خدایا باز هم فقط خودت
از دیشب تا امروز صبح بد جور به رحمتت شک کردم٬ بعدشم برای همون موضوع شروع کردم باز به دست وپا زدن...با اینکه می دونم فایده ای نداره و تا نخواهی هیچی نمیشه٬ به قول خودت برگ هم از رو درخت نمیفته ولی همش دست و پا میزنم و خودم رو میزنم به در و دیوار پس خودت من رو کمک کن٬ خیلی می ترسم........ خیلییییییییی ...یادم یکی از عرفا رفت بالای منبر گفت٬ آهای ملت بیان از امروز به جای اینکه موحد باشید٬ مشرک باشید...همه تعجب زده پرسیدند آخه این حرف یعنی چه؟ایشان گفت: بیاین خدا رو هم تو کاراتون چند درصدی شریک کنید و بگید اگر فلان کار رو کردم خدا هم توش شریک بود....اوس کریم چندتا شریک با اجازه خودت برات آوردم ٬ که مطالبم رو بخونن. پیر و دو درویش راه طریقت که خودت بهتر از همه یشناسیشون البته اونا شریک نیستند٬ بلکه خود تو هستند و تجلی وجود تو که در نور محبت تو غرق شده٬ پس باز خودت رو شریک کردم با خودت
خدایش بیامرزد
به گزارش خبرنگار سینمایی "مهر" به نقل از مسئولان بخش چهار جراحی بیمارستان مهر، وی که در یک سانحه رانندگی به حالت کما رفته بود، پس از هشت ماه در بخش جراحی این بیمارستان فوت کرد.
"پوپک گلدره" که نقش آفرینی در فیلمهای "موج مرده"، "سیندرلا"، "آخر بازی" و" رویای زمین" و مجموعه های تلویزیونی "نرگس"، "روح مهربان" و "دنیای شیرین دریا" را در کارنامه خود ثبت کرده بود، شهریور ماه سال گذشته، در جاده شمال، دچار حادثه رانندگی شد که در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان مهر تهران بستری شده بود.

میلاد پیامبر اسلام و امام صادق
به امید شادی و سربلندی
خیلی جدی !
خبري كه لينك داده بودم با تيتر « احمدي نژاد: از فردا ادبيات ما در گفت وگو با دنيا عوض ميشود» باز هم از سايت ايرنا حذف شده است؛ بدون هيچ توضيح و تصحيحي. اين يعني افتضاح در خبررساني. يعني به گند كشيدن رسانه و اعتماد مخاطب. خبرگزاري جمهوري اسلامي را تعطيل كنند بهتر است تا اينطور هر روز گافي بزرگتر از ديروز بدهند. يك خبرگزاري حاضر و آماده را دستشان گرفتهاند و اينجوري به افتضاح كشيدهاند، آنوقت فشارش را به ايسنا ميآورند و دخالتش را در ايلنا ميكنند. احمقانه اداره ميشود اين مملكت. حالا چه كسي گفته گند احمدينژاد را مالهكشي كنيد... الله اعلم!
پ.ن. اگر كسي باور ندارد حرف من را، سر بزند به اينجا و روي خبر ايرنا كليك كند. (عزيزان فني ايرنا! خبر را ميشود پاك كرد اما فيد خبر كه از دست نميرود (فنی ). طوري مالهكشي كنيد كه اينطوري ضايع نشود.)

و اما بعد از اخراج فله ای خبرنگاران خبرگزاری ایلنا،نوبت به خبرنگاران خبرگزاری ایسکانیوز رسید! امروز: دهها تن از خبرنگاران خبرگزاري كارگران ايران (ايلنا) در ابتداي سال جاري اخراج شدند.به گزارش رسيده به خبرنگار سايت امروز اين اقدام به بهانه كمبودهاي مالي و تعديل نيرو صورت گرفته است.يك منبع مطلع در اين باره افزود كه بيش از يك سوم نيروهاي تعديل شده مرتبط با بخشهاي مختلف سياسي این خبرگزاري بوده اند.در همين حال خبر ميرسد برخی از مسولان ایلنا در اعتراض به اين اقدام مديريت خبرگزاري كار ايران، از سمت خود استعفا دادهاند.
