تصاویر واقعا وحشتناک از زندان ابوغریب !!!
متشکرم .
ادامه مطلب
بلای ناگهانی
قابل توجه همکاران وبلاگ نویس :
دیشب در ۱۰ دقیقه بعد از گذاشتن پست قبلی ، وبلاگم توسط شرکت محترم مخابرات و یا ... بنا به دلایل نا معلومی فیلتر شد و این تصویر همیشه آشنای ما وبلاگنویسان بر جلوی دیدگان اینجانب ظاهر شد ..... ولی مثلا این که بعد از ۲۰ دقیقه متوجه شدند که اشتباه لپی ! بوده و فیلتر رو برداشتن !

آمار درست !
شاید این خبر رو خیلی وقتها میشنویم و بی تفاوت و یا شاید با کمی اندوه از کنارش رد میشویم ولی وقتی آدم یه کم فکر می کنه مغزش با این آمار هنگ ! می کنه

بن بست باز !
بن بست های شهر من
همچون بقچه های ترمه مانده از عهد فجر
روبروی آفتاب قامت مردم رنگ می بازند
ديگر چه چيزی را می توان در اين بقچه ها بست ؟!
خنده را يا صبح را ؟!!!

مطلب را به بالاترین بفرستید:
دنیای عجیب و رفتار عجیب تر
در تهران، الاغها را با پرچم آمریکا و انگلیس و سگی را با پرچم اسرائیل در برابر دوربینهای مختلف و در مسیر تظاهرات اعتراض آمیز به سمت سفارت انگلیس به نمایش در آوردند. وقتی دنیا این تصاویر را ببیند چه قضاوتی در مورد مردم ایران و تاریخ چند هزارساله ی آن و دین اسلام خواهند داشت. چه راحت سرمایه ی ملی و دینی را به تاراج می گذارند. کسانیکه گمان می برند مردم باور می کنند که صوفیان درقم با گاز اشک آور و سلاح سرد و گرم به مردم و پلیس حمله کرده اند و تصادفا حسنیه و خانقاه آنان آتش گرفته و با خاک یکسان شده است، بیش از مردم، خود را گول می زنند. آدمهایی که فکر می کنند با حمله به سفارتخانه ها، هک کردن سایت های عادی دانمارکی ها و نروژیها، دادن بارکد کتب عادی دانمارک و نروژی، ویا جایگزینی هولوکاست با توهین به پیامبر، و نهایتا تحریم شیرینی دانمارکی می خواهند با اهانت بی شرمانه به پیامبر مقابله کنند، موج بزرگ منطقی مردم جهان اسلام در برابر اهانت به مقدسات دینی را به تمسخر می گیرند. از سوی دیگر نیز وقتی تصاویر تلخ جدید شکنجه های آمریکائیان در زندان ابو غریب که خبر اول این روزهای جهان است پخش شد و یا ضرب و شتم نوجوانان عراقی توسط سربازان انگلیسی که در همه جای دنیا به برکت ارتباطات فراگیر دیده می شود و نمی توان آن را مخفی کرد می توان به راحتی فاصله بین شعارهای غربیان و رفتار آنان را دید. وقتی هم که رفتار زشت دولتمرد ایتالیایی را می خواندم که گفته تی شرت کاریکاتور اهانت به پیامبر را می پوشد و در خیابان راه خواهد رفت، به عمق کینه و بی عقلی دولتمردان جهان می توان پی برد...
دنیای عجیبی است. مگرنه؟

'حمله اينترنتی'، صدها سايت ايرانی را از کار انداخت

ادامه مطلب

جشنواره امروز به کار خود پایان داد .
خیلی برای من خوب بود آشنایی با وبلاگ نویسان عزیر در هر سنی و با هر سلیقه ای
امید وارم در آینده های خیلی نزدیک باز هم از این کارا بشه
راستی دکور جشنواره مذکور هم قشنگ شده بود ببنید !



