پرواز در پرواز...
اين گزارش رو در حالي مي نويسم كه چند ساعتي است كه از خبر حادثه هواپيماي 130 - c و شهادت تعدادي از همكاران عزيزمان مطلع شديم. حقيقتا دل و دماغ كار كردن نداريم ولي يادمون كه يا علي گفتيمخبر را كه شنيديم٬ خدا خدا مي كرديم دروغ باشد٬ اما نبود. خدا خدا مي كرديم كه دست كم يارانمان زنده باشند. لحظه ها كه از پي هم مي گذشتند دلهره و اضطراب بيشتر جگرمان را مي سوزاند. هرچه تلاش مي كرديم نمي شد با دوستانمان تماس بگيريم٬ در دسترس نبودند. خيلي تلاش كرديم تا فكرهاي خوب از سرمان بگذرد٬ اما مگر شدني بود٬ بالاخره هواپيمايي غول پيكر بر زمين افتاده بود٬ بر زميني اكنده از مردم بي گناه٬ اكنده از كودكاني كه از تعطيلي مدارس براي بازيهاي كودكانه شان استفاده مي كردند.بغضمان را در گلو حبس كرده بوديم و ارزو مي كرديم كه هرگز نتركد. مرتب زنگ تلفنهاي همراهمان به صدا در مي امد و پيامها خبر از سقوط پروازي مي دادند كه عزيزانمان را در دل خود داشته است، اما هيچكدام از اين پيامها خبري از عزيزانمان نداشت و اين بغض را سنگين تر مي كرد. جان ها به لب رسيده بود بچه ها مرتب براي دوستانشان SMS مي زدند٬ SMS هايي كه هرگز به دست صاحبانشان نرسيد چون در دسترس نبودند. صداها مي لرزيد٬ هيچ كس سركارش نبود٬ كسي نمي توانست كار كند٬ اخر چطور مي شد كار كرد وقتي كه نگراني همكار در دل موج مي زند.چندتايي از بچه ها را با دوربين به محل حادثه فرستاديم تا گزارش بگيرند٬ اما در دل به اين اميد كه خبري از همكارانمان٬ از دوستانمان بگيرند و خدا خدا مي كرديم كه خبر دروغ باشد٬ اما نبود و خدا خدا مي كرديم كه دست كم يارانمان هنوز درميانمان باشند٬ اما نبودند و اتش در جانمان انداختند.بغض هاي حبس شده ازاد شدند٬ چشم ها پراب و سينه ها سنگين. ديگر پايي نبود كه ياراي ايستادن داشته باشد. فيلمها را كه اوردند٬ انگار برايمان عذاب اورده بودند. چطور مي شد باور كرد ياراني كه ديروز خود در پي گزارش و تصوير بودند٬ امروز خودشان گزارش شده بودند و تصوير؛ تصويري كه در ميان شعله هاي اتش بود. مي گفتند جنازه يارانمان در ان ميان است٬ اما هرچه نگاه مي كرديم چيزي جز اتش و خاكستر نمي ديديم. مگر مي شد٬ چطور مي شد باور كرد ان خاكسترهاي شعله ور٬ دوستان و همكاران ما هستند. دلمان را خوش كرده بوديم كه رفته اند گزارش بگيرند٬ رفته اند تصوير بگيرند٬ رفته اند عكس بگيرند؛ اما رفته بودند به اسمان٬ رفته بودند پيش خدا و حتي پيكرشان را هم با خود برده بودند و مشتي خاكستر براي ما كه دوستشان داشتيم بر زمين باقي گذاشته بودند.چشمهايمان خيس است و باراني، سینه هایمان داغ دار است و سنگین و شانه هایمان همچون پاهایمان ناتوان. چگونه باور کنیم رفتنی چنین دلخراش و جگرسوز را، چگونه می شود لبخندهای شیرین و مهربان سید شیرازی که بر دل همه می نشست را از یاد برد. چگونه می شود تواضع و فروتنی و آن همه خلوص عباس اناری را فراموش کرد. چگونه می شود نگاههای معصومانه جواد فراهانی را و دستهای گرم و برادرانه حسین عرب احمدی را از خاطر برد. چگونه می شود باور کرد که دیگر نشاط و زنده دلی مهدی همتی را نخواهیم دید، چطور باور کنیم علیرضا افشار دیگر گزارش نخواهد داد و صدای گرم و روح افزای حسن حیدری را دیگر نخواهیم شنید. چطور باور کنیم که صبوری عبدیانی و ايل بيگي دیگر همراهمان نخواهد بود.امروز همه سیاه بر تن کرده ایم و عذادار گروهی از بهترین دوستان، بهترین همراهان و عزیزترین فرزندان صادق و خدمتگزار این مرز و بوم هستیم و فردا به بدرقه راهشان خواهیم رفت و هرچند دلمان نمی خواهد، اما خواهیم گفت؛ خداحافظ. خداحافظ کسانی که آماده خطر بودید و خدمت. خداحافظ کسانی که نه سرما مانع راهتان بود و نه گرما. نه ناامنی دلهره بر دلهایتان می انداخت و نه جنگ مانع حضورتان در صحنه ها می شد. خداحافظ شمایی که آخرین پروازتان به آسمان، نامتان را جاودانه ساخت. بی تردید شما شهید هستید و به مانند دیگر شهیدان وطن در خاطره ها خواهید ماند، تا هميشه.هنوز رد نگاهشان بر ديوارهاي اطرافمان حس مي شود٬ انانكه وجودشان سراسر شوق و اميد و همدليشان بس گرمابخش بود.