من هم كيك زرد مي خوام...
دوستان عزیز. تبریک میگم دستیابی به این حق مسلم رو. از نون شب و پول نفت که واجب تر بود و ما تو واجبات کم نمیاریم عمری. از همه با حالتر اين قسمتش بود كه به فارسي طرف مي گفت: "به شكرانه اين دستاورد, يك تكه كيك زرد!!!! به آستان قدس رضوي تقديم مي شود" من كف كرده بودم كه ديدم مترجم همزمان هم كاملا قاطي كرده كه چي بگه اين وسط, به كل گير كرده بود و فكر كنم داشت مي خنديد. اينجا چند تا فيلم كوتاه ازش گذاشتم:
فكر كنم داشت مي خنديد. اينجا چند تا فيلم كوتاه ازش گذاشتم:
این خبر هم که دیگه آخرشه بی مزه ها
برای لود شدن فیلم ها کمی حوصله به خرج بدین
تحول و تبریک
چون دارم روی یک نصفه پروژه کار می کنم و می خوام یک رادیو بلاگ راه اندازی کنم فعلا نمی تونم آپ کنم به بزرگی خودتون ببخشید و دعا کنید درست بشه .

نهم ربيع الاول
سالروز آغاز ولايت و امامت و زعامت
آخرين سحاب رحمت و يگانه ذريه ذخيره دودمان آل طاها،
حضرت مهـدي مـوعـود (عج) بر منتظران و چشم انتظــاران ظهــور تبريك و تهنيت باد.
تحجر دینی تا کجا؟
تحجر و واپسگرائی دینی حد و مرز ندارد وچه وحشتناک میشود اگر حکومتی هم از آن تفکر حمایت کند . این خاطره را بخوانید:
آگوست آن سال به عربستان بازگشتيم. هوا سوزان و کشنده بود و عده اي از برادران بن لادن تصميم داشتند به ويلاي خانوادگي خود در منطقه کوهستاني طائف بروند. ما هم همراهاشان رفتيم. از جده تا آن جا دو ساعت راه بود. به ويلا رسيديم، خانه اي بسيار بزرگ که دهه پنجاه يا شصت بنا شده بود، تهي از هرگونه اسباب و وسايل. فقط يک کولر کوچک داشت. ما زن ها در بخشي از خانه که برايمان در نظر گرفته بودند، اطراق کرديم و بچه ها مشغول بازي شدند. نجوا، زن سوري اسامه، تازه فارغ شده بود و نوزادي پسر به نام عبدالله داشت. عبدالله مدام گريه مي کرد و جيغ مي کشيد، تشنه بود و نجوا مرتب تلاش مي کرد با قاشق به او آب بخوراند. ولي نوزاد چند ماهه نمي تواند از قاشق آب بنوشد. او کوچکتر از آن بود که اين کار را ياد بگيرد. دختر من با شيشه و پستانک آب مي خورد. بنابراين شيشه اش را از آب پر کردم و به نجوا پيشنهاد کردم از آن استفاده کند، اما او قبول نکرد و شيشه را نگرفت، در حالي که از ساعت ها گريه متوالي نوزاد به ستوه آمده بود و خودش نيز در حال گريه بود. مرتب مي گفت: «آب نمي خورد. از قاشق آب نمي خورد.»