آدم ها
از پنجره نگاه ميكنم. ميآيند و ميروند، آدمها، با خود و بيخود. وگاهي وجودشان را در همين كوچهها و خيابانها به جا ميگذارند و در پيچ ِ كوچه و خيابان گم ميشوند، و بيخودي ِ خود به خانه ميروند و باز فردا بهدنبال ِ خود در كوچهها و خيابانهاي ِ هميشهي اين شهر دربهدر ميگردند كه شايد روزي گمشدهشان را پيدا كنند.
گم شدن؟ پيدا شدن؟ شايد بيوقفه گميم و خود نميدانيم
عکس !
ادامه مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید:

خیابان شهید گمنام- ابتدای بزرگراه کردستان
بالای خانه فرهنگ گلها تابلوی بزرگ تابلویی! نصب شده که میبینید...نمیدانم در این باشگاه چه اتفاقی قراره بیفته... محلی برای یه قل دو قل بازی کردن وبلاگرها ؟ یا کارای دیگه...گمان نمیکنم کسی فراموش کرده باشه برخوردهای آقای قالیباف و تعدادی از همکارانشان در زمان مسئولیت ایشان در نیروی انتظامی با تعدادی از وبلاگرهای تهرانی! حال نمیدانم علاقه آقای قالیباف به وبلاگرهای تهرانی رو به فال نیک بگیرم یا ؟
گره بگشا ... ای خدا
بسم ِ الله ِ الرَّحمن ِالرَّحیم

