رمضان مبارک

حلول ماه رمضان بشارتی است بر تمامی مسلمانان که خبر از گشایش درهای فردوس برین می دهد و مژده ضیافت الهی است بر آنان که: بیایید با درک لحظه لحظه نورانی آن توفیق «میهمان خدا» بودن را داشته باشید و در مسیر عزت و سعادت و کمال از زلال چشمه انوار الهی دل و جان بشویید.
دانلود "ربنا" با صداي استاد شجريان با كيفيت بالا
دانلود : مثنوی افشاری ماه رمضان با صدای استاد شجریان ( حجم ۷۳۴ کیلو بایت )
اين دهــان بستي دهــاني باز شـــد
كـو خـورندهي لــقمـه هاي راز شـــد
لــب فـروبــند از طـعـام و از شـــــــراب
ســـوي خوان آسـمــاني كن شـــتاب
گـر تــو اين انبان ز نـان خــالي كـــني
پـر زگـــوهــــر هـــاي اجــــلالي كـــني
طــفل جـان از شـير شــيطان بــاز كن
بــــعـــد از آنـــش بـا مـــلك انـــباز كــن
چند خوردي چرب و شيرين از طـعــام
امـــتحـــان كــن چـــند روزي با صــيام
چــند شــب ها خواب را گشتي اسير
يــك شـــبي بــيدار شــو دولـــت بـگير
مثنوي معنوي - مولوي
برادر عزیزم جناب آقای حجت السلام والمسلمین شاهمرادی
کروبی در جوابیه ای برای جام جم پیرو درج مطلبی از سوی آقای شاهمردای از این روزنامه خواسته است این جوابیه را منتشر نماید، متن کامل جوابیه به این شرح است:
مدیر مسئول محترم روزنامه جام جم
جناب آقای بیژن مقدم
پیرو درج مطلبی از سوی جناب آقای شاهمردای در صفحه 2 روزنامه مورخ 28/5/88 خطاب به اینجانب خواهشمندم مطابق قانون مطبوعات پاسخ اینجانب را نیز در همان ستون درج فرمایید .
باتشکر
برادر عزیزم جناب آقای حجت السلام والمسلمین شاهمرادی
با سلام و احترام
نامه ای را خطاب به اینجانب در روزنامه جام جم مورخ 28/ 5/ 88 نوشته اید و گله مند بودید از آنچه که من برای روشن شدن افکار عمومی درباره ماجرای ترانه موسوی بیان کردم . البته جای خوشحالی است که شما اصل گفت و گوی خودتان با بنده را تکذیب نکردید ولی معتقد بودید که بنده آنچه که شما به من گفته اید و به قول خودتان تنها قفل سکوتتان را درباره ماجرای ترانه موسوی در حضور بنده شکسته اید به صورت کامل منتقل نکرده ام . اما لازم است که در این مورد چند نکته را به شما عرض کنم :
1- آقای شاهمردای برادر عزیزم ، نمی دانم که آیا شما تحت فشار ناچار به نگارش چنین نامه ای به من شده اید که تیتری بر آن برگزیده شود که از اظهارات و عملکرد بنده متاسف شده اید یا خیر ؟ ولی وقتی که نامه شما را خواندم خوشحال شدم از اینکه شما نیز اصل موضوع را تایید کردید و تنها انتقاد داشتید به اینکه چرا بنده امانت دار نبوده ام و مطالبی را که شما نزد من بازگو کرده اید ، منتقل کرده ام . چنین است که من بر آن شدم به نامه شما پاسخ دهم تا شما نیز مطمئن شوید چرامهدی کروبی این سرباز کوچک نظام هیچ گاه نمی تواند در برابر تضییع حقوق مردم سکوت پیشه کند ، به خصوص آنهم در زمانی که عده ای بر آنند تا جنایات وحشتناکی را که روی داده است کتمان کرده و یا به گردن دیگری بیاندازنند .
2- هنگامی که بنده به شما تلفن زدم و درخواست کردم تا ملاقاتی با شما داشته باشم برای این بود که آنچه از زبان فرد دیگری که البته شما ایشان را می شناسید و مورد اعتمادمان هست شنیده ام را با شما مطرح کنم .پس اگر به خاطر داشته باشید همان موقع که درباره این ماجرا سوال کردم به شما عرض کردم که چه کسی این موضوع را به نقل از شما به بنده گفته است و شما نیز خوب می دانید که ایشان منبع موثقی هستند . در این راستا لازم به توضیح است که بنده از اصل موضوع خبر داشتم و تنها برای توضیحات بیشتر خواستم تا ماجرا را از شما جویا شوم و در حقیقت مطلب تازه ای از جانب شما به من در این باره گفته نشد که شما اکنون از من گله کرده اید که چرا آنچه شما گفته اید نگفته ام و اظهار داشته اید که ناباورانه تاسف خورده اید از مطالبی که مطرح شده است .
3- از سوی دیگر شما بهتر می دانید که بنده قصد افشاگری درباره جزئیات ماجرای ترانه موسوی را نداشتم و نمی خواستم که این موضوع را فعلا رسانه ای کنم و در مطبوعات منتشر کنم ؛ ولی متاسفم از اینکه برخی از مسئولان کشور و ائمه جمعه و روزنامه های به اصطلاح اصولگرا از هر تریبونی برای هتاکی به بنده استفاده کردند و بی آنکه تمایلی برای بررسی آنچه که بنده مطرح کردم داشته باشند انگشت اتهام را به سمت اینجانب نشانه رفته و خواستار مجازات بنده شدند . لذا شاهد آن بودم که جمعی در نماز جمعه و برخی مطبوعات با وقاحت سعی بر آن داشتند تا جنایاتی را که در حق مردم به علت اعتراض به نتیجه انتخاباتی روی داده است کتمان کنند . چنین بود که من تصمیم گرفتم در پاسخ به زیاده گویی هایی آنان طی مصاحبه ای مسائلی از جمله ماجرای ترانه موسوی را برملا کنم تا این بزرگواران بدانند که مهدی کروبی هیچ گاه بدون سند و مدرک حرف نمی زند . ولی اگر شما دقیقا مطلبی را که منتشر شده مطالعه کرده باشید متوجه خواهید شد که هیچ کجای مطلب نامی از شما و آن بزرگواری که این مطالب را به از نقل از شما به بنده منتقل کرده است برده نشده است و لازم به ذکر است که حتی نزدیکان بنده نیز از نام و نشانی گویندگان این خبر مطلع نبودند .
حتی من در این مصاحبه هر جایی که لازم بود تا نام کسی را ببرم برای اینکه نام شما تداعی نشود از بیان آن خودداری کردم ولی اینک شما با نگارش این نامه سبب خیر شدید تا من بتوانم نام ایشان را بیان کنم . وقتی که شما با بنده صحبت می کردید فرمودید که داماد جناب آقای حجت السلام والمسلمین حسینی هستید ، در همان زمان بنده در این فکر بودم که چه کسی تلفن و آدرس منزل شما را به نیروهای امنتیی و انتظامی داده است و از کجا آنها می دانند که خانواده شما عروسی در کانادا به نام ترانه موسوی دارد ، چرا که می دانستم شما خانواده ای دارید که از چهره های علمی هستند و در محافل سیاست نیز وارد نمی شوند ولی هنگامی که گفتید داماد جناب آقای حسینی هستید من متوجه موضوع شدم ودر همان جا به شما گفتم که حلقه مفقود شده را پیدا کردم ، چرا که من می دانستم جناب آقای طائب نیز داماد آقای حسینی است و به شما گفتم که باجناق آقای طائب هستید که تایید کردید . لذا متوجه شدم که آقای طائب یکی از طراحان اصلی نمایش خودساخته ترانه موسوی است . شما بهتر می دانید که باجناق گرامی شما جناب آقای طائب که وارد این معرکه شده است در گذشته نیز سوابق و تجربیاتی از این قبیل در وزارت اطلاعات داشته اند ، چرا که رییس دولت وقت به خاطر همین رفتار وعملکردش بود که ایشان را از وزارت اطلاعات اخراج کرد .
4- آقای شاهمردای بردار عزیز من ، ما نمی توانیم جنایتی که در حق این مردم شده است را نادیده بگیریم و این خواست پروردگار بوده که این جنایات برملا شود تا عاملان ان مجازات گردند . شما که باید بهتر از هر کسی بدانید چه قضایایی رخ داده است . همین هفته ای که گذشت به دیدار سه خانواده ای رفتم که در این حوادث اخیر آسیب دیده اند . خانواده ای پسرشان کشته شده است و بنده از وضعیتی که بر آنها گذشته است بسیار متاسف شدم . به دیدار خانواده ای رفتم که زن جوانی در منزل داشتند که در این حوادث اخیر به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است که هنوز آثار کبودی بر صورت این زن پس از گذشت 60 روز از این حوادث نمایان بود و دست این زن نیز از چند ناحیه دچار شکستگی شده است و به گردنش آویزان است. همچنین به دیدار خانواده ای از سادات رفتم که جوان آنها در تخت بیماری افتاده بود که شکمش را سوراخ کرده و از این طریق به او غذا می دادند و یک چشمش را نیز تخلیه کرده اند و نابینا شده است و چشم دیگرش نیز در معرض نابینایی قرار دارد . این جوان سرش پر از ساچمه است و چندین بار مورد جراحی قرار گرفته و مجددا نیز باید جراحی شود. وقتی این خانواده ها شرح می دادند که چگونه مورد آزاد و اذیت قرار گرفته اند من متاسف شدم از اینکه این اتفاقات تحت لوای نظام جمهوری اسلامی روی داده است . به نظر شما با دیدن این جنایات کسی می تواند سکوت کند ؟ برادر عزیزمن ما نمی توانیم به بهانه حفظ نظام حقایق را کتمان کنیم چرا که تاریخ بالاخره حقیقت را آشکار خواهد کرد . البته این را نیز می گویم که اکنون بنده برای جمع آوری رای جهت حضور در انتخابات ریاست جمهوری و یا گرفتن پست و مقامی به دنبال پیگیری حقوق مردم نیستم بلکه به عنوان فرزند انقلاب و سرباز کوچک این نظام قصد آن دارم تا از حقوق مردم دفاع کرده و به آنها بگویم که آنچه از سوی عده ای از عوامل خودسر و مسئولان بی تدبیر صورت می گیرد به کل نظام تعمیم نمی یابد .
5- لازم به ذکر است که از روزنامه محترم جام جم نیز تقاضا می شود که این مطلب را در همان ستون در پاسخ به ایشان منتشر کند .
مهدی کروبی
٢٨/٥/٨٨
خبر های بد برای دولت دهم
محمود عليزاده طباطبائي با اعلام اين خبر به خبرنگار ايلنا گفت: به وكالت از عليرضا بهشتي شكايتي عليه شريعتمداري مديرمسئول روزنامه كيهان طرح و پرونده به شعبه نهم دادسراي كاركنان دولت ارجاع شد.
وي ادامه داد: بازپرس شعبه تاكنون دو بار مديرمسئول روزنامه كيهان را احضار كرده كه به دليل عدم حضور وي، قاضي منصوري دستور توقيف روزنامه را صادر كرده و براي موافقت، پرونده را به دادستاني تهران ارسال كرده است.
وكيل عليرضا بهشتي اظهار داشت: در صورتيكه دادستان تهران با اين دستور مخالفت كند، پرونده براي حل اختلاف بين بازپرس و دادستان به دادگاه ارجاع خواهد شد.
عليزاده طباطباييكه وكالت ميرحسين موسوي را برعهده دارد، از شكايت عليه روزنامههاي وطن امروز و جوان خبر داد و گفت: بعد از انتشار مطالبي در مورد ترور مرحوم آيت، شكايتي با وكالت از مهندس موسوي عليه اين دو روزنامه در شعبه ششم دادسراي كاركنان دولت مطرح كرديم كه قرار شد روز شنبه توضيحات تكميلي را ارائه دهيم.
وي افزود: اين روزنامهها با يكي از نمايندگان دور اول مجلس مصاحبه و اعلام كردهاند، زمانيكه مرحوم آيت ميخواست عليه ميرحسين موسوي مداركي ارائه دهد، ترور و بعدها آن مدارك در وزارت امور خارجه پيدا شد. اين روزنامهها بهطور تلويحي مهندس موسوي و طرفدارانش را متهم به ترور مرحوم آيت كردهاند كه مصداق افترا و نشر اكاذيب است.
روزنامه جمهوریاسلامی در شماره امروز - پنجشنبه 29 مرداد - نوشت: اسفندیار رحیم مشایی به اتهام تخلفات مالی در دوران تصدی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری محکوم به دو ماه انفصال از خدمات دولتی شد.از دیوان محاسبات خبر میرسد که اسفندیار رحیممشایی به اتهام تخلفات مالی در دوران تصدی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری محکوم به دو ماه انفصال از خدمات دولتی شد.این حکم با اینکه قطعی شده بود اکنون تلاشهایی در جریان است تا علیرغم اینکه زمان تجدیدنظر منقضی شده با اقداماتی مورد تجدیدنظر قرار گیرد و منتفی شود!
اندر احولااات واردات دولت دهم
عصرایران: انگار چيني ها پس از كشتار ترك هاي مسلمان كشور خودشان، تصميم گرفته اند به مقدسات مردم مسلمان ايران هم به موهن ترين شكل ممكن حمله كنند .تا قبل از اين Made In China حتی به تسبیح ها و جانمازهاي ايرانيان رسيده بود و حالا كلمه "الله" و عبارت مقدس مسلمانان يعني "بسم الله الرحمن الرحيم" را به قسمت پشت شلوارهای ايرانيان برده اند و عجب آنكه برخي مدعيان كه پيشتر در اعتراض به عبارت كوكاكولاي برعكس شده كفن پوش به خيابان ها مي ريختند و در جهت تحريم كوكاكولا و نستله حركت مي كردند و هم در برابر كشتار مسلمانان چين سكوت كرده اند و هم در برابر اين توهين آشكار.اين شلوارهاي جين زنانه در فروشگاه هاي افسريه، حوالي خيابان هاي اول و دوم به قيمت 21 هزارتومان در حراجي به فروش مي رسند.اكثر خريداران هم به نوشتار پشت جيب شلوار توجه نمي كنند و صرفا به خاطر قيمت و دوخت شلوار ان را خريداري مي كنند. فروشنده هم اطلاعات چنداني در خصوص محل خريد شلوارها و ... ارايه نمي دهد. البته برخي از خريداران به دليل عبارت پشت شلوار از خريد آن امتناع مي كنند.به تصوير اين شلوارهاي جين چيني كه به تازگي به بازار ايران وارد شدند نگاه كنيد، عبارت "بسم الله الرحمن الرحيم" كه "الله" آن دوبار تكرار شده است، روي جيب هاي عقب اين شلوارهاست و يك بسم الله هم برعكس نوشته شده است.در مكتب اسلام براي كلمه الله حرمت قائل شده اند. به طوري كه حتي براي دست زدن به خط و نوشته آن بايد وضو داشت و... و حالا درست در قسمت نشيمنگاه اين شلوارها اين كلمه گلدوزي شده و بدتر ان که در تهران - که خیلی ها دوست دارند ان را ام القرای جهان اسلام بنامند - به فروش می رسد!با توجه به اينكه اين شلوارها تازه به كشور وارد شدند، هنوز تعدادشان مشخص نيست ولي به دليل آنكه در مارك داخلي شلوارها، عبارت "Made In P.R.C" مخفف عبارت "People Republic of China" به معني جمهوری خلق چین درج شده است، به نظر مي رسد تكذيب مليت اين كالاهاي موهن و تازه وارد براي مسئولان كمي مشكل شود.تا پيش از اين واردات پرتقال اسرائيلي توطئه برخي عناصر نامعلوم اعلام شد، واردات سيب از امريكا در هاله اي از ابهام باقي ماند، اما ديگر مارك داخلي اين شلوارها را نمي توان انكار كرد. مگر اينكه مسئولان مدعي شوند اين شلوارها در داخل توليد شده است، كه منطقا، با توجه به عقبه مذهبي مردم ايران، كمتر توليد كننده اي فرض به تعمد، جرات چنين اهانتي را دارد. يا اينكه بايد گفته شود پك اين شلوارها در بين راه باز شده و داخلانها مارك چيني درج شده است(مثل توجيهي كه براي واردات پرتقال اسرائيلي آورده شد) !