ام يسلام برايم توضيح داد که اسامه گفته زنش حق ندارد از شيشه براي آب دادن به بچه استفاد کند. به همين سادگي. و نجوا هم هيچ کاري در برابر امر او نمي توانست انجام دهد. زن بيچاره غمگين بود و کاري از دستش بر نمي آمد، دختر کوچک و کم سن و سالي که کودکش را در آغوش مي فشرد و براي ساده ترين نياز او نمي توانست کاري بکند. من تاب ديدن آن صحنه را نداشتم. گرماي هوا کشنده بود. حداقل پنجاه درجه بالاي صفر بود. ممکن بود نوزاد طي چند ساعت گرمازده شود. من نمي توانستم باور کنم يک نفر بتواند اجازه دهد کودکش تا اين حد تحت شکنجه باشد، چون نمي خواهد از عقايد خشک و پوسيده خود درباره يک تکه پلاستيک دست بردارد. نمي توانستم بشينم و نگاه کنم. حتماً يسلام مي توانست کاري براي نوزاد بيچاره انجام دهد. من شخصاً نمي توانستم به بخش مردها داخل شوم. همسران برادرها حق ورود به قسمت مردانه را نداشتند، اما خواهران آن ها مي توانستند اين کار انجام دهند. از يکي از خواهران يسلام خواستم تا او را صدا کند. وقتي يسلام آمد، برايش ماجرا را توضيح دادم و گفتم: «برو به برادرت بگو نوزادش دارد زجر مي کشد. او به شيشه و پستانک نياز دارد.» يسلام رفت و دقيقه اي ديگر بازگشت. سر تکان داد و گفت: «بي فايده است. او اسامه است.»
نمي توانستم باور کنم و تمام راه بازگشت به جده را مثل جن زده ها ساکت بودم و فکر مي کردم. اسامه مي توانست هر کاري دلش خواست با زن و فرزندش بکند، معلوم بود. همسرش جرأت مقابله با دستورهاي اور را نداشت، اين نيز معلوم بود. اما بدترين قسمت قضيه اين بود که هيچ کس نمي توانست در برابر زورگويي او کاري انجام دهد
دریایی باشیم....


انسان اگر چاله آب زلال باشد یک سنگ ریزه باعث از هم پاشیدن آن چاله آب خواهد شد ولی اگر دریا باشد هیچوقت نمیتوان آن را از هم بپاشانند بس چه خوب است همه انسانها دریا باشند .
(قسمتهایی از دیالوگ فیلم قارچ سمی )

سیزدهبهدر
سیزدهبهدر از جشنهای مربوط به نوروز است و مردم ایران این روز را در دامان طبیعت و همراه با خویشان و دوستان خود سپری میکنند. سیزدهبهدر در سیزدهمین روز فروردین ماه و آخرین روز از نوروز برگزار میشود. در ایران این روز روز طبیعت نامگذاری شده است.در ایران باستان عدد سیزده همچنین روز سیزدهم (سیزده فروردین) نحس و بدشگون شمرده میشد به همین دلیل مردم در این روز به دامن طبیعت پناه میبرند.ایرانیان برای بیرون کردن نحسی از خانه و کاشانهً خود کنار جویبارها و سبزه ها میروند و به شادی میپردازند. با اینکه اعتقاد عمومی بر نحس بودن روز سیزده است ولی در برخی از آثار پیشینیان آن را بسیار مسعود و فرخنده دانسته اند. مثلا در صفحهً ۲۶۶ آثار الباقیه جدولی برای سعد و نحس آورده شده که در آن در برابر سیزده نوروز که تیر روز نام دارد کلمهً (سعد) به معنی فرخنده آمده است. بعد از اسلام چون سیزدهً تمام ماهها را نحس میدانستند، سیزده عید نوروز را نیز نحس شمردهاند.در نظر ایرانیان باستان سیزدهم هر ماه شمسی که تیر روز نامیده میشود مربوط به فرشتهً بزرگ و ارجمندی است که «تیر» نام دارد و در پهلوی آن را تیشتر میگویند. فرشتهً مقدس تیر در کیش مزدیستی مقام بلند و داستان شیرینی دارد. ایرانیان قدیم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا میرفتند و شادی میکردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان میرسانیدند. سبزه گره زدن

