دروغهايي كه اينترنت به من آموخت
Hoax يا Hoaxes به اخبار و مطالب و عكسهاي فريبنده ميگويند كه بيشتر جهت شوخي يا تحريف واقعيتي ايجاد شده و منتشر شده باشند. هَوكس را ميتوان «دست انداختن» نيز معني كرد كه از Hocus Pocus يا تردستي گرفته شده است.*
موضوع هر هوكس نيز بستگي به هدف سازندهي آن دارد. شوخيهاي معروفي نظير پايان دنيا يا نمايش مشهور راديويي اورسون ولز بر اساس كتاب جنگ دنياهاي اچ.جي.ولز كه اورسون ولز در نقش خبرنگاري با جديت صحنهي حملهي مريخيها را تعريف كرده و چند شهر آمريكا را در هراس فرو برد از نمونه هوكسهاي راديويي در قرن گذشته هستند. دروغهاي آوريل و دروغهاي نوروزي را نيز با اين كه لو رفتهاند اگر ماهرانه و باورپذير طراحي شوند شايد بتوان در زمرهي هوكسها قرار داد مانند شوخي نوروزي روزنامه شرق در مورد كج شدن برج ميلاد.
معمولاً لينك يك خبر يا تصويري خاص به نسبت اهميت خبري آن يا منافع براي توزيعكننده آن، از درجات خاصي از توجه برخوردار است. بسياري از افراد نيز اخبار و برنامههاي تلويزيوني را بيش از هر رسانهي ديگر باور ميكنند و بعضي افراد نيز اينترنت را با همان قياس رواني و ذهني نوعي «تلويزيون» ميپندارند و در نتيجه باور اخبار و عكسهاي هوكس كه معمولاً به صورت حرفهاي تهيه ميشود براي آنان سادهتر ميشود.
در اين زمينه صدها مورد ريز و درشت را ميتوان مثال زد كه به دليل رويكردهاي رنگارنگ سياسي در اكثر رسانههاي ايراني، پيش از اين كه جنبهي هوكسي و تفريحي داشته باشند سرچشمه گرفته از شايعه و يا منافع خاص سياسي هستند. شايد به آنها بتوان نام «ترفندهاي هدفمند» نام نهاد. در رسانههاي ديگر اين به ندرت اتفاق ميافتد نظير شوخي فردي كه خبر دستگيري كيانوش استقرارزاده در روستاي برره توسط ماموران جمهوري اسلامي را تلفني به مجريان برخي شبكههاي ماهوارهاي فارسي گفته بود و مدتي موجب مزاح شده بود يا خبر غيرواقعي حل معماهاي اينشتاين توسط دختري ايراني كه ابتدا توسط تلويزيون ايران و بعد در رسانههاي ديگر منعكس شد و مثالهايي از اين قبيل. اما در اينترنت اين موضوع به دليل تراكم اطلاعات و نيز مسائل خاص فني و تكنيكي نظير استفاده از جلوههاي فتوشاپ و نرمافزارهاي گرافيكي بيشتر اتفاق ميافتد و شايد به دليل توسعهنيافتگي اينترنت در ايران مقداري براي عامه باورپذيرتر باشد.
اهميت شناخت عكسها و پيامهاي فريبآميز اين است كه مديران رسانهها و سايتهاي خبري به علت آسيبپذيري در اين مورد و گسترش سريع شايعات اينترنتي به دليل ذات تكنولوژيكي آن، پيش از هر چيز از صحت و سقم رويدادها و عكسها كاملاً اطمينان حاصل كنند و اعتبار و اصالت اخبار خود را با دقت بيشتري كنترل كرده و بر خروجي مطالب خود نظارت دقيقتري داشته باشند. به همين لحاظ و بر اساس تجارب به دست آمده شايد لازم باشد يك مدير يا مسؤول خبر يك سايت خبري علاوه بر قواعد خبرنويسي و نگارش و معلومات عمومي بالا در زمينههاي متعدد و ساير رشتههاي مرتبط با رسانه، با نرمافزارهاي گرافيكي نظير فتوشاپ و افكتها و فيلترها و با انواع فونتها و سياقهاي آن و ديگر مسائل فني وب و كامپيوتر به خوبي آشنا باشد.
اين تنها نمونههايي از هوكسهاست كه در مدتهاي اخير در سايتهاي مختلف منعكس شده است و منشاء آنها اينترنت است و نه رسانههاي ديگر. لينك تمام اخبار و منابع در اين زمينه موجود است كه هر كدام از چه منبعي آمده و يا كدام سايت خبري آن را درج كرده كه بسياري از كاربران ثابت اينترنتي ميدانند. شايد براي وبلاگها و سايتهاي شخصي اين خطاها اهميتي نداشته باشد اما براي رسانههاي خبري و سايت خبرگزاريها نوعي آسيب و تهديد به شمار ميآيد:

■ صيغه شيرينترين لذت!
در تاريخ 29 فروردين امسال عدهاي از زنان محجبه در اعتراض به بدحجابي در مقابل مجلس تجمع كردند. خبرگزاري مهر عكسهايي از اين تجمع و حواشي آن تهيه كرد. متن تصوير پلاكارد يكي از اين عكسها دستكاري شده و به اين جمله تغيير يافت: «صيغه شيرينترين لذتي است كه نصيب زن مسلمان ميشود»! و به فاصله كمتر از چند روز در صدها سايت و وبلاگ منتشر شد. بسياري آن را در سايت و وبلاگ خود به كار برده و تفسيرهاي متعدد مذهبي و سياسي نيز از آن ارائه دادند. تا جايي كه حتي سعيد ابوطالب نماينده تهران نيز جوگير شده و در مجلس در مورد آن عكس جنجال به پا كرد! هنوز در برخي كليپهاي شبكههاي ماهوارهاي فارسيزبان اين تصوير تحريفشده را به عنوان عكسي مستند از رويدادهاي ايران به كار ميبرند.
كاربراني كه با يك نرمافزار خوشنويسي نظير چليپا يا كلك كار كرده باشند يا حداقل قواعد خوشنويسي را بدانند در اولين نگاه و به سادگي متوجه جعل ناشيانهي نوشته ميشوند. مخصوصاً چليپا و نامهنگار و بسياري نرمافزارهاي خوشنويسي ديگر كه فاصلهگذاري نامناسب نقطههاي آن به خوبي مشهود است.
با انعكاس خبر عمليات ساخت سد سيوند در منطقه تنگهبلاغي و نزديك بناهاي تاريخي استان فارس و نزديك شدن زمان آبگيري آن، موضعگيريهاي بسياري از سوي معترضين در سايتها و شبكههاي مختلف ماهوارهاي انجام پذيرفت و تومارهاي بسياري نيز در اعتراض به اين عمل نوشته شد. در روزهاي اخير رندي تصاوير دستكاري شدهي فوق را با ذكر اين خبر كه پاسارگاد و مقبره كوروش زير آب رفته است در اينترنت منتشر نمود كه ادامهي ماجرا را ميتوان حدس زد! در اين خبر كه توسط گروهي اينترنتي با عنوان ايران عشق تكثير شده آمده است:
«اكنون خبري داريم كه دل هر ايراني عاشق و وطن دوستي را خشمگين و برافروخته ميسازد! چندي پيش سد سيوند در حال آبگيري بود كه با اين كار پاسارگاد، آرامگاه كوروش كبير، اين بزرگمرد آريايي به زير آب ميرود. و اكنون اين اتفاق افتاده است. سد آبگيري شده و آرامگاه كوروش كبير و بخش بزرگي از پاسارگاد در حال فرو رفتن به زير آب است». منبع اصلي عکسها
توضيح اين كه سد سيوند تا اين لحظه هنوز به مرحلهي آبگيري نرسيده است! هر دو يعني هم متن و هم عكسها در اين خبر فريبآميز هستند.