بنتون تحريمي و چيني هاي برادر
مشخص نيست مسئولان گمرك و ناظران اصناف كجا هستند كه اين شلوارها در بازار عرضه مي شوند؟ و يحتمل در برابر برخي كشورها قرار است سياست يك بام و دو هوا پيشه شود!
حدود دو سال قبل بود كه فردي در مقاله اي، فرياد وااسلاما سر داد و از حضور فروشگاه سبز رنگ بنتون ايتاليايي مقابل جام جم اظهار تعجب كرد، پس از آن بود كه از سايت اقتصاد پنهان(ستاد مبارزه با قاچاق ارز و كالا به رياست غلامحسين الهام) تا روزنامه هاي همسو فرياد برآوردند كه چه شده بنتون در ايران تاسيس شده و خود لوسيانو بنتون ايتاليايي به ايران آمده و ميهمان شهردار تهران است؛ ميهماني ای که البته خيلي زود تكذيب شد.اين حكايت از آن جهت اينجا قابل ذكر است كه در غائله مذكور، فروشگاه هاي بنتون در ايران تهديد به تخريب شده بود، چراكه بدون ارايه سندي معتبر، بنتون با لابي هاي صهيونيست ارتباط داشت. البته برخي هم گفته بودند بيلبوردها و تبليغات بنتون در شهرهاي اروپايي غير اخلاقي است(البته بر اساس اخلاقي كه در ايران تعريف مي شود) جالب آنكه چين كه راسا و رسما و بدون هيچ پرده پوشي مسلمانان ساكن كشور خود را لت و پار مي كند، و الان هم روي قسمت عقب شلوارهاي جين زنانه عبارت مقدس "بسم الله الرحمن الرحيم" آن هم با دو "الله" گلدوزي مي كند، كالاهايش در سلامت كامل، بدون هيچ ممانعتي، در بازارها به فروش مي رسند.
9 ميليارد دلار واردات از چين در سال 2008
سري به پاساژهاي تهران بزنيد، از ميلاد نور، گلستان، سرخه بازار، بازار صفويه و قائم و... در شمال تهران، تا امامزاده حسن، سلسبيل، هاشمي، 16 متري اميري، بازار دوم، امام حسين، گمرك و... در جنوب شهر. يا نمايندگي هاي بوسيني، هانگ تن، جيوردانو، بالنو، مستر پيچ، تامي و... كه همگي يا چيني هستند يا تحت ليسانس در چين توليد مي شوند به چشم مي خورند. به جنوب شهر هم كه برويد مارك هاي درجه دو و سه چيني فروخته مي شوند. به فهرست گمرك هم كه نگاه كنيد، تنيكه چيني هم به بازار پوشاك ايران رسيده. واردات كفش چيني كه خود قصه مفصلي دارد .... كمر بازار كفش تبريز و تهران را همين كفش هاي چسب و مقوا چيني شكاند.
مجیدرضا حریری نائبرییس اول اتاق مشترک بازرگانی ایران و چین در این زمینه ميزان و كيفيت واردات كالا از چين به ايران میگوید: با افزایش فشار اقتصادی غرب به ایران، نگاه به واردات از شرق از جمله چین شروع شد که در هر سال به طور متوسط بین 30 الی 45 درصد افزایش حجم واردات داشتهایم. در سال 2008 مبادلات ایران با چین 29 میلیارد دلار بوده است که از این رقم صادرات ما به چین حدود 22.20 میلیارد دلار اعلام شد که 47 درصد نسبت به سال 2007 رشد داشته و 7.8 میلیارد دلار از چین به ایران کالا صادر شده که 4.10 درصد نسبت به سال گذشته افزایش داشته است.
او تصریح میکند: صادرات ایران به چین بیشتر نفت، گاز و محصولات پتروشیمی است که با توجه به گرانی قیمت نفت در سال گذشته، شاهد افزایش رشد صادرات ایران به چین بودیم. البته آنچه به عنوان کالای بیکیفیت چینی در بازار ایران به دست مصرف کننده میرسد بخشی از کالاهای چینی است واگرنه پروژه راهآهن، مترو، سد،نیروگاه بازسازی پالایشگاه و ماشین آلات، صنایعی هستند که همه از چین وارد میشوند.
این در حالی است که به عقیده برخی کارشناسان واردات 13 میلیارد دلاری از امارات نیز عمدتاً کالاهای چینی است كه اول به امارات وارد مي شود و بعد از طريق امارات به كشور می آید. با اين شيوه كشور صادركننده امارات به شمار مي رود، اما جنس كالا و كشور سازنده ان در واقع چين است.
کروبی در پاسخ به توهین کنندگان به خود افشا کرد :
مهدي كروبي در واكنش به جوسازي هاي اخير و توهين هايي كه نسبت به وي وارد شد گفت : " برخي فكر مي كنند كه با اين تهمت ها و فحاشي كردن ها من از ميدان كنار نمي روم ولي من به اين آقايان توصيه مي كنم كه حداقل تاريخ را مطالعه كنند و ببينند كه بعد از انقلاب و در عرصه ماجراي مجلس سوم و مسائلي كه در اواخر آن مجلس روي داد و هر حرفي كه خواستند نسبت به من زدند از جمله انكه گفتند كروبي با دلارها از ايران خارج شده است چه كسي بود كه ايستادگي و تحمل كرد . "
دبيركل حزب اعتمادملي ضمن اعتراض به توهين ، هتاكي و تهمت هايي كه از سوي مراكز و نهادهاي مختلفي و به دنبال نگارش نامه اي نسبت به او شد گفت : "طي هفته اخير حملات تندي نسبت به من وارد شد ، حملاتي كه از تريبون نماز جمعه و يا از سوي برخي از نمايندگان مجلس ، صدا و سيما و مطبوعات و وابستگان به نهادها و برخي از روحانيت مطرح شد كه من در برابر اين مباحث گفته بودم كه چنانچه اين روند ادامه پيدا كند من ناگفته هايي را بازگو خواهم كرد . " كروبي چنين از انگيزه انجام مصاحبه اي در واكنش به اين مسائلي كه طرح شده سخن گفت و با اشاره به انتقاداتي كه به وي وارد شد گفت : " پس از انتخابات رياست جمهوري دهم حوادثي در كشورمان رخ داد كه از نظر خشونت ، بي قانوني ، خودسري و دخالت افراد غير مسئول به نام نظامی و شبه نظامي و لباس شخصي ها امري بي سابقه بود و چنين است كه انسان هاي مسئول ، دلسوز و آگاه بايد احتياط و تحفظ را كنار گذاشته و به هر صورتي كه صلاح مي دانند اقداماتي انجام دهند كه مانع ازتكرار اين حوادث شده و ريشه برخوردهاي اين چنيني خشكانده شود .
"وي افزود :" در هر كجاي دنيا ممكن است كه چنين حوادثي اتفاقي بيافتد كه در عرصه تظاهراتي جمعيتي را دستگير كنند اما فكر نكنم كه چنين برخوردهايي صورت گرفته باشد كه گروهي را دستگير كرده و آنها را به مكان هاي خاصي منتقل كنند و با آنها هر رفتاري كه مي خواهند انجام دهند . در واقع ابتدا افراد را به مكان هاي نامعلومي منتقل كنند كه حتي رياست قوه قضائيه و دادستان كل كشور كه بگويند اين رفتارهايي كه انجام شده است زير نظر زندان هاي رسمي كه تحت نظر ما بوده روي نداده است و البته پس از مدتي مشخص شود كه زير زميني در وزارتخانه اي وجود داشته و يا اينكه در بازداشتگاه كهريزك ، كلانتري ، پايگاههاي بسيج برخوردهايي صورت گرفته است . "
كروبي خاطر نشان ساخت : "تمام اين حوادثي كه روي داده است به علت اعتراض مردم به نتيجه يك انتخاب بوده است آيا بايد با مردمي كه تنها از سرنوشت راي خود سوال مي كنند چنين برخورد كرد ؟ در عرض چند روز تعدادي كشته شده و برخي آسيب ديده اند به طوري كه دندان ها و سرها شكسته شده است و حتي چشماني كور شده و برخي تحت شكنجه ها جان باخته اند . اين درحالي است كه معمولا شكنجه ها براي گرفتن اعتراف با حساب و كتاب صورت مي گيرد و حتي اگر آن فرد زير شكنجه از حال برود او را به بيمارستان منتقل مي كنند و باقي بازجويي را در حالي انجام مي دهند كه او تحت درمان است . بنابراين از اين جهت من مي گويم كه خشونت هايي از سوي افرادي ناآگاه و بي تدبير صورت گرفته كه بي سابقه است و البته اين رفتارها در قبال افرادي بوده كه تنها به انتخاباتي اعتراض داشته اند . "
رفتارهاي غرمنطقي بي شمار صورت گرفته است
كروبي با ابراز تاسف از چنين برخوردهايي در نظام جمهوري اسلامي گفت : " به اندازه اي در اين مدت رفتارهاي غيرمنطقي و بي ضابطه انجام شده است كه وقتي هيات تحقيق و تفحص به خدمت رهبري گزارشي را از وضعيت پيش آمده مي دهند ايشان برآشفته و حتي با عباراتي تند دستور تعطيلي بازداشتگاه كهريزيك را ارائه كردند كه البته اكنون نيز شاهد بركناري برخي از آمران و مسببان اين حوادث هستيم ."
وي با اشاره به اخباري كه به صورت مرتب از برخوردهاي خشن و غير معمول با معترضان به انتخابات به او مي رسيد گفت : " ما هر روز اخباري را از نحوه برخورد با مردم دريافت مي كرديم اخباري كه همين افرادي كه مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند نزد من مي آمدند و بيان مي كردند . رفتارهاي خشونت آميزي كه با زنان و مردان صورت گرفته است مانند آنكه هنگامي كه به منزل زن جواني مراجعه كرده اند تا او را بازداشت كنند اين زن را در مقابل چشمان مادرش به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده اند و اين زن هنگامي كه هيات بررسي تحقيق و تحفص از وضعيت زندانيان اخير را در زندان مي بيند با شجاعت مقابل آنها مي ايستد و نسبت به اين رفتار اعتراض مي كند . من بسيار متاثر شدم از چنين برخوردهايي كه تحت لواي نظام جمهوري اسلامي انجام مي شود ،هر خواننده اي مي تواند خودش را جاي آن مادري بگذارد كه دخترش را مقابل چشمانش مورد ضرب و شتم قرار داده اند . "
وي با اشاره به برخورد ساواك در دوران مبارزات انقلابي گفت : " هنگامي كه در دوران مبارزه به منزل من مي آمدند تا مرا بازداشت كنند گاهي اوقات خانم كروبي با تندي برخورد مي كرد كه آنها تنها مي گفتند كه سفارش كنيد كه ايشان حرمت ما را نگه دارد و يا در پرونده يكي از بزرگان هست كه وقتي به منزلش مي آمدند تا بازداشتش كنند همسرش تندي مي كند كه تنها به او تذكر مي دهند ولي اكنون شاهد آن هستيم كه دختري را در مقابل چشم مادرش كتک مي زنند و از اين جهت مي گويم چنين برخوردهايي در كشورمان بي سابقه است ."
كروبي با اشاره به اينكه بارها از طريق نامه و مصاحبه اين مطالب را بيان كرده است گفت :" من اين مسائل را طي نامه اي به رياست محترم قوه قضائيه ، وزير سابق اطلاعات و ديگر مسئولان يادآور شده و يا در مصاحبه ها به صورت مكرر بيان كرده ام تا شايد با توجهي كه نسبت به اين رفتارها مي شود مانع از تكرار آن شوند ولي بعد از مدتي اخباري به من درباره آزار جنسي بازداشت شدگان رسيد كه به علت ناراحتي شديد از اين موضوع نامه اي را به صورت محرمانه به رييس مجلس خبرگان نوشتم . در همان نامه هم نگفتم كه حتما چنين اتفاقي روي داده است بلكه گفتم كه شايعه شده كه چنين ماجرايي روي داده و افرادي از آشنايان خودمان نيز اين مطلب را گفته اند و تاكيد كردم كه انشاء الله اخباري دروغ و شايعه باشد ولي بايد اين اخبار بررسي شود تا اگر شايعه اي بيش نيست كه همه از رفتارها و عملكردها با قاطعيت دفاع كنيم ولي اگر هم در مواردي چنين اتفاقي روي داده است بگوييم كه عاملان اين قضيه جز نيروهاي خودسر بوده اند كه بايد معرفي و مطابق قانون مجازات شوند تا اينكه ساحت مقدس جمهوري اسلامي ايران را از چنين مباحثي پاك كنيم كه چنين موضوعي در تاريخ ثبت نشود و شاخ و برگ فراواني به آن داده شود و از سوي ديگر خون بچه هايي كه در اين راه كشته شده اند تضييع گردد . "
كروبي افزود : "من در اين نامه تاكيد كردم كه اگر هم چنين اتفاقي روي نداده است و ثابت شد كه اين چنين نبوده از زبان ما كه خودمان به انتخابات معترض بوده ايم مطرح شود تا حداقل عده اي باور كنند "
متاسفم كه اين مطالب از تريبون نماز جمعه مطرح شد
كروبي با اشاره به برخوردهايي كه در واكنش به انتشار چنين نامه اي صورت گرفت گفت : "بيش از ده روز منتظر پاسخ نامه ام بودم ولي به من خبري نرسيد و بنابراين اين نامه را علني كردم و در اين ميان جمعيت بسياري از دلسوزان نظام مرا تحسين كردند و برخي هم دوستانه انتقاداتي را مطرح كردند كه من نيز استقبال كردم ولي در همين راستا برخي از تريبون نماز جمعه ،مجلس ، وابستگان به نهادهاي نظامي ، سايتها و خبرگزاري ها ، مطبوعات و صدا و سيما به بنده فحاشي كردند . ولي از اين ميان آنچه بيش از همه تاسف مرا برانگيخت مطالبي بود كه از تريبون نماز جمعه عليه من مطرح شد و تريبون مقدس نماز جمعه كه بايد در آن دردهاي مردم گفته شود و از حقوق آنها دفاع شود به تريبوني براي فحاشي عليه فردي تبديل شد . چنين برخوردهايي در حالي نسبت به بنده صورت گرفت كه من تنها با نگارش نامه اي يادآور شدم كه بررسي شود آيا چنين مسائلي روي داده است يا خير و اگر هست آيا عاملان آن مجازات خواهند شد و يا اينكه اعلام بركناري عده اي كه چنين تخلفاتي را انجام داده اند تنها براي جنجال سازي بوده است و تمامي اينها به سركار خود برمي گردند مانند همان كساني كه زماني آن شكنجه ها ر انجام دادند و آبروي نظام را در عرصه هاي بين اللملي بردند و فيلمي از آن منتشر شد كه هيچ بيننده اي نتوانست آن را بيش از ده دقيقه نگاه كند و اكنون سخناني درباره فعاليت هاي آنها شنيده مي شود كه چنانچه لازم باشد درباره آنها سخن خواهم گفت . "
وي با ابراز تاسف از چنين برخوردهايي گفت : " افرادي كه بايد از تريبون مقدس نماز جمعه مسائل روز را براي مردم بازگو كنند به بهانه اينكه من به نظام توهين كرده ام تهت و افتراهايي را عليه بنده وارد كردند كه البته درهمين راستا برخي از نمايندگان مجلس نيز با ادبياتي نامناسب به تكرار ان پرداختند . هرچند كه اگر وابستگان به نهادهاي خاص و يا برخي از مطبوعات و صدا و سيما چنين مطالبي را مطرح كنند دور از انتظار نيست چرا كه اينها اجير و اسير هستند و بايد اين كار را انجام دهند و البته بسياري ديگر نيز از مظان اتهام اينها به دور نيستند . از نظر اين نهادها و مراكز و به ويژه برخي مطبوعات كساني كه همفكر آنان نيستند جاسوس ، ساده انديش و افراطي هستند كه دچار فساد اخلاقي و اقتصادي شده اند . به مانند اينكه اخيرا يكي از روزنامه ها كه عادت دارد با آبروي ديگران بازي كند جمعي از كارگزاران نظام كه اخيرا نامه اي را نوشته اند افراطي و رانت خوار ناميده است حال اينكه به عنوان مثال يكي از امضاكنندگان اين نامه محمدعلي نجفي است كه 8 سال وزير آموزش و پرورش ،وزير آموزش عالي كشور و رييس سازمان برنامه و بودجه بوده است كه زماني كه من نماينده امام در حج بودم در آنجا به من كمك مي كرد و اينك همين فرد را رانت خوار ناميده است . به نظر مي رسد كه اين نهادها خود را معيار و ميزان الاعمال مي دانند كه ديگران بايد خود را با آنها بسنجند . اينها به جاي اينكه كساني را كه به اين كشور خيانت كرده اند مورد حمله قرار دهند به فرزندان انقلاب حمله مي كنند و آبروي انها را مي ريزند . همين اندازه نيز بگويم روزنامه اي كه چنين مطلبي را مي نوسيد مسئولش از دوستان نزديك سعيد امامي و همكار او بوده است كه به قول يكي از بزرگان حاشيه امن دارد و رويين تن است ، اگر اسفنديار رويين تن بود و تنها چشمش آسيب پذير بود اين برادر رويين تني است كه چشمش نيز از آسيب مصون است . " كروبي با اشاره به انتشار اخبار دروغ در يكي از خبرگزاري ها كه ان نيزخود را مصون از هر چيزي مي داند گفت :" اين خبرگزاري محترم به انتشار اخباز كذب عادت دارد به طوري كه زماني كه جواني به نام غنيان در اين حوادث پس از انتخابات كشته شد اين خبرگزاري به نقل از پدر اين فرد نوشت كه گفته است موسوي مسئول خون فرزندش است كه پدر غنيان چندي بعد اين خبر را تكذيب كرد . كه اينهم نمونه اي از آشكار شدن دروغ گويي برخي از رسانه هاست . "
ناگفته هايي از سوابق برخي ائمه جمعه
كروبي در ادامه گلايه هاي بسياري داشت از ائمه جمعه اي كه با ادبياتي نامناسب به او حمله كردند و تهمت و افتراهايي را نسبت به او وارد كردند و براي روشن شدن افكار عمومي از جايگاه افرادي كه چنين حرمت تريبون مقدس نماز جمعه را نگه نداشته اند به بيان برخي از ويژگي هاي شخصيتي انها پرداخت .