افسانهً آفرینش در ایران باستان و مسئلهً نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی دربارهً یومرث حائز اهمیت زیادی است. در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است. گفتههای حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و انبیاء و گفتههای مسعودی در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بیرونی در کتاب آثار الباقیه بر پایهً همان آگاهی است که در منابع پهلوی وجود دارد. مشیه و مشیانه که پسر و دختر دوقلوی کیومرث بودند روز سیزده فروردین برای اولین بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته شده نبود آن دو به وسیله گره زدن دو شاخه پایهً ازدواج خود را بنا نهادند. این مراسم را بویژه دختران و پسران دم بخت انجام میدادند و امروز هم دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی نیت میکنند و علف گره میزنند. این رسم از زمان کیانیان تقریباً متروک شد ولی در زمان هخامنشیان دوباره شروع شده و تا امروز باقی مانده است. در کتاب مجمل التواریخ چنین آمده « اول مردی که به زمین ظاهر شد پارسیان او را کل شاه گویند. پسر و دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزدهً نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند بوجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند ». چنانکه در بحث جشن نوروز اشاره شد کردهای ایران و عراق که زرتشت را از خود میدانند روز سیزدهم فروردین را جزو جشن نوروز به حساب میآورند. مقالهای درباره سیزده بدردر کتابهای تاریخی و ادبی سدههای گذشته، که رسم ها، آیین جشن های نوروزی کهن را یاد و یادداشت کرده اند، چون تجارب الامم، آثار الباقیه، التفهیم، تاریخ بیهقی، مروج الذهب، زین الاخبار و نیز در شعر شاعران به ویژه شاعران دورهً غزنوی که بیشترین توصیف جشن ها را در بر دارد اشارهای به «سیزده بدر» نمییابیم.نحس و ناخوشایند بودن عدد ۱۳ و دوری جستن از آن، در بسیاری از کشورها و نزد بسیاری از ملت ها، باوری کهن است. مسیحیان هیچ گاه سیزده نفر بر سر یک سفره غذا نمیخورند.

در باور تازیان سیزدهمین روز هر ماه ناخوشایند است. ابوریحان بیرونی در جدول «روزهای مختار و مسعود و مکروه» در ایران کهن، روز سیزدهم ماه تیر را که (تیر نام دارد) منحوس ذکر کرده است. سالهای زیادی فروردین ماه اول تابستان بود.شباهتی که بین سیزده بدر و برخی از رسم های کاتارها (بازماندگاه مانویان در اروپا، که ترکیبی از اندیشههای زردشتی، فلسفهً باستان و مسیحیت دارند) هست این پرسش را به ذهن میرساند که آیا هر دو ریشهً مشترک باستانی ندارند؟ کاتارها در روز عید پاک (که برخی از سال ها به روز سیزده فروردین نزدیک است) از خانه بیرون آمده و روز را در دامن صحرا و کنار کشتزار میگذرانند، و برای ناهار با خود تخم مرغ میبرند. در این روز پنهان کردن تخم مرغ در گوشه و کنار و پیدا کردن آنها سرگرمی کودکان است. سه شباهت، یا سه ویژگی مشترک این دو عبارتند از:
1- آغاز محاسبهً هر دو از آغاز بهار و اعتدال ربیعی است.
2- در روز سیزده و عید پاک کاتارها به صحرا و دامان طبیعت میروند.
3- بازی و سرگرمی کودکان با تخم مرغ فقط در روزهای عید بهاری رسم است، نه فصلهای دیگر سال.
شباهت دیگر دروغ های روز اول آوریل، با شوخی های سیزده بدر است. روز اول آوریل، هر چهار سال یکبار مصادف با روز سیزده فروردین است (و سه سال با 12 فروردین).