■ مسخ دختر هلندي
قضيهي مسخ دختر هلندي به دليل اهانت به قرآنخواني مادرش، از مشهورترين هوكسهاي مذهبي در اينترنت ايراني است كه در سال گذشته اتفاق افتاد. تصوير واقعي مربوط به مجسمهاي ساخته پاتريشيا پيچينيني و از جنس سيليكون و كائوچو و طرحي ژنتيكي در مورد تكامل حيوانات است كه در نمايشگاه آثار وي به نمايش درآمده و از آن عكس گرفته شده است. يك سايت سرگرمي تركي آن را نقل كرده و خبرگزاري آفتاب كه بعداً صحت اين خبر را رد كرد، آن را با تيتر «مسخ به خاطر توهين به قرآن» منعكس و به زودي در صدها سايت و نشريات مختلف تكثير شده و حتي به تعداد زياد از آن فتوكپي و تصوير تهيه و در محافل و شهرهاي مذهبي توزيع شد.
خود عكس اصيل بوده و هيچ گونه دستكاري در آن رخ نداده است. اين خبر ضميمهي آن است كه موجب ايجاد اين ذهنيت و باور شده است.

■ كج شدن برج ميلاد
اگر چه اين قضيهي برج ميلاد در آستانه نوروز 74 منشاء مطبوعاتي دارد اما در اينترنت نيز به دليل انعكاس آن در سايت روزنامه شرق در همان ساعتهاي اوليه به ويژه از سوي برخي سايتها و وبلاگهاي خارج از كشور كه از قضيهي شوخي نوروزي شرق اطلاع نداشتند و به محتواي طنزآميز آن دقت نكرده بودند با واكنشهاي بعضاً تند سياسي عليه بيكفايتي مسؤولين نظام ايران مواجه شد! چون چند روزي نيز به نوروز مانده بود، اين شبهه براي افراد بيشتر به وجود ميآمد كه خبر واقعي است. اتكاي مطلق به اينترنت و در واقع روزنهي شيشهاي مانيتور به عنوان تنها منبع خبرگيري نيز از آسيبهاي جدي يك رسانه به شمار ميرود.

■ اعدام انقلابي!
مدتي پيش تصوير اين نامه در برخي از سايتها و وبلاگها منتشر شد و طبق معمول! برخي آن را باور كرده و در وبسايتها و وبلاگهاي خود به آن اشاره كردند. در اين نامه، متني آمده مبني بر ماموريت دادن فلاحيان وزير اسبق اطلاعات به محمود احمدينژاد براي اعدام انقلابي جمعي از زندانيان. جعلي بودن نثر آن كه از اساس مشخص است. بعد هم نامههاي اداري در آن تاريخ معمولاً با ماشينتحرير تايپ ميشد اما اين نامه فونتش «زر سياه» است و مربوط به تايپ كامپيوتري است. يعني در آن تاريخ نرمافزارهاي فارسي موسوم به نشر روميزي نظير زرنگار با اين گستردگي وجود نداشت و بعد از آن سال بود كه نشر روميزي كامپيوتري و فارسي توسعه يافت. گذشته از آن اصلاً چه كسي در ايران ميداند «فرماندهي محترم جنگهاي نامنظم»! چه صيغهاي است و چه سمتي است!؟ اصلاً آن 702 نفر قبلي (و آن 4۶۰ يا 260 نفر!؟) چه كساني بودهاند كه اين حجم وسيع اعدام در آن سال هيچ سابقهاي و سر و صدايي نداشته است!؟ اين يكي از ناشيانهترين هوكسهاي بررسي شده بود.

■ نامههاي عمر و يزدگرد
نامههاي موسوم به نامههاي عمر و يزدگرد سوم كه در مدتهاي اخير بارها در سايتهاي مختلف و با ورژنهاي نوشتاري مختلف نيز بارها دست به دست و ايميل به ايميل! گشته از آن نوع هوكسهاي مشهور مدتهاي اخير به شمار ميرود. غير از جعلي بودن متن نامهها كه اينجا به آن اشاره شده، به طور كلي وجود چنين نامههاي در موزهي لندن هرگز تاييد نشده است.

