلسات که برای بررسی گزارش هایی از وقوع شکنجه و اعمال ناشایست انجام گرفته در زندان ها و پیگیری حوادث بعد از انتخابات تشکیل شده بود، باری از من پرسیدند که آیا تداوم جمع آوری اسناد شکنجه و تجاوز و کشتار مردم را به مصلحت می دانید و آیا ممکن نیست که این
اسناد به دست نااهلان بیافتد؟ که من نیز در پاسخ گفتم این اسناد را در مکان محفوظی نگهداری می کنم و در صورت دستیابی به نتیجه، از بین خواهم برد و تاکید کردم که اسناد تجاوز و شکنجه هیچ مایه افتخار نیست که بخواهم آنها را در صندوقچه ای نگهدارم و یا بر دیوار بیاویزم. اسنادی است برای دستیابی به عدالت و ستاندن حق مظلوم از ظالم متجاوز که بعد از دستیابی به نتیجه، مرجح آن است که نابود شود و بوی متعفن و صورت آزاردهنده ظلم نهفته در آن از بین برود.
این را هم بدانید که اگر من در مسیر تحقیق خود به نتیجه ای خلاف نتیجه سابق در خصوص صحت و سقم ادعاهای یکی از شاکیان نیز رسیدم، خود پیش قدم بودم و تصحیح لازم را انجام دادم، از جمله در مورد سعیده پورآقایی که برخی تحقیقات تکمیلی من ناقض گفته های پیشین بود و از این رو تصحیح لازم از سوی خود من و هیات پیگیری، صورت گرفت. به هر حال اما این دوجلسه گذشت
و من در پایان با اشاره به مورد دردناک دیگری که به تازگی گزارش آن به من رسیده بود گفتم که همچنان درصدد پی جویی جوانب این ماجرا هستم و اسناد آن را نیز پس از تحقیق کامل ارائه خواهم کرد. همچنین از من خواسته شد که در یافتن جوانب پنهان ماجرای ترانه موسوی تحقیق بیشتری انجام دهم و دستگاه قضایی را در این مسیر در روشن شدن زوایای پنهان ماجرا یاری رسان باشم. با این حال در پایان همان جلسه دوم پیشنهاد کردم – و این پیشنهاد مورد
استقبال کمیته نیز قرار گرفت - که بیایید و ماجرای سند آوردن و سند بردن را در همینجا خاتمه دهیم و شما نیز در کار کشف حقیقت شوید چرا که همین اسناد و موارد ارائه شده برای برآفتاب انداختن حقیقت و تاباندن نورعدالت بر چهره اصحاب شرارت، کفایت می کند.
جناب اقای لاریجانی
این پیشنهاد را دادم و رفتم و جلسه ما با کمیته منتخب به خوبی خاتمه یافت. اما فردای آن روز ورق برگشت. جمعیتی با حکم دادستانی آمدند و به دفتر من حمله آوردند. آنجا را مورد تجسس قرار دادند و به تجسس در وسایل نیز بسنده نکردند که حتی نوشته ها و نامه های شخصی و چکها و اسناد خصوصی من را نیز مورد تجسس قرار دادند و بردند. آخر امر نیز دفتر را پلمپ کردند و به آذوقه ای که به رسم هرساله برای اطعام مساکین در انجا انبار کرده بودم نیز توجهی نکردند و آنها را نیز مشمول توقیف خود قرار دادند و آقای داوری سردبیر سایت حزب اعتماد ملی را هم دستگیر و با خود بردند. کار پلمپ دفتر شخصی من تمام نشده بود که دفتر حزب اعتماد ملی را نیز که من دبیرکل آن هستم مورد تجسس قرار داده و وسایل و اسناد یک حزب ثبت شده در ذیل قوانین جمهوری اسلامی را نیز برخلاف قوانین کشور ضبط و سرانجام دفتر حزب را هم پلمپ کردند. به اینها نیز بسنده نشد که دکترعلیرضا بهشتی فرزند مرحوم آیت الله بهشتی و مهندس مرتضی الویری با آن سوابق انقلابی و داشتن سابقه نمایندگی مجلس و شهرداری تهران و سفارت جمهوری اسلامی در کشورهای اروپایی را نیز بازداشت کردند و دفتر موسسه نشر آثار مرحوم بهشتی به
عنوان یکی از پایه گذاران جمهوری اسلامی هم در جمهوری اسلامی پلمپ شد. من مانده ام که آیا این اتفاقات که همگی در روز سه شنبه رخ داد نتیجه جلسه ای است که من روز دوشنبه با هیات منتخب شما داشته ام؟ متعجبم ، نه از آن رو که چرا با مهدی کروبی چنین می کنند بلکه از ان رو که چگونه عده ای متوهمانه تصور می کنند مهدی کروبی فرزند احمد با این بگیر و ببندها از
میدان به در می رود و صدایش خفه می شود. حالا برایم روشن شده است که چرا برخی دوستان و مشاوران اصرار داشتند که اسناد مظالم و شکنجه ها و تجاوزها را از زبان راویان مظلوم، به صورت سی دی درآورم و علاوه بر نسخه ای که به دستگاه قضایی تحویل می دهم، نسخه ای از آن را نیز در محلی امن نگهداری کنم. چراکه ماشین مرعوب سازی و رعب انگیزی همچنان درکار است و چه بسا که شاهدانی در زیر فشار و ارعاب، سخن خود را نیز تکذیب کنند. چرا که کار جمهوری اسلامی به آنجا رسیده است که خانه مهدی کروبی هم دیگر در امان نیست. چراکه هراتفاق ناگوار و ناشایستی در جمهوری اسلامی ممکن شده است و دیگر هیچ چیزی دور از انتظار نیست.
جناب آقای لاریجانی
من همچنان بر خواسته اولیه خود که در نامه ای به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح کرده بودم، پافشاری می کنم و چرا نگویم که بعد از این ارعاب ها و بگیر و ببندها مصرتر از پیش نیز شده ام. و وقتی می بینم فرماندهی یک نهاد نظامی – که مدارک آن نیز موجود است- در نامه ای به وزارت بهداشت و درمان دستور می دهد که تحویل کپی اسناد و مدارک پزشکی به کلیه مجروحین و مصدومین حوادث اخیر ممنوع است، و بیمارستان ها را از تحویل اسناد به مجروحان و مورد تعدی قرار گرفتگان ممنوع می کند، بیش از پیش مصر می شوم که بفهمم دلیل این تهدیدها و واهمه ها چیست؟ بر پزشکان است که بر اساس سوگند خود تمام تلاششان را برای درمان مصدومان و بیماران حتی اگر آن مصدوم، دشمن پدرشان باشد مبذول دارند. و شما در مقام قاضی القضات داوری کنید چگونه یک پزشکی در مواجهه با چنین نامه هایی از سوی یک نهاد پرقدرت
نظامی، می تواند با امنیت خاطر به وظیفه و سوگند پزشکی خود عمل کند. و اگر مظلومی در بیگناهی کشته شده باشد شما در مقام قاضی القضات چگونه می توانید صدای حق خواهی خانواده او را بشنوید؟ یا اگر کسی مورد شکنجه یا تجاوز قرار گرفته باشد چگونه می تواند در چنین فضای رعب آلودی سند و گواهی خود را از مسئولان پزشکی قانونی دریافت کند و به دست شما برساند؟ پیشتر دعوی ما این بود که نظامیان چرا دخالت در اقتصاد و سیاست می کنند و اکنون می بینیم که اشتهای نظامیان با حسابت و سیاست اشباع نشده و به سراغ طبابت هم آمده اند.
جناب اقای لاریجانی
تصور من این است که شما دعوی عدالت دارید و رجاء واثق دارم که به وظیفه خود در دادخواهی و دفاع از حق مظلوم و محاکمه ظالم آگاهید. از این رو از شما می خواهم که برای روشن شدن افکار عمومی و در راستای انجام تکلیف شرعی و قانونی تان دستور پیگیری اسنادی را بدهید که تاکنون ارائه شده است. و در این مسیر از غالب شدن فضای ارعاب و زد وبند ممانعت به عمل آورید و
نگذارید که نیروهای مسلح و شبه نظامی بعد از فرمانروایی بر عرصه سیاست و طبابت، به فکر دخالت در کار قضاوت بیافتند و قله ای دیگر را به مفتوحات خود از پس انتخابات ریاست جمهوری دهم بیافزایند و کار را از این که هست خراب تر سازند. همچنین به شما توصیه می کنم تا در این فضا که مطبوعات آزاد به لطف دادستان معزول، در محاق توقیف فرو رفته اند مگذارید که برخی
مطبوعات و قلم به دستان که به زعم خود درکار حمایت از اسلام اند و به زعم ما اما در مسیر اهانت به اسلام، بیش از این در حاشیه ای امن، دریده سخن بگویند و عدالت خواهی را به محاق برند و آرزویی دست نیافتنی جلوه دهند و گاهی با زبان ارعاب و گاهی نیز به زبان اهانت، چهره های انقلاب را هدف هتاکی خود سازند. همچنین مگذارید که دروغگویی و جعل سند چنان رایج شود که رسانه ملی کشور با تولید و پخش دوباره ی سناریوهایی نظیر سناریوی ترانه موسوی قلابی، روند حقیقت یابی را مخدوش سازد و ابهام ها و مسائلی جدید بیافریند و سنگ هایی در چاه بیاندازد که بیرون آوردن هریک از آنها همچون ماجرای ترانه موسوی از عهده صد عاقل نیز برنیاید.