در همهً شهرها و روستاها و عشیرههای ایران، سیزدهمین روز فروردین باید از خانه بیرون آمد و به باغ و کشتزارها رو آورد و به اصطلاح نحسی روز سیزده را بدر کرد. خانواده ها در این روز به صورت گروهی و گاه چند خانواده با هم غذای ظهر را آماده کرده و نیز آجیل ها و خوردنی های سفرهً هفت سین را با خود برداشته، به دامان صحرا و طبیعت میروند و سبزهً هفت سین را با خود برده و به آب روان میاندازند. به دامن صحرا رفتن، شوخی و بازی کردن، دویدن، تاب خوردن و در هر حال جدی نبودن، از سرگرمی ها و ویژگی های روز سیزده است. گره زدن سبزه، به نیت باز شدن گره دشواری ها و برآورده شدن آرزوها، از جمله بیرون کردن نحسی است. این باور، معروف است که « سبزه گره زدن » دختران « دم بخت »، شگونی برای ازدواج و همسر یابی، میباشد.در فرهنگ اساطیر برای رسم های سیزده بدر، معنی های تمثیلی آورده : شادی و خنده در این روز به معنی فروریختن اندیشههای تیره و پلیدی، روبوسی نماد آشتی و به منزله تزکیه، خوردن غذا در دشت نشانهً فدیه گوسفند بریان، به آب افکندن سبزههای تازه رسته - نشانه دادن هدیه به ایزد آب یا « ناهید » و گره زدن سبزه برای باز شدن بخت و تمثیلی برای پیوند زن و مرد برای تسلسل نسلها، رسم مسابقه ها به ویژه اسب دوانی - یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشکسالی است.این باور همگانی چنان است که اگر خانوادهای نتواند به علتی تمام روز را به باغ و صحرا برود، به ویژه با دگرگونی های جامعه شهر امروز در بعد از ظهر، هر قدر هم مختصر، « برای گره زدن سبزه و بیرون کردن نحسی سیزده » به باغ یا گردشگاه عمومی میرود. با دگرگونی های صنعتی، شغلی، بزرگ شدن شهرها، فراوانی وسیلههای آمد و رفت سریع السیر، وسیلههای ارتباط جمعی و ... به ناگزیر شهرداری های شهرهای بزرگ، دشواریهای آمد و رفت را پیش بینی میکنند. فراوانی اتومبیل و دیگر وسیلههای آمد و رفت موتوری و نیز وسعت خانه سازی ها و شهرسازی ها، باعث شده که خانواده ها، سال به سال راه دورتری را برای « سیزده بدر » پشت سر بگذارند، تا سبزه و کشتزاری بیابند.

ایران از جام جهانی حذف شد ( به دلیل بحران هسته ای )
دقایقی قبل خبر گزاری فرانسه اعلام کرد : طی جلسه ی فیفا که در مقر این سازمان برگزار شد طرح حذف ایران از جام جهانی به دلیل بحران هسته ای و تهدید امنیتی که برای دیگر کشور ها وجود دارد تصویب شد . این طرح توسط سب پلاتر ریاست فیفا ارائه شد و با رای تمامی اعضا به تصویب رسید بنا بر این ایران از جام جهانی 2006 آلمان حذف شده همچنین مقرر شد طی جلسه هفته آینده تیم جایگزین ایرن نیز در جلسه مشخص شده که بنا به گمامی زنی ها نیم بحرین می باشد . در طول تاریخ فیفا همچین عملی سابقه نداشته که تیمی از جام جهانی حذف شده و آن هم به خاطر مسائل سیاسی تیمی را مورد توبیخ قرار دهند .هنوز مقامان رسمی ایران درباره این خبر اظهار نظر رسمی نکرد
شرمنده این دورغ سیزده بود اگر سکته کردید یا از دستم عصبانی شدید عذر می خواهم