■ تصوير برخورد موشك حزبالله به ناو اسرائيلي
در پي وقوع جنگ اخير اسرائيل و لبنان سايتهاي مختلف خبري مشتاق درج هر نوع اخبار تازه از درگيريها بودند. در اين التهاب رسانهاي، سايت «انجمن دفاع از مقاومت اسلامي لبنان و فلسطين» كه سايت فارسي و رسمي حزبالله لبنان به شمار ميرود عکسي را با عنوان صحنه برخورد موشكهاي حزبالله به ناوچه اسرائيلي منتشر كرد كه در آن لحظات به دليل التهابات جنگ باورپذير مينمود و در دهها سايت و حتي برخي نشريات اين عكس منتشر شد.
فقط كمتر كسي در آن روزها از خود سوال كرد اين عكس كه از زاويهي يك هليكوپتر (هليكوپتر چه كسي؟ حزبالله!؟) گرفته شده با آن شكار لحظهي تر و تميز از لحظهي انفجار توسط چه كسي گرفته شده و اگر هم توسط خود نيروهاي نظامي اسرائيل يا خبرنگاران آن گرفته شده چگونه با اين سرعت به دست اين سايت رسيده است؟
مدتي بعد مشخص ميشود كه عكس مربوط به سال 1998 و از يك سايت استراليايي در زمينه صنايع دفاعي با عنوان Defense Industry Daily برداشته شده است. منبع اصلي عكس
در اين مطلب، خبر صحيح بوده و عكس نابجا و يا در حيطهي جنگ رواني و تبليغاتي استفاده شده و با وجود كشف منبع اين عكس، سايت مذكور همان مطلب را تا اين تاريخ و با همان تيتر حفظ كرده است.(تصحيح ميشود: دقيقاً همين امروز آن عكس را از گزارشهاي تصويري بدون هيچ توضيحي برداشتند. کش گوگل ). اشاره مجدد: روز بعد کش گوگل تازه شده و ديگر نمايش داده نميشود. کساني که اين مطلب را همان روز اول خوانده باشند آن را مشاهده کردهاند. عجب قايم «موشک»بازي شد!؟

■ تهران شهر ماهوارهها
مدتي اين عكس نيز به عنوان عكسي از تهران كه پشتبامهاي آن را انبوهي از ديشهاي ماهواره پوشانده در سايتها و حتي برخي مطبوعات ديده ميشد. در نگاه اول به خاطر بافت ساختمانها به نظر ميرسد واقعاً تهران باشد اما عكس ظاهراً تصوير شهري در لبنان است.
خود عكس واقعي است. خبر غيرواقعي ضميمه و تيتر آن اين گونه القا كرده كه اينجا زاويهاي از تهران است.