جناب آقای لاریجانی
شما هیاتی را تشکیل دادید تا به رخدادهای ناگوار پس از انتخابات و ظلم هایی که شده است رسیدگی شود و آقای خلفی به عنوان نماینده شما در کمیته پیگیری، به نقل از شما مدعی بود که جنابعالی گفته اید باید به شکایات و گزارش ها تا نهایت ماجرا، رسیدگی شود. اما پرسش من این است که آیا با وجود این تهدیدها و توهین ها و ارعاب ها رسیدگی به فجایع و شکنجه های پس
از انتخابات ممکن خواهد بود؟ پاسخ این پرسش بر شماست اما این را بدانید که مهدی کروبی همچنان اصرار بر پیگیری حقوق مظلومان دارد، باشد که نشان داده باشد این ابزارهای نخ نما شده اگر بر کسانی نیز کارساز باشد، بر او کارساز نیست و او همچنان با قدرت و محکم در میدان ایستاده است و نمی گذارد عده ای تازه به دوران رسیده، چوب حراج بر سرمایه نظام و امام و
کشوری بزنند که حاصل یک انقلاب مردمی و خون شهیدان بسیار است.
با آرزوی توفیق شما در امر قضا
21 رمضان1430 مطابق با 20 شهریور1388
مهدی کروبی
جزئیات بازداشت فرزند شهید بهشتی، از زبان همسر وی
بنیاد حفظ و نشر آثار شهید بهشتی پلمب شد

نیروهای امنیتی حكم تفتیش حریم خصوصی منزل علیرضا بهشتی را نداشتند. آنها بنیاد حفظ و نشر آثار شهید بهشتی را نیز پلمب کردند.به گزارش موج سبز آزادی، همسر سید علیرضا بهشتی در تشریح نحوه بازداشت مشاور ارشد میرحسین موسوی گفت: "عصر سه شنبه ساعت 5 بعد از ظهر، 5 مأمور امنیتی به منزل فرزند شهید بهشتی مراجعه و با حكم بازداشتی كه امضای دادستانی تهران بر آن بود وارد منزل ما شدند."همسر سیدعلیرضا بهشتی كه به همراه فرزندانش در منزل حضور داشتند میگوید: "در این حكم بر جلب و تفتیش محل استقرار آقای بهشتی بدون تفتیش حریم خصوصی تأكید شده بود، اما مأموران تمام اتاقها ازجمله اتاق خواب را تفتیش كرده و وسایل آن را به هم ریختهاند و حتی مقداری وسیله شخصی و اوراق تحصیلی را هم با خود بردند."وی با اشاره به حضور بیش از چهارساعته مأموران در منزل علیرضا بهشتی، از برخورد زننده و زشت یكی از مأموران كه حكم جلب در دست او بود خبر داد و گفت او حتی به فرزند خردسال ما هم توهین میکرد." مأموران پس از بازرسی منزل فرزند شهید بهشتی و دستگیری او به محل بنیاد حفظ و نشر آثار شهید آیتالله بهشتی مراجعه و ضمن جمعآوری كامپیوترها و اسناد، محل این بنیاد را نیز پلمب كردند
دیدار محرمانه وزیر احمدی نژاد با همتای اسراییلی+عکس
ادامه مطلب
جواب خوش خدمتی ها به صدا و سیما دولت دهم ....
کامران نجف زاده خبرنگار و مجري توانمند واحد مرکزي خبر تهران را به مقصد پاريس ترک کرد.
پس از تلاشهاي چندساله نجف زاده در واحد مرکزي خبر ......

ادامه مطلب
اعتراف باهنر
محمدرضا باهنر در جلسه افطاري پنجشنبه شب جامعه اسلامي مهندسين در مسجد دانشگاه امام صادق(ع) دربارهي روند رسيدگي به راي اعتماد وزراي پيشنهادي توسط نمايندگان گفت: پشت سر مذاكرات رسمي كه توسط صدا و سيما و در صحن علني مجلس مشاهده كرديد دهها برابر مذاكرات غير رسمي وجود داشت، مذاكراتي كه گاهي به بحثهاي تندي مي كشيد؛ البته تمام تلاش ما اين بود كه اينها به صحن علني كشيده نشود.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) دبيركل جامعه اسلامي مهندسين افزود: با اين حال ميتوانم بگويم كه در اين دو هفته پرتلاش براي مجلس و دولت بحثها هم دوستانه بود وهم جدي. تلاش نمايندگان اين بود كه به دولت كمك كنند تا فعاليتش را هر چه سريعتر آغاز كند و البته احساس تكليف ميكردند كه در مورد وزراي پيشنهادي به اعتماد قلبي برسند.
باهنر افزود: راهنمايي مقام معظم رهبري مبني بر اين كه به نظر رييسجمهور در كارآمدي افراد پيشنهادي اعتماد كنيم بسيار به ادامه بحث ها كمك كرد و البته نظر رهبري اين بود كه در حوزه سلامتهاي شخصي و پاك دستي افراد و درعين حال التزام آنها به قانون اساسي و ولايت فقيه نمايندگان صلاحيت افراد پيشنهادي را احراز كنند.
وي درادامه به پيش بيني اخير خود مبني بر راي نياوردن 4 الي 5 فرد پيشنهادي براي وزارتخانهها گفت: برخي از طرفداران دولت اين پيش بيني را اين طور برداشت كردند كه گويي اراده ما اين است كه اين تعداد افراد راي نياورند در حالي كه چنين نيست. ما با توجه به فضايي كه درمجلس مي ديديم اين پيش بيني را كرده بوديم و احساس مي كرديم كه چنين اتفاقي بيفتد و البته با توصيه رهبري به خير گذشت.
باهنر درباره زناني كه براي وزارت خانه ها پيشنهاد شده بودند و تاثير جنسيت در راي نمايندگان گفت: با توجه به اين كه برخي مراجع درباره وزارت زنان اعلام مخالفت كرده بودند و فشارهايي كه برخي علماي ديگر و حتي برخي از امامان جمعه در اين زمينه وارد مي كردند، ما بيشتر به دنبال نظر رهبري بوديم. البته رهبري به دولت توصيه كرده بودند كه نظر مراجع را لحاظ كنند اما با اين وجود مي توانم بگويم كه خانمهايي كه در مجلس راي نياوردند به خاطر جنسيتشان نبود بلكه مجلس درباره توان اداره وزارت خانه توسط آنها قانع نشده بود، به عنوان مثال وزارت آموزش و پرورش ، وزارت خانه اي بسيار حساس و بزرگ است كه با مشكلات زيادي مواجه است. مجلس در فرد پيشنهادي اين توانايي را نتوانست احراز كند.
باهنر در بخش ديگري از سخنان خود برخي شايعات و اخبار مبني بر معامله دولت با نمايندگان را رد كرد و گفت: من اين چنين شايعاتي را رد مي كنم. به كار بردن واژههايي شبيه بده و بستان نمايندگان با دولت و يا معامله نمايندگان بر سر رايشان را نادرست مي دانم، چنين مسايلي از ساحت نمايندگان و دولت به دور است.
نايب رييس مجلس افزود: به هر حال همه چيز به خير گذشت و پيام رهبري بود كه نقش مهمي در اين زمينه ايفا كرد. در زمان شمارش آرا فضا را اين طور مي شد ديد كه اگر توصيه رهبري نبود احتمال داشت كه 8 الي 9 نفر از وزرا راي نياورند و اين آغاز خوبي براي دولت نبود. تيزبيني رهبري باعث شد كه چنين اتفاقي نيفتد و در مجلس تغيير تحليل ايجاد شود.
وي افزود: وقتي پيام رهبري رسيد نمايندگان نظرشان اين بود كه اگر عدم صلاحيت احراز شد راي ندهند. علاوه بر سه نفري هم كه راي نياوردند اگر پيام رهبري نبود احتمال مي دهيم كه وزراي نفت، صنايع ، بازرگاني ، تعاون، راه و ترابري و حتي وزارت خارجه راي نمي آوردند. در سه وزارتخانهاي هم كه افراد معرفي شده راي نياوردند با توجه به اين كه رييسجمهور مي گويد مطالعات بسيار و بررسيهاي فراواني انجام دادهاند به نظر من ميتوانند افراد جديدي را زودتر از موعد مقرر معرفي كنند.
اعتراض سید حسن خمینی ، تولیت حرم امام (ره) امسال مراسم احیا در حرم امام برگزار نمی شود
قطع پخش مستقیم رای اعتماد به وزیران به خاطر شخی های یک نماینده مجلس
ابتدا این نماینده که صحبتهایش از طریق میکروفون در صحن مجلس پخش میشدبه شوخی به علی لاریجانی گفت :" لطفا صندوق رای را به مناطق صعب العبور بیارید ما هم رای بدیم"(تکه ای به مسئله صنوق های سیار و دلایل صادق محصولی به عدم وجود تقلب در انتخابات)
این نماینده بعد از چند دقیقه نیز به شوخی گفت "از الآن گفته باشم تقلب نشده هر کی میگه تقلب شده بره کهریزک "و سپس خندید
در حالیکه صحبتهای خصوصی این نماینده حاضر در صحن هیئت رئیسه از طریق میکروفونی که جلوی او قرار داشت در صحن مجلس و از طریق صدا و سیما پخش شد یکی از افراد حاضر به اتاق فرمان در این مورد تذکر داد و اتفاقا صدای او هم در صدا و سیما پخش شد و پس از چند ثانیه پوشش مستقیم جلسه بطور موقت بی صدا انجام شد آخر سر هم پس از بازگرداندن صدا و پخش صدای علی لاریجانی که میگفت اینجا منطقه صعب العبوره"(تکه ای به مسئله صنوق های سیار و دلایل صادق محصولی به عدم وجود تقلب در انتخابات) دست اندر کاران صدا و سیما از ترس پخش مستقیم را قطع کردند و هم اکنون برنامه خانواده از این شبکه پخش میشود.