یا مَن تُحَــــلُّ بِه عُقَدُ المَکار ِهِ وَ یا مَن یُفثَأُ بِه حَدُّ الشَّدائدِ وَ یا مَن یُلتَمَسُ مِنهُ المَخرَجُ اِلی رَوح ِ الفَرَج ِ
ذَ لَّت لِقُدرَ تِکَ الصِّعابُ وَ تَسَبَّبَت بِلُطفِکَ الاَسبابُ وَ جَری بِقُدرَتِکَ القَضاءُ وَ مَضَت عَلی اِرادَتِــکَ الاَشیاءُ
فَهِیَ بِمَشِیَّتِکَ دُونَ قَولِکَ مُوتَمِرَةٌ وَ باِرادَتِکَ دُونَ نَهـیکَ مُنزَجِرَةٌ اَنتَ المَدعُوُّ لِلمُهِــــمّاتِ وَ اَنتَ المَفــزَعُ
فی ِ المُلِمّاتِ لا یَندَفِعُ مِنها اِلِّا ما دَفعتَ وَ لا یَنکَشِفُ مِنها اِلّا ما کَشَـــفتَ وَ قَــد نَزَلَ بی یا رَبِّ ما قـــــَد
تَکَاّدَنی ثِقلُهُ وَ اَ لَوَّ بی ما قَد بَهَظَنی حَــــملُهُ وَ بِقُدرَتِکَ اَورَدتَهُ عَلَیَّ وَ بِسُلطانِکَ وَ جَّهتَهُ اِلَیَّ فَلا مُصدِرَ
لِما اَورَدتَ وَ لا صارِفَ لما وَجَّهتَ وَ لا فاتِحَ لِما اَغلَقتَ وَ لا مُغلِقَ لِما فَتَحــــتَ وَ لا مُیَسِّرَ لِمــا عَسَّــــرتَ
وَ لا ناصِرَ لِمَن خَذَلتَ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِه وَافتَح لی یا رَبِّ بابَ الفَرَجَ بِطولِکَ وَ اکسِر عَنّــی سُلطانَ
الَهمِّ بِحـــولِکَ وَ اَنِلنی حُسنَ النَّظَر ِ فیما شَکَوتُ وَ اَذِقنی حَلاوَةَ الصُّنعِ فیما سَاَلتُ وَهَب لی مِن لَدُنکَ
رَحمَة ً وَ فَرَجاً هَنیئاً وَ اجعَل لی مِن عِندِکَ مَخرَجاً وَ حِیّاً وَ لا تَشغَلنی بِالاِهتِمام ِ عَن تَعاهُدِ فُرُوضِکَ وَ
استِعمالِ سُنَّتِکَ فَقَد ضِقتُ لِما نَزَلَ بی رَبِّ ذَرعاً وَ امتَلَاتُ بِحَــملِ ما حَدَثَ عَلَیَّ هَمّاً وَ اَنتَ القادِرُ عَـلی
کَشفِ ما مُنیتُ بِه وَ دَفع ِ ما وَقَعتُ فیهِ فَافعَل بی ذلِکَ وَ اِن لَم اَستَوجِبهُ مِنکَ یا ذَاالعَرش ِ العَظـــیم ِ وَ
ذَا المَـــــــنِّ الکَریــــم ِ فَاَنـــــــتَ قادِرٌ یا اَرحَــــــــــــــــمَ الرّاحِـــــــــــــــــــمینَ امینَ رَبَّ العالَمینَ .
ای خدائی که گره ناگواریهای عالم به او گشایش می یابد ، ای خدائی که سختیهای جهان به او آسان می گردد ، ای آنکه برون شدن از غم و اندوه به حقیقت شادی و خرمی از او درخواست می شود ، مشکلات عالم پیش قدرتت رام گردند و اسباب وجود هر چیز به لطف و کرمت نظام یافته است قضا به قدرت تو جاری و هر چیز عالم به ارادهء تو امضاء می گردد پس هر چه بخواهی به مجرد خواست بدون فرمانت اطاعت کند و هرچه نخواهی به صرف اراده ، بدون نهیت منزجر گردد .
ترا در مهمات عالم خوانند و به درگاه تو در پریشانی ها تضرع و زاری می کنند . هیچ درد و رنج و پریشانی دفع نشود مگر آن که تو دفع گردانی و تو برطرف سازی و ای خدا ، گران حوادثی به من رسیده که مرا درهم شکسته و پریشان حال ساخته و مشکلاتی بر من وارد شده که مرا به رنج و غم افکنده به قدرت تو آن امور بر من وارد آمده و به اقتدار تو بر من رو آورده . پس غمی که تو آوردی کسی دیگر نتواند برد و مشکلی که تو فرستی غیر تو نتواند زایل کرد ، و دری که تو بر بندی دیگری نتواند گشود و اگر بگشایی نتواند بست ، آنچه را تو مشکل کنی کسی آسان نتواند ساخت و آنکه را تو خوارسازی کسی یاری نتواند کرد ، پس درود فرست ای خدا بر محمد و آلش و بر من به فضل و احسان در وسعت و آسایش بگشا و به قدرتت در قلبم لشکر هم ّ و غم را در هم شکن و به من در آنچه شکایت از آن دارم حسن ظن و خوش بینی عطا فرما و شیرینی صُنعت را در آنچه درخواست می کنم به من بچشان و از جانب خود به من رحمت و گشایش و خوشگواری عنایت فرما و برای من از لطف خود از هرجا راه خروجی الهام فرما و مرا از کار ملازمت وظایف بندگیت و به جای آوردن سنن و احکامت به هیچ کار مشغول مگردان . ای خدا از حوادثی که به من رسیده سینه ام تنگ و دلم پر از همّ و غم گردیده و تو بر دفع آنچه بدان مبتلا و به آن گرفتارم توانایی . پس تو آن (غم و دلتنگیم) را به کرمت زایل گردان و هر چند من مستوجب این لطف تو نباشم ، ای صاحب نعمت با کرامت پس تو قادری ای مهربانترین مهربانان عالم ، دعایم را اجابت فرما ای پروردگار عالمیان .
آمین یا رَبَّ العالمین
یا قمر بنی هاشم
... و چون اباالفضل به احترام عطش برادر كه وليّ او بود, عطشناك بر خاك افتاد, عشق او در دل بيگانه و آشنا زبانه كشيد و از عصر عاشورا تا هماره تاريخ هر كه نام او را شنيد, واله و شيداي جوانمردي او شد. و اينك ما نيز, قطره اي از درياي شيفتگان ولايت, بر آن شديم كه گوشهاي از محبت عاشقانش را عرضه كنيم.
در صفحاتي كه به زيور نام علمدار كربلا آراسته خواهد شد برگهايي از زندگي سراسر تولاي او و گوشه هايي از حرم مطهرش را به نظاره مي نشينيم و به شيدايي, به زيارتش مي شتابيم و شمه اي از كراماتش را شاهدخواهيم بود؛ آثار و اشعاري كه به نام او بر قلم جاري شده و نقشي را كه نگارگران از فداكاري او تصوير كرده اند, سرمه چشمان خواهيم كرد و همراه با خادمانش خدمت به او را مدال افتخاري براي خود خواهيم ساخت و دست توسل به دامن باب الحوائج، اباالفضل العباس عليه السلام خواهيم زد.
![]() |
سوزناک ترین واقعیت عالم
میخوام برم مسافرت ... (دعا کنید تا حالم خوب بشه ) این زیارت امام حسین (ع) و زیارت حضرت ابوالفضل رادانلود و گوش کنید ...
از وب سایت جدید من ویزه محرم که تو اون میخوام عکس هایی از مراسم محرم بذارم
السلام علیک یا ثارالله ...