■ اينترنت در ايران براي هميشه قطع ميشود!
چند سال پيش يك نفر (فرض كنيد نويسنده همين وبلاگ!) مطلب طنزي نوشت با عنوان: «اينترنت در ايران براي هميشه قطع ميشود!» در اين مطلب به مصاحبهاي خيالي با دكتر معتمدي وزير سابق ارتباطات اشاره شده كه در آن به طنز عنوان شده بود به خاطر بعضي آسيبها اينترنت را در ايران قطع كرده و تمامي سرويسدهندهها را جمع ميكنيم. چند روز بعد يكي از سايتها با حذف جمله آخر كه بر خيالي بودن اين مصاحبه تاكيد كرده عين همان مطلب را با اين تيتر منتشر نمود: «جمهوري اسلامي طرحي را براي بستن تمامي مراکز خدماتي اينترنتي در دستور کار قرار داده است»! پس از آن برخي سايتهاي ديگر خبري و سياسي اين مطلب را با آب و تاب بيشتر منعكس كرده و تحليلهايي نيز در اين رابطه ارائه دادند .
در اينجا هوكس و خدعهاي در كار نبوده بلكه يك مطلب طنز موجب شده تا اين گمان واقعي بودن ايجاد شود و نشر آن توسط يك پايگاه خبري و استفادهي سياسي از آن، جنبهي طنزآميز بودنش را از بين برده و جدي نمايش داده است.
● يك مثال ديگر
حال اگر محض مزاح يك خبر اين گونه و به نحوي حرفهاي تنظيم شود و به دستتان برسد يا در يك سايت خبري يا يك وبلاگ بخوانيد چه واكنشي به آن خواهيد داشت و وقتي خبر گسترش يابد اصلاً از كجا خواهيد فهميد كه اصولاً چنين اتفاقي نيفتاده است!؟ (توضيح اين كه تمام اينها غيرواقعي و مندرآوردي است! لطفاً جدي نگيريد!):
○ گفتگوي مهم تلفني احمدينژاد و مركل
«به نقل از يك منبع موثق در رياست جمهوري، آقاي احمدينژاد صبح روز گذشته حدود يك ساعت با خانم آنجلا مركل صدراعظم آلمان گفتگوي تلفني دوستانهاي داشت. اين منبع كه نخواست نامش فاش شود گفت: خانم مركل ضمن قدرداني از نامهي آقاي احمدينژاد اظهار داشته از وي به طور رسمي جهت ديدار در آلمان دعوت به عمل خواهد آورد.
وي گفت: رئيس جمهور نيز ابراز اميدواري كرد كه روابط فيمابين در اين ديدار بهبود يابد. آقاي احمدينژاد ضمن اشاره به روابط تاريخي ايران و آلمان و انتقاد از سياستهاي آمريكا و انگليس، نقش مستقل آلمان در اروپا و جامعهي ملل را ستود و گفت آلمان هميشه مهمترين شريك تجاري ايران بوده و اميدواريم بدون فشار قدرتهاي بزرگ اين همكاريها ادامه يافته و گستردهتر شود.
اين منبع افزود: صدراعظم آلمان در اين گفتگو نسبت به شراكت در برنامههاي هستهاي ايران ابراز تمايل كرده و اظهار داشته كه آلمان آمادگي دارد در اين زمينه با ايران همكاري كامل نمايد.
به نظر ميرسد برخي كشورهاي اروپايي بدون توجه به موقعيت ايران در آستانهي تحريم قصد دارند روابط غيرعلني و تجاري خود با ايران را همچنان دنبال كنند».
در پايان آقاي احمدينژاد ضمن انتقاد از چاقي خانم مركل وي را به كم كردن وزن تشويق كرد!
با كمي عكس و رنگ و لعاب كمتر كسي متوجه ميشود كه متن اين خبر به كلي ساختگي است. عصر انفجار اطلاعات و رشد انواع رسانههاي بومي و مدرن از اين مكافاتها نيز دارد! كه تو خود داني اگر زيرك و عاقل باشي...
● ماكياوليسم خبري
شايد بعضي از اينها در طبقهي هوكسها قرار نگيرند و همان ترفند يا خدعهي هدفمند يا جنگ رواني مد نظر سازندگان آنها باشد. يعني نوعي منافع خاص تبليغي و سياسي حتي براي ديگران به وجود آورد. برخي شبكههاي ماهوارهاي فارسيزبان كليپهايي با مضامين سياسي پخش ميكنند كه در آن از تصاوير مشهور اعدام باند موسوم به كركسها كه علاوه بر قتل و تجاوز خانوادههاي بسياري را داغدار كرده بودند با عنوان اعدام آزاديخواهان و مبارزان ايران استفاده ميكنند كه به طور مطلق عملي اشتباه است. يا عكس مشهور صحنه اعدام افرادي كه به كودكي تجاوز كرده بوده و تحت عناويني نظير حمايت از همجنسگرايان در مورد آن تبليغ ميشود و روي اين گونه عكسها و اخبار كه
واقعيت آن چيز ديگري است مانور داده ميشود. اينجا اين واقعيت وجود دارد كه مخاطبيني كه در داخل ايران از اصل ماجرا خبر دارند نسبت به پيام آن رسانه حداقل در ذهنشان بازخورد منفي نشان ميدهند و خودبهخود نوعي بياعتمادي به آن رسانه در ذهنشان نقش ميبندد حتي اگر آن را عنوان نكنند و حتي اگر موافق نظريات و سياستهاي آنان باشند. اين در كوتاهمدت آنان را به سمت رسانههاي رقيب خواهد كشاند. رسانههاي مختلف به ويژه سايتهاي خبري اينترنتي گاهي به دام اين «سياهچالههاي اينترنتي» ميافتند و سايتي اطلاعرساني كه هر خبري را تنها به دليل مطابقت با منافع خود منعكس ميكند استعداد بيشتري براي افتادن به اين سياهچالهها و پايين آمدن اعتبار دارد.
سوال اين است كه ما تا چه حد مجازيم كه از ناآگاهي انبوه مخاطبين خود استفاده كنيم و بعد تكليف اين نقيضه يا پارادوكس كه مخاطب را با اخبار جعلي درگير ميكنيم و بعد كشف ميشود كه ماجرا در اصل چيز ديگري بوده و انواع و اقسام بهتانها نيز به افراد بسته ميشود، چگونه جبران ميشود و آيا «هدف وسيله را توجيه ميكند» ميتواند جاي سلامت خبري و انعكاس بيطرفانه و واقعي اخبار را بگيرد يا خير؟ پاسخ به اين سوال را كارشناسان رسانههاي مختلف و خود مديران اين رسانهها بايد بدهند.
● پيشنهادهايي به مديران سايتهاي خبري در اين زمينه:
1- دانش فني خود را در زمينهي وب و نرمافزارهاي مختلف به ويژه نرمافزارهاي گرافيكي بهبود بخشيد.
2- به عكسها و مطالبي كه ماهيتاً حاوي يك مضمون جنجالي به ويژه در مورد شخصيتها و افراد يا اخبار سياسي و مسائل روز مخصوصاً مسائل سياسي و مذهبي هستند و توسط افراد ديگري خارج از تيم عكاسي يا گزارش شما به دستتان ميرسد، شك كنيد و تا از صحت آن اطمينان نيافتهايد از درج يا لينك دادن به آن خودداري كنيد.
3- از مشاوره فني و محتوايي كارشناسان وب، ادبيات و ساير رشتهها بهره بگيريد. در صورت نياز و ضرورت درج يك خبر داغ (و البته مشكوك!)، حتماً پيش از درج خبر اين كار را در اولويت قرار دهيد. حتي ميتوانيد از تجارب و مشاهدات وبلاگنويسان و افراد باتجربه در عرصهي اينترنت ايراني كه با اسامي و افراد و وقايع بيشتري آشنا هستند و يا رويدادهاي سطح نت را رصد و مانيتورينگ ميكنند بهره بگيريد.
4- هميشه به ياد داشته باشيد كه ميتوان يك عكس را به نحوي دستكاري كرد كه تشخيص آن از واقعيت حتي براي كارشناسترين افراد نيز دشوار باشد. بنابر اين به تحليل اجتماعي و سياسي خبر و عكس و رخدادهاي روز و ارتباط آن با عكس بيشتر دقت كنيد.
5- بيشترين ترفندها در مورد مسائل روز اتفاق ميافتد. اين مسائل ممكن است جنبههاي گوناگون سياسي و مذهبي و اجتماعي داشته باشند. حتي ممكن است وقايع تاريخي گذشته نيز به نوعي با مسائل روز پيوند خورده و موضوع را قابل باور نشان دهد و يا مطلب مورد نظر تنها نوعي طنز باشد.
6 - اعتماد مخاطبين و انصاف را فداي تبليغات زودگذر يا منافع و ديدگاههاي سياسي خاص نكنيد. اين شيوهها كهنه و مطرود است و به دروغپردازي تعبير ميشود. «افشاگري» در ادبيات رسانهاي و سياسي ما بد تعريف شده و به تعريفي دوباره و سالم در جهت روشنگري عامهي مردم نياز دارد. بسياري از هوكسهاي سياسي از اين اشتياق رسانهها براي كسب اخبار و گزارشهاي داغ و مثلاً افشاگرانه استفاده ميكنند و با آشكار شدن واقعيت، اين صاحبان آن رسانهها هستند كه لطمه ميبينند.
6- بيشترين خطاها و به دام هوكس افتادنها توسط رسانههاي ايراني خارج از كشور با رويكرد افراطي به مسائل صورت ميگيرد. تا از صحت يك خبر يا عكس و اثرات آن مطمئن نشدهايد، اعتبار رسانهي خود را مخدوش نكنيد. به ويژه در زمينهي نام اشخاص و نام مكانها دقت داشته باشيد. بر وبلاگها و سايتهاي شخصي اين خطاها حرجي نيست ولي وقتي تيمي با عنوان يك خبرگزاري يا پايگاه خبري به منبع نشر اخبار غيرواقعي مبدل شود به تدريج اعتبار خود را از دست ميدهد.
7- اگر متوجه شديد محتواي يك خبر يا يك عكس خاص صحت نداشته و نوعي ترفند است، بلافاصله در صفحهي همان خبر و بهتر است كه در بالاي آن، توضيح ضروري را قيد كنيد. اين موجب جلب اعتماد و احترام بيشتر مخاطب به سايت شما خواهد شد.
8- ترفندهاي هدفمند و تحريف واقعيت براي منافع سياسي نيز هيچ گاه جاي سلامت خبري و اطلاعرساني سالم و اگر هم شد لحن غيرجانبدارانه را نميگيرند. به تجربه ثابت شده است كه پايدارترين و موفقترين و قابل اعتمادترين رسانهها همين رسانههايي هستند كه اگر چه در ظاهر لحن محترمانه و بيطرفانهاي هم دارند اما هوشمندانه سياستهاي خود را نيز دنبال ميكنند و موجب جلب مخاطبين بيشتر ميشوند.
○ اميد كه اين مطلب بلند به كار مديران سايتهاي مختلف خبري به ويژه كساني كه سايت جديدي با فعاليت اطلاعرساني ميسازند، بيايد. خطاها اجتنابناپذير هستند اما گاهي درج يك خبر يا عكس موقعيتهاي دشواري نظير سؤتفاهم و جنجال و بحران به وجود ميآورد كه رسانهها را ناگزير از پاسخگويي يا تبعات آن و حتي به برخوردهاي قضايي ميكشاند كه به دليل پيچيدگي فني و محتوايي ذاتي اينترنت و توسعهنيافتگي آن در ايران قضاوت در اين مورد را دشوارتر ميكند.
* در رابطه با تعاريف هوكس و شايعه در فضاي مجازي ميتوانيد به اين دو مقاله مراجعه كنيد:
- پيامها و شوخيهاي فريبنده (Hoaxes)
- فضاي سايبر و شايعه
در نمازم خم ِ ابروي تو با ياد آمد
بچه ها
فقط واسه يه روز ،
دنيا رُ بديم دست ِ بچه ها !
مثِ بادبادكاي رنگ ُ وارنگي كه دستشون مي ديم !
بذاريم ميون ِ ستاره ها بازي كُنن !
دنيا رُ بديم دست ِ بچه ها !
مث ِ يه سيب دُرُشت ،
يا يه تيكّه نون ِ گرم
كه شكمشونُ سير كُنه !
دنيا رُ بديم دست ِ بچه ها !
اون وقت واسه يه روزم كه شده ،
دنيا مي فهمه دوستي يعني چي !
بچه ها دنيا رُ از ما مي قاپنُ
سرتاسرشُ درخت مي كارن !
آقا ....
|
خدا آقا ! برای کبوترانت نذر کرده ام یک پر به بال شکسته ام نمی دهید ؟ آقا شما خودِ معراج اين دلي دست مرا به دست آسمان نمي دهيد ؟ |
روزنامه شرق با دستور هيات نظارت بر مطبوعات توقيف شد