چقدر بده كه امسال نوشتن رو با خبر زلزله شروع مي كنم .ولي اشكال نداره . الان سكوت يعني بي قيدي و بي خيالي و بي رحمي .اينجا لرزيد . خرم آباد بشدت لرزيد . شدت زمين لرزه 6 ريشتر اعلام شده . اينجا همه ترسيدن . اغلب مردم بيرون از خونه هاشون هستن .مركز زمين لرزه در شهر دورود بوده .اونجا خسارات بالا است . در خرم آباد جزا چند مورد شكستگي شيشه خسارتي نداشتيم ولي در دورود كشته هم داشتيم . شنيدم بافت قديمي بروجرد هم خساراتي داشته . بروجرد به دورود نزديكتر از خرم آباد به دوروده .اونجا حتما بيشتر از اينجا خسارت داشتيم و شدتش بيشتر حس شده .مي گن چندين روستا حتي تا صد در صد تخريب شدن . ولي خوشبختانه چون ديشب هم يك 4 و بعد هم يك 5 ريشتري داشتيم خيلي ها بيرون از خونه هاشون خوابيده بودن كه همين باعث پايين بودن تلفات شده ولي با اين حال هم تا به حال25 نفر كشته و حدود 400 نفر زخمي اعلام شده .من هستم ! و اگر نياز باشه باز هم خواهم گفت . اميدوارم در ساعات آينده خبرهاي بيشتري بتونم بدم .فعلا تنها كاري كه مي تونم بكنم معرفي چند تا وبلاگ دورودي است .اميدوارم بچه هاي دورود همه سالم باشن و بتونن آخرين وضيعت رو انعكاس بدن .فكر مي كنم اگر قرار به انعكاس باشه هيچ كي بهتر از اين دو وبلاگ نمي تونن اخبار دورود رو انعكاس بدن :يكي وبلاگ دوست عزيزم ابراهيم خدايي است با نام ( يک لربلاگ ) و ديگري وبلاگ خوبه ( دانشگاه آزاد دورود ) .( ايسنا لرستان ) رو هم مي تونيد در اين مورد پي گيري كنيد . البته تا لحظه ارسال اين مطلب روی هيچ کدوم از اين لينکها در مورد زلزله مطلبی نديدم .***ساعت ۱۰:۳۰هنوز خبری از ايسنا نيست ولی ايرنا پوشش خوبی داده .ايرانا لرستان رو از اين لينک ببينيد . شمار کشته شدگان به بيش از ۳۵ نفر رسيده و تعداد مجروحان هم بيش از ۷۰۰ نفر اعلام شده بنا بر شنيده ها خسارات بالا است ولی همونطور که قبلا هم گفتما چون قبل از زلزله اصلی دو زلزله ۴ و ۵ ريشتری داشتيم بيشتر مردم بيرون از خونه ها بودن و خوشبختانه نسبت به بزرگی و خسارات تعداد مجروحين و کشته شدگان کم اعلام شده ولی هنوز اخبار دقيق نسيت .اقدامات خوبی هم از طرف مراکز دولتی تا به حال انجام گرفته .***ساعت ۱۳:۳۰همه مي خوان بگن شرايط خوبه !! ولي آخرين خبرها خوش نيست . تا جايي كه مي شه از گوشه و كنار خبرها فهميد ، مثل اينكه هنوز اطلاعات درستي ازروستاها به دست نيومده و چند دقيقه پيش اعلام شد ( يك روستا در مركز زلزله بوده كه احتمالا! صد در صد تخريب شده و هيچ آماري از كشته هاي اون روستا در دست نيست )از طرفي به بسياري از روستاها هنوز هيچ گروه امدادي وارد نشده .همين خبرها من رو كه اتفاقا تخمين زدنم هم زياد خوب نيست و هميشه دست پايين رو مي گيرم به اين وا مي داره كه بگم به احتمال زياد تعداد كشته ها كه تا به حال حدود ۷۰نفر اعلام شده شايد حتي تا 200 يا 300 نفر هم برسه . در خرم آباد حدود 55 نفر زخمي شده بودن ( به علت شكستن شيشه بعضي از ساختمان ها )كه مثل اينكه بسياريشون با درمان سرپايي مرخص شدن .