سیر تکامل : از لباس شخصی بودن تا نخبه شدن
اول باید در هر تجمعی که علیه خاتمی ، موسوی و کروبی است ، شرکت کنید. شعار بدهید ، فحش بدهید ، سنگ بزنید ، کتک بزنید . مهم نیست ، مهم نیست است :

بعد چند مصاحبه با خبرگزاری فارس انجام دهید. به عنوان دبیر فلان انجمن یا تشکل اسلامی. عکس یادتان نرود. اگر عکس ندارید ، عکس آلبوم شخصی تان ، کار را راه می اندازد:

بعد یک مصاحبه دیگر. اینبار با عکس بچه های پایگاه. مثلا اگر پشت سرت یکی از بچه های پایگاه بسیج با یک پرچم هم بود اشکالی ندارد ، فقط سبز نباشد. شما هم می توانید آخرین خنده های تان را انجام بدهید چون نخبه شوید خنده سخت می شود:

با حاج آقای مسجد صحبت شده که با بن کمیته امداد یک کت به شما در راستای نخبه شدن بدهند. بد نیست در آخرین مراحل تبدیل به نخبه ، یک مصاحبه دیگر با کت جدید انجام دهید. ژست … آره خوبه :

یک مصاحبه هم با ایرنا (خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران) :

در آخرین گام ، سه روز قبل از انتخابات یک وبلاگ راه بیاندازید و بگید احمدی نژاد رقبایش را با اختلاف می برد :

اللهم صلی علی محمد و آل محمد. شما نخبه شدید. در تازه ترین دیدار دانشجویان نخبه ، شما هم حضور داشتید و در محضر رهبر معظم ، سوال هم کردید. مبارک باشد انشاءلله . این هم مدرکش :

سازمانها و وزارتخانه های جدید در کابینه دهم
وزارت هلو درمان و آموزش پزشکی .................بهداشت سابق
وزارت پیگیری مدارک قلابی .............................علوم سابق
وزارت مبارزه با تولید کنندگان داخلی..................بازرگانی سابق
وزارت سهمیه بندی انرژی ...............................نیروی سابق
وزارت ماهواره امید.........................................دفاع سابق
وزارت امورپاسخگویی بین المللی ....................خارجه سابق
وزارت امور اقتصادی و بدهی..........................امور اقتصادو دارایی سابق
وزارت ارتباطات و فناوری شنود.........................ارتباطات و فناوری سابق
وزارت هواپیماهای روسی و ترابری....................راه و ترابری سابق
وزارت صدورمجوزهنر..................................ارشاد سابق
سازمان جبران کم کاری شهرداران پیشین ..............شهرداری سابق
ستاد تدفین هنرمندان.......................................خانه هنرمندان سابق
سازمان حمایت از مزاحمان تلفنی .....................ایرانسل سابق
سازمان ترویج فرهنگ شرق و غرب.....................صداوسیمای
فروش فوق العاده مجموعه ی BBC Planet Earth با زیرنویس فارسی

فروش فوق العاده این مجموعه با زیرنویس فارسی
برای خرید با شماره ۰۹۳۲۹۰۳۸۲۳۹ تماس بگیرید
مجموعه ی BBC Planet Earth در قالب 12 DVD با بالاترین کیفیت تصویر موجود در دنیا و کیفیت صدایی بی نظیر شما را از بالاترین نقاط هیمالیا تا اعماق زمین سیر می دهد!
برای فیلمبرداری این تصاویر حیرت انگیر از ماهواره گرفته تا دوربین هایی در اعماق دریا استفاده شده است. تصاویر هوایی آن بسیار بسیار جذاب است. صحنه های شکفتن شکوفه ها، تغییر رنگ جنگل در فصول مختلف و ... از دیگر صحنه های جذاب این مستند است.
با این مجموعه ی مستند عظمت خداوند را هر چه بیشتر درک کنید.
Planet Earth در سال 2006 توسط بخش مستند كانال BBC و به كارگرداني Alastair Fothergill (كارگردان شهير فيلم هاي مستند) با بودجه 25 ميليون دلار! در طي مدت 5 سال ساخته شد. George Fenton براي اين مجموعه موسيقي باشكوهي را تصنيف كرده است كه لذت تماشاي اين چنين اثري را چندين برابر كرده است. در زمان تماشاي اين مجموعه بارها و بارها سكانس هاي باورنكردني را خواهيد ديد كه گوش سپردن به اين موسيقي متن (با كيفيت صدای دالبی دیجیتال 6 کاناله) بر هيجان شما خواهد افزود!
این مجموعه در 62 کشور و 204 محل متفاوت فیلمبرداری شده است. گوینده این مستند David Attenborough یکی از شناخته شده ترین گویندگان و طبیعت شناسان جهان می باشد و لقب Sir را نیز دریافت کرده است. این مستند دارای 11 اپیزود (قسمت) می باشد. در اولین اپیزود یک دید عمومی درباره مناطقی که در 10 اپیزود بعدی قرار است به آنها پرداخته شود، داده می شود. درهر کدام از 10 اپیزود بعدی به بررسی یکی از بوم های طبیعی روی زمین و جانورانی که در آن ناحیه زندگی می کنند، می پردازد. در این مستند رفتارهایی از حیوانات که تا پیش از این دیده نشده بود به تصویر کشیده شده است. هم مانند: تعقیب گوزن توسط گرگ ها از بالا، بچه خرس های گریزلی که برای اولین بار از غار بیرون می آیند، حمله ناگهانی صدها شمشیرماهی و ...
کارشناسان از این مجموعه با عنوان "نگاه نهایی به تنوع و گوناگونی سیاره زمین" نام بردهاند. همچنین سیاره زمین، نخستین سری فیلم مستندی است که با دوربینهای با وضوح تصویر بالا (HD) تهیه شده و تا قبل از آن تنها برای فیلمهای سینمایی هالیوود از این دوربینها استفاده میکردند.
"سیاره زمین" یکی از کاملترین فیلمهای مستند زیستی درباره زندگی جانداران روی زمین در خصوص نحوهی زندگی و رفتار شناسی جانداران گوناگون از قبیل آبزیان، پستانداران، پرندگان، خزندگان و دوزیستان، مکانهای جغرافیایی مختلف و پوشش جانوری و ... آنهاست که در 11 اپیزود به نامهای:
1. از قطب تا قطب From Pole to Pole
2. کوهها Mountains
3. آب شیرین Fresh Water
4. غارها Caves
5. بیابان ها Deserts
6. دنیاهای یخی Ice Worlds
7. جلگههای پهناور Great Plains
8. جنگلها Jungles
9. دریاهای کمعمق Shallow Seas
10. جنگلهای فصلی Seasonal Forests
11. اعماق اقیانوس Deep Ocean
تشکیل شده است و تصاویری شگفت انگیز از حیات طبیعی در سیاره زمین ارائه می کند که نفس هر بیننده ای را در سینه حبس می کند.
اولین جلسه بررسی کابینه دولت دهم.....!
اولین جلسه بررسی کابینه دولت محمود احمدی نژاد روز گذشته در حالی در مجلس شورای اسلامی برگزار شد که در چند نقطه تهران، مردم با سر دادن شعار "دولت کودتا، استعفا، استعفا" خواهان استعفای احمدی نژاد شدند. این در حالیست که بسیاری از صاحبنظران و شخصیت های سیاسی، حاضر به ارزیابی کابینه پیشنهادی احمدی نژاد نشده و در تماس خبرنگار روز گفتند هرگونه بحث در این زمینه، به معنای به رسمیت شناختن دولت برآمده از کودتا است و ما حاضر به چنین کاری نیستیم.
از سوی دیگر احمدی نژاد که هیچ برنامه ای برای آغاز دولت خود و کابینه اش به مجلس ارائه نکرده در اقدامی شگفت انگیز به همراه دو محافظ خود وارد صحن مجلس شد و محافظان او در دو طرف او نشستند؛ امری که اعتراض شدید نمایندگان را به دنبال داشت و با تذکر علی لاریجانی و اقبال محمدی، نماینده مریوان که گفت "اینجا خانه ملت و منطقه امنی است" محافظان احمدی نژاد ناچار از ترک صحن مجلس شدند.
این عضو فراکسیون خط امام مجلس با بیان اینکه طبق مواد 6-7-8 آییننامه داخلی مجلس فقط رییسجمهور، معاونین و وزرا میتوانند در صحن علنی مجلس حاضر شوند، گفت: ورود هرکس به غیر از این افراد طبق آییننامه ممنوع است.