حکایت بی اعتمادی

جايي خواندم :
"
پدر پس از آنکه پسر بچه اش را بر روی مبلی قرار می دهد به او نهیب می زند که به آغوشش بپرد پسر مردد است زیرا بیم آن دارد که مبادا بیفتد .پدرش اصرار می کند
:"
زود باش ! یپر ! ترا در هوا می گیرم .اما پسر همچنان تردید دارد
.پدرش اصرار می ورزد
:"
گفتم بپر ! نترس ! ترا در هوا خواهم گرفت . سرانجام کودک دیدگان خود را می بندد و می پرد . پدرش نمی تواند او را در هوا بگیرد و در نتیجه کودک محکم به زمین می خورد .کودک دیدگان اشک آلود خود را بطرز گله آمیزی به پدرش می دوزد
.پدرش به این نگاه چنین پاسخ می دهد
:"
دیدی ؟ حال عادت می کنی که بی جهت بکسی اعتماد نداشته باشی ! "
سفر به تنگه واشی
گروه ایرانیان تور با همکاری سرویس وبلاگ بلاگفا تور جدیدی را برای سفر به این منطقه تدارک دیده است.مزیت این تور علاوه بر تفریح و استفاده از جذابیتهای تنگه واشی همراهی جمعی از وبلاگ نویسان است که فرصت جدیدی جهت آشنایی و تبادل نظر را نیز فراهم میکند. با توجه به اینکه به اواخر تابستان نزدیک می شویم این تور در جمعه همین هفته نیز برگزار می شود. سفر بین ساعات پنج یا پنج و نیم صبح شروع و ساعت برگشت نیز بین هشت و نیم تا نه بعد از ظهر خواهد بود و شامل صبحانه و ناهار نیز خواهد بود. همچنین این تور توسط آژانس توریستی معتبر ،همراه با راهنما و با مجوز مراکز ذیصلاح برگزار می شود.
جهت هماهنگی و ثبت نام میتوانید با تلفنهای 55367765 آقای حسینی و یا تلفن 09188316200 تماس حاصل فرمائید و توجه داشته باشید که تنها سه روز جهت ثبت نام فرصت دارید.


خاتمي در آمريکا و نقدي ادبي بر كوله پشتي آقاي حسني!! و چند تا فیلتر شکن !






نقدي ادبي بر كوله پشتي آقاي حسني!!