با توجه به احتمال پس لرزه ها و شايد زمين لرزه قوي تري (كه من بعيد مي دونم) در مركز خرم آباد چند لودر و كمپرسي و چند ماشين آتشنشاني قرار دادن .من خودروهايي رو هم ديدن كه به سرعت به سمت دورود و بروجرد مي رفتن كه روشون نوشته بود آزمايشگاه آب سيار . از طرفي آمبولانس هاي بسياري هم به سمت دورود در حال حركت بود . همچنين راه ها هم خيلی شلوغ اعلام شده .سپاه و بسيج هم نيرو فرستادن و تا جايي كه شنيدم سه تا هليكوپتر هم به محل فرستادن .از نكته هاي جالب اعلاميه سازمان انتقال خون بود كه بر خلاف عرف اين جور مواقع ازمردم خواست تا از تراكم مراجعه به سازمان انتقال خون براي اهدا خون بكاهند و اگر شخصي براي اهدا خون مراجعه مي كنه حتما با گروه خونش منفي باشه كه هيچ نيازي به گروه خون مثبت ندارن . ( البته جايي خوشحالي هم هست كه انبار خون انقدر غني بوده كه يك همچين اطلاعيه دادن ) استي بلاخره يك دورودي هم به روز كرد و اون هم يك لربلاگ بود كه من باز هم لينكش رو براي شما اينجا قرار دادم ( البته هنوز خبر زيادي نداده و فقط ما رو با خبر سلامتيش خوشحال كرد )خدا كنه تا شب نشده حداقل نيازها دست مردم برسه . ***ساعت۴ ۱۶:۰۰دوباره لرزيد .
ساعت ۱۵:۳۰ دوباره دورود و شهرهای اطرافش منجمله خرم آباد لرزيدن .اينجا آرامش نسبی که برقرار شده بود تقريبا از بين رفته و مردم احتمالا امشب رو هم بيرون از خونه هاشون خواهند بود . در بروجرد در بيست نقطه شهر برای مردم چادر زدن که احتمالا امشب بسياری از مردم بروجرد در اين چادرها استراحت خواهند کرد . اينکه دوباره بتونم بنويسم يا نه نمی دونم ولی فعلا که از دست خانواده جيم زدم اومدم دارم اين قسمت رو به مطلب اضافه می کنم .***ساعت 20:30حافظ رو باز كردم اين بيت اومد : اين جان عاريت كه به حافظ سپرد دوست روزي رخش ببينم و تسليم وي كنم مي خواد تسكينم بده يا خبر از بعدم كنه نمي دونم .مي گن تا به حال 35 زمين لرزه داشتيم كه البته بيشترشون چندان براي آدمي قابل حس نبودن ولي خوب لرزه لرزه است چه يه ريشتر چه شيش ريشتر . هنوز چندين روستا حتي اولين لوازم امدادي رو دريافت نكردن ( اين خبر رو به گوش خودم از شبكه استاني صدا شنيدم و كاملا پايان امداد رساني كه اعلام شده بود رو رد مي كنه و اون خبر به نظر من دروغي بيش نيست )اينجا توسط صدا وسيماي استاني بارها اعلام كردن كه امشب رو هم مردم بيرون از خونه ها بخوابن و حتي الامكان در فضاهايي قرار بگيرن كه به دور از هرگونه ساخت و سازي باشن . البته مردم هم اغلب بيرون از خونه ها هستن و خود من هم جيم مي كنم و ميام . همونطور كه گفتم در سطح شهر هم چندين دستگاه لودر و كمپرسي قرار دادن .اساتيد زمين شناسي هم كه ميومدن تو برنامه هاي شبكه استاني مدام از احتمال زمين لرزه بزرگتري مي گفتن . يك لربلاگ رو هم مي تونيد براي با خبر شدن پيگيري كنيد خبرگزاري فارس هم پوشش خوبي داده اگر کسی هم خبری داره و می خواد به بی بی سی بگه بره اينجا راستی خوشبختانه هيچ مسافر نوروزی هم در زلزله آسيب نديده خدا به خير کنه . تا بعد ...