![]() |
میشود خود را در آن آخرين لحظات در ميان آنان ديد: اعلام نقص فنی ... دور زدن هواپيما در آسمان و بازگشت به سوی تهران ....
حالا همه میدانند چه ماجرايی در شرف وقوع است. اينان اهل انديشه و خبر و كنجكاویاند. نمیتوان به اينان دروغ گفت، نمیتوان دلداری كاذبشان داد.چه پرغوغاست اين ثانيههای كشدار ناگذرا. بر آن ذهنها، بر ان انديشهها چه گذشته است در لحظههای بال گشودن مرگ؟ آن ضربه هولناك، آن سقوط، تكه تكه شدن و سوختن در شعلههای بي امان ... اما اندوه اين داغ، همه اين نيست. انان پيام آوران جهادی مقدس در عرصه رسانه بودند. انان از ميان ما٬ مسرور و با عزت٬ ارام و سبك بال پرواز كردند و به ما اموختند كه ساحت رسانه عزيز است اينك جسم انان در ميان ما نيست اما ياد دلاورمردي هاي ان ياران هميشه در صحنه فراموش نخواهد شدو پروازشان بر نقش خاطره ها ماندگار خواهد بود.
حالا دوباره از اول بخوانيم٬ شهداي رسانه «...»
خدا نكند كه با نبودشان فقط سه نقطه ها باقي بماند.
برای اعتراض به عمل دو شرکت یاهو و گوگل اعتراض خود را در لینک پایین درج کنید
دو تا عکس !
انفجار احساسات و تشويق

كنسرت شجريان و نوازندگان همراه او، سرانجام پس از سالها در تهران برگزار شد. اولين شب كنسرت در حالی برگزار شد كه فقط خبرنگاران معدودی از رسانهها توانستند - برای تهيه گزارش - وارد تالار شوند. آن هم در حالی كه صندلی برای نشستن نداشتند و تا پايان اجرا، بصورت ايستاده گزارش خود را نوشتند. محمدرضا شجريان با همراهی تار حسين عليزاده، كمانچه كيهان كلهر و تنبك همايون شجريان در سالن 3000 نفری وزارت كشور با اجرای چند قطعه تازه به صحنه رفت. كنسرت با 45 دقيقه تاخير، در دو بخش جداگانه در تالار وزارت كشور برگزار شد.در بخش حسين عليزاده در دو دستگاه "نوا" و "راست پنجگاه" مركب نوازی كرد و سپس "آواز دشتی» را به ترتيب پيشدرآمد دشتی از يوسف فروتن، ساز و آواز، يك تصنيف قديمی با شعری از مولانا، ساز و آواز و "بزن آن زخمه" با شعری از دكتر شفيعی كدكنی از ساختههای حسين عليزاده را اجرا كرد.بخش دوم با مقدمه "روح الارواح" كه اذان موذنزاده ارديبلی نيز در آن ساخته شده، با بداههخوانی شجريان و بداههنوازی حسين عليزاده شروع شد. حسين عليزاده قطعه "بزن آن زخمه" را در "دشتی " با شعر شفيعی كدكنی همراه كرده بود. او قبلا اين تجربه را در قطعه تركمن و آلبومهای "فرياد" و "شورانگيز" نيز نشان دادن بود. همچنين در قطعه "دست افشان" او نيز يك بدعت آشكار ديده میشد كه در آن شجريان برای اولين بار شعری از سهراب سپهری را خواند. شهرام ناظری اين تجربه را 15 سال پيش در آلبوم "در گلستانه" برجای گذاشته بود.دو تصنيف "دوش دوش دوش" از علی اكبرخان شيدا در افشاری به روايت عبداله دوامی و "مرغ سحر" ساخته مرتضی خان نیداوود با شعر بهار پايانبخش اين كنسرت بود كه به درخواست مكرر مردم اجرا شد.