بقالي، چقالي، نمره تيليفون، اون راه، حديث خوشمزه، نومه نويسي و ... و ديگر واژه هايي كه با تلفظ و لحني غريب و نامأنوس با رسالت رسانه ملي، از زبان مجري محترم كوله پشتي اين شب ها شنيده مي شود، هر چند در جاي خودش جا براي چون و چرا دارد اما فعلأ آن را داخل هلالين مي گذاريم تا وقتش برسد. و اما آنچه بيش از اين ها باز هم از زبان همين مجري محترم جلب توجه مي كند و ناخودآگاه آدم را به ياد تشخص هايي مي اندازد كه يك انقلاب براي حذف آن اقامه شده است، صفت متكبرانه و پر نخوت «خان» است كه مد شده اين روزها خيلي ها را به آن متصف كنند. خان – صورت قديم خاقان – عنواني است كه به سران قبائل ترك و مغول و بعدها ايراني و همچنين برخي ملاكين و اربابان كه داراي موقعيت خاص قومي بودند اطلاق مي شده است ... اين عنوان موروثي بوده است ... در تاريخ 12مرداد ماه 1314 كه سالروز اجباري شدن نام فاميل و حذف عنوان هایي مانند «خان» است اين كلمه به چالش كشيده مي شود كه تا امروز در اين خصوص اقدام عملي براي حذف آن حداقل در گفتار و نوشتارهاي رسمي صورت نگرفته است. لازم به اشاره است كه در كشورهاي غربي اين عنوان را به رسميت شناخته و تابعيت قانوني به آن داده اند؛ از جمله در بريتانيا با تاسيس مجلس اعلأ در كنار مجلس عوام كه در اين مجلس «سر» هاي – و در اصل خان هاي – كشور بريتانيا عضويت دارند.
اين كار در كشور ما در زمان پارتيان (اشكانيان) با تاسيس مجلس مهستان سال ها پيش تر از ديگر نقاط جهان انجام شده است. در كشورهاي عرب به اين مجلس، مجلس شيوخ گفته مي شود كه به دليل همراه نبودن با مجلس عوام با مشكلاتي براي عامه رو به رو است. در افغانستان اين كار به عهده «لويه جرگه» مي باشد. براي تكميل مطلب خوب است به ذكر عنوان هاي مشابه در كشورهاي اروپايي بپردازيم. ايتاليا و اسپانيا: دن بريتانيا: سر فرانسه: كنت معادل هاي «خان» هستند.... البته ممكن است كلمه خان در ديگر فرهنگ ها مفهومي ممدوح داشته باشد اما در فرهنگ ما كلمه اي است كه خاطراتي بس ناخوشايند را تداعي مي كند. خان و خان بازي يادگار دوران ارباب - رعيتي و تقسيم ملت به اقليتي گردن كلفت و دانه درشت، رو در روي اكثريتي محروم و مظلوم است كه مجبور به اطاعت و تحمل زور و جبر از جانب اين طبقه بوده اند. «خان» نماد نوعي استبداد در جوامع متعدد و بسته بوده است كه در دوران حاكميت فئودال ها و قبل از توسعه زندگي صنعتي و شهري به نوعي سلطنت مي كرده است. مطالعه تاريخ ايران در مقطعي طولاني حكايت تلخ و حوادث ناگواري از اين طبقه را در صفحات خود ثبت كرده است. نمونه هايي از سلوك و نوع تعامل خان ها را ما خلال سال هاي گذشته بارها در سريال هاي خوب و آموزنده تلوزيوني كه از سيماي جمهوري اسلامي پخش شده است مشاهده كرده و به هر چه خان و خان زاده ظالم لعن و نفرين فرستاده ايم. حال با عنايت به اين پيشينه ذهني طبيعي است وقتي اين واژه را آن هم از تريبون رسانه ملي كه به فرموده حضرت امام راحل رحمه الله عليه، حكم دانشگاه را دارد از زبان مجري و در مقام مدح مي شنويم زورمان مي آيد آن را بپذيريم و به نوعي حالت استنفار دچار مي شويم. متعجب مي شويم چرا در جايگاهي كه رسالت آموختن و ياد دادن به مردم را بر عهده گرفته از اين قبيل غفلت ها صورت مي گيرد. آن هم درزبان وسيع و ادبيات گسترده و غني فارسي كه انواع و اقسام كلمات براي تكريم و احترام به افراد موج مي زند. آيا بهتر نيست به جاي اين كه فلان كارگردان و بازيگر كه ترديدي هم در مقام شامخ هنري او وجود ندارد را با القابي چون آقا، جناب، استاد و از اين قبيل الفاظ خوش سابقه به جاي «خان» كه شديدأ بدنام است، نام ببريم. آيا بهتر نيست وقتي مي خواهيم از يك مربي زحمتكش در عرصه ورزش كشور ياد كنيم از كلماتي غير از «خان» كه يادآور رذائل است تا فضائل استفاده كنيم؟! براي اين كه قضاوتي دور از انصاف نكرده باشيم پاسخ اين پرسش را به شما مخاطبان اين مقال واگذار مي كنيم، باشد كه گزيده و سنجيده سخن گفتن را سرلوحه كار خود آن هم در جايي چون رسانه ملي قرار دهيم. شب گذشته مجري محترم برنامه خوب كوله پشتتي از بزرگواراني با عناوين عزت الله خان.... ابراهيم خان ..... خسرو خان ..... نام مي بردند كه دريغم آمد اين تذكر دوستانه را به آن عزيز ندهم......
و اینم چند تا فیلتر شکن با تاریخ جدید
http://www.englisht unnel.com/
http://www.ustunnel .com/
http://www.geotunne l.com/
http://www.usatunne l.com/
http://www.vmathpie .com/
http://www.afunnel. com/
http://www.cfunnel. com/
http://fa 101.net/
http://propro. co.sr/
http://www.sihdir. com/
http://www.rahsaz. be/
http://anonymizer. nntime.com/
https://www. hidebehind. net/
http://www.proxyeye .com/
http://www.proxysta rter.com/
http://www.cheekypr oxy.com/
http://www.dashslot .co.uk/proxy/
http://www.whatmyip address.net/
http://www.freemysp aceproxy. info/
http://www.alexisth emovie.com/ proxy/
http://abordaje. net/proxy/ nph-proxy. cgi
http://sanford. coolspot. biz/Start% 20Using%20C
https://afunnel. com/
https://cfunnel. com/
https://proxyhttps. com/
https://hidebehind. net/
https://proxysystem s.net/proxy/ index.php
https://antifilter. info
https://proxysea. com
https://khiki. info
https://bisharaf. info
https://farari. info
https://dodare. in o
https://kingproxy. info
https://jetproxy. info
https://liteproxy. info
https://proxytools. com
https://proxysun. com
https:///xroxy. com/
https://k12audioboo ks.com/
https://superproxy. com
https://haroldsgym. com/cgi-bin/ nph-itfgkj. cgi
https://nic- nac-project. de ~cgiproxy/nph- proxy.cgi
https://birdsflyfas t.com/cgi- bin/nph-jdre. cgi
https://thephysicsc hannel.com/ cgi-bin/nph- doiu.cgi/ RYHACHA
http://gecko- proxy.com/ cgi-bin/nph- proxy.cgi
http://www.slimtrus t.com/trust. mpl
http://www.polysolv e.com/
http://dbm8. com/proxy. php
http://www.proxy. vg/
http://proxyposse. com/nph-proxy. cgi
http://cgiproxy. pr0nthro. com/
http://www.ipproxy. net/
http://1anoymous. com
http://www.bad- proxy.com/
http://pix4clicks. com/
http://arcadeplayer s.net
http://vnhide. com/
http://secretintern et.info/
http://stupidinterv iews.com/
http://faq101. net
http://propro. co.sr/
http://www.sihdir. com
http://www.rahsaz. be
http://anonymizer. nntime.com/
https://www. hidebehind. net
چند خبر !
خدا
مناجات شعبانیه ...