منبع خبر :جوان
شهادت اما رضا علیه السلام

در تاریخ آمده است که وقتی مامون از امام رضا علیه السلام خواست که ولیعهدی اورا بپذیرند، در پاسخ فرمودند به شرط آنکه در امور حکومتی دخالتی نداشته باشم تا شریک ظلم حکومت نباشند.
شهادت امام رضا علیه السلام به همه بخصوص بر ایرانیان تسلیت باد

وفات پیامبروشهادت امام مجتبی
دنيا ديگه مث من نداره!
شايد روزهايي كه صداي ((دنيا ديگه مث تو نداره)) از تمامي ضبط هاي ماشين هاي جوانان در ايران پخش مي شد كسي فكر نمي كرد كه خواننده اي به نام بنيامين بهادري اينقدر در كارش جدي باشد. بنيامين بهادري با پخش رايگان اين آهنگ به همراه موزيك متفاوت ((آينه . گلدون شونه خونه عزيزم...)) و آهنگي كه براي امام حسين در ايام محرم پخش كرد خيلي كم خرج تر از تبليغات چندين ميليوني بر سر زبان ها افتاد و زمينه يك حضور قوي و پر رنگ در عرصه موسيقي را براي خود فراهم كرد.

آلبومي را با نام ۸۵ به بازار روانه كرد كه هوشمندي هاي بسياري را در آن مي توان ديد.اول از همه اينكه خيلي ها منتظر بودند كه از او بيشتر بدانند و بنيامين هم سر بزنگاه آلبوم خود را بيرون داد و پوستر هايش را روي در تمامي كاست فروشي ها چسباند: عكس يك جوان خوش قيافه كه بهرام رادان كمي به او شباهت دارد! او خيلي زود معروف شد.دوم اينكه بنيامين كارهاي متفاوتي را عرضه كرد. ريتم هاي نو و مورد پسند. موزيك كوبنده و به قول نسل سومي ها بتركون! شهر هاي بسيار قوي و مهم تر از همه با حس خواندن. حركت هاي نو و ظريقي مانند هق هق، گريه ، گرفتگي زبان و ... از نكات مثبت آهنگ هاي بنيامين بود. نوع تمام كردن آهنگ ها كه بر خلاف عرف موسيقي ايراني آنقدر جمله آخر را تكرار مي كنند تا زمان تمام شود! او هر جا كه احساس مي كرد حرفش را زده موزيك را قطع مي كرد و ... . به كلمات آهنگ هاي او و موضوعاتش دقت كنيد: آدم آهني ، حالم بده ، لكنت زبان ، دنيا ديگه مث تو نداره ، اينم بمونه و ... . تمام اين ها نو و بديع بود بدون هيچ ابتذالي.و سومين مورد استفاده از اسپانسر هاي قوي. او آلبومش را توسط شركت ترانه شرقي كه مدير آن محسن رجب پور، مدير برنامه گروه اريان بود به بازار عرضه كرد و از لحاظ نفوذ در بازار برد بسياري كرد. قرارداد با شركت بزرگ فينال كه يكي از ۵ شركت بزرگ ديسك سازي در دنياست و در نهايت قيمت فروش آلبوم اورژينال او: آلبوم ۸۵ بنيامين بهادري يك هزار تومان.بر خلاف تمامي حرف هايي كه اين روز ها پاپي ها پشت سر او مي زنند بنيامين جهشي در موسيقي پاپ ايران بود. برايش آرزوي موفقيت مي كنيم. همين