وي گفت : " امام جمعه اي كه در كنار حرم ثامن الحج اين حرف ها را مي زند و بنده را تروريست مي خواند گويي فراموش كرده كه در همان روزگار مبارزه كه طيف روحانيون آواره و بي خانه و كاشانه بوده اند و همه تحت تعقيب قرار داشته و يا تبعيد بودند و بنده نيز به عنوان عضو كوچكي از اين نظام در ميان آنها حضور داشتم ، ايشان به همراه جمعي ديگر با پول هايي كه در اختيار داشتند سفرهاي متعددي به پاكستان داشت تا انكه به تبليغ براي مرحوم آيت الله شريعتمداري بپردازد . ما كه به ايشان عيبي نگرفتيم ولي اين روال طبيعي تاريخ است كه اكنون او از تريبون نماز جمعه به دفاع از جمهوري اسلامي بپردازد و بنده را ضد انقلابي و تروريست بداند . "
كروبي با اشاره به سخنان امام جمعه تهران عليه خود گفت :"آقايي كه در تهران از تريبون نماز جمعه چنين حرف هايي را مي زند همان فردي است كه هرچه من از ديگران سوال كردم سوابقي از ايشان نداشتند و همین اندازه از دوستانش شنيدم كه در صف اول درس آيت الله منتظري مي نشسته و در زماني كه برخي از دوستان نزديك از مواضع ايشان گله مند بودند ايشان به شدت از مواضع او حمايت مي كرده است و پس از امام جز مخالفين درجه اول آيت الله منتظري تبديل شد و از اين طريق رشد جهشي و غير معقول پيدا كرد . "
كروبي با بيان اينكه من از ائمه جمعه انتظار چنين رفتارهايي را نداشتم گفت : "آيا نمي شد كه اين پيشنهاد دلسوزانه را مورد بررسي قرار مي دادند تا مورد رسيدگي قرار گيرد و ماموري و يا ماموريني كه متخلف بوده اند مجازات شوند و ان گاه به مردم بگوييم كه اين رفتار از سوي مامور يا ماموريني خودسر صورت گرفته و ربطي به نظام جمهوري اسلامي ايران ندارد ؟ آيا بايد با جنجال سازي و عبارت هايي تند چنين به نامه دلسوزانه انقلاب پاسخ داده مي شد ."
مهدي كروبي با اشاره به اظهارات مجلسي ها عليه وي گفت : "برخي دوستان مجلسي اظهاراتي را عليه بنده وارد كردند برخي از نمايندگاني كه اين حرف ها را مي زنند همان كساني هستند كه در سايه عدم صلاحيت نمايندگاني كه راي آور بودند و البته جر اصلاحاتي هاي داغ نبوده و هيچ نامه اي را امضا نكرده بودند و چند دوره هم در مجلس حضور داشتند به مجلس راه يافتند و بايد نيز اكنون در قدرداني از اين چنين رفتاري اين چنين نيز حرف بزنند . چرا كه ديگر نيازي نبود به دادگاه ويژه روحانيتي برگردد كه زماني سيد هادي خامنه اي ، محتشمي پور ، مرحوم خلخالي ، موسويان و آيت الله بيات را محاكمه مي كردند چرا كه ديگر نمي شود به راحتي اين افراد را محاكمه كرد و البته برخي از مسئولان دادگاه نيز رضايتي به اين كار ندارند . "
وي همچنين به اظهارات امام جمعه موقت قم اشاره كرد و گفت : "از نظر بنده امام جمعه قم آيت الله جوادي و آيت الله اميني هستند و اينكه فردي را براي چنين مواقعي به عنوان امام جمعه معرفي مي كنند جالب توجه است البته من به علت آشنايي كه با پدر مرحوم ايشان دارم درباره اظهارات ايشان واكنشي نشان نمي دهم و حرمت پدرش را نگه مي دارم . "
كروبي همچنين براي برخي از وابستگان به نهادهايي نظام كه اهانت هايي را نسبت به وي مطرح كرده بود پاسخي داشت . وي گفت :"برخي از برداران نظامي كه چنين حرف هايي را مي زنند بايد هم اين گونه موضعگيري كنند چرا كه انها اكنون تمام مراكز اقتصادي و سياسي را در اختيار دارند ولي اين افراد متوجه نيستند يك فكر و انديشه قائم به يك نفر و يا چند نفر نيست بلكه درون خانواده ها نيز نفوذ مي كند به طوري درون خانواده برخي از اين آقايان هم اختلافاتي وجود دارد كه اگر لازم باشد دران باره صحبت خواهم كرد . "وي افزود : "برخي از وابستگان به نهادهاي نظام بسيار پهلوانانه وارد ميدان شده اند و هر چه كه خواستند نسبت به بنده گفتند ولي يكي از همين معترضين كه در نهادهاي شبه نظامي نيز فعال است فراموش كرده كه دولت وقت به علت همين رفتارها و كارهايش او را از وزارت اطلاعات اخراج و به جاي ديگر منتقل كرد . "
جزئيات ماجراي ترانه موسوي
كروبي در ادامه اين گفت وگو با تاكيد بر اينكه چنانچه اين روند ادامه پيدا كند مسائل ديگري را صريح تر از گذشته مطرح خواهد كرد به بيان واقعيت ماجراي ترانه موسوي پرداخت و تاكيد كرد : "من از پشت پرده اين ماجرا مي گويم تا ببينم كساني كه در مزمت دروغگويي صحبت مي كنند برآشفته خواهند شد و در برابر اين دورغ گويي موضع گيري كنند ."
وي چنين ماجرا را شرح داد : " مدتي پيش در سايت ها ،خبري منتشر شد مبني بر اينكه خانم ترانه موسوي به همراه تعدادي ديگر در حاشيه مراسم مسجد قبا ربوده شده است . مدتي بعد هرچند كه تعدادي از همان بازداشت شدگان آزاد شدند ولي ترانه موسوي آزاد نشد و سپس اعلام كردند كه خانواده اش بيايند و جنازه اش را تحويل بگيرند . در همان زمان به جاي آنكه تحقيقاتي درباره اين موضوع انجام شود در مقابل هياهوي رسانه هاي بيگانه برخي مسئولان در انديشه طراحي سناريويي براي به انحراف كشاندن اين موضوع در داخل و خارج بودند . بنابراين طراحان نابغه و مديراني دور انديش سناريويي را نوشتند . براي اجراي اين سناريو به وسيله فردي كه نام او را نمي برم متوجه شدند كه خانواده اي عروسي دارند به نام ترانه موسوي كه در كانادا زندگي مي كند و تنها نياز به ان بود كه به صحنه سازي بپردازنند و خانواده اين دختر را وادار به انجام مصاحبه اي كنند كه در ان بگويند دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي كند . پس چند نفر از افراد نظامي ،انتظامي و اطلاعاتي كه چهره هايي شناخته شده هستند به منزل اين خانواده محترم و شريف مي روند و خطاب به خانواده مي گويند كه ترانه موسوي دچار سانحه سوختگي شده و براي انكه معلوم شود اين عروس انها هست يا خير بيايند و جنازه اش را تحويل بگيرند . در همين هنگام پدرخانواده مي گويد كه عروس ما در ايران زندگي نمي كند و چون بزرگان خانه اهل سياست نبوده و چهره هاي علمي هستند بسيار ساده به اين موضوع نگاه كردند . در همين حال پدر خانواده به پسرش كه يكي از چهره هاي علمي و سياسي است تلفن مي كند و مي گويد كه چنين ماجرايي روي داده و شماره تلفن ديگر پسرش شوهر ترانه را مي خواهد كه فرزندش به او مي گويد برادرش براي انكه بداند موضوع از چه قرار است به كانادا رفته وهنوز نرسيده كه بتوانند با او تماس بگيرند . در همين حال مادر متوجه مي شود كه چنين اتفاقي افتاده و از حال مي رود و به بيمارستان منتقل مي شود . پدر خانواده وقتي كه متوجه مي شود قضيه جدي است براي بار دوم با پسرش تماس مي گيرد كه او متوجه مي شود قضيه بيخ پيدا كرده و بنابراين خود را شتاب زده به منزل مي رساند . او مشاهده مي كند كه چند نفري در خانه حضور دارند كه برخي از انها از چهره هايي هستند كه در دوران دفاع مقدس حضور داشته اند كه اين موضوع مرا به ياد سخني از شهيد حميد باكري مي اندازد كه مي گفت :" اي كاش ما درجبهه ها به شهادت برسيم زيرا اگر مانديدم معلوم نيست كه چه بلايي بر سرمان آيد و جز چه جمعيتي باشيم " اين آقا كه داراي آگاهي سياسي بود هنگامي كه با اين افراد صحبت مي كند مي گويد كه نزد من اين حرف ها را نزنيد چرا كه من مي دانم اصل قضيه چيست و حتي اين اصطلاح را به كار مي برد كه پيش كولي ملق نزنيد . آن افراد نيز چون متوجه آگاهي اين فرد مي شوند از اين جهت با او صحبت مي كنند كه براي حفظ نظام و در مقابله با جنجال سازي هاي رسانه هاي بيگانه به صلاح است كه با انها همكاري كنند . در همان حال اعضاي خانواده گفته اند كه شما از ما چه مي خواهيد آنها مي گويند كه شما در مقابل دوربين قرار بگيريد و بگوييد كه ترانه زنده است . برادر شوهر ترانه ابتدا مخالفت مي كند و مي گويد كه اصل اين قضيه صحيح نيست و از سوي ديگر ما هم تاحدودي چهره هايي شناخته شده هستيم و البته از انها پرسيده كه چنانچه چنين كاري انجام شود با ترانه واقعي چه كار خواهند كرد كه ان افراد گفته اند كه شما به اين كارها كاري نداشته باشيد و نگران نباشيد . همچنين اين خانواده گفته اند عكسي كه شما داريد عروس ما نيست كه انها مي گويند شما به اين كارها كاري نداشته باشيد . در همين حال برادر شوهر ترانه كه يكي از چهره هاي علمي و سياسي بوده است تحت تاثير قرار مي گيرد و فكر مي كنيد كه با انجام چنين كاري در مقابل سوءاستفاده بيگانگان ايستادگي مي شود ولي او پيشنهاد مي كند كه بروند و با پدر و مادر ترانه صحبت كنند . در همين حال اين افراد شماره تلفن منزل آنها را جويا مي شوند كه برادر شوهر ترانه مي گويد بنابراينكه انها منزلشان را تغيير داده اند ما شماره اي از انها نداريم و بردارم هم به مقصد نرسيده كه از او شماره شان را بگيريم . پدر شوهر ترانه نيز مي گويد كه شايد حاج خانم (همسرش ) شماره اي در اتاقش داشته باشد ولي بنابر اينكه همسرش به بيمارستان منتقل شده بود در اتاقش بسته بود و كليد نبود كه افراد حاضر تصميم مي گيرند كه در اتاق را بشكنند كه با ممانعت اعضاي خانواده رو به رو شده اند كه خطاب به اين افراد گفته اند شما برويد و ما خودمان سعي مي كنيم شماره تلفن انها را پيدا كنيم .ولي جالب توجه اينكه قبل از انكه اعضاي اين خانواده شماره تلفن پدر و مادر ترانه را پيدا كنند انها خودشان تلفن را پيدا مي كنند . در همين راستا برادر شوهر ترانه با پدر مادر وي تماس مي گيرد و مي گويد كه شما تنها تا اين اندازه صحبت كنيد و خطاب به اين آقايان مي گويد كه اين خانواده در جريان موضوع نيستند و در اين اندازه تنها با انها صحبت كنيد . چنين شد كه مادر و پدر ترانه موسوي در مقابل دوربين قرار گرفتند و گفتند كه دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي كند . البته بعد از اينكه اين خانواده متوجه شده اند كه اصل ماجرا چه بوده است بسيار ناراحت شده اند و مي خواستند كه ماجرا را بازگو كنند كه همين برادر شوهر ترانه به انها گفته كه حرفي نزنيد و گرنه سرنوشت شما معلوم نيست كه چه شود . "
از دروغ گويي مسئولان متاسفم
كروبي پس از شرح اين ماجرا از دروغ گويي هاي مسئولان ابراز تاسف كرد و گفت :"اين افراد اظهار كرده اند كه براي حفظ اصل نظام بايد اين خانواده اقدام به چنين كاري كنند ولي از نظر ما براي حفظ اصل نظام و پايبندي به قانون اساسي ، ارزشهاي انقلاب و آرمان هاي حضرت امام مهم است . حفظ اصل نظام بر پايه عمل به وعده هايي است كه به مردم داده ايم ولي متاسفم كه اينك از انقلاب برگشته ايم و با آبروي نظام بازي مي شود . "
وي تاكيد كرد :"آيا مسئولان از اين طريق مي خواهند اعتماد مردم را جلب كنند ولي اين آقايان بسيار بي تدبير عمل كرده اند چرا كه مردم اين قدر هوشمند هستند كه اصل موضوع را بفهمند . "
كروبي با بيان اينكه براي مسئولان گوشه اي از حوادث تاريخي را بازگو مي كنم گفت :" هنگامي كه در سال 41 مبارزات نهضت انقلاب اسلامي شروع شد يك سري افراد نا آگاه كه وابسته به حكومت بودند قصد داشتند تا حرکت امام خمینی برای مبارزه با رژیم پهلوی را به ماجرای کشتار مردم در مسجد گوهر شاد تشبیه کنند . در ماجرای مسجد گوهرشاد مردم علیه کشف حجاب از سوی رضاخان حرکتی کردند که در ان حادثه عده ای کشته شدند . در ماجرای مسجد گوهرشاد شیخ جوانی به نام بهلول سخنرانی می کرد و مردم را به ایستادگی دعوت می کرد که به دنبال حمله نیروها و آغاز کشتار مردم فرار کردند که این شیخ نیز فرار کرد که مدت ها اواره بود و در افغانستان زندانی بود و در اواخر عمر خود به ایران برگشت . در این راستا ماجرایی درست کردند مبنی براینکه این شیخ به خارج رفته و زندگی خوبی دارد . در همان سال ٤١ وقتی که با ماجرای حرکت مبارزاتی امام مواجه شدند در یکی از روزنامه ها همین ماجرای مسجد گوهر شاد را نوشتند تا حرکت امام را با آن مقایسه کنند . درهمان زمان عکس فردی را با کراوات در روزنامه چاپ کردند و نوشتند که این فرد بهلول نام دارد و تاجر آهن است و در خارج زندگی می کند و وضعیت خوبی هم دارد . نوشتند که این ماجرای کشتار گوهر شاد را ایجاد کرده و خودش به خارج متواری شده است . در همان موقع جمعیتی واقعیت را کشف کردند . بهلول واقعی را معرفی کردند . اعلامیه ای مبسوط در مشهد منتشر شد که بر روی آن دو عکس چاپ شده بود. عکس فردی که او را همان تاجر اهن معرفی کرده بود که درخارج زندگی می کند و دیگر عکس بهلول واقعی که سالها در افغانستان زندانی بود . بنابراین حدود 48 سال پيش چنین حادثه ای روي داد و در همان زمان اين قضيه برملا شد حالا چطور اين مسئولان انتظار دارند كه در تهران و انهم در عصر ارتباطات حادثه اي روي دهد و كسي متوجه ان نشود و یک خانواده محترم را بیاورند و بگویند که مطلبی را تکذیب کند و این خانواده پس از انکه متوجه می شود این اقدام کلکی به آنها بوده ناراحت شدند. "
كروبي افزود :" همان شبي كه فيلمي درباره ترانه موسوي از تلويزيون پخش مي شد من قبل از انكه در جريان اصل ماجرا قرار گيرم تحت تاثير قرار گرفتم ولي همان شب به مراسم عروسي رفتند كه در ان مراسم جواني نزد من آمد و گفت آيا اينها فكر مي كنند كه مردم نمي دانند چند تا ترانه موسوي در ايران وجود دارد و من از اين حرف متعجب شدم و با خود گفتم من با اين سن و سال و تجربه اي كه دارم به موضوع شك كردم ولي اين جوان اصلا شك هم نكرده است . "
وي با اشاره به موثق بودن منبعي كه جزئيات ماجراي ترانه موسوي را به وي منتقل كرده است گفت :"مي دانم كه آنها از چه طريقي اين ترانه موسوي را پيدا كرده اند و منبع خبر نيز موثق است واگر لازم باشد در اين باره صريح تر صحبت مي كنم تا مشخص شود كه نقش افراد تا چه اندازه بوده است ."