بار خدایا ...
بشنو دعایم را هرگاه دعا کنم به درگاهت ... و بشنو صدای ناله ام وقتی که صدایت کنم ... و به من رو کن هنگامیکه مناجاتت کنم ... من به سوی تو گریخته ام و در برابر تو ایستاده ام و بیچارگی ام را به تو عرضه داشتم و به تو زاری می کنم و امیدوارم به آنچه که نزد توست ... و می دانی که چه در دل دارم و از حاجتم با خبری و از ضمیرم اطلاع داری ... و بر تو نهان نیست وضع دنیا و آخرتم ...
خدایا ... اگر محرومم کنی پس چه کسی مرا روزی دهد؟! ... اگر تو مرا خوار کنی چه کسی مرا یاری دهد ...
خدایا ... جود تو امید مرا توسعه می دهد و عفو تو بهتر است از کردارم ...
خدایا ... رد مکن حاجتم را و ناامید مکن طمعم را و قطع مکن از خودت امید و آرزویم را ...
خدایا ... گمان ندارم رد کنی حاجتی را که عمرم را در طلب آن از تو بسر کردم ...
خدایا ... چگونه از درگاه تو دست خالی و محروم برگردم؟! ... با آنکه حسن ظن به جود و کرم و بخشش تو دارم ...
خدایا ... اگر خطاهایم براستی مرا از نظرت انداخته ، پس چشم بپوش از من به سبب حسن توکلم بر تو ...
خدایا ... پس از تو خواهم و به درگاه تو ناله و زاری می نمایم و رو آورم و از تو خواهم که درود فرستی بر محمد و آل محمد (ص) و اینکه مقرر فرمایی مرا از کسانیکه همواره به یاد تو هستند و پیمان تو را نشکنند و از شکرت غفلت نمی کنند و سبک نمی گیرند دستورت را ...
خدایا ... پیوند ده مرا به نور عزت فروزنده ترت تا تو را بهتر بشناسم و از غیر تو جدا شوم و از تو ترسان و نگران باشم ای صاحب جلال و کرم ...
" فرازی از مناجات شعبانیه "

سکوت !
در انحنای تنهایی خویش... بین ماندن و رفتن ... بین بودن و نبودن ... بین نیاز و استغنا ... بین خاموشی و فریاد ... رفتن را برمی گزینی .حسی گنگ و نامفهوم با معنایی به وسعت اندوه تورا در بر می گیرد و بغضی خاموش گلویت را می فشارد .میشکنی ،میشکنی و از مرور خاطره ها خیس می شوی .میدانی در زیر لایه های سکوت و فراموشی خواهی پوسید . می دانی در چشم این رهگذران غریبه و مهجور خواهی ماند .آری خوب می دانی که از خستگی حرف های بر دل مانده مچاله خواهی شد ... ولی رفتن را بر می گزینی .می دانی که پشت این حصار های تو در توخالی برای بودن تلاش کنی و باز با این روز مرگی بیهوده بجنگی اما رفتن را بر میگزینی ...می روی و سکوت پیشه می کنی و آنقدر غرق در این سکوت می شوی که می خواهی سکوتت را فریاد کنی ،با تمام وجودت فریاد کنی ...پس دوباره باز می گردی ... ولی می دانی آری خوب میدانی که سکوت را نمی توان فریاد زد.و ای کاش کسی معنای این سکوت را می فهمید .

گند رضا هلالی هم در آمد ...
1- خبرش را داشتم که حسابی حسین الله کرم و حسین سازور و حاج منصور ارضی از دستش عصبانی هستند.حتی بچه های حسین الله کرم روز شهادت حضرت زهرا در میدان ولی عصر با مشت و لگد از خجالتش درآمده بودند. اما دقیق نمی دانستم چرا؟
چند روز پیش دوستی تکه فیلمی را برایم bluethooth کرد که دلیل در گیری را مشخص می کرد. امروز هم دیدم سایت ضد انقلابی پیک نت همان کلبپ را روی سایت گذاشته.