مطلب را به بالاترین بفرستید:
التماس دعا...
دوستم یادت می آید آن روز سرد اما آفتابی زمستان را .همان روزی که دستم را گرفتی و مرا بردی لب دریا گفتی« داد بزن . فریاد بکش . خودت رو خالی کن دوستم یادت می آید آن روز را ........ آن روز رو به رویم نشستی دستهایم را محکم در دستهایت گرفتی و به من گفتی به چشمهایت نگاه کنم وبا تو بخوانم با تمام جودم بخوانم ....
اِلهی عَظُمَ البَلاءُ وَ بَرِِحَ الخفَاءُ وَ انکَشَف الغِطاءُ وَانقَطَعَ الرَّجاءُ وَ ضاقَتِ الأَرضُ وَ مُنِعَتِ
السَّماءُ وَ اَنت المُستَـــعانُ وَ اِلَیکَ المُشتَـکَی وَ عَلَیکَ الُمُعَولُ فیِ الشِّدَةِ وَ الــــــــرَخاءِ
اَللّهُمَّ صَل ِ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولی ِ الامر ِ الّذَینَ فَرَضــتَ عَلَینا طاعَـــتَهُم وَ عَرَّفتَنا
بذلِکَ مَنزِلَتَهُم فَفَر ِج عَنّا بحَقِّهم فَرَجاً عاجِلاً قَریباً کَلَمح ِ البَصـَر ِ اَو هُوَ اَقرَبُ یا مُحــــَمَّدُ
یا عَلیُّ یا عَلیُّ یا مُحَمَّدُ اِکفیانی فَأِ نَّکُما کافِیانِ وَ انصُُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَولانــا یــا
صاحِبَ الزَّمانِ اَلغَوثَ اَلغَوثَ اَلغَـــوثَ اَدرِکنی اَدرِکنی اَدرِکنی السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ
اَلعَجَلَ اَلعَجَلَ اَلعَجَلَ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ بحّق ِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطّاهِرینَ .
دوستم الان نه دستان گرم تو هست نه چشمان پر از اشک عسلی ات . اما دارم میخوانم ، مگر نگفتی فقط او را بخوانم .التماس دعا دارم . ببین رفیق ! حرف کمی نیست ، یک نفر دارد التماست
ند و می گوید التماس دعا .
مع العسر یسرا
|
| |
|
بِسم ِ اللهِ الرَّحمن ِ الرّحیم ِ به نام خداوند رحمتگر مهربان ألَم نَشرَح لَکَ صَدرَکَ (۱) آیا برای تو سینه ات را نگشاده ایم وَ وَضَعنَا عَنکَ و ِزرَکَ (۲) و بار گرانت را از {دوش} تو برنداشتیم ؟ الَّذِی أنقَضَ ظَهرَکَ (۳) {باری} که {گویی} پشت تو را شکست وَ رَفَعنَا لَکَ ذِکرَکَ (۴) و نامت را برای تو بلند گردانیدیم فَإنَّ مَعَ العُسر ِیُسرًا (۵) پس {بدان که} دشواری ، آسانی است . إنّ مَعَ العُسر ِ یُسرًا (۶) آری ، با دشواری آسانی است فَإذَا فَرَغتَ فَانصَب (۷) پس چون فراغت یافتی ، به طاعت کوش وَ إِلَی رَبّکَ فَارغَب (۸) و با اشتیاق به سوی پروردگارت روی آور. خدایا ! من ایمان دارم ، من به إنَّ مَعَ العسر ِ یُسرًا اعتقاد دارم ...خدایا اعتقاد دارم . ا ع ت ق ا د . خدایا ! من به حرفهای تو ایمان دارم . خدایا! من به لحظه های سخت اعتقاد دارم .....خدایا! من به شکستن ها اعتقاد دارم . داشتم این متن را می نوشتم که نگاهم به قرآن کوچکم افتاد ، با بغض چیزی به خدایم گفتم قرآن را که باز کردم این آیه به چشمم خورد ..... می بینی عزیز دلم خدا حرفم را باور کرد ، خدا دوست داشتنم را باور کرد . خدا هیچوقت از من برای دوست داشتنم دلیل نمی خواهد حتی اگر راست نگویم که دروغ هم نمی گویم . می خوانمش با این آیات می خوانمش . أمَن یُجیِبُ المُضطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءََ ..... |
نفهمیدم کی بزرگ شدم