لازم باشد مسائلي ديگر را مطرح مي كنم
وي همچين به مورد ديگري از رفتارهاي برخي از مسئولان اشاره كرد و گفت :" در سالهايي كه قتل هاي زنجيره اي رخ داده بود هنوز انتخابات سال 76 برگزار نشده بود كه گفتند حرم امام (ره)را منفجر كرده اند و قصد داشتند تا در حرم حضرت معصومه نيز بمب گذاري كنند كه عامل ان دستگير شده است . پس از گذشت يك هفته چند دختر را به تلويزيون آروند و انها بسيار سر و حال در مقابل دوربين طوري سخنراني كردند كه از هر سخنران ماهري بهتر صحبت كردند . من درهمان زمان خنديدم و گفتم كه اين موضوعي مسخره است مگر مي شود كه فردي را بازداشت كنند و او را شكنجه كنند تا اعترافي كند و بعد با اين سرعت و با اين حالت انها را به مقابل دوربين بياورند و انها نيز اعتراف كنند . نتيجه چنين كارهايي موجب روي دادن ماجراي قتل هاي زنجيره اي ، نويسندگان و كشته شدن فروهر و همسرش مي شود . "
كروبي در ادامه خطاب به كساني كه قصد دارند تا او را وادار به سكوت كنند گفت :"من تنها در برابر چنين رفتارهايي موضعگيري اين چنيني ندارم بلكه همان طور كه مي دانيد نسبت به دوستان و همفكران خودم در مواقعي كه تفكرات انها را صحيح نمي دانم تذكر داده ام و با انها برخورد كرده ام و البته هزینه ان را نيز پرداخته ام . من در مقابل كسي ايستادم كه هم براي من محترم است و از دوستان بنده مي باشد و از پايگاه و نفود هم در جامعه برخوردار بود و من نيز براي انتخاب او نقش مهمي داشتم ولي اين فرد از هيچ مخالفتي با من دريغ نكرد و در انتخابات دو دوره گذشته رياست جمهوري از من حمايت نكرد ولي من به راه خودم ادامه دادم . بنابراين اين آقايان خيال مي كنند كه با تهمت و افتراهايي كه مطرح مي شود من از ميدان كنار مي روم ولی من مي گويم با مطالبي كه از بوق های نماز جمعه و يا روزنامه ها و رسانه هايي كه مردم نسبت به انها اعتماد ندارند و خوش بين نيستند مطرح مي شود من از ميدان در نمي روم . من در شرايطي عقب نشيني خواهم كرد كه بدون انكه قصد مچ گيري داشته باشيم همه ابعاد حوادث تلخي كه روي داده و موجب ضربه زدن به آبروی نظام شده و موجب طرح مباحثی در داخل و خارج از نظام شده است بررسي شود و نتايج اين بررسي ها صادقانه و معقول و منطقي به مردم اعلام شود . " وي تاكيد كرد : " در زماني من سكوت مي كنم كه همه ابعاد اين ماجراها بررسي شده و با مردم صادقانه حرف زده شود و هر كسي كه تخلف كرده متناسب با جرمي كه انجام داده و مطابق با قانون محاكمه شود و هر كسي اشتباهي كرده اشتباه خود را بپذيرد . "
كروبي تاكيد كرد :" اكنون شرايطي را ايجاد كرده ايد تا ديگر كسي جرات حرف زدن نداشته باشد ولي من باز مي گويم كه اين رفتارها و ايجاد رعب و وحشت مرا به سكوت وادار نمي كند و چنانچه لازم باشد برخي مسائل را مطرح مي كنم . "
وي افزود : " وقتي كه همه ابعاد قضيه بررسي شد از امام جمعه ها بخواهيم كه بيايند و در نماز جمعه نتيجه را صادقانه مطرح كنند نه اينكه در اظهاراتي يك طرف محكوم و يك طرف حاكم باشند . "
سکوتم از رضايت نيست ! طنز
ویژه: افشاگری در مورد باند فساد محمدرضا شریفی نیا
ظاهراً در تیم حامیان جناب آقای احمدی نژاد همه خوبان جمعند.
مافیای سینمای ایران که توسط یکی از بازیگران مشهور سینما اداره می شود، شرط آغاز به کار یک بازیگر را صرف مبالغ کلان و تن دادن به مسائل غیراخلاقی قرار داده است.به گزارش رجانیوز، “محمدرضا.شریفی نیا” که در بسیاری از فیلم ها علاوه بر بازیگری در قالب دستیار کارگردان و انتخاب بازیگر، ایفای نقش می کند، با تشکیل یک مافیای انحصاری، ورود بازیگران جدید را در کنترل خود گرفته و به سوء استفاده های مالی و اخلاقی می پردازد.بنابراین گزارش، بازیگر مذکور که به فساد اخلاقی مشهور بوده و از توابین گروه مجاهدین خلق (منافقین) نیز می باشد، معرفی بازیگران مرد برای ایفای نقش در سینما را مشروط به پیش پرداخت اولیه ۸-۷ میلیون تومانی کرده است. همچنین بازیگران زن، علاوه بر این پیش پرداخت با صراحت شگفت انگیزی به تن دادن به مسائل غیراخلاقی برای پیشرفت سریع تر دعوت می شوند!این شبکه مافیایی به دلیل ارتباط گیری با اغلب کارگردانان، بر سینمای کشور مسلط شده است. ادامه حیات این شبکه در حالی صورت می پذیرد که تاکنون خبری از برنامه احتمالی مسئولین سینمایی برای شکستن این حلقه فاسد و برخورد با این بازیگر منتشر نشده است.گفتنی است که شریفی نیا در تازه ترین اقدام بی شرمانه، بر سر انتخاب بازیگر برای یکی از فیلم هایی که سمت همیشگی انتخاب بازیگر بر عهده وی بوده به زنانی که برای بازیگری ثبت نام کرده بودند می گوید که باید لخت مادر زاد شده و در جلوی چشمان وی راه رفته و حرکات مختلفی انجام دهند که این سخن با اعتراض بعضی از حضار مواجه شده ولی برخی دیگر نیز تن به خواسته های کثیف وی داده اند
در حالی که از چندی پیش برخی از سایت های خبری و رسانه های متعهد از مافیای حاکم بر سینمای کشور که زیر نظر یکی از بازیگران مطرح سینمای ایران جان گرفته و به فعالیت خود ادامه می دهد، خبرنگار بولتن نیوز به اطلاعات تکان دهنده دیگری در این رابطه دست پیدا کرده است.به گزارش مردمیار به نقل از بولتن نیوز؛ در همین زمینه؛ م – ش که از سال های ابتدایی دهه هفتاد وارد سینما و تلویزیون شده و به مدد فیلم ها و سریال هایی چون امام علی (ع) پله های ترقی را یک شبه طی کرده است، با زیرکی و نفوذ خود توانسته است مافیای بزرگ و سهمناکی را در سینمای کشور ایجاد کند، با در دست گرفتن مسئولیت هایی چون انتخاب بازیگران و بازیگردانی وی در اکثر فیلم های سال های اخیر این موقعیت تقویت بیشتری یافته و لابی م – ش قدرت بیشتری یافته است.بنا براین گزارش وی که شغل اصلی اش عکاسی می باشد همان طور که در اغلب فیلم های مشهورش نیز به چشم می خورد در فضای واقعیت نیز انسانی به شدت سست تنبان! و هرزه می باشد که علی رغم متارکه با همسر بازیگر خود هم چنان با وی همکاری داشته و از این راه سوء استفاده های بسیاری از علاقه مندان به بازیگری نموده است، که همین امر اعتراض و برخورد شدید بازیگران مطرح و متعهد سینمای ایران هم چون پ – پ را به همراه داشته است.شایان ذکر است که این بازیگر سابقه حضور در گروهک های وابسته به حزب توده و حتی حضور در خانه ها تیمی وابسته به منافقین را در اوایل انقلاب در کارنامه درخشان خود دارد.هر چند رجا نیوز مطلب را از روی سایتش برداشته است ولی تصویر زیر روزنامه صبح صادق است که اشاره به همین موضوع دارد و خوشبختانه در آرشیو صبح صادق نیز موجود است.
رجانیوز لو داد: لاریجانی بعدازظهر روز انتخابات به موسوی تبریک گفته بود
رجانیوز در مطلبی که با هدف تخریب لاریجانی نوشته، لو داد که او بعدازظهر روز انتخابات تلفنی به میرحسین موسوی تبریک گفته است. سایت ارگان حامیان دولت در مطلبی که با هدف تخریب علی لاریجانی رئیس مجلس نوشته شده، لو داد که او بعدازظهر روز انتخابات تلفنی به میرحسین موسوی تبریک گفته و او را پیروز انتخابات خوانده بود. اقدام لاریجانی و اکثریت مجلس هشتم در فشار به احمدینژاد برای عدم تشکیل یک کابینه ضعیفتر از کابینه نهم، ظاهرا خشم حامیان احمدینژاد را برانگیخته است. چرا که لحن مطلب رجانیوز و افشاگری صورت گرفته در آن، هزینه بالایی خواهد داشت و لااقل قطعی بودن پیروزی موسوی در انتخابات و وقوع تقلب را برای همه مرددها ثابت خواهد کرد. رجا به نقل از یک نماینده مجلس که نامش گفته نشده، نوشت: «وی با اشاره به حمایت لاریجانی از موسوی، پيش از انتخابات یادآور شد: از جلسات انتخاباتی وي و ترکیب اعضای این جلسات که بگذریم، کاری که ايشان بعد از ظهر روز اخذ رأی كرد و تلفنی به موسوی، به بهانه حتمی شدن ریاست جمهوریاش تبریک گفت، قابل گذشت نیست، زیرا او از جایگاه رییس یک قوه و به عنوان کسی که قاعدتاً به اطلاعات و اخبار دست اول و محرمانه دسترسی دارد، وقتی به موسوی آن هم قبل از پایان زمان رأی گیری تبریک گفت، در واقع او را دچار توهم و تشویق کرد تا مواضع فتنه انگیز و تحریک کننده بعدی را هم داشته باشد که اين رفتارها باعث سلب امنیت و آسایش مردم و وارد شدن خسارات زیادی به کشور و اقتدار و حیثیت نظام شد. آیا نشست و برخاست های انتخاباتی آقای لاریجانی با کسانی که با نظام دچار تعارض و تضاد شده بودند و تشویق او به فتنه انگیزی موسوی و آشوب های خیابانی، نشانه اطاعت از رهبری است؟»این اعتراف سنگین، خصوصا وقتی حتی نماینده منبع رجانیوز هم اشاره میکند که لاریجانی با دسترسی به اخبار دست اول و محرمانه به موسوی تبریک گفته است، نشان میدهد که غیر از معدودی از حامیان ساده و فریبخورده، هیچکس حتی در جبهه اصولگرایان و سران سه قوه نیز عدم وقوع تقلب را باور نکردهاند و احمدینژاد را رئیس جمهور قانونی نمیدانند.در چنین شرایطی از حامیان احمدینژاد در شورای نگهبان باید پرسید که وقتی حتی رئیس مجلس هم میداند که موسوی انتخاب شده، آیا شما نمیدانستید؟ و از آقای لاریجانی هم باید پرسید که وقتی با علم به پیروزی قطعی موسوی، از اواسط روز 22 خرداد به منتخب مردم تبریک میگویید، چگونه وجدان خود را راضی میکنید که در برابر تقلب بزرگ بعدی ساکت باشید؟
درپی استعفای عادل فردوسی پور از نود، مجری جدید این برنامه معرفی شد !