وی پس از اتمام جلسه مجلس هم به سایت پارلمان نیوز گفت حضور یک رییسجمهور با محافظ در صحن مجلس تاکنون سابقه نداشته است و درباره دلیل این کار آقای احمدی نژاد باید گفت: الله اعلم!
بر اساس گزارش ها موافقان وزرای معرفی شده از سوی احمدی نژاد، نمایندگانی از حوزه های انتخابیه کوچک بودند و مخالفان از نمایندگان سرشناس اصولگرا و اصلاح طلب مجلس. محمد رضا باهنر، احمد توکلی و علی مطهری، سه چهره سرشناس اصولگرای مجلس بودند که از احمدی نژاد و وزرای معرفی شده او انتقاد و در عین حال تاکید کردند که "باید به خاطر وضعیت فعلی کشور دولت دهم راه بیفتد!"
به گزارش سایت فراکسیون خط امام مجلس، هنگامی که مخالفان صحبت میکردند سکوت صحن مجلس را فرا میگرفت و نمایندگان و اعضای دولت در صندلیهای خود مستقر میشدند، اما هنگام سخنرانی موافقان کابینه گویی زنگ تفریح فرا میرسید همهمه مجلس را فرا می گرفت و حرکتهای بسیاری در صحن علنی به راه میافتاد، به نحوی که علی لاریجانی بارها مجبور به تذکر برای رعایت نظم و انضباط جلسه میشد.
نکته مهم دیگردر این جلسه این بود که بر خلاف رویه دولتهای گذشته، احمدینژاد در این دوره برنامهای بعنوان برنامه کلی دولت دهم ارائه نکرده و صرفا به معرفی وزرای پیشنهادی خود، آن هم در دقیقه نود اکتفا کرده است.
این موضوع اعتراض نمایندگان را به دنبال داشت و داریوش قنبری، سخنگوی فراکسیون خط امام مجلس در تذکری اعلام کرد: هیچ وقت سابقه نداشته در طول 9 دوره دولت برنامه نداشته باشد.
او تصریح کرد: در واقع این بدعت میشود، خواهش ما این است كه بدون برنامه، بررسی نشود.
امالاریجانی این در خواست را نپذیرفت و از نمایندگان خواست همان برنامه وزرای پیشنهادی را برنامه دولت تلقی کنند.
از دیگر حاشیه های بحث بر انگیز مدرک دکترای کامران دانشجو، وزیر پیشنهادی احمدی نژاد است که از سوی برخی از نمایندگان مورد سئوال قرار گرفته و برخی از سایتها اعلام کردهاند گرچه کامران دانشجو در معرفی خود به مجلس مدرک دکترا اعلام کرده اما در استعلام از دانشگاهی که او مدعی دکترا شده نام او وجود ندارد.
از سوی دیگر حسین اسلامی نماینده ساوه و از موافقان کابینه دهم هنگام حضور در جایگاه گفت: "من بعنوان نایب رییس کمیسیون اصل نود نموداری به شما نشان بدهم که نشان میدهد شکایت از وزرای دولت نهم نسبت به دولتهای گذشته کاهش داشته است." این نماینده سپس برگه ای را به سمت نمایندگان گرفت که چیز دقیقی در آن مشخص نبود اما این اقدام بیسابقه او برخی از نمایندگان را به خنده انداخت. یکی از نمایندگان گفت: "نمودار آقای اسلامی مانند نمودارهایی بود که در جلسات مناظره از سوی احمدینژاد ارائه میشد."
احمدی نژاد وزرا را مطیع و فرمانبردار میخواهد
علی مطهری، چهره شاخص اصولگرای مجلس با تاکید بر اینکه "وزرا تحت فرمان رئیس جمهور نیز نیستند بلکه رئیس جمهور هماهنگ کننده آنهاست و آنها تحت فرمان قانون هستند" در مخالفت با وزرای پیشنهادی احمدی نژاد گفت: "برخی وزیران پیشنهادی برای کسب رای اعتماد دست به کارهای سخیفی از جمله کادو دادن و برگزاری مهمانی های غیر معمول و تحمیل لابی های زشت بر نمایندگان مجلس زده اند."
وی درباره برنامه و خط و مشی و اصول کلی و ترکیب هیات وزیران دولت دهم گفت: "حتی به طور نسبی هم آن را ایده آل نیافتیم. معتقدم کابینه پیشنهادی متناسب با توانایی های کشور و حتی توانایی های اصولگرایان نیز نیست و در مجموع ضعیف است."
فرزند آیت الله مطهری افزود: "مفهوم همگرایی نزد ایشان مطیع و تابع بودن وزیر در مقابل نظرات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی رئیس جمهور است و این است ریشه ضعف کابینه دهم و عدم حضور افراد صاحبنظر و دارای فکر و مستقل به تعداد قابل قبول در آن."
وی با تاکید بر اینکه "رئیس جمهور ایدئولوگ نظام نیست" گفت: "همگرایی های وزیران به معنای مطیع و تابع نظرات رئیس جمهور بودن نیست. شاید وجه مشترک وزیران پیشنهادی همگرا بودن به معنی نادرست آن یعنی مطیع بودن آن است. رئیس جمهور می خواهد خصوصا در وزارتخانه های حساس مانند اطلاعات، کشور، ارشاد، نفت و خارجه خودشان حاکم و فرمانروا باشند. لذا افرادی برای این وزارتخانه ها معرفی کرده است که مهمترین شاخصه آنها مطیع بودن است. این امر به صلاح کشور نیست."
مطهری افزود: "در روزهای اخیر نیز دیدیم که رئیس جمهور پس از عزل وزیر اطلاعات معاونان استراتژیک و راهبردی این وزارتخانه را تغییر داد در حالیکه جز با حضور وزیری که دارای درجه اجتهاد باشد این کار قانونی نیست."
وی با طرح این سوال که چرا از وزرای موفق دولت نهم همچون لنکرانی و فتاح استفاده نشده است گفت: "برخی از وزیران پیشنهادی بدون هر گونه تجربه ای در کار یک وزارتخانه در راس آن وزارتخانه قرار گرفته اند. اگر در سالهای اول انقلاب اسلامی چاره ای برای این کار نبود و وزارتخانه ها به حق محل آموزش وزارت بود اکنون پس از 30 سال توجیهی ندارد مگر همان همگرایی به معنای مطیع بودن."
متهم اصلی حوادث بعد از انتخابات
احمد توکلی دیگر چهره شاخص اصولگرای مجلس نیز با انتقاد شدید از سیاست های اقتصادی احمدی نژاد، به عدم ارائه اسامی وزرای پیشنهادی از سوی احمدی نژاد به مجلس اشاره کرد و گفت: "شكلگیری دولت دهم چنان آغاز شده كه امید به داشتن روابط مبتنی بر اعتماد و مشاوره را كم كرده است. مردم نامحرم نیستند، ولی در حالی كه نمایندگان مردم هنوز حتی از نام نامزدهای نهایی مطلع نیستند، طرح مشخصات و فضیلتهای ادعایی آنان از سیما چه پیامی دارد؟ كاش در حد ارسال یك پیامك از دولت به نمایندگان و اعلام اسامی، به آنان اعتنا میشد."
وی گفت: "وقتی رئیس جمهور قصد امر بیسابقه معرفی وزیر زن را دارد پیشتر با مجلسیان به شور میپرداخت تا زنان مدیر و باسابقه و كارآمد معرفی میشدند تا لا اقل اگر كسانی نگاه جنسیتی ندارند، بتوانند رای بدهند، آیا چنین مشیای به واگرایی میانجامد یا همگرایی؟"
وی با انتقاد از وزیر پیشنهادی برای وزارت علوم گفت: "وزیر پیشنهادی علوم رئیس ستاد انتخاباتی بود كه آن ماجراهای تلخ را در پی داشت. وی از نظر معترضان كه گرچه اقلیتاند جمع كثیری از مردم را تشكیل میدهند، متهم اصلی است و وزارت چنین فردی به واگرایی دانشگاه و دولت كمك میكند یا به همگرایی؟ آیا از نظر سیاسی و كارایی دولت به مصلحت است؟"
توکلی انتخاب یک فرد نظامی برای وزارت کشور را به صلاح ندانست و درباره وزرای پیشنهادی زن گفت: "معرفی وزرای زن، آن هم افرادی بی تجربه یا كم تجربه چه نتیجهای دارد؟ اگر مجلس بدون اعتنا به جنسیت براساس مقیاس كارآمدی رای ندهد، دسته كثیری از مردم را از مجلس ناراحت میكند و اگر از ترس جوسازی به زنان ناكارآمد رای دهد، دسته دیگری معترض میشوند. این مورد در هر دو سر واگراییساز است."
به گفته توکلی فقط یک وزیر پیشنهادی از سوی احمدی نژاد تجربه چهار ساله وزارت دارد. او پرسید: "مصادیق دیگری هم هست، آقای رئیس جمهور پاسخ دهند كه چرا انتخابهای چالش برانگیز را ترجیح دادهاند؟ و چرا وزیرانی كه مجلس به آنها رای داده بود بدون توضیح كافی عزل شدند یا معرفی نشدند؟ عزل در مجلس با فرایند استیضاح است و علتها با شفافیت به آگاهی مردم میرسد ولی عزل رئیس جمهور چطور؟"
راه اندازی قطار دولت دهم
محمد رضا باهنر، نایب رئیس مجلس نیز بخشی از تصمیمات بزرگ دولت نهم را به عنوان تصمیمات غیرقانونی برشمرد و با انتقاد از عدم حضور چهره های نخبه در کابینه معرفی شده گفت: من به اقلیتی از وزیران حتما رای نخواهم داد.