طی روزهای گذشته بليتهای كنسرت شجريان تا سقف 200هزار تومان در بازار سياه خريد و فروش شد. درطول زمان اجرا، علاقه، شور و اشتياق، در صورت مخاطبان به وضوح ديده میشد. سكوت تحسين انگيز مردم كه عليرغم جاری شدن اشك بر صورت بسياری از آنها، در پايان كنسرت به انفجار احساسات و تشويق تبديل شد.اين كنسرت قرار است از هشتم تا چهاردهم آذر(غير از روز دهم) درتالار وزارت كشور تكرار شود. خبرنگاران گلايه مند از برگزار كنندگان كنسر سالن را ترك كردند، زيرا به رسم ديرآشنای اينگونه كنسرتها در همه كشورهای جهان، محل ويژهای برای آنان درنظر گرفته نشده بود.
خبر بد و تکان دهنده
وقتی این خبر رو شنیدم سردرده عجیبی گرفتم و جدا فهمیدم که ایران و ایرانی واقعا مردم بدبختی در این عصر ارتباطات هستیم از این حرف من تعجب نکنید شاید شما هم این خبر رو بخونید به نتیجه ای که من رسیدم شما هم برسید....
دو شرکت عظیم بین المللی یاهو و گوگل که نیمی از اینترنت را تحت سلطه دارند، تا 6 ماه دیگر ارائه سرویس های خود را در ایران قطع خواهند کرد.
خسرو مترجمی مدیرعامل شبکه تلویزیونی ITC امریکا در گفت و گو با نشریه عصر ارتباط گفت: در مصاحبه ای که با یاهو و گوگل داشتم، مطلع شدم که این دو شرکت تهدید شده اند تا ارتباطات خود را تا شش ماه آینده در ایران قطع کنند.
وی همچنین در بخش دیگری از مصاحبه اش افزود: به هر حال موضوع بحث اجلاس WSIS نیز همین راهبری مطلق است که در دست امریکایی هاست. آنها می گویند: "اینترنت حق نیست، بلکه امتیازی است که ما به بقیه می دهیم".
بدیهی است در صورتی که این دو شرکت بخواهند سرویس های خود را برای ایران مسدود کنند، عملا اینترنت کاربرد خود را در ایران از دست خواهد داد. زیرا بیشتر کاربران اینترنت ایران به چت کردن مشغول هستند و یاهو بهترین شرکتی است که خدمات مسنجر را ارائه می کند. لذا با بسته شدن آن، عملا درصد عظیمی از کاربران ایرانی قادر به استفاده از اینترنت نخواهند بود. البته MSN Messenger می تواند تا حدی جای یاهومسنجر را پر کند، اما هرگز به پای آن نمی رسد !
و همچنین گوگل: با بسته شدن گوگل دیگر امکان جستجو در اینترنت نیز برای ایران از بین خواهد رفت. البته موتورهای جستجوی دیگری به جز گوگل نیز وجود دارند، اما هیچکدام از لحاظ امکانات و کیفیت به پای گوگل نمی رسند.
منبع:
هفته نامه عصر ارتباط - شنبه 5 آذر 1384
دانلود نرم افزار برای خواندن RSS های موجود در وبلاگها و وب سایتها
در قسمت لینکها در تا لینک برای دانلود نرم افزار RSS خوان گذاشتم که امیدوارم به دردتون بخوره
در یک فرصت مناسب طرز استفاده این نرم افزار ها رو براتون میگم
اندر احوالات جملات برره
فیلم محسن مخملباف

شاید تعجب کرده باشین که این چه عکسی است که من تو وبلاگم گذاشتم... این یکی از از عکسهای فیلم جنجالی محسن مخملباف بنام Sex & Philosophy است که صدای زیادی از خود در وکرده ! بقیه عکسها رو از لینک زیر مشاهده کنید