مطلب را به بالاترین بفرستید:
تازه ترين گزارش ها از سرنوشت سه امريکايي که در مرز ايران و عراق ناپديد شده اند
|
گروه سياسي؛ با گذشت بيش از هشت روز از ناپديدشدن سه امريکايي در مرز ايران و عراق، سخنگوي کاخ سفيد اعلام کرد همچنان منتظر تاييد رسمي مقامات تهران در اين باره براي اقدامات بعدي خود هستند.امريکا در اولين واکنش به ناپديد شدن سه شهروند خود که گفته مي شود خبرنگار بوده اند، اعلام کرد در حال بررسي اين حادثه هستند اما به رغم گذشت يک هفته از ناپديد شدن اين سه امريکايي هنوز پاسخي از مقامات ايران که اعلام کرده اند ورود آنها غيرقانوني بوده است دريافت نکرده اند و ادامه و نتيجه بررسي هاي آنها به تاييد ايران بستگي خواهد داشت.بر اين اساس رابرت وود سخنگوي وزارت امور خارجه امريکا در تازه ترين موضع گيري خود اعلام کرد دليلي وجود ندارد که نسبت به گزارش هاي ايران در مورد دستگيري سه امريکايي در جمعه گذشته ترديد داشت. اما رابرت وود تاکيد کرد تا دولت ايران دستگيري ها را رسماً تاييد نکند امريکا نمي تواند براي دسترسي کنسولي به آنها اقدام کند.اين در حالي است که پنج روز پيش ايرج حسن زاده معاون استانداري کردستان گفته بود از امريکايي ها بازجويي شده و آنها به هيچ عمل خلافي اعتراف نکرده اند. تلويزيون ايران نيز خبر داد اين سه نفر در نزديکي شهر مريوان در حالي که براي تماشاي آبشار رفته بودند دستگير شده اند و البته از اين سه نفر با عنوان جاسوس و همچنين خبرنگار غيرمجاز يهودي ياد شد. بعد از اين بود که هيلاري کلينتون وزير خارجه ايالات متحده تلاش کرد از طريق سفارت سوئيس در تهران به عنوان حافظ منافع امريکا در ايران اقدام کند و اطلاعاتي درباره سه امريکايي مذکور به دست آورد تا بتواند اين سه شهروند خود را به کشورش بازگرداند.کلينتون در ادامه از تهران خواست در تعيين مکان سه امريکايي ناپديد شده به امريکا کمک کند.در همين راستا سوئيس نيز دست به کار شده و در اولين اقدام «نادين اوليويه» سخنگوي وزارت خارجه سوئيس گزارش داد سفارت سوئيس در تهران در تلاش است به اطلاعات بيشتري درباره سرنوشت اتباع امريکايي از مسير تماس با وزارت خارجه ايران دست يابد.اما اين تمامي اخبار مذکور در اين رابطه نبود چرا که با دستگيري اين سه نفر ، پليس عراق نيز اعلام کرد اين سه نفر توريست نبوده و جاسوس سيا هستند. سرهنگ «انور حجي عمر» در اين خصوص گفت؛ سه عضو سازمان جاسوسي امريکا صبح جمعه گذشته دوم مرداد در روستاي «احمد آوه» در منطقه «خورمال» در مرز ايران و عراق ربوده شدند. وي در ادامه سخنان خود افزود؛ اين امريکايي ها دو مرد و يک زن بودند که عصر پنجشنبه از اربيل در کردستان عراق به اين منطقه آمده بودند. گفتني است اين سرهنگ عراقي فاش کرد نيروهاي پليس عراق وسايلي از اين سه امريکايي از جمله پتو، مشروبات الکلي، کاغذ و نقشه را در روستاي احمد آوه در جنوب شرق خورمال يافته اند.اين گزارش ادامه مي دهد؛ نويسنده و روزنامه نگار امريکايي آقاي «شان بوئر» اهل کاليفرنياست و براي روزنامه هاي «کريستين ساينس مانيتور» و «سان فرانسيسکو کرونيکل» و خبرگزاري «الجزيره» فعاليت مي کند. «سارا شورد» نيز نويسنده و اهل ايالت کاليفرنيا است.به هر حال سرنوشت سه شهروند امريکايي که گفته مي شود توسط نيروهاي نظامي در ارتفاعات غربي ايران دستگير شده اند مي تواند مناسبات پرچالش تهران و واشنگتن را بحراني تر از گذشته سازد، چرا که به گفته ايران اين سه امريکايي، خبرنگاراني هستند که به صورت غيرقانوني وارد خاک ايران شده اند. روز چهارشنبه شبکه خبر اين افراد را خبرنگاراني معرفي کرد که ايران مشغول تحقيق براي شناسايي هويت کامل آنها است. در همين حال به گزارش خبرگزاري آلمان، روزنامه هاي نزديک به دولت در ايران از سه شهروند امريکايي به عنوان «صهيونيست» نام برده اند. اين روزنامه ها نوشته اند يکي از دستگير شدگان به نام «شان بوئر» يهودي است و براي «سان فرانسيسکو کرونيکل» و «کريستين ساينس مانيتور» کار مي کرده است. روزنامه هاي ايراني، «سارا شورد» عضو زن گروه را نويسنده رسانه الکترونيکي و سياسي «ماتادور» معرفي کرده اند و درباره «جاشوا فتال» نوشته اند او همکار يک هفته نامه اسرائيلي است |
کاخ سفید بیانیه ی خود را درباره ی احمدی نژاد تصحیح کرد.
گیبز گفته که اشتباه صحبت کرده و مردم ایران هستند که باید تصمیم بگیرند آیا انتخابات عادلانه بوده یا نه. گیبس گفته: بگذارید بخشی از آنچه را دیروز گفتم، تصحیح کنم. من گفته بودم که آقای احمدی نژاد رییس جمهور منتخب ایران است. باید بگویم که این به من مربوط نیست که در این مورد قضاوت کنم.
White House reverses statement
on Iran election
"Let me correct a little bit of what I said yesterday. I denoted that Mr. Ahmadinejad was the elected leader of Iran. I would say that's not for me to pass judgment on," Gibbs told reporters aboard Air Force One.
"He's been inaugurated. That's a fact. Whether any election was fair, obviously the Iranian people still have questions about that, and we'll let them decide about that."
Mahmoud Ahmadinejad was sworn in as Iran's president on Wednesday in a ceremony boycotted by reformist leaders and parliamentarians and marred by street protests over his victory.
The 53-year-old hard-liner took his oath of office nearly eight weeks after a disputed election that unleashed Iran's worst unrest since the 1979 Islamic revolution and divided the political and clerical elite.
Obama and the leaders of France, Britain, Italy and Germany have all decided not to congratulate Ahmadinejad on his re-election. Gibbs had called Ahmadinejad Iran's "elected leader" on Tuesday during a briefing.
(Reporting by Jeff Mason, Writing by Patricia Zengerle, editing by Doina Chiacu)
روز تحلیف احمدینژاد، آن 24 میلیون نفری که گفته میشود به او رای دادهاند، کجا هستند؟
آن دسته از شهروندانی که به هر علت و دلیل، دیروز در خیابانهای اطراف مجلس حضور داشتند، با یک پرسش مهم دست به گریبان بودند: "در روز تحلیف احمدینژاد، آن 24 میلیون نفری که گفته میشود به او رای دادهاند، کجا هستند؟" حجم نیروهای نظامی، امنیتی، شبه نظامی و لباس شخصی که دیروز در خیابانهای اطراف بهارستان حضور داشتند، غیرقابل توصیف است. تنها آن گروه از شهروندانی که به هر بهانه، روز گذشته در این منطقه از شهرو خیابانهای اطراف آن (تاکید میشود، و نیز خیابانهای اطراف مجلس) حاضر بودند، میتوانند توضیح دهند و توصیف کنند که چه خیل غریبی از نیروهای امنیتی و انتظامی و شبهنظامی، مسلح به باتوم و ... در سطح پایتخت حضور داشتند. این وضع، به میزان خیرهکنندهای، حقیقتی را در خود پنهان دارد؛ حقیقتی که معترضان به نتایج انتخابات را همچنان مصر به پیگیری پرسش و انتقاد خود میکند. برای کسی که رییس جمهور 24میلیونی خوانده میشود، زیبنده نیست که حتی یک درصد از حامیان او (حدود 240 هزار نفر) نیز در روز تحلیف وی، در خیابانهای اطراف مجلس حضور نداشته باشند و به هلهله و شادمانی نپردازند. حضور این میزان از جمعیت (240 هزار نفر که یک درصد آرای اعلام شده برای احمدینژاد است) پیرامون بهارستان، مساوی با ـ و بهمعنای ـ مسدود شدن تمام خیابانهای اطراف مجلس از هواداران فرد پیروز بود. اما چنین اتفاقی نه دیروز رخ داد و نه تاکنون بهوقوع پیوسته است. حتی در همان جشن پیروزی پس از انتخابات در میدان ولیعصر تهران، شاهدان و ناظران بیطرف، گواهی میدهند که ترکیب جمعیت و کمیت آن چگونه بود. تنها چند ده هزار نفر، آن هم با وجود تبلیغ گستردهی صدا و سیما، و در شرایطی که امنیت آنان محقق بود، و نیز انواع تشویقها و تمهیدات برای حضور ایشان پیشبینی شده بود، در مراسم رسمی مزبور حضور یافته بودند. و البته ضروری است که همزمان، آن جمعیت میلیونی معترضان حدفاصل میدان آزادی تا میدان امام حسین را یادآور شویم. اینگونه، نه تنها تا پیش از مراسم تحلیف، که حتی دیروز نیز، هیچ خبری از حتی بخش ناچیزی از 24 میلیون رای اعلام شده برای احمدینژاد، نبود.
اعطای فرمان مشروطیت !
جناب اشرف صدراعظم -- از آنجا که حضرت باریتعالی جلشأنه سررشته ترقی و سعادت ممالک محروسه ایران را بکف کفایت ما سپرده و شخص همایون ما را حافظ حقوق قاطبه اهالی و رعایای صدیق خودمان قرار داده لهذا در این موقع که اراده همایون ما براین تعلق گرفت که برای رفاهیت و امنیت قاطبه اهالی ایران و تشیید مبانی دولت اصلاحات مقننه به مرور در دوائر دولتی و مملکتی به موقع اجرا گذارده شود چنان مصصم شدیم که مجلس شورای ملی از منتخبین شاهزادگان قاجاریه و علماء و اعیان و اشراف و ملاکین و تجار و اصناف بانتخاب طبقات مرقومه در دارالخلافه تهران تشکیل و تنظیم شود که در مهام امور دولتی و مملکتی و مصالح عامه مشاوره و مداقه لازمه را به عمل آورده به هیئت وزرای دولت خواه ما در اصلاحاتی که برای سعادت و خوشبختی ایران خواهد شد اعانت و کمک لازم را بنماید و در کمال امنیت و اطمینان عقاید خود را در خیر دولت و ملت و مصالح عامه و احتیاجات قاطبه اهالی مملکت به توسط شخص اول دولت به عرض برساند که به صحه همایونی موشح و به موقع اجرا گذارده شود. بدیهی است که به موجب این دستخط مبارک نظامنامه و ترتیبات این مجلس و اسباب و لوازم تشکیل آن را موافق تصویب و امضای منتخبین از این تاریخ معین و مهیا خواهد نمود که به صحه ملوکانه رسیده و بعونالله تعالی مجلس شورای ملی مرقوم که نگهبان عدل است افتتاح و به اصلاحات لازمهء امور مملکت و اجراء قوانین شرع مقدس شروع نماید و نیز مقرر میداریم که سواد دستخط مبارک را اعلان و منتشر نمایند تا قاطبه اهالی از نیات حسنه ما که تماماً راجع به ترقی دولت و ملت ایران است کماینبغی مطلع و مرفهالحال مشغول دعاگوئی دوام این دولت و این مجلس بیزوال باشند.
در قصر صاحبقرانیه به تاریخ چهاردهم جمادی الثانیه ۱۳۲۴ هجری در سال یازدهم سلطنت ما
مطلب را به بالاترین بفرستید:
واي واي پارميدا جان اغتشاش نكنيها!
خوانندگان جان، سلام. ميدانم كه بيصبرانه منتظريد تا يك پشتپرده ديگر را براي شما گراميان آشكار كنيم، بنابراين بيشتر از اين شما را منتظر نميگذاريم و اهداف پليد يك ترانه ديگر را برايتان نمايان ميكنيم. ترانه امروز متعلق به «ديوونه خونهلايوركورد» است. اين نام را ساسي مانكن، مخته و عليشمس براي گروه خود برگزيدهاند و پرواضح است كه اهداف اين حركت، بايد به صورت دقيق مورد بررسي تحليلگران رسانههاي اصولگرا قرار گيرد. ترانه معروف «پارميدا» احتياج به واكاوي عميقي دارد كه امروز بخشي از آن را همراه با شما انجام ميدهيم. واي واي واي پارميداي من كوش واي واي واي ميرم از هوش اين بيت در راستاي پروژه «مظلومنمايي اصلاحطلبان» طرحريزي شده. در اين بخش ترانهسرا، خودش را جاي اعضاي خانواده يكي از بازداشتشدگان قرار داده و از زبان آنها مويه سر ميدهد كه «واي واي واي پارميداي من كجاست، يك وقت توي راه مننژيت نگيرد. واي واي واي دارم از هوش ميروم!» يكي پيدا نميشود در پاسخ بگويد: «چرا آن زمان كه طرف ميخواست اغتشاش انجام بدهد، فرياد وااسفا سر نداديد؟ اگر راست ميگوييد و نگران هستيد چرا آن موقع نگفتيد واي واي واي پارميدا جان اغتشاش نكنيها. واي واي واي يك وقت گول بيبيسي را نخوريها! بيا كنارم بشين و بعد دلو بلوتوث كن، نرو اگر خواننده ثابت اين ستون باشيد، به ياد داريد كه در گذشته مبحث «كليپهاي اغتشاشگرانه» را در بيت «رنگ چشاش كشته منو/ سوژه واسه يه كليپه» بررسي كردهايم. شايد ظاهر ترانه شما را اغفال كند و شما واژه «دل» را به معناي «قلب» در نظر بگيريد، اما آنهايي كه با زبان مخفي جوانان نسل سوم و چهارم آشنايي دارند، ميدانند كه «دل» صفتي به معناي «خفن، باحال، رديف، خوراك» است. به عنوان مثال وقتي يك نسل سومي ميگويد بي.ام.و 630 خيلي دله، منظورش به صورت خودماني اين است كه بي.ام.و 630 خيلي باحاله! اتاق فكري اين ترانه هم قصد دارد، فريبخوردگان را به بلوتوث كردن كليپهاي باحال ناآراميها تشويق كند. «بيا كنارم بشين» و «نرو» عجز و ناله گردانندگان آشوبهاي اخير، براي همراه و همسو نگاه داشتن فريبخوردگان به بهترين شكل نشان ميدهد. واسه قلبه تو منم كانديدا
بدون عاشقه تو شدم پارميدا استفاده از واژه كانديدا در اينجا قطعا جنبه تزئيني ندارد و ارتباط آقايان موسوي، كروبي و رضايي را با اغتشاشات اخير نشان ميدهد.
ادامه دارد!
از تنفیذ چه «خبر»؟
چگونه است که پوشش خبری محاکمه فلهای به صورت لحظه به لحظه صورت میگیرد، ولی از مراسم تنفیذ که ادعا میشود با حضور سران نظام برگزار شده، هیچ خبر درست و حسابی منتشر نشده است؟خبرگزاری نظامی فارس اما ظاهرا همه خبرسازانش را به مرخصی ساعتی فرستاده است؛ شاید چون از فعالیت متمادی روز شنبه، خسته شدهاند و یا خداینکرده آنها هم مثل خیلیها برای تنفیذ رهبری اهمیتی قائل نیستند.