او به عنوان مخالف کلیات برنامه دولت از درخواست احمدی نژاد از نمایندگان مبنی بر اینکه "همانطور که به اعتبار نامه مجلسی ها رای می دهند به وزیران پیشنهادی هم رای دهند" انتقاد کرد و گفت: "این قیاس مع الفارق است، مجلس باید حتما به وزیران پیشنهادی اعتماد پیدا کند و اعتماد رئیس جمهور به کابینه معرفی شده به معنی الزام مجلس به اعتماد به افراد معرفی شده نیست."
او در ادامه سخنان خویش با انتقاد از عدم حضور چهره های نخبه دولت نهم در کابینه معرفی شده دهم گفت: "بر خی از وزیران در کابینه نهم بودند که افتخار آمیز بودند و سمبل آنان دکتر باقری لنکرانی بود اما چه شده است که این همکاری ها کم شده است ؟"
باهنر گفت: "برخی از وزیران پیشنهادی در 4-5 وزارتخانه کاملا متفاوت و حتی متضاد با تخصص ها مطرح شدند که این از اعجاب های این دولت است."
او در عین حال با بیان اینکه قطار دولت دهم باید راه بیفتد اعتراض و تذکر های پیاپی نمایندگان را برانگیخت.
باهنر سپس با بیان اینکه برای دکتر وحیدی دستجردی احترام قائل است در عین حال پرسید: "از باقری لنكرانی به عنوان یك نخبه جوان و موفق در دولت نهم، كجا قرار است بیشتر استفاده شود."
در این هنگام برخی از نمایندگان با خنده "هلو" "هلو" کردند، اشاره این نمایندگان به توصیف احمدینژاد از لنکرانی بود که در برنامه تلویزیونی گفته بود: "آقای لنکرانی مثل هلو می ماند آدم دلش میخواهد او را بخورد."
شاخص وزرا، تبعیت از احمدی نژاد است
پنج عضو فراکسیون خط امام مجلس نیز در مخالفت با وزرای پیشنهادی صحبت کردند. سعدالله نصیری از این جمله بود. او گفت: "در این کابینه حلقههای مدیریتی در دولت دهم بسته تر شده است و 83 درصد کابینه جزو حلقه دوستان دانشگاه علم و صنعت، شهرداری و وزیران سابق هستند."
وی افزود: "64 درصد برنامههای ارائه شده توسط وزیران پیشنهادی چکیده و کپی شده از برنامههای توسعه و سند چشم انداز است؛ قرار نیست مجلس به سند چشم انداز با توسعه رای دهد؛ قراراست ما به برنامه مشخص وزیران با زمان بندی دقیق و به دور از کلی گویی رای بدهیم."
علی اصغر یوسف نژاد نیز در مخالفت با وزرای پیشنهادی گفت: "بسیاری از سخنانی که ایشان امروز درباره کابینه و وزیران معرفی شده در دولت دهم به نمایندگان گفت را درباره برخی از اعضای کابینه نهم از جمله آقایان پورمحمدی، جهرمی و محسنی اژهای هم زده بود اما سئوالی که میتوان از آقای احمدینژاد پرسید این است که افراد یاد شده که از آنها با عنوان استاد دانشگاه، متخصص، دلسوز و... یاد کرد در حال حاضر کجا هستند؟"
نماینده ساری با اشاره به رای بالایی که در کابینه نهم به وزیران داده شد، خاطر نشان کرد: "متاسفانه از رای بالای وزیران در دوره قبلی بعضا سوء استفاده شد و حتی کابینه در حال رسیدن به مرحله ای بود که نیازمند رای اعتماد مجدد از مجلس باشد."
مصطفی کواکبیان، نماینده سمنان نیز یکی از شعارهای دولت را تشکیل کابینه 70 میلیونی دانست و گفت: "منصفانه قضاوت کنید آیا این 21 نفر نماد 70 میلیون نفر هستند یا اینکه تنها شاخص آنها تبعیت از رئیسجمهور است؟"
مشورت با کودک پنج ساله
محمود احمدی نژاد در دفاع از وزرای پیشنهادی خود و با انتقاد از کسانی که به او گفته بودند در تصمیمات خود مشورت نمیکند، گفت: "من حتی با یک کودک 5 ساله که با خط خودش نامهای برای من نوشته بود گفتوگو کردم، چطور میگویید دولت من مشورت نمیکند. من با یک دانش آموز راهنمایی هم مشورت و گفتوگو کردهام!"
وی مخالفان را متهم به سیاه نمایی کرد و درباره وزیر پیشنهادی برای وزارت علوم گفت: "عدهای جوری صحبت میکنند که انگار انتخابات مخدوش بوده و میگویند چرا کسی که سالمترین انتخابات را برگزار کرده برای وزارت علوم معرفی شده است؟ پس کسی را انتخاب کنیم که با رمز تقلب تهران را به آشوب کشید؟"
وی در مورد انتقادهای مطرح شده درباره مطیع بودن وزرا هم گفت: "این یک اصل اولیه مدیریتی است که نیروها باید با مدیر خود هماهنگ باشند، وگرنه کارها پیش نمی رود."
احمدی نژاد ادعا کرد: "بنده جانم را بارها برای این نظام کف دست گذاشتم و سپر بلای نظام کردم. هیچ کس این قدر خطر را نمیپذیرد و لااقل اگر هم بپذیرند در این سطح، من ندیدهام."
او در عین حال گفت که در مناظرههای انتخاباتیاش، خود را به کناری گذاشته و فقط به خاطر "نظام اسلامی" در این مناظرهها شرکت کرده است.
گزارش تحقیقی درباره مدرک دانشگاهی وزیر علوم پیشنهادی دولت 10
کامران دانشجو درباره مدرک دکترای خود دروغ میگوید

در روزهای گذشته، ایمیلهای زیادی درباره وضعیت مدرک تحصیلی گزینه پیشنهادی رئیس دولت کودتا برای تصدی وزارت علوم برایمان ارسال شد که ما را ملزم به بررسی بیشتر این موضوع ساخت. بررسیهای اولیه «موج سبز آزادی» نشان میدهد که آقای دانشجو، همانند کسی که او را قائممقام وزیر کشور کرد یعنی علی کردان، درباره مدرک تحصیلیاش دروغهای متعددی گفته و لازم است که نمایندگان مستقل مجلس قبل از آنکه او عامل دولت در وزارتخانه علوم، تحقیقات و فناوری شود، از وی بخواهند که درباره مدرکش توضیح دهد تا مانند ماجرای علی کردان چند ماه بعد مجبور به استیضاحش نشوند.به گزارش موج سبز آزادی، آقای کامران دانشجو که به عنوان عامل دولت کودتا در وزارت علوم پیشنهاد شده و قرار است مسئولیت دانشگاهیان کل کشور را به عهده بگیرد، خود با ابهامهای جدی در خصوص مدرک دانشگاهیاش روبهروست. این در حالی است که او از سالها قبل در دانشگاه علم و صنعت به عنوان «استاد تمام» مشغول تدریس است و با همین مدرک دانشگاهی در چندین مسئولیت مهم دولتی نیز حضور یافته است.وی در معرفینامهاش به عنوان فرد پیشنهادی احمدینژاد برای تصدی وزارتخانه، ادعا کرده که دارای مدرک «دکترای هوافضا از کالج لندن» است و مسئولان دولت نیز در تبلیغات برای رای اعتماد، همین عنوان را برای وی ذکر کردهاند. اما مشکل در اینجاست که در تاریخ انگلستان، دانشگاهی به نام «کالج لندن» وجود نداشته و ندارد!با این حال فرض میکنیم که تنها بیان نام فارسی دانشگاه دقیق نبوده و مشکلساز شده است، مثلا شاید منظور کالج سلطنتی لندن است و یا کالج دانشگاهی لندن! از این رو به صفحه معرفی او در سایت دانشگاه علم و صنعت مراجعه میکنیم تا عنوان دقیق دانشگاه محل تحصیل وی در مقطع دکترا را پیدا کنیم. به هرحال اگر کسی سالها در یک دانشگاه تحصیل کرده باشد، لااقل باید نام دقیق آن را بداند. اما با کمال تعجب میبینیم که در این صفحه، «دانشگاه منچستر انگلستان» به عنوان محل تحصیل آقای دانشجو در مقطع دکترا اعلام شده است! این تناقض، باعث تعجب بیشتر میشود و برای رفع ابهام مجبور میشویم به صفحه انگلیسی کامران دانشجو در سایت دانشگاه علم و صنعت برویم، اما باز میبینیم که در این صفحه نام جدیدی برای دانشگاه به شکل انستیتو امپریال منچستر اعلام شده است:
Manchester Imperial Institute of Science and Technology, U.K.