2- بدون مقدمه و تعارف باید گفت: رضا هلالی نمونه بارز کارنامه مدیران فرهنگی بی شعور و بی تدبیر در جمهوری اسلامی است.
در حالی که تمام مقامات ارشد جمهوری اسلامی از امنیتی گرفته تا سیاسی و فرهنگی از دو ماه پیش به این فیلم دسترسی داشتند، سه شب پیش (شب شهادت امام کاظم) شبکه 2 بعد از اذان مغرب نیم ساعت جمال آقای هلالی را نشان می داد، در حالی که مثل روحانیون بلند مرتبه بر منبر جلوس کرده بودند! دلیل این تسامح را بعدا می گویم.
3- اما مقصر کیست. اول از همه ما بچه مذهبی ها و هیئتی ها.
نگاه کنید BBC رادیو دولتی انگلیس دو سال پیش و در محرم 83 چی نوشته:
رويارويی نسل تازه مداحان با سوگواران سنتی
نیما پورنيک، گزارشگر اجتماعی در تهران
آنچه رهبران مذهبی ایران چندان انتظارش را نداشتند این بود که طیفهای مذهبی که گرایش سیاسی هوادار حکومت اسلامی دارند، سوگواریهای ماه محرم را به گونه ای برگزار کنند که اعتراض مراجع تقلید رسمی قم را به همراه داشته باشد.
آیت الله ناصر مکارم شیرازی از جمله روحانیان عاليرتبه ای است که به شکل علنی به مخالفت با آنچه بدعت در آیین عزاداری می داند پرداخته و انتقاد او که از تلویزیون دولتی ایران هم پخش شده، نشانگر این است که روحانیان سنتی قم از رشد چشمگیر نسل تازه ای از مداحان در چند ساله اخیر خرسند نیستند.
مداحان که در طول تاريخ عزاداريهای مذهب شيعه، در واقع برای گرم کردن منابر و پس از وعظ روحانیان مردم را می گریاندند، در حال حاضر چنان قدرتی گرفته اند که منبر را تحت الشعاع قرار داده و میان جوانان مذهبی، شهرت و هواداران بیشتری نسبت به روحانیان به دست آورده اند.
پیشی گرفتن مداحان بر واعظان روحانی را می توان برای نمونه در بازارچه مهستان در خیابان کارگر جنوبی تهران ديد که بورس فروش اقلام مذهبی است و مغازه های بسیاری در این بازارچه یافت می شود که تنها نوارها و سی ديهای مذهبی می فروشند و بیشتر آنها صدای مداحانی است که میان جوانان مذهبی علاقمندان بسیاری دارند.
فروش نوارهای سخنرانی واعظان مشهور در رده بعدی قرار دارد و در حال حاضر بیشترین فروش کاستها و سی ديها از آن نسل جوان مداحان است که با سبکهای جدید می خوانند و توانسته اند در مدت کوتاهی صدای مداحان قدیمی را از سکه بیندازند.
این سبکهای جدید که از موسیقيهای هندی و پاکستانی و بعضاً ریتمهای جوان پسند موسيقی پاپ بهره می برد، جوانان مذهبی هوادار حکومت اسلامی را به خود جذب کرده و همین موضوع باعث مخالفتهای احتیاط آمیزی شده است که مداحان قدیمی و البته روحانیان به آن دامن می زنند.
مداحان قدیمی این سبکها را نمی پسندند و دور از شأن مجالس سوگواری می دانند و روحانیان صدای این مداحان را غنا، يعنی موسيقی نامشروع به حساب می آورند و به نوعی حرام می دانند.
همین مخالفتها باعث شد که سید ذاکر مداح جوان ترک زبانی که محبوبیت فراوانی میان جوانان مذهبی داشت و پيراهن آستین کوتاه به تن می کرد و البته با سبکهایی جدید می خواند، از سوی روحانیان طرد و صدایش حرام اعلام شود.
اما این آخر ماجرا نبود، عبدالرضا هلالی مداحی که در سال 1360 به دنیا آمده در واقع همان کارهای سید ذاکر را ادامه داده است و بنابر شهرت فوق العاده و هواداران بسیاری که میان جوانان مذهبی پیدا کرده، مداحان قدیمی و روحانیان برخورد مسالمت آمیزی با او دارند، در حال حاضر صدای هلالی در بازارهای مذهبی ایران و حتی کربلا و نجف هواداران بسیاری دارد و به نظر می رسد مخالفان او بیشتر به همین دلیل هلالی را تحمل می کنند.
در سبکهای جدید که مداحان جوان آنها را توسعه می دهند، موسیقی بر شعر پیشی می گیرد و گاهی کلمات به صورت آهنگی بی معنا در می آید که با ریتمهای تند و به نوعی با رقص پای مداح و اطرافیانش همراه است، همان چيزی که جوانان مذهبی دوست دارند: ضرب و ریتم به همراه بر سینه کوبیدنهای سریع و تند.
شعرهای آهنگهای مداحی را نیز همین جوانان می گویند و در این شعرها، امامان شیعه مانند معشوق وصف می شوند.
مداحان نسل جوان علاوه بر آهنگهای تازه، نوع خاصی از لباس، مو و ریش را هم میان هوادارانشان ترویج می کنند.
عبدالرضا هلالی خود از کسانی است که برای اولین بار ریش بلند گذاشت و پیراهن سیاه خاصی با آستین به اصطلاح "شمشیری" مداحی به تن کرد.
طولی نکشید که نوع پوشش او به سلیقه عمومی هوادارنش تبدیل شد و امروز می توان در بازارچه مهستان لباس خاص هلالی را خرید.
به نظر می رسد رسمهای جدید سوگواری و آیینهای تازه مذهبی با ورود جوانان متولد سالهای انقلاب رشد بیشتری پیدا کند و این در حالی است که گمان می رود رهبران مذهبی ایران هنوز برنامه خاصی در برخورد با آن تدارک ندیده اند.
اما خود حاج منصور و سعید حدادیان و حاج محمود کریمی هم مقصرند. همه می دانند از آن هیات کوچک محبان رضا(اگر اشتباه نکنم) در شرق تهران تا خواندن در مسجد ارک و چیذر و مسجد امام حسن چه تفاوت هایی است. در واقع این بزرگان بودند که بنا به دلایلی به رضا هلالی پا دادند!
5- بحث چرایی رونق گرفتن کار رضا هلالی و دار و دسته اش مفصل است. از استخدام موسیقی پاپ تا عوام فریبی و احساس گرایی و ...
اما حرف آخر این می شود که وقتی در مجلس اهل بیت معارف اهل بیت نایاب شود قطعا وضع از این هم بدتر خواهد شد. آن روز که همین بچه مذهبی ها آیت الله مکارم را برای سخنرانی درباره تحریف در عزاداری مسخره می کردند باید این روز را هم می دیدند. روزی که کتاب حماسه حسینی مطهری را از لب طاقچه هم برداشتند باید می دیدند که سمبل و الگو بچه مذهبی ها رضا هلالی بی سواد می شود. و سلام و علیک داشتن با این مرتیکه معتاد خانم باز افتخار می شود.
6- یک جا تیتر زده بود: پابرهنه ها می ریم کرب و بلا با پرادوی 60 میلیونی به نظر شما چرا هلالی متولد 60 در عرض سه سال از زیرزمین کرایه ای در مجیدیه به آپارتمان مجلل در خیابان پاسداران رسیده. مثل همین فوتبالیست هایی که از استقلال به پرسپولیس و بالعکس، می روند در حالی که از CDهای کثافت کاری هایشان nمیلیون تکثیر شده. آن وقت تا چک 200 میلیونی شان پاس نشود در تمرینات شرکت نمی کنند.
دوستی می گفت: پول در آوردن راحت است به شرطی که شرف نداشته باشی! نوش جانشان!
7- یکی از بچه ها می گفت: حتما این دختری که کنار رضا هلالی نشسته صیغه ای اش بوده. انشالله که گربه است!
دوست مطلعی می گفت: این دختر ارمنی بوده و برادر هلالی این قدر خمار بوده که نفهمیده دارند از ازش فیلم می گیرند.
بهر حال برای آن بخش از مذهبی ها که قلیان کشیدنش در قهوه خانه فدک و .. و هیات رفتنش در دخمه و ایضا ذکر حوسین حوسین اش در هیچ حالتی ترک نمی شود، نباید هم تریاک کشیدن با یک دختر ارمنی برای جوان الگوی 25 ساله ای که زن و سه بچه! دارد، قبح شرعی و عرفی داشته باشد. تازه تریاک برای باز شدن منافذ انسان هم مفید است!
8- گفتنی زیاد است اما حرف آخر این که بیایید فریاد بزنیم رضا هلالی سمبل فرهنگی مذهبی ها نیست همان طور که سعید عسکر نمونه سیاسی ما نیست. و این دشمن است که می خواهد این اراذل و اوباش و شعبان بی مخ های دهه 80 را سمبل مذهبی ها معرفی کند.
ضمنا به دلیل «تشییع فاحشه» فیلم را آپلود نکردم و هر کس علاقه مند به دیدن است برود سایت پیک نت
اینم یکی از لینکهای اهبار در ایم ورد ذکر شده لینک خبر