تنفیذ پنهانی یا مجلس خلوتی که هنوز پر نشده
دو ساعت است که قرار است مراسم تنفیذ تا دقایقی دیگر برگزار شود. مشخص نیست چه خبر است که تا این لحظه (11:20)هنوز هیچ خبری از این برنامه نشده و چیزی جلوی دوربین نیامده است. آیا جمعیت اینقدر کم است که مجبور شدهاند با افراد بیربط، حسینیهی دفتر رهبری را پر کنند؟سال 1376 و 1380 مراسم تنفیذ سیدمحمدخاتمی، رییسجمهور محبوب، راس ساعت و دقیقه و همراه با پخش زنده تلویزیونی برگزار شد. آن دو برنامه بینندگان زیادی داشت، چراکه بسیاری را جلوی تلویزیون میخکوب کرده بود. اما امروز، روز12 مردادماه 1388، مراسم تنفیذ رییس دولت کودتا ظاهرا در خفا در حال برگزاری است. بیشتر از یک ساعت است که خبرگزاری نظامی فارس تیتر یک خود را به «مراسم تنفیذ تا دقایقی دیگر» اختصاص داده است. این در حالی است که آغاز مراسم تنفیذ در دورههای پیشین، مثل اکثر برنامههای صبحگاهی بیت رهبری، حدود ساعت نه صبح برگزار میشده است.گفتنی است در این چند روز، ساعت دقیق شروع برنامه اصلا اعلام نشده بود و تنها امروز صبح مجری یک برنامهی زنده تلویزیونی این موضوع را از میهمان برنامه خود، عسکراولادی، پرسیده است.مراسم تنفیذ رییس دولت کودتا امسال ظاهرا پخش زنده تلویزیونی ندارد. هنوز مشخص نیست برنامه اکنون در حال برگزاری است و از آن خبری نمی دهند، یا بنا به دلایل ناگفتنی به تاخیر افتاده است
اعتراف و عدالت (تصاویر گویا هستند )


سرت را بالا بگیر ابطحی عزیز
سرت را بالا بگیر ای مرد. میدانم که تحت فشار و شکنجه مجبور به گفتن حرف هایی شدی که حقیقت ندارند. میدانم حرفهایی زدی که به آنها اعتقادی نداری. میدانم که الان به خاطر این اعترافات از دست خودت دلخوری. این اعترافات دروغین نه تنها ارزش تو را نزد دوستدارانت کم نکرد، بلکه به آن افزود.همیشه دلت میخواست مردم بدانند که روحانی خوب هم در دنیا وجود دارد و همه آنها را از یک قماش ندانند. امروز به این هدف رسیدی.امروز چشمان میلیونها ایرانی به خاطر تو پر از اشک شد و میلیونها مشت از خشم ظلمی که به تو روا شده، گره خوردند.سرت را بالا بگیرای روحانی و نگران نباش. نگران نباش که ما همه با تو هستیم. نترس که تو و دیگر اسیران راه آزادی را تنها نخواهیم گذاشت.شما فرزندان ایران زمین هستید و به جرم مبارزه در راه آزادی وطن و سر بلندی هموطنانتان است که رخت اسارت بر تنتان کرده اند.مطمئن باش که هیچ ایرانی با غیرتی تا لحظه آزدی تک تک شما آرام نخواهد نشست. مطمئن باش به زودی زود به جای آن لباس زشت زندان باز لباس روحانیت به تن خواهی کرد و عبای خود را به دوش خواهی انداخت، که حقا هیچ لباسی جز آن برازنده تو نیست.سرت را بالا بگیرای مرد.سرت را بالا بگیر ای ایران و دوباره به داشتن چنین فرزندانی بر خود ببال.
عطریانفر در دادگاه دستش را به نشانه پیروزی (V) جنبش سبز بالا برد

تکهای شیرین توی چنین فضای تلخ !
اصلا از قیافهی ابطحی هم که بگذریم و به تحول ناگهانی سایزش هم که توجه نکنیم یا به لرزش دستهاش مثلا، به نظرم یک چیز کاملا واضح بود. متن دفاعیه به جز یک جمله، مطلقا ادبیات ابطحی نبود. دلیل این ادعام همان یک جملهی کذایی است و آن یک جمله به نظرم از بغض و بهت همهی متهمین پرونده از جمله خود ابطحی و حتی از بغض و بهت همهی ماهایی که بیرون دادگاهها فقط شنوندهایم، گویاتر بود و آن یک جمله نقض تمام اعترافاتی بود که ابطحی از رو میخواند.

زمانی که داشت دربارهی کودتای مخملین توضیح میداد برای یک لحظه از کسوت آن متهم پشیمان بیرون آمد و لحن بازیگوشانهی همیشگیش را گرفت، نیشش تا بناگوش باز شد و رو به محبتی کرد و گفت: "مخملی، مثل همان رنگی که به گردن شماست..."
چنین تکهای را توی چنین فضای تلخی فقط میشد از ابطحی شنید.
ابطحی گفت: به همه بگویید دعا کنند!


همسر سید محمدعلی ابطحی گفت: آنچه در خبرگزاری فارس به عنوان مصاحبه با من منتشر شده است، سخنان تحریفشده من است و مصاحبهکننده بدون اینکه اسمی از خبرگزاری فارس ببرد، با من گفتوگو کرد و برداشت خودش از سخنان من را منتشر کرده است.فهیمه موسوی نژاد، همسر حجت الاسلام والمسلمین سید محمدعلی ابطحی در گفتوگو با «موج سبز آزادی» گفت: بعد از ملاقات با همسرم که همراه سه دخترمان انجام شد، خبرنگاری که هرگز گمان نمیکردم خبرنگار فارس باشد، با من تماس گرفت و چیزهایی پرسید و من جوابهایی دادم که با تحریف در خبرگزاری فارس منتشر شده است.
خانم موسوی نژاد دربارهی چگونگی ملاقاتش با ابطحی توضیح داد: این ملاقات بعد از چهل و سه روز بازداشت همسرم، در مقابل دوربین امنیتی و با حضور دو نفر انجام شد و ما فقط مجاز بودیم که احوالپرسی کنیم و حرفهای عمومی خانوادگی بزنیم.وی افزود: همسرم به طرزی غیرطبیعی و حدود ده کیلو کاهش وزن پیدا کرده بود و وضعیت ایشان به گونهای بود که گویی ده سال پیر شده است، اما با این همه سعی میکرد مقابل دختر کوچکمان که مدام در طول ملاقات گریه میکرد، ظاهرش را حفظ کند.
همسر ابطحی ادامه داد: ایشان از وضعیت دیگر زندانیان ابراز بیاطلاعی کرد و گفت که همچنان در انفرادی به سر میبرد و تلاش میکند با شرایطی که دارد کنار بیاید و روزی چند ساعت قرآن میخواند و وقتی به او گفتیم که همه احوالپرس و نگران هستند، گفت: به همه بگویید دعا کنند.وی افزود: آقای ابطحی گفت که روزی دو نوبت و با چشمان بسته مجاز به پیاده روی است اما از وضعیت زندانیان دیگر اطلاعی ندارد.خانم موسوی نژاد در خاتمه گفت: ایشان از اینکه تا چه زمانی قرار است در بازداشت بماند، بیاطلاع بود و گفت که بازجوییها هنوز ادامه دارد.گفتنی است خبرگزاری فارس در مصاحبه دستکاریشدهی منتسب به خانم موسوینژاد ادعا کرده بود که آقای ابطحی از وضعیت زندان ابراز رضایت کرده و هیچ مشکلی ندارد!
«ما بیشماریم» اثر میرحسین موسوی
«هر قومی مستحق حکومت خویش است» علی ع
بنام خدا
حدیثی منسوب به رسول اکرم ص می فرماید کسی که به این اندیشه مبتلا شده باشد که از کجا آمده و به کجا می رود ، بی شک از رستگاران است . آن شعر معروف مولوی نیز بر آمده از این حدیث است که : از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به کجا می روم آخر ننمائی وطنم . منظور از این مقاله بررسی این مسئله از منظر وضعیت کلی جامعه و نظام جمهوری اسلامی ایران است . اصطلاح «خودبراندازی» شاه واژه همه آثار ما درباره وضعیت جوامع مدرن مخصوصاً جامعه خود ماست و این وضعیت را در مقالات اخیر تا سر حد بالاتر از خطر گزارش نمودیم و به دولت و ملت و مسئولین نظام شدیداً اخطار دادیم ولی نتیجه کار فیلتر شدن سایت ما بود و اندکی بعد ظهور این خودبراندازی از بطن هسته مرکزی نظام بود .این بحران خودبراندازی از بطن و متن مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری اخیر آشکار شد و بناگاه همه نامزدها به افشای مفاسد و فجایع پنهان پرداختند و در این امر گوی سبقت را از هم ربودند و همه این نامزدها از ارکان رهبری کلان نظام در طی این سی سال بودند و از اعضای شورای مصلحت نظام . یعنی بیگانه و غیر خودی و جاسوس و ناشناخته نبودند و همه خودی بودند و خودیها در خود منفجر شدند .این خودبراندازی و نفاق و شقاق موجود در ذات نظام بواسطه افشاگریهای خود رئیس جمهور احمدی نژاد آغاز به نمود کرد . ایشان که بازوی خودی و شدیداً معتمد مقام رهبری بودند به نبرد با آقای هاشمی و گروه او پرداختند که با مقام رهبری در تضادی شدیدً افتاده بود. این نبرد سه نامزد دیگر را هم شامل شد و در جناح آقای هاشمی قرار داد . نبردهای خیابانی برون افکنی تضاد بین رئیس شورای مصلحت نظام و مجلس خبرگان با مقام رهبری بود یعنی نبرد بین جمهوریت و اسلامیت نظام .اندکی بعد با کمال حیرت آقای هاشمی بر تریبون نمازجمعه تهران قرار گرفت که تریبونی از آن ِ مقام رهبری است و مشروعیت کل نظام در نزد مردم را به زیر سئوال برد و اخطار داد که اگر از مردم ایران دلجوئی نشود و جبران نگردد و اصلاحاتی اساسی صورت نگیرد نظام در خطر سقوط و از دست دادن جمهوریت خویش است . این سخنان آقای هاشمی آتش نفاق را شعله ور تر ساخت و این نفاق در مجلس خبرگان رهبری هم آشکار شد . و اما اندکی بعد که هنوز آقای احمدی نژاد که از نظر آقای هاشمی یک کودتاچی محسوب می شود دولت جدیدش را تشکیل نداده است مورد غضب مقام رهبری قرار گرفت گوئی که مقام رهبری و آقای هاشمی به توافقی دست یافتند و آقای احمدی نژاد را مسبب همه این رسوائیها و فتنه ها تشخیص دادند که گوئی قصد کودتای مخملی بر علیه کل نظام را دارد و خود را ناجی ملت ایران و بلکه جهانیان می خواند و نایب امام زمان و حامل هاله نورانی بر دور سرش .با اشاره مقام رهبری اکثر وزراء و یاران رئیس جمهور استعفا دادند و او را رها کردند و ایشان هم به تسویه دوتا وزیر دولت خود پرداخت که منتخب و مرید رهبر بودند (وزیر اطلاعات و ارشاد).مقام رهبری به نماینده خود در شورای امنیت ملی دستور عاجل داد که یک ستاد بحران برای حفاظت از اصل نظام و انقلاب را هر چه سریعتر تدارک ببیند .اینها همه علائم وضعیت بالاتر از خطر و فروپاشی است مخصوصاً اینکه دشمنان نظام در خارج از مرزها هم این خود براندازی و نفاق و شقاق را جشن گرفته و تقویت نمودند . بزرگترین تظاهرات اعتلافی مخالفان نظام در اروپا و آمریکا بوقوع پیوست که رهبری آن بدست افرادی بود که تا اندکی قبل از نیروهای اطلاعاتی – امنیتی معتمد نظام بودند و اینک تبعیدی هستند . همزمان اسرائیل هم آشکارا ایران را تهدید به بمباران مراکز اتمی نمود و امریکا هم حلقه محاصره اقتصادیش را تنگتر ساخت و شیخ نشینان جنوب هم ادعاهای خود را تشدید کردند و عربستان سعودی برخی از حاجیان ایرانی را برای نخستین بار به جرم مجوس و مشرک و نجس به زندان انداخته و با آنان چون سگ رفتار می کند . و بسیاری از دولتهای جهان و خاصه اروپا هم به محاصره دیپلماتیک ایران دامن زده اند و تنها دوست بین المللی ایران یعنی روسیه و چین هم که سکوت نموده اند و خود مشغول قتل عام مسلمانان در کشور خودشان هستند و صدائی هم از ایران در نمی آید که رسمی باشد .اینست آخرین وضعیت جامعه و کشور ما از درون و برون .بدتر از همه این اوضاع آنست که مردم ما بکلی در حاشیه این نبرد قرار گرفته اند و هیچ دخالتی در آن نمی کنند و این مصداق ادعای آقای هاشمی است که نظام ما از مشروعیت مردمی و جمهوریت ساقط شده است . در ادعاهای آقای احمدی نژاد فقط گروه آقای هاشمی نبود که متهم به دزدی و غارت کشور شد بلکه کل این سی سال متهم به خیانت به ملت و انقلاب شد و همه مسئولین نظام در این سی سال متهم شدند و همین امر بود که بیشترین مشارکت مردمی در طی این سی سال رخ نمود و بیشترین رأی را نصیب ایشان نمود و گوئی ایشان وعده یک انقلاب دیگر را به مردم داده است . و این مشارکتی برای انقلابی دیگر بود که منجر به بلوا و رسوائی و اینهمه بحران و بی اعتمادی و فروپاشی شد تا کار به تشکیل ستاد حراست از انقلاب ونظام رسید گوئی که اینهمه نهاد و سازمانهای محافظ نظام قابلیت خود را از دست داده اند و دیگر به هیچکس و سازمانی اعتماد نیست :«دولت ، سپاه ، مجلسین ، قوه قضائیه ، اطلاعات و شورای مصلحت» . آنچه که رخ داده است شقاق و نفاق بین جمهوریت و اسلامیت نظام است در یک کلمه آنطور که در مقاله «پدیده شناسی دموکراسی دینی» گزارش داده ایم .همانطور که قبلاً نشان داده ایم نظام ما نه جمهوری بوده و نه اسلامی . زیرا قانون اساسی خود را هرگز محقق نکرده است و نظام ما بصورت خودرو و باندهای مافیائی شکل گرفته است و این چیزی است که همه مسئولین نظام اعتراف دارند . نفاق بین آقای خامنه ای و هاشمی همان نفاق بین اسلامیت و جمهوریت نظام است و این دو حامی و سخنگوی آنند . آقای احمدی نژاد مدعی بود که ناجی و متحدکننده اسلامیت و جمهوریت است در حالی که خود ایشان عامل نفاق و شقاق این دو شد و البته امری طبیعی بود . یعنی تازه معلوم شد که این دو هیچ پیوندی منطقی و عملی و اعتقادی و تشکیلاتی با یکدیگر نداشته اند و هر یک به راه خود می رفته است تا این طناب پاره شده است در حالی که آقای احمدی نژاد مشغول گره زدن به این طناب بود که پاره اش کرد و تقصیری هم نداشت زیرا طناب پوسیده بود و ایشان در این میان بیش از حد گناهکار شناخته شده است . تنها گناه ایشان این بود که چون از دل مردم خبر داشت کل نظام سی سال را به زیر سئوال برد تا همه رأی را به خود اختصاص دهد . اینک علناً شاهدیم که مقام رهبری بین جمهوریت و اسلامیت در حال دو شقه شدن است و لذا یک روز حامی احمدی نژاد و مخالف رفسنجانی است و روز دیگر به عکس . و یکی دیگر از نشانه های آشکار انشقاق اسلامیت از جمهوریت همانا عدم دخالت مراجع تقلید و جامعه روحانیت در این وقایع اخیر است . تا جامعه و نظام و مسئولین و رهبری این حقیقت آشکار را درک و تصدیق نکنند این نفاق و فروپاشی به سقوط حتمی می رسد چرا که دشمنان نظام هم در بیرون جمله متحد و کمر بسته و آماده اقدام و تهاجم هستند .