نفهمیدم کی بزرگ شدم ، نمیدونم از کی فهمیدم که همچی باهام جدی شدن، کی معنی ها عوض شد و کی گریهای زیبا جاش را به خوشی های زشت دادن ، کی فریادهام سکوت را شناختن و کی سفید سیاه شد؟حالا دیگه می تونم تا حدی آدما را بشناسم ، بعضی هاشون عینه شیشه ان ، انگار کا هر چی داخلشون هست بیرونشون هم هست و هرچی درونش هست بیرونش هم هست.چه خوب بود اگه همه می تونستن اینجوری باشن،یا حداقل شبیه شیشه باشن.نوع دیگه ی آدما نوع آینه هشستن که نوعی منحر به فردن، هر چی که خودت باشی ، همون هستن ، نمی دونم اینجور آدما خوبن یا بد؟!شاید یه کم آدما آزار بدن ولی در اصل به نفع تو عمل می کنن.ولی بدی که دارن داخلشون را نمی بینی ، اینجوری آدم از درونشون خبر نداره و از فضولی میترکه.سری بعدی آدما آدمای سنگی هستن که به نظر من بدتر از اونا هم هنوز هستن . این نوع آدما ی خوبی نیستن .راستش اینجور آدما تنها خوبی که دارن اینه که ظاهرشون با باطنشون یکیه و فرقی نداره ، یعنی تقریبا مثل گروه آدمای شیشه ای و لی تنها تفاوتی که دارن اینه که ، این آدما سنگی همیشه سنگن یعنی بی روه و بی احساس که این صفت بدترین صفت برای هر انسانه که اونا این صفت را دارا هستن ، چرا که می تونن به واسطه ی همین بی احساسیشون دست به هر کاری بزنن.دسته ی بعدی آدمهایی هستن که از خودشون بدتر و زشت تر ، خودشون هستن . اما افسوس ، افسوس که این جور آدما در ظاهر زیبا و در باطن بسیار پلید هستن و نمیشه راحت اونا را شناخت. به نظرم این آدما هستن مکه نمی ذارن تا آدمای خوب را بشه شناخت و بدترین دسته همین دسته هستن . و افسوس که چه بسیارند این آدما تو جامعه.به نظرم این آدما را به بهترین چیزی که میشه تشبیهشون کرد ، آتش پشت شیشه هستن. با اینکه دیدن اون طرف شیشه کاری نداره ولی گاهی اوقات هم آدم اشتباه اونو میبینه . صددرصد هرکدوم از ماها حداقل یک بار یا شاید خیلی بیشتر از یک بار هم چنین آدمایی را دیده باشیم ، ولی بدترین صفتشون اینه که هیچکدومشون مثل دیگری نیستن و نمیشه با تجربه کردن هم اونا را شناخت.راستش امشب که دارم این مطلب را براتون می نویسم ، بازم جوونه های نو پای امید تو دلم دارن سبز می شن و بازهم شروعی دوباره را تجربه می کنم . از پوست قبلیم بیرون اومدم و دارم با پوست جدید اخت می گیرم.فکر کنم بازم برگشتم به راه قبلیم ولی ایندفعه با اطمینانی بیشتر و تصمیمی راسخ این راه را دنبال می کنم چون فکر می کنم را درست را انتخاب کردم.همچنان خواهم راند ....
خدانگهدار
اتاق کار من !!!
این پست شاید اصلا ربطی به مطالب قبلی من نداشته باشه ولی گفتم شاید برای شما عزیزان جالب باشه
اینجا همونجایی هست که بیشتر وقتها وبلاگم رو از اینجا آپ می کنم !!!!