این عنوان ربطی به عنوان دانشگاه منچستر ندارد. اما باز تردید میکنیم و عنوان این مؤسسه آموزشی (که در واقع دانشگاه نیست) را در سایت گوگل جستوجو میکنیم تا از کیفیت و اعتبار آن مطلع شویم. ولی با کمال تعجب میبینیم که غیر از صفحات مربوط به آقای کامران دانشجو، در هیچ جای دیگر جهان اثری از این دانشگاه نیست! جالب است که در صفحه آقای دانشجو در سایت دانشگاه علم و صنعت، نام دانشگاه «کویین ماری» که در لندن قرار دارد اما ربطی به عنوان کالج لندن ندارد، به عنوان محل تحصیل مقطع لیسانس و نه دکترای آقای دانشجو اشاره شده است.این مجموعه تناقضها، «موج سبز آزادی» را وادار کرد که بیشتر درباره سوابق دانشگاهی وی تحقیق کند. به لیست مقالات آقای دکتر مراجعه میکنیم. لیست بلند بالای مقالات ایشان هم در صفحه فارسی و هم در صفحه انگلیسی سایت دانشگاه علم و صنعت موجود است. این مقالات هم در ژورنالها و هم سمینارهای داخلی و خارجی به همراه دانشجویانشان اسم ایشان را درج کرده است. اما با بررسی تک تک این مقالات از سایتهای مختلف، متوجه میشویم که نام دانشگاه ایشان همان دانشگاه علم و صنعت است و در دانشگاههای انگلیسی وی هیچ مقالهای تولید نشده است. با دقت به تاریخ این مقالات متوجه می شویم که اولین مقاله وی در سال 1999 منتشر شده است. عجیب است! ایشان سال فارغالتحصیلی خود از هر دانشگاه مفروضی در انگلستان را ننوشته، اما سوابق اجراییاش نشان میدهد که از سال 1368 به بعد در ایران حضور داشته است و در هر صورت از محالات است که ایشان دوره فوق لیسانس و دکترا را در لندن گذرانده باشد و محض رضای خدا حتی یک مقاله علمی هم نداشته باشد؛ تا آنکه اولین مقاله علمی را در سال 1999 نوشته باشند.تردید بیشتر میشود. به کتابخانه امپریال کالج لندن مراجعه میکنیم و پایاننامهای به نام کامران دانشجو پیدا نمی کنیم. در کتابخانه دانشگاه منچستر هم چیزی پیدا نمیشود. به آرشیو پایاننامههای دکترای دانشجویان در کتابخانه ethos.bl.uk مراجعه میکنیم که باز هم در آنجا اثری از اسامی daneshjo یا daneshjoo یا daneshjou یافت نمیشود. هیچ اثری از تحصیل او در مقطع دکترا در انگلستان وجود ندارد، غیر از ادعای خود او.تحقیقات را گسترش میدهیم. به فرضیهای بر میخوریم مبنی بر اینکه ایشان یکی از هشت دانشجوی ایرانی است که در جریان ماجرای سلمان رشدی از انگلیس اخراج شدند و در ایران دکترا گرفتند. هرچند اگر این درست باشد، خود نشانهی دروغ بزرگ وی مبنی بر اخذ دکترا از دانشگاههای لندن و یا منچستر است، اما باز این فرض را بیشتر بررسی میکنیم. به روزنامه قدس 26 اسفند ماه میرسیم که خبری را به نقل از ایرنا نقل کرده است. عین خبر را ببینید:
دانشجو: سفير ايران در لندن نمي شوم
ايرنا- استاندار تهران با رد شايعه انتصاب خود به عنوان سفير ايران در لندن گفت كه پس از اخراج از انگليس در دوران دانشجويي، به اين كشور و همه كشورهاي عضو پيمان شينگن ممنوع الورود شده است. دكتر كامران دانشجو، استاندار تهران درباره برخي اخبار منتشرشده غيررسمي در مورد احتمال سفير شدن وي در لندن، گفت: من به انگليس ممنوع الورود هستم. وي توضيح داد: من در قضيه سلمان رشدي به همراه هفت دانشجوي ديگر، از انگلستان اخراج شديم و در گذرنامه من درج شده تا زماني كه موضوع سلمان رشدي وجود داشته باشد، من حق ورود به انگلستان و كشورهاي پيمان شينگن را ندارم.
پس آقای دانشجو، دانشجو بوده که از انگلستان اخراج شده و لذا مدرکی دریافت نکرده است. تا این جای مشکل حل شد و دروغ اول وی ثابت شد. ایشان در سال 1989 از انگلستان اخراج شده، حق بازگشت هم نداشته و در عین حال ادعا میکند که سه مدرک دانشگاهی از آنجا گرفته است! قرار است با همین مدارک، وزیر علوم ایران هم بشود و دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور را مدیریت کند. آیا اینها همه برای نمایندگان برانگیز غیر وابسته به دولت کودتا سؤالبرانگیز نیست؟اما ابهامات همچنان باقی است. بر فرض که او در ایران دکترا گرفته باشد؛ سؤال اول این است که از کدام دانشگاه؟ دستکم در سایتهای دو دانشگاه صنعتی شریف و علم و صنعت تهران که بررسیهای «موج سبز آزادی» نشان داد هیچ اثری از پایاننامه آقای دانشجو پیدا نمیشود. جا دارد نمایندگان مستقل مجلس از ایشان بخواهند جدا از دروغی که درباره اخذ مدرک دانشگاهی از کالج لندن و یا موسسه امپریال منچستر گفته است، توضیح دهد که مثلا اگر در ایران مدرک معادل گرفته، از کدام دانشگاه بوده و پایاننامهاش کجاست.و سؤال دوم اینکه ایشان در دانشگاه علم و صنعت تهران به رتبه استاد نائل شده است. دانشگاهیان به خوبی میدانند که طی مدارج مختلف برای رسیدن به مرحله استاد تمامی، بسیار سخت است و نیاز به تولید مقالات بسیار و سرپرستی تعداد زیادی دانشجوی دکترا و فوق لیسانس دارد. اکنون با مقایسه رزومه تحصیلی جناب آقای دانشجو با یکی دیگر از اعضای هیات علمی همان دانشگاه که اتفاقا به واقع هم در دانشگاه منچستر تحصیل کرده است، هم میتوان دید که چگونه باید ارجاعات معتبر به دانشگاه استاد و پایاننامه دکتری و فوق لیسانس داشت، و هم میتوان مقایسه کرد حجم مقالات و فعالیتهای علمی دو طرف را، در حالی که یکی دانشیار باقی مانده است و دیگری که طی این مدت همواره مشغول فعالیتهای اجرایی در مناصب دولتی مانند استانداری، معاونت و ... بوده و فرصتی برای کار دانشگاهی نداشته، توانسته به درجه استاد تمام برسد. این دو صفحه را ببینید و مقایسه کنید:
http://www.iust.ac.ir/find-14.1958.1488.fa.html
http://webpages.iust.ac.ir/msharifi

کامران دانشجو که در انتخابات پر حرف و حدیث دهم ریاستجمهوری، رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور بود، توسط علی کردان به قائم مقامی این وزارتخانه منصوب شد. کردان هنوز دو ماه از امضای این حکم نگذشته بود که به جعل و تقلب متهم و برکنار شد. حال آیا نوبت کامران دانشجو رسیده است؟ و آیا اگر ثابت شود که او در اعلام آخرین مدرک دانشگاهیاش دروغ گفته و تقلب کرده، نمیتوان حدس زد که چنین فردی میتواند در آرای مردم نیز دست ببرد، عامل تقلب باشد و همزمان در روز روشن در صداوسیما به مردم دروغ بگوید؟
توزيع گوشت قرمز با قيمت هرکيلوم 5هزارتومان در نمايشگاه قران !!!!!
به گزارش خبرنگار فرهنگي ايرنا، دوازدهمين روز از هفدهمين نمايشگاه بين المللي قرآن درحالي سپري شد که مراجعه کنندگان پس از بازديد از بخش هاي مختلف ،گوشت قرمز – سردست گوساله بسته بندي شده – را از غرفه هاي تازه تاسيس وزارت بازرگاني خريد مي کردند. اگر چه عرضه گوشت با صف روبه رو بود اما مردم راضي بودند و از اين اقدام مسوولان استقبال و به نوعي تشکر هم مي شد.
نفر بعدي....!

خط تخريب چهره هاي سابقه دار و ديرآشناي نظام و تلاش براي حذف ياران امام از عرصه سياسي کشور در حال پيشروي است. سيدحسن خميني يکي از کساني است که در چند سال گذشته هرازچندگاهي به دليل موضع گيري ها و اظهاراتش مورد اتهام زني و شماتت برخي جريانات و رسانه هاي حامي شان قرار گرفته است. شواهد نشان مي دهد گردونه هجمه يي که در مناظره هاي تلويزيوني کانديداها کليد خورد و در گردش پرشتاب خود تا پيش پاي يادگار امام حرکت کرد، اگرچه هنوز در تقلاي دور کردن بزرگان نسل اول انقلاب از عرصه قدرت سياسي است اما اين احتمال وجود دارد که در ادامه راه خود باز هم به سوي اشخاصي همچون سيدحسن خميني و ديگر نسل دومي هاي انقلاب حرکت کند. در هفته هاي گذشته و در هنگامه يي که شخصيت هاي برجسته انقلابي همچون هاشمي، کروبي و موسوي مورد حمله برخي جريانات اصولگرا قرار گرفته بودند، انتشار خبري غيرمستند در يک سايت حامي دولت نشان داد حسن خميني نيز از جمله کساني است که در مظان شايعه پردازي و خبرسازي قرار دارد. اين رسانه حامي دولت از جلسه مشترکي ميان سران جبهه اصلاحات و نواده امام خبر داد و با نام بردن از موسوي خوئيني، محمد خاتمي و يک آيت الله که از ذکر نامش اجتناب شده بود، چنين القا کرد که اين افراد از سيدحسن خواسته اند با تکميل تحصيلات، دريافت درجه اجتهاد و تجديدنظر در مورد سطح زندگي شخصي اش و نيز با تقويت ارتباطات رسانه يي و رفت و آمدهايش با علماي قم زمينه حضور خود را در دور آينده انتخابات مجلس خبرگان رهبري فراهم آورد. اينکه حسن خميني در چند سال گذشته با تاسي به مشرب باز فکري و سياسي امام (ره) با گروه هاي مختلف به نحوي کاملاً آشکار و علني تعاملاتي داشته است، قابل انکار نبوده و نيست اما مرور آنچه در رفتار سياسي وي ديده شده، نشان مي دهد نواده امام همواره سعي داشته است مبتني بر آنچه امام راحل به فرزندانش توصيه مي کرد از ورود به مسائل اجرايي کشور و آلوده شدن به سياسي بازي آنچنان که ماهيت اين مفهوم است، امتناع کند. اما طبيعي است قرابت با امام و تجربه نزديک راه و رسم سياسي و آرمان هاي او سبب مي شود هيچ يک از اعضاي بيت امام نتوانند نسبت به رسالت تاريخي و انقلابي شان در مورد حفاظت از ميراث معنوي و سياسي بنيانگذار انقلاب و اهداف انقلابي که او به سرانجام رسانده، بي تفاوت باشند. اين در حالي است که تاکيد خبر منتشرشده در اين سايت حامي دولت مبني بر آنکه سران اصلاحات به سيدحسن توصيه کرده اند تحصيلات خود را تکميل کند تا درجه اجتهادش را به عنوان شرط ورود به خبرگان به دست آورد در شرايطي که همگان مي دانند حسن خميني چند سالي است رتبه اجتهادش را دريافت کرده است و بيش از آنکه مشغول به تحصيل باشد به کار تدريس دل سپرده است، نشان دهنده اين واقعيت است که منتشرکنندگان چنين شايعاتي از انکار هيچ حقيقتي ابا ندارند. همچنين برخي تحليلگران وقايع سياسي ايران معتقدند در شرايطي که نيروهاي سياسي اصلاح طلب به شديدترين وجه ممکن در تيررس تخريب و تهديد يک جريان مبهم به اصطلاح اصولگرا قرار گرفته اند اين نوع خبرسازي ها نشان مي دهد اين جريان سعي دارد با پيوند دادن بيشتر فرزند يادگار امام با اصلاح طلبان که لزوماً نمي تواند وجه منفي داشته باشد و با القاي اين فکر که وي مهره يي سياسي در دست سران اصلاحات است، شرايط را براي مانع تراشي در مسير تاثيرگذاري فراجناحي او فراهم آورند. حال بايد پرسيد چه عناصري در رفتار و شخصيت نواده امام (ره) وجود داشته است که وي را در مظان تخريب و تهمت برخي جريانات قرار داده است؟
پاسدار انديشه و انديشيدن
به شهادت آنچه از گفتار و رفتار سيدحسن خميني در ذهن کساني که با وي مراوده يي داشته اند باقي مانده، نواده امام شخصي است بسيار هوشمند، عالم و دقيق که در کسب دانش از هر نوع که باشد حريص و توانمند است. او که پس از فوت پدر بزرگوارش توليت مرقد امام خميني(ره) را برعهده گرفت با تمرکز بر تکميل تحصيلات حوزوي توانست درجه اجتهاد را به دست آورد. با اين حال حضور سيدحسن در خبرها و اظهارنظرهاي سياسي بسيار محدود بود و بيشتر مربوط مي شد به سخنراني هاي هرازچندگاه که به ويژه در مراسم سالگرد ارتحال امام به واسطه جايگاهش انجام مي داد. اما اين حضور نامحسوس در چند سال گذشته با قدرت گرفتن و گسترش يک جريان فکري- سياسي خاص شکلي متفاوت به خود گرفت؛ فراخ شدن عرصه براي قدرت گرفتن تفکري که در سال هاي دور هم با مسلک و فقه سياسي امام ستيزه داشت و اينک فرصت يافته بود با تاکيد بر الهي بودن حکومت و نمايشي بودن راي مردم به زير سوال بردن رکن جمهوريت نظام بپردازد. در حالي که هيچ کس جمله جمهوري اسلامي نه يک کلمه کمتر و نه يک کلمه بيشتر امام را فراموش نکرده بود؛ همچنين برخي زوايايي که ميان اتفاقات سياسي- اجتماعي جامعه با انديشه بنيانگذار انقلاب پديد آمده، به نحوي ناگزير سبب شد سيدحسن خميني لب به سخن بگشايد. چند برنامه تلويزيوني به مناسبت سي امين سالگرد انقلاب 57 و نيز مصاحبه يي مفصل با يکي از نشريات، فرصت مناسبي را در اختيار وي قرار داد تا از نگراني هايش در مورد روند مناسبات حاکم بر فضاي سياسي کشور و آسيب شناسي انقلاب بگويد و در آستانه دهه چهارم انقلاب نقبي در انديشه هاي امام (ره) بزند. موضع سيدحسن در اين بازخواني انديشه يي نشان داد وي همچنان که پاسدار انديشه امام خميني (ره) است از حق انديشيدن و آزادي فکر و بيان نيز حمايت مي کند زيرا اگرچه از يک سو در مورد دور شدن از معيارهاي درستي رفتار حکومت از منظر امام هشدار مي داد از سوي ديگر اجتهاد در مکتب او را مطرح مي کرد. فرزند سيداحمد خميني در مصاحبه يي که درست چند روز پس از اظهارات سردار جعفري فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مبني بر ضرورت حمايت نيروهاي بسيج از جريان اصولگرايي منتشر شد ضمن ابراز نگراني از حاکم شدن نفسانيت و قدرت گرايي به جاي آنچه تحت عنوان «انگيزه الهي» در گفتمان امام وجود داشت، تاکيد کرد؛ «کساني که مدعي هستند به امام (ره) وفادارند بايد نسبت به دستور صريح ايشان با تمام وجود حساسيت نشان دهند. اگر اين گونه نباشد يا دروغ مي گويند يا دچار تناقض هستند... عدم حضور نظاميان در ميدان سياست يک معيار براي بقاي جريان و انديشه سياسي امام (ره) است.»دغدغه هاي نواده امام خميني اما تاکنون همچنان برجاي مانده است و در بسياري از موارد اظهارات و کنش هاي سياسي نظاميان نگراني هاي زيادي را در دور شدن از آرمان ها و سيره بنيانگذار انقلاب پديد آورده است. حسن خميني همچنين در ادامه موضع گيري هايش نشان داد پاسدار انديشيدن نيز هست. او در فرصت هاي متعددي اذعان داشت لازم است به انديشه امام به عنوان يک مکتب قابل اجتهاد نگاه شود. برگزيدن مفهوم اجتهاد نشان مي داد او با قرائت انحصارطلبانه از افکار و آراي امام مخالف است و نقد علمي و اخلاقي بر انديشه هاي وي را مجاز مي شمارد. هرچند طبيعتاً موضع وي در اين مورد با بازخوردي شديد از سوي جريان هاي محافظه کار و سنتي و مفسران انحصارطلب مواجه شد و سرمقاله نويس يکي از روزنامه هاي معروف اين جريان نوشت؛ «اين سخنان زمينه سوءاستفاده احتمالي برخي افراد و جريان هاي سياسي براي تحريف کلام و نظر حضرت امام را فراهم مي آورد.» اما سيدحسن خميني هرگز از ايده اش در مورد لزوم اجتهاد و تفقه در مکتب امام در عين لزوم توجه و تقيد به اصول پا پس نکشيد.
.jpg)
حامي اما بي طرف
با اين حال هرگز در هيچ يک از اخبار انتخاباتي اظهارنظر مستقيمي از شخص سيدحسن مبني بر تاييد يا رد کانديداهاي رياست جمهوري منتشر نشد. ظاهراً از رفتار وي در ايام پيش از انتخابات مي شد اين طور برداشت کرد که او سعي داشت جايگاه خود را به عنوان وارث امام خميني و نماينده حضور معنوي ايشان با عملکرد بي طرفانه و از موضع يک ناظر حفظ کند و آنچنان که در سخنراني روز 14 خرداد اعلام کرد بر اهميت رعايت اخلاق انتخاباتي صحه بگذارد.با اين حال پيرو رعايت همين اخلاق انتخاباتي تاکيدشده در سخنان سيدحسن خميني بود که به رغم دعوت وي از چهار کانديداي رياست جمهوري براي سخنراني در مرقد امام و به مناسبت سالروز ارتحال ايشان عدم تمايل احمدي نژاد جهت حضور در مراسم سالگرد سبب شد توليت آستان امام دعوت خود را از ساير کانديداها نيز بازپس گيرد و اجازه ندهد شائبه اجحاف در حق کانديداها و نيز سوءاستفاده از يک موقعيت استثنايي براي جانبداري از يک يا چند کانديدا از سوي بيت امام در ذهن جامعه شکل بگيرد. جالب اينجا است که فرزند يادگار امام يک هفته پيش از انتخابات و در سخنراني خود به مناسبت سالروز ارتحال بنيانگذار انقلاب آرزو کرد با پررنگ شدن سبد آراي رئيس جمهور هر کس که باشد جامعه به وحدت در عين کثرت دست يابد و با کنار گذاشته شدن اختلافات در فرداي انتخابات دشمنان کينه توز را مايوس ببيند.
نايب غايب
سيدحسن خميني سياست را خوب مي فهمد، همچنين موضع گيري هايش نشان داده است بهتر از هر کسي موقعيت زماني، تاريخي و جايگاه ويژه خود و خانواده اش را درک مي کند. بنابراين اينکه چنين شخصي در مراسم تنفيذ و تحليف رياست جمهوري شرکت نمي کند کنشي است که نمي تواند خالي از بار معنايي باشد زيرا مرور تشريفات تنفيذ و تحليف در گذشته نشان مي دهد تا زماني که حضرت امام در قيد حيات بوده اند رسم مالوف چنين بوده است که همواره آيت الله توسلي رئيس دفتر امام و نيز سيداحمد خميني فرزند ايشان به ويژه در مراسم تحليف از سوي امام و براي اثبات حضور معنوي رهبر بزرگ ترين انقلاب قرن حاضر مي شدند. پس از فوت يادگار امام فرزندش سيدحسن اين حضور معنوي را در کنار مرحوم آيت الله توسلي يار وفادار امام استمرار مي بخشيد اما اينک عدم حضور وي در مراسم تنفيذ و تحليف احمدي نژاد مي توانست به معناي اعتراض بيت امام به شرايط پيش آمده پس از انتخابات باشد زيرا حوادث و پيامدهاي پس از دهمين انتخابات رياست جمهوري و به ويژه برخوردهاي انجام شده با معترضان و دستگيري گسترده فعالان سياسي با روايتي که همواره سيدحسن از آرمان ها و مشي سياست حضرت امام در ذهن داشت، متفاوت مي نمود. او بارها در گفته هايش موقعيت سنجي امام در حمايت از شکل گيري مجمع روحانيون و جمله قاطعانه ايشان در پاسخ مخالفان که «پشت سر مصلحت سنگر گرفتن، فسادآور است» را مي ستود. حسن خميني بارها و بارها بر لزوم کثرت و وجود جريان هاي مختلف و منتقد يکديگر در درون نظام تاکيد کرده و هشدار داده است مبادا شعار حفظ وحدت وسيله يي شود براي اينکه کسي حق انتقاد و ذکر اشتباه را نداشته باشد. بنابراين با توجه به عقايد فرزند يادگار امام عجيب نيست اگر از عدم حضور او در مراسم تنفيذ در شرايطي که به رغم شايعات مبني بر سفر وي به پاريس يا هر جاي ديگري ثابت شد او از يک روز پيش از اين مراسم در تهران مستقر بوده است، اين برداشت را داشته باشيم که آن عدم حضور جز اعتراضي عميق به شکل گرفتن جريانات انحصارگرايانه و چيزي به غير از اعلام نگراني نسبت به از دست رفتن امکان چندصدايي بودن جامعه نيست. حال با توجه به آنچه در پيش گفته شد مي توان درک کرد چرا بسياري از تحليلگران در معرض تخريب و تهمت قرار گرفتن سيدحسن خميني را در امتداد راه گردونه شوم به راه افتاده نامحتمل نمي دانند و او را يکي از کساني مي شناسند که برخي ترجيح مي دهند به هر نحو ممکن از معادلات سياسي حاکم بر کشور حذف شود.
برای ثبت در تاریخ/ از عدالت برای سعید تا عدالت برای سعید

امروز دادگاه سعید حجاریان بود ... کسی از سعید عسگر خبر دارد؟
ربناي افطار شجريان و امنيت ملي
در کشورهاي تازه متولد شده آسياي ميانه قزاق بودن، ترکمن بودن و تاجيک ماندن معضلي است که طي دو دهه گذشته هنوز راه حلي براي آن پيدا نشده است زيرا مجموعه کشورهاي اين منطقه هويت فرهنگي و نماد ملي قدرتمند و به لحاظ تاريخي قابل دفاعي در برابر يکديگر ندارند. اما هويت ايراني بودن از چنان پشتوانه فرهنگي، تاريخي و سياسي قدرتمندي برخوردار است که نه به سادگي مي توان آن را شست و نه هضم شدن در هويت هاي فرهنگي مجاور - براي مثال عرب ها - به سادگي امکان پذير است. بنابراين اگر اصرار مي شود که ربناي افطار شجريان يک موضوع مرتبط با هويت ملي ايرانيان است که در جاهاي ديگري به امنيت ملي ربط پيدا مي کند و حتي ديگر به خود او تعلق ندارد - چه رسد به گردانندگان از راه دور و نزديک صدا و سيما - به دليل کارکرد و تاثيري است که اين نغمه در پس ذهن متولدان اين فلات از خود باقي گذاشته و از هويت خاص ملي و مذهبي بودن ايرانيان در مقابل غيرفارسي زبانان حکايت مي کند. در حال حاضر ميليون ها ايراني اصلاح طلب و اصولگراي زن و مرد خاطره اين ربناي داوودگونه و آسماني را که هر ساله تکرار مي شود در کنار خاطرات نوجواني، ميانسالي و در مجموع در کنار بخشي از گذشته خود جاي داده اند. بسياري از مکان ها، تصاوير و افرادي که گذشته ما و هويت جمعي ما را ساخته اند ديگر نه قابل دسترس هستند و نه قابل دوباره تجربه شدن. اما گوشه هايي از اين گذشته مشترک نه تنها پاک نمي شود و از ياد نمي رود بلکه هر سال دوباره مي توان آن را از نو تجربه کرد. اگر بتوان تخت جمشيد و ميدان نقش جهان و کارکردهاي سياسي ميدان آزادي را در تاريخ معاصر ايران ناديده گرفت، و اگر کسي توانايي حذف ترانه الهه ناز بنان، يا حتي برخي از نوحه هاي صادق آهنگران را از پس ذهن ايرانيان داشته باشد و اگر بتوان شيخ بهايي و شريعتي و حماسه 40ميليوني ملت را از تاريخ معاصر پاک کرد و ناديده گرفت آن گاه مي توان نمادهاي ملي همچون ربناي افطار شجريان را نيز حذف کرد. اگر تعارف را در سطح ملي کنار بگذاريم و با نگاهي به آمار مربوط به تعداد قليل نشرياتي که در ايران چاپ مي شود، تيراژ محدودي که روزنامه ها دارند، کتاب هايي که هيچ گاه مجوز نمي گيرند و خوانده نمي شوند را به نسبت جمعيت 70 ميليوني ايران مورد ملاحظه قرار دهيم که 60درصد جمعيت آن را جوانان تشکيل مي دهند ابعاد ناکارايي فرهنگي جامعه ما در مقايسه با حوزه هاي فرهنگي مجاور - مثلاً ترکيه و عراق - آشکار مي شود. اگر مجموع توليدات موسيقي و فيلم از مجاري رسمي را مطالعه کنيم و از ياد نبريم که سينماي ايران از سر اجبار و تا حدود زيادي در انحصار سينماي طنز قرار گرفته، آنگاه مي توان ادعا کرد صدا و سيما به عنوان تنها رسانه ملي واقعاً آزاد آزاد در ايران تبديل به بزرگ ترين مرکز فرهنگي کشور شده است. البته بزرگ ترين مرکز فرهنگي نه به لحاظ تاکيدي که اين رسانه فراگير بر وحدت و وفاق دارد، بلکه از آن نظر که با هفت کانال تلويزيوني به صورت شبانه روزي همه توليدات و از هر نوع فيلم - غيرپورنو و غيرعاشقانه - هاليوود و باليوود هند را به صورت مطلق و بدون هيچ گزينشي و به نوبت براي 70 ميليون ايراني پخش مي کند. و جالب اينکه برخي از مشهورترين فيلم هاي پليسي و جنايي امريکايي را چندين بار در طول يک سال به نمايش مي گذارد. گفته فوق تا حدي است که به جرات مي توان ادعا کرد فقط طي تعطيلات 13 روزه نوروز هر ساله کشته شدن صدها هزار نفر با پخش جديدترين فيلم هاي خشن پليسي از هفت کانال تلويزيوني در 24ساعته جلوي چشم ميليون ها ايراني نمايش داده مي شود و کسي به آثار تخريبي نمايش اين همه فيلم هاي پليسي و جنايي توليد شده در کره زمين از صدا و سيما توجهي ندارد. وقتي بزرگ ترين رسانه ملي کشور به خود زحمت نمي دهد تا حداقل نمايش فيلم هاي غيرپليسي و غيرجنايي را افزايش دهد و از شمار نمايش خشن ترين فيلم هاي غرب بکاهد چگونه مي توان انتظار داشت هويت ملي يا يک نماد ملي پاس داشته شود. اگر پس از نمايش اين همه فيلم هولناک هنوز هويتي از ايرانيان باقي مانده باشد به نوعي معجزه است و نيز تتمه تاثير پخش جسته گريخته آثار استاداني همچون محمدرضا شجريان و اسلاف و گذشتگان است، وگرنه از ياد نبريم که با تاسف مدت هاست مردم تماشاي کانال هاي ماهواره يي را به هر کانال صدا و سيما ترجيح مي دهند.