نظام و جامعه ما بین یک جمهوری عرفی مثل همه جمهوریها در جهان و یک حکومت اسلامی ، انتخاب دیگری ندارد . و درست اینست که این انتخاب یکبار دگر به رأی مردم گذاشته شود . زیرا جمهوری اسلامی به شکست انجامید زیرا التقاط کفر و ایمان محکوم به شکست است و نفاق عمری بیش از این نمی توانست داشته باشد و اکراه در دین می بایست به اینهمه ظلم و فساد و پوچی منجر می شد طبق قانون الهی در قرآن کریم و عقل دینی آنچه که رخ داده است عین حق است و تقصیر دشمنان خارجی نیست . حق آمد و باطل رفت زیرا قرار بود که برود .علی ع امام و اسوه هدایت ما که وصی و خلیفه بر حق رسول خدا بود پس از رحلت پیامبر چون دید مسلمانان برای حکومت عدل او آماده نیستند کنار کشید و حکومت را به شورا وا گذاشت و خودش هم از بیرون به آن مشورت می داد . و تازه آنگاه هم که مردم به سراغش رفتند و به حکومتش خواندند فرمود : به خدا که تاب عدالت مرا ندارید . و همینطور هم شد و همانها که او را به قدرت رسانیده بودند کشتند و حکومت را به شقی ترین جریان یعنی امویان سپردند . پس بیائیم و درس عبرت بگیریم . حالا هم وضع همان است و به مراتب بدتر از آن است . تا قبل از اینکه دیر شود و با کودتا یا تهاجمی امویان به قدرت برسند بیائیم و از تکرار تاریخ جلوگیری کنیم و حکومت را به اکثریت آرای مردم بسپاریم هر چه می خواهند انتخاب کنند بین یک جمهوری عرفی و یک حکومت اسلامی . در غیر اینصورت حکومت بدست جریانی می افتد که به خون اسلام و ایران هر دو تشنه اند و حمام خونی به راه می افتد از جنس عراق و افغانستان و لبنان که مبادا و مبادا و مبادا .بیائیم و از بیگانگان دیگر ننالیم که هر چه کردیم خود با خود کرده ایم . و گرنه کشور را به بیگانگان خواهیم سپرد و بدینگونه بزرگترین دروغ بناگاه راست از آب در می آید که مکروا و مکر الله ..... .از کجا آمده و به کجا می رویم ؟و این مقاله امری بود به معروف و نهی ای از منکر . و امیدواریم این مقاله این وبلاگ را هم به سرنوشت سایت ما مبتلا نکند هر چند رسانه ای که برای بقای خود مجبور به سکوت در قبال حق شود و یا حق را تحریف کند رسانه شیطان است . و رسانه ای که برای حق تعطیل شود پیامش را رسانیده و در حضور حق سرفراز است . « هرکسی که علم و حقیقتی را از مردم پنهان کند حتی پرندگان آسمان او را لعنت می کنند و آتش دوزخ بر او مهیاست » رسول اکرم ص .و خداوندرا سپاس می گوئیم که سایت ما پس از چهار سال خدمت شبانه روزی به دین و دل و دنیای مردم عاقبت پس از فیلتر شدن های ناموفق توسط مسئولین وزارت ارشاد بالاخره بدست سازمان صهیونیستی هاگانا هک شد و کار نیمه تمام ارشاد را تمام کرد و ما فبلاً نشان داده بودیم که نژاد پرستی و نفاق مذهبی در هر کجای دنیا و تحت هر عنوانی دارای ماهیت و هدفی واحد است . و این ادعا درباره سایت ما محقق و ثابت شد متأسفانه ! زیرا آنگاه که دین خدا در نزد مردم تباه شود به نژادپرستی و ملیت پرستی روی می کنند . « خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد الا اینکه افراد آن قوم نفس خود را تغییر دهند .» قرآن کریم
پیام تسلیت میرحسین موسوی به مناسبت ضایعه درگذشت سیف الله داد
به گزارش قلمنیوز، متن پیام تسلیت میرحسین موسوی به این شرح است:
"و ان الی ربک المنتهی
گذر از معبر دنیا و نیل به جوار رحمت و کرمش، سنتی است الهی و تغییرناپذیر، و ما شاهدان حسرتزده عبور عزیزانمان از این گذرگاه، جز تأسف بر این داغها و دعای خیر چه میتوانیم کرد.
سیفالله داد، یاری ثابت قدم از یاران انقلاب اسلامی در پیش و پس از پیروزی، هنرمندی متعهد و خلاق، مدیری دلسوز و کارشناسی صاحبنظر از خانواده فرهنگستان هنر بهسوی معبود و خالق خویش پر کشید.
این ضایعه را به خانواده محترم و معززشان و به همه اصحاب فرهنگ و هنر تسلیت میگویم.
میرحسین موسوی
رییس فرهنگستان هنر "

شهید مظلوم : یادداشتی از سردار دکتر حسین علایی
شهید مظلوم یادداشتی از سردار دکتر حسین علایی
دلالی پیدا شد و گفت اگر 4 میلیون تومان به من بپردازید، ترتیب ملاقات شما را با فرزندتان می دهم. در روز مبعث در حسینیه امام خمینی(ره) و در دیدار مسؤولین کشور با رهبری، این موضوع را با وزیر اطلاعات که در ملاقات حضور داشت، مطرح کردم تا در مورد آن فرد دلال تحقیق کنند. شماره های خود را نیر به وزیر اطلاعات دادم تا اگر نیاز به اطلاعات بیشتری داشت، بتواند با من تماس بگیرد. از وزیر اطلاعات خبری نشد تا آنکه دو روز بعد یعنی چهارشنبه بعد از ظهر، فردی به دفتر کار من زنگ زد و به من گفت، شما که از مسؤولین هستید و دارای پاسپورت سبز نیز می باشید، چرا سراغ پسرتان را نمی گیرید. گفتم من دو هفته است که به دنبال اویم و هیچ کس از وی خبری نمی دهد. او به من گفت به شما تسلیت عرض می کنم. من فکر کردم که می خواهد بلوف بزند
به نام خدا
این یادداشت متعلق به آقای دکتر حسین علایی از سرداران سابق سپاه پاسداران است که برای انتشار به روزنامه های داخل داده شده است اما مطبوعات از انتشار آن امتناع ورزیده اند. یکی از دوستان روزنامه نگار در داخل این یادداشت را برای من فرستاد که آنرا در این وبلاگ انتشار می دهم
سراج
بسم الله الرحمن الرحیم
شهید مظلوم
بعد از ظهر روز پنج شنبه اول مرداد ماه سال 1388 که مصادف شد با بازگشایی دوباره پیامکها، پیامی به من رسید مبنی بر اینکه فرزند بیست و پنج ساله دوست عزیزم، آقای دکتر عبدالحسین روح الامینی که در اعترضات روز 18 تیرماه سال جاری دستگیر و زندانی شده بود، در زندان کشته شده و فردا تشییع جنازه وی برگزار خواهد شد.بسیار متعجب شدم، زیرا آقای روح الامینی را که از سالیان دراز می شناسم فردی انقلابی، مؤمن و متعهد و همیشه در خدمت نظام جمهوری اسلامی بوده است. او از کسانی است که برای سرنگونی رژیم طاغوت تلاش زیادی کرده است. تعجب من بیشتر از آن جهت بود که چگونه ممکن است جوانی آنهم از خانواده ای شناخته شده، در جمهوری اسلامی دستگیر و سپس پس از دو هفته جنازه او تحویل خانواده اش گردد!. صبح جمعه 2/5/1388 به منظور شرکت در مراسم تشییع جنازه وی به درب منزل ایشان واقع در خیابان نصرت، کوچه بهشت رفتم. دیدم همه افرادی که در این مراسم حضور دارند، انسانهای مؤمن و اکثر آنها از فداکاران نظام اسلامی در دوران دفاع مقدس و پس از آن بوده¬اند. افرادی که هم اکنون مسؤلیتهای مهمی در کشور دارند نیز مانند آقایان احمد توکلی، حسین فدایی از نمایندگان مجلس، محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، صدر، رئیس سازمان نظام پزشکی، حسین محمدی، از دفتر رهبری، رجبی معمار، رئیس شبکه پنج سیما، علی عسگری، معاون فنی صدا و سیما و نیز برخی از سرداران دوران دفاع مقدس در مراسم تشییع و خاکسپاری حضور داشتند.به آقای روح الامینی تسلیت گفتم و در اتوبوس به همراه وی عازم بهشت زهرا شدم. در مسیر راه، او ماجرای اتفاق افتاده برای فرزندش را اینگونه برایم تشریح کرد: بر اساس اطلاعات دریافتی این دوروزه، محسن را در روز پنج شنبه 18 تیرماه، افراد لباس شخصی دستگیر و او را به همراه جمعی دیگر از جوانان دستگیرشده، به ساختمان نیروی انتظامی تهران بزرگ واقع در خیابان کارگر در نزدیک میدان انقلاب برده و صبح روز جمعه 19 تیرماه آنها را با تعدادی اتوبوس به دو مقصد زندان اوین و اردوگاه کهریزک منتقل می نمایند. سپس این آیه قرآن را قرائت کرد:
و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله و کان الله غفوراً رحیما (سوره نساء – آیه 100).
و ادامه داد، ًمن از روز دستگیری وی، به هر کجا که مراجعه کردم، پاسخی به من ندادند. نیروی انتظامی، سپاه، وزارت اطلاعات و قوه قضاییه هرکدام از خود سلب مسؤلیت می کردند. دو هفته را اینگونه سپری کردم، به هرکجا سر می زدم، با دیوار بلندی از ناامیدی روبرو می شدم. تا اینکه دلالی پیدا شد و گفت اگر 4 میلیون تومان به من بپردازید، ترتیب ملاقات شما را با فرزندتان می دهم. در روز مبعث در حسینیه امام خمینی(ره) و در دیدار مسؤولین کشور با رهبری، این موضوع را با وزیر اطلاعات که در ملاقات حضور داشت، مطرح کردم تا در مورد آن فرد دلال تحقیق کنند. شماره های خود را نیر به وزیر اطلاعات دادم تا اگر نیاز به اطلاعات بیشتری داشت، بتواند با من تماس بگیرد. از وزیر اطلاعات خبری نشد تا آنکه دو روز بعد یعنی چهارشنبه بعد از ظهر، فردی به دفتر کار من زنگ زد و به من گفت، شما که از مسؤولین هستید و دارای پاسپورت سبز نیز می باشید، چرا سراغ پسرتان را نمی گیرید. گفتم من دو هفته است که به دنبال اویم و هیچ کس از وی خبری نمی دهد. او به من گفت به شما تسلیت عرض می کنم. من فکر کردم که می خواهد بلوف بزند و مرا بترساند، بعد دیدم که نشانی محلی را که باید به دنبال او بروم را می دهد. راه افتادم و به پزشکی قانونی رفتم. مشخص شد که فرزندم را وقتیکه گرفته اند مورد ضرب و شتم شدید قرار داده و او را مجروح کرده اند. جنازه اش را که دیدم متوجه شدم که دهانش را خرد کرده اند. فرزندم انسان صادقی بود. دروغ نمی گفت. مطمئنم هرچه از او سؤال کرده اند، درست پاسخ داده است. آنها احتمالاً نتوانسته اند، صداقت او را تحمل کنند و وی را به شدت، کتک زده و زیر شکنجه کشته اند. با عنایت مسؤولین، پرونده پزشکی او را مطالعه کردم، محل فوت او را لاک گرفته بودند. مشخص شد که بعد از مجروح شدن، به او نرسیده اند تا خون او عفونی شده و دچار تب شدید بالای 40 درجه گردیده و از شدت تب، دچار بیماری مننژیت شده است. او را ساعت سه و نیم بعد از ظهر چهارشنبه به عنوان فرد مجهول الهویه به بیمارستان شهدای تجریش منتقل و صبح روز پنج شنبه جسد او را به سردخانه تحویل می دهند. آنها، پس از یک هفته، ما را در جریان قتل فرزندم، قرار دادند. برای تحویل جسد، از ما تعهد گرفتند که شکایتی از کسی نداریم. ابتدا اجازه تشییع جنازه در جلوی منزل نمی دادند و بهانه می آوردند که خانه شما، نزدیک دانشگاه تهران و محل برگزاری نماز جمعه است و ممکن است مردم به آن بپیوندند و مشکلاتی ایجاد شود، من گفتم که وقت برگزاری نماز جمعه هنگام ظهر است و ما صبح او را تشییع خواهیم کرد و وقت زیادی نخواهد گرفت و با نماز جمعه تداخل ندارد. بالاخره با تعهد من و آقای ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما که افراد زیادی مطلع نخواهند شد و افرادی هم که خواهند آمد همه طرفداران نظام هستند، با این شرط که تشییع در جلوی منزل زیاد طول نکشد و بجز لا اله الا الله شعار دیگری داده نشود، اجازه دادند تا مراسم تشییع برگزار شود.مادرش از لحظه اول اطلاع از مرگ فرزند، فقط می گفت: محسن من که رفت، به فکر محسن های مردم باشید.آقای روح الامینی که به هنگام خاکسپاری فرزندش، چفیه بسیجی را همچنان بر گردن داشت، آنرا به من نشان داد و گفت: امروز این چفیه را بر گردن چه کسانی انداخته اند. کسانی که کار آنها دستگیری و احیاناً کشتن مردم شده است. آیا ما از جمهوری اسلامی این وضع را می-خواستیم؟ من رفیق شهید دقایقی هستم، هیچگاه لبخند او را از یاد نمی برم. او با لبخند خود، از اسرای بعثی عراقی و از فرماندهان جنایتکار آنها و نیز از فراریان از رژیم بعثی، مجاهدانی را ساخت که لشکر بدر را بوجود آوردند و باعث آزادی عراق از دست صدام حسین شدند. به یاد دارم که در سالهای اولیه پیروزی انقلاب وقتیکه احسان طبری تئوریسین حزب توده به زندان افتاد، پس از مدتی او اندیشه مارکسیسم را نقد کرد، زیرا با محبت با او رفتار شد. ولی اکنون بسیج را به جایی رسانده اند که جوان سالم حزب اللهی را دستگیر می کنند و جنازه او را تحویل خانواده اش می دهند. آنهم تعهد می گیرند که کفن و دفن به گونه ای باشد که اتفاقی نیفتد. آیا نظام آنقدر ضعیف شده است که از یک تشییع جنازه ساده می ترسد؟دیشب آقای لنکرانی وزیر بهداشت برای تسلیت به منزل ما آمده بود، می گفت: به خاطر مبارزه با بیماری های عفونی و مننژیت در زندانها، ظرف این چند روز، بیش از دو هزار آمپول پنی سیلین بسیار قوی و آمپولهای ضد مننژیت به زندان های تهران فرستاده ایم. با گفتن این جمله، نگران وضعیت سلامت سایر زندانیان سیاسی شدم. او می گفت: در نظر دارم یک گروه NGO تشکیل دهم تا بتواند از حقوق اولیه زندانیان، دفاع نماید. برای مثال وقتی کسی را می¬گیرند، حداقل به خانواده او اطلاع دهند که دستگیر شده ودر زندان است تا خانواده¬ها از نگرانی تا حدودی بیرون بیایند نه این که در بلاتکلیفی بسر ببرند. بتوانند برای زندانی خود وکیل بگیرند و از حقوق قانونی او دفاع نمایند. مطمئن باشند که در زندان سلامت بازداشت شدگان حفظ می¬شود و آنها در خطر جانی قرار ندارند.با شنیدن این سخنان به یاد این آیه قرآن افتادم: و مـــن قتـــل مظـــلوماً فقـــد جعــلنا لولیــه سلــطانا
(اسراء - 33) .