جشنواره هم دیروز تموم شد * اختتامیه**
از فردا به امید الهی دوباره نوشتن رو شروع میکنم
فيلمهاي ايراني جوايز اصلي را ربودند.
سينمايي «به نام پدر» فيلم برگزيده شد و بيشترين سيمرغهاي بيست و چهارمين جشنوارهي فيلم فجر را از آن خود كرد.

* بهترين كارگرداني ـ «چهارشنبه سوري» ـ اصغر فرهادي
* بهترين فيلمنامه ـ «به نام پدر» ـ ابراهيم حاتميكيا
ديپلم افتخار براي ـ «به آهستگي» ـ شهبازي
ديپلم افتخار بهترين فيلمنامه اقتباسي ـ «شاهزادهي ايراني» ـ محمد نوريزاد
* بهترين بازيگر نقش اول مرد ـ پرويز پرستويي ـ «به نام پدر»
* جايزه بهترين بازيگر نقش اول زن ـ هديه تهراني ـ «چهارشنبه سوري»
* بازيگر نقش مكمل مرد ـ حميد لولايي ـ «چند ميگيري گريهكني»
* بازيگر نقش مكمل زن ـ مهتاب نصيرپور ـ «به نام پدر»
ديپلم افتخار به بازيگر خردسال فيلم هوو ـ سمير وزيران
* بهترين موسيقي متن ـ محمدرضا درويش ـ «شهرآشوب»
* بهترين تدوين ـ هايده صفيياري ـ «چهارشنبهسوري»
* بهترين فيلمبرداري ـ محمد داودي ـ «زمستان است»
* بهترين چهرهپردازي ـ مهرداد ميركياني ـ «به نام پدر»
* بهترين طراح صحنه و لباس ـ «شاهزاده ايراني» ـ ايرج رامينفر
* بهترين فيلم كوتاه ـ «با او» ـ نقي نعمتي
* بهترين فيلم مستند ـ «اينانا» ـ سودابه مجاوري
ـ ديپلم افتخار بهترين فيلم مستند ـ «دگرديسي يك پروانه» ـ سيد حسين صافي
* بهترين فيلم اول ـ «عصر جمعه» ـ مونا زندي
* بهترين فيلم دوم ـ شاهزاده ايراني ـ محمد نوري زاد
* بهترين جلوههاي ويژه ـ «شهرآشوب» ـ محسن روزبهاني و علاءالدين بهنان
* جايزه بهترين صدابرداري ـ يدالله نجفي و ناصر شكوه نيا ـ «زمستان است»
* جايزه بهترين صداگذاري ـ محمدرضا دلپاك ـ «زمان مي ايستد»
* ديپلم افتخار بهترين پژوهش فيلم مستند ـ «خاطره ابري» ـ وحيد چاووش
* جايزه بهترين پژوهش فيلم مستندـ MDMI ـ اميد بنكدارو كيوان علي محمدي