البته ایشان از لطفهایی که به وی شده بود نیز مطالبی را بیان کرد. او می گفت بعد از اینکه متوجه شدند که من در دولت نهم رئیس انستیتو پاستور و مشاور وزیر بهداشت بوده و قبلاً نیز عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران بوده ام، هم اجازه دادند که به همراه یکی از دوستان پزشک پرونده پزشکی فرزندم را ببینم و هم پول قبر را از من نگرفتند و اجازه دادند که فرزندم را در قطعه 222 که نزدیک به مزار شهدا واقع شده است دفن نمایم، تا مادرش که هر شب جمعه به زیارت شهدا به خصوص شهدای هفتم تیر می رفته است، بتواند با فاصله کمی بر سر قبر فرزندش حاضر شود. آنها یک قبر اضافه هم به ما مرحمت فرمودند و در یک قبر دوطبقه فرزندم را به خاک سپردیم. او به طنز برایم می گفت: یکی بخر 2 تا ببر.
در پایان مراسم، او با قدرت روحی بسیار بر سر قبر فرزندش خطاب به حاضرین سخنانی را ایراد کرد و با تسلط بسیار بر خود، در انتها گفت: إنـا لله و إنـا إلیه راجــعون.
حسین علائی
جمعه، دوم مردادماه منبع
سال 1388
تنها تو كوچه نريا!
پشتپرده دوستداران عزيز سلام. ميدانم كه بيصبرانه منتظر هستيد تا يك پشتپرده ديگر را براي شما گراميان آشكار كنيم، بنابرين بيشتر از اين شما را منتظر نميگذاريم و ترانههاي امروز را بررسي ميكنيم. با اين توضيح كه امروز دو ترانه متفاوت داريم كه هرچند در زمانهاي مختلفي سروده شدهاند اما قرابت معنايي آنها، ما را بر آن داشت كه اين دو را با هم بررسي كنيم. ترانه اول از خوانندهاي مبتذل به نام «شهرام شبپره» انتخاب شده و ترانه دوم متعلق به گروه«ساسي مانكن» است.
اي قشنگتر از پريا / تنها تو کوچه نريا / بچههاي محل دزدند / عشق منو ميدزدند/ عشق منو ميدزدند
در اين قسمت گردانندگان انقلاب مخملين به صورت زيرپوستي و نامحسوس، فريبخوردگان را دعوت ميكنند تا به صورت دستهجمعي به كوچهها بريزند. در اين قسمت ترانهسرا نميگويد كه به كوچه نريا، بلكه ميگويد تنها به كوچه نريا! علت اين امر هم واضح است چون اگر اغتشاشگران به صورت جدا و منفرد حركت كنند، زود به سزاي اعمال خود ميرسند و شكست ميخورند. در اصل اين بيت بيان ديگري از شعار مخملين «نترسيد، نترسيد، ما همه با هم هستيم» به حساب ميآيد. در بيت بعدي ترانهسرا به «بچههاي محل» اشاره ميكند. «بچههاي محل» كنايهاي است از خبرنگار اخراجي بيبيسي كه در كمين نشستهبود تا مردم را بكشد. (حركتي كه خوشبختانه توسط روزنامه «جوان» فاش شد) در يك ديد كلي ترانهسرا ميگويد: اي اغتشاشگر عزيز كه از پريهاي دريايي قشنگتر و زيباروتر هستي، تنها به كوچهها نرو، چون اولا زود شكست ميخوري، ثانيا ممكن است خبرنگار اخراجي بيبيسي تو را نشناسد و به سمت تو تيراندازي كند.
واي خاكعالم ديدي / چشاشو ديدي و پسنديدي / ديدي به تو گفتم كه چقدر/ رنگ چشاش توپه / خوشگل و با تيريپه / سوژه واسه كليپه / اغتشاشاتاش كشته منو / ادكلنش جوپه
در ترانه ساسيمانكن با يك پديده خيلي خطرناك و مرموز روبهرو ميشويم. پديده «كليپ». حتما شاهد بوديد كه در اين ايام اغتشاشگران و فرصتطلبان با موبايلهايشان تصاويري را فيلمبرداري و
به صورت كليپ عرضه كردهاند. به عنوان مثال در همان قضيهاي كه خبرنگار بيبيسي به سمت يك خانم تيراندازي ميكند، ما شاهد هستيم كه چند كليپ از زواياي مختلف فيلمبرداري شده. خب اين نشانگر چيست؟ اين امر نشان ميدهد، تيراندازي توسط خود اغتشاشگران و آشوبطلبان و روساي آنها انجام شده كه توانستهاند با چند دوربين از زواياي مختلف فيلمبرداري كنند. چطور در يك صحنه با اين شتاب، اين همه دوربين وجود دارد اما در همين ليگ فوتبال خودمان با 22 تا بازيكن و 100 هزار تا تماشاچي، نهايتا بازي با سه تا دوربين تصويربرداري ميشود؟ اين ترانه در اصل براي ما مشخص ميسازد كه اصلاحطلبان به خودشان هم رحم نميكنند، ترانهسرا از رنگ چشم يك نفر خوشش ميآيد و ميگويد «سوژه واسه كليپه.»
واکنش جنبش سبز به سناريوی مشائی!
قشنگ ,وقتی سيابازيشون تموم شد و آبا از آسياب افتاد و گردو خاک خوابيد فقط يه جمله بهشون میگيم..ازشون میپرسيم:
دعواهاتون تموم شد قربان؟…ديگه همه چی الان رديفه؟
خيلی خوب,پس حالا…. رای ما رو پس بدين لطفا!!



وصیت نامه به جای کارت پرواز !!
سازمان هواپیمایی کشوری : مسافران پیش از سوارشدن به هواپیما باید وصیت نامه شان را بنویسند!
در ديدار با برخي اصحاب رسانه عنوان شد

موسوی: نه دولت تمایلی به استفاده از نخبگان دارد ، نه نخبگان حاضرند با آن کار کنند
موسوی با اشاره به این که آینده پر از نشاط سیاسی خواهد بود، گفت: راه برونرفت از بحرانهای موجود بازگشت به خواست واقعی مردم است.
(امام خمینی):اگر سرنيزه و حكومت نظامى را برداريد، با انجام يك رفراندم حقيقت آشكار مى شود
صحیفه نور (امام خمینی):اگر سرنيزه و حكومت نظامى را برداريد، با انجام يك رفراندم حقيقت آشكار مى شودصحیفه نور+خمینی+رفراندم+رأی
متن صحیفه نور صفحه 38 به بعد
يك جهت اينكه خوب همين مردمى كه شما را راى دادند و قانون اساسى شده است براى خاطر راى مردم و ماده قانون اساسى كه اين يك موهبت الهى است كه مردم مى دهند به شخص سلطان ، همين مردم حالا مى گويند (نه )، اگر مى گوييد درست نيست اين حرف رفراندم كن ، رفراندم كن ، يعنى سرنيزه را برداريد، حكومت نظامى و دولت نظامى را برداريد و مردم را آزاد بگذاريد بعد بگوييد كه آقا هر كس كه اين سلطنت را قبول دارد بيايد در شمال شهر، هر كس قبول ندارد برود در جنوب شهر، ببينيد شمال شهر بيشتر جمعيت پيدا مى شود يا جنوب شهر. اينها امتحان كنند، اگر راست مى گويند كه مى خواهند اينها مطابق قانون اساسى عمل كنند و عمل به قانون اساسى يك اصلى است پيش اينها، ما ادعاى اين را داريم كه الان - ملت قانون اساسى - قبول مى كنيم اين ماده قانون اساسى را كه قانون اساسى گفته است كه سلطنت يك موهبتى است الهى كه مردم به شخص شاه مى دهند لكن ملت بايد اين را هبه كنند و بدهند به شخص سلطان ، حالا اگر ملت آمدند گفتند كه بابا نمى خواهيم اين شاه را، همان ملتى كه اعطا كرده بودند حالا بگويند (نه )، به حسب قانون اساسى (نه ) صحيح است ، آن (آره ) درست است يعنى آره تا حالا، از حالا به بعدش ديگر سلطنت نه . بنابراين به حسب قانون اساسى روى فرض ما قبول كردن اينكه از اول سلسله پهلوى صحيح بوده است سلطنتشان ، موافق قانون اساسى هم بوده است ، همه جهات را قبول كنيم ، الان كه مردم مى گويند (نه )، الان ديگر ايشان سلطنت ندارند. پس الان ادعاى سلطنت ، قرار دادن نخست وزير براى يك مملكت نمى دانم هر كارى كه انجام مى دهد كه از شوون سلطنت است ، ايشان حق ندارد قرار بدهد، حق ندارد كه نخست وزير قرار بدهد. پس نخست وزير هم برخلاف قانون است ، برخلاف قانون اساسى است .سلطانى كه به سوگند خود وفا نكند خائن و متخلف استعلاوه بر اشكالاتى كه در خود اينها هست ، علاوه اگر چنانچه ما يك سلطانى را، مردم يك سلطانى را قرار دادند و همه شان راى به او دادند، اين سلطان (چنانچه خود ايشان هم اين كار را كرده ) آمده است و قسم خورده است به اينكه من خيانت نمى كنم و مذهب را حفظ مى كنم ، خدمت مى كنم ، وفادارم به مذهب و به ملت خيانت نمى كنم ، اين چيزى است كه قسم خورده است ، ايشان به اين قسمش وفا كرده است ؟! اگر يك سلطان قسم خورد كه من خيانت نمى كنم و بعد خيانت كرد، اين ديگر سلطان نيست اين تخلف كرده پس سلطان نيست .من در اول فرصتى كه پـيدا كنم به خواست خدا مى روم ايران و اول قدمى كه برمى دارم تاسيس مى كنم يك دولت اسلامى مبتنى بر احكام اسلام ، مبتنى بر راى مردم ، پـيشنهاد مى كنيم به مردم و راى از اينها مى گيريم و يك حكومت اسلامى تاسيس مى كنيم .ما مى بينيم كه مردم ايران ، ديروز در تهران چه اجتماعى بوده است ، تبريز هم بوده . ملت اين را مى خواهد، آنها نمى خواهند كه زير بار حكومت هاى جائر باشند، آنها مى خواهند يك حكومت عادل داشته باشند.
حداد عادل در انگليس- زیارت قبول حاج آقا !!!
![[image001-761022.jpg]](http://1.bp.blogspot.com/_QFS7W9gKaTc/SmiZQZ0V-QI/AAAAAAAABcs/mliBeueP--A/s1600/image001-761022.jpg)
![[image002-761894.jpg]](http://2.bp.blogspot.com/_QFS7W9gKaTc/SmiZQRReR-I/AAAAAAAABc0/HoEE3BvjRXY/s1600/image002-761894.jpg)
![[image003-762563.jpg]](http://1.bp.blogspot.com/_QFS7W9gKaTc/SmiZQrC4jDI/AAAAAAAABc8/SC4o-j0wrC4/s1600/image003-762563.jpg)
زیارت قبول حاج آقا
حال و احوال چطوره؟
چه سعادتی که شمارو در لندن در فروشگاه Primark زیارت میکنیم!چقدر این مانتو و روسری به حاج خانوم میاد ماشالله، حیف که تو ایران مجبورا چادر سرشون کنن! آخه ظاهراً مردای انگلیسی میتونن ایشونو بدون چادر ببینن ولی مردای ایرانی نه!راستی نمیدونم چرا با زیارت شما در اینجا بد جوری یاد شعار مرگ بر انگلیس افتادم که این همه سال با هم تکرارش کردیم، لابد اونم فقط مال توی ایرانه، مگه نه؟!خوب حاج آقا با اجازتون، دفعهٔ بعد که به سلامتی بلاد کفر تشریف آوردین حتما در خدمتتون باشیم،
عزل مشائی، پرده ای دیگر از دولت غیر مشروع!!!
مطمئن باشید که در چند روز آینده خبری از استعفا یا عزل اسفندیار رحیم مشائی ،معاون اول رئیس جمهور خواهید شنید . اما اشتباه نکنید ،این هم یک بازی بود . اولین تردیدها زمانی بوجود آمد که مشائی به عنوان معاون اول و ثمره هاشمی به عنوان دستیار منصوب گردیدند و معاون مشائی که شخصی ناشناخته بود به جای اسفندیار دولت نشست . در چارت سازمانی ریاست جمهوری ،پستی به عنوان دستیار ارشد وجود نداشت و اولین زمزمه ها بوجود آمد . سایت های خبری تابناک و فرارو در مطالبی جداگانه از این انتصابات به عنوان دولتی با دو معاون اول نام بردند و این عمل را نقد کردند. ولی در پشت پرده ماجرای دیگری وجود دارد . دولت فعلی و در راس آن احمدی نژاد به شدت نگران عدم مشروعیت اش در داخل کشور است و آگاه است که با این میل نارضایتی به سختی می تواند کارها و برنامه های خودش را عملی سازد ،از دیگر سوی، رهبر به عنوان بزرگترین حامی دولت شدیدا تحت فشار می باشد . محمود احمدی نژاد با آگاهی از میزان حساسیت افکار عمومی نسبت به مشائی ابتدا وی را به سمت معاون اولی ارتقا داد تا احساسات و افکار عمومی دوباره علیه وی بسیج شوند و همین اتفاق هم افتاد،نمایندگان اعتراض کردند ،مراجع تقلید به خشم آمدند و از کوچک و بزرگ نارضایتی شان را از این انتخاب اعلام نمودندتا جائیکه رهبر حتی نامه ای در این راستا نوشت . حال چند روز آینده فرصتی دیگر برای پرده دوم این نمایش است ؛مشائی استعفا داده می شود و دوباره به سازمان گردشگری باز می گردد تا رئیس جمهور وجهه منطقی و نقدپذیری خود را در افکار عمومی ترمیم سازد و رهبر را از انگ حمایت بی چون و چرای دولت وارهاند و هم با ایجاد یک حس پیروزی کاذب برای جریان اپوزیسیون ، ذره ای از انرژی وحشتناک این طیف را آزاد کند و از دیگر سوی جایگاه به شدت متزلزل دولت نهم را در بین مراجع قم بهبود ببخشد.
خبر ویژه: گافهای خبری فارس و ایرنا برای جلوگیری از رسوایی آقای احمدینژاد در مشهد
در حالی که شاهدان عینی خبر از استقبال سرد از احمدینژاد در مشهد میدهند، سایتهای خبری اصولگرایی چون فارس و ایرنا، با انتشار عکسهای قدیمی سفرهای استانی احمدینژاد، سعی کردند این حقیقت تلخ را انکار و مخفی کنند.با این حساب، اگر این عکسها را واقعی فرض کنیم، از آنجا که به نوشتهی خبرگزاری فارس مسیر نیم ساعتهی فرودگاه تا حرم را در دو ساعت طی کرده، لابد باید علت تاخیر آقای رئیس دولت را نیز تعویض مکرر لباس (آنطور که عکسهای خبرگزاری اصولگرا نشان میدهد) بدانیم!
عکسهای زیر، گاف بزرگ خبرگزاری وابسته به جناح دولتی را فاش میکنند:




