كامران ملكمطيعي: تا فهميدند به آمريكا آمدم شايعهسازي كردند
خبر اختصاصي
«كامران ملكمطيعي» با ارسال يادداشتي به وبلاگ .......اتهام كلاهبرداري و بدهكاري خود به بانكهاي ايران را تكذيب كرد. اين مجري شبكه تلويزيوني Win.tv نوشته است:
«بنده در طول زندگیام به غیر از یک وام یک میلیون تومانی که از صندوق سبز هنرمندان گرفتم و اقساط آن هم پراخت شده، از هیچ بانکی وام نگرفتهام. خبري كه درباره كلاهبرداري من منتشر شده نه نام منبع را ذكر كرده و نه به نام بانکهاي طلبكار اشارهاي شده است که به همین راحتی گول من را خوردهاند. اگر به يك بانک مراجعه کنید، تا سند ملکی و دو ضامن معتبر نخواهند به كسي وام نميدهند. اصلا فرض ميكنيم كه طبق متن آن خبر كذب خانواده ام بدهیهای من را پرداخت کردند. در اين صورت آن فرد مالباخته از كجا ظاهر شده است؟ من 3 سال قبل از ايران خارج شدم. چرا در این مدت چنین خبرهايی منتشر نميشد؟ ولي همین که خبر آغاز کار من در Win.tv منتشر شد، این شايعات را هم پخش كردند. اگر كسي ادعايي درباره آن خبر دارد، اسنادش را منتشر كند.»
روز شنبه سايت پارسينه گزارش داد کامران ملکمطیعی، مجری، بازیگر و طنزپردار سابق صداوسیما و از بازیگران مجموعه طنز «زیر آسمان شهر»به عنوان یکی از مجریان اصلی كانال تلویزیون فارسی جدید التاسیس «شبکه بینالمللی واشنگتن» کار خود را آغاز کرد. اين شبكه در اطلاعيهاي كه در سايت رسمي خود اعلام كرده كه برنامههاي آن خبري و تحليلي سياسي و اجتماعي با كادري حرفهاي خواهد بود كه پيوندي ميان ايرانيان سراسر دنيا و مردم داخل ايران به وجود خواهد آورد. خبرهای این شبکه به دو زبان انگليسي و فارسي ارائه ميشوند. از «احمد بهارلو»، مجری سابق شبکه صدای آمریکا (VOA) نيز به عنوان مسؤول این شبکه ج یاد میشود.
به دنبال انتشار اين خبر، جهاننيوز خبر داد كه ملكمطيعي که بدلیل برخی مسائل شخصی از صداوسیما اخراج شده بود، طی یک کلاهبرداری حرفهای و گرفتن وام از بانکهای مختلف به ترکیه گریخت و اخیرا به عنوان مجری شبکه بینالمللی واشنگتن مشغول به کار شده است.
طبق ادعاي اين سايت، یکی از مالباختگان گفته است: «ملکمطیعی به واسطه یکی از دوستان به من معرفی شد. او پس از مدتی از من خواست برای گرفتن وام ضامن شوم. من هم باتوجه به سابقه فرهنگی او پذیرفتم. اما پس چند ماه فهمیدم ناپدید شده است. به پدر او که انسان بسیار محترمی است مراجعه کردم. ایشان گفتند من هم چند ماهی است ازش بیخبرم و فقط جواب طلبکارهاشو میدم. ما خودمان برای حفظ آبرو مجبور شدیم وام این بانکها را پرداخت کنیم و حالا فهمیدیم سر از آمریکا درآورده است.»

تصمیم آمریکا برای مصادره اموال بنیاد علوی وابسته به جمهوری اسلامی
دادستان های دولت فدرال آمریکا طی شکوائیه ای خواستار مصادره یک آسمانخراش و چهار مسجد متعلق به شرکت آسا و بنیاد علوی شده اند. دادستان های فدرال آمریکا بنیاد علوی و شرکت آسا را متهم کرده اند بطور غیرقانونی به ایران پول ارسال کرده اند. بنیاد علوی در دهه 70 توسط دولت شاه و تحت عنوان بنیاد پهلوی ایجاد شد اما پس از انقلاب نام آن تغییر و به گفته وکلای دولت آمریکا به یکی از موسسات اقماری حکومت اسلامی تبدیل شد. این بنیاد متهم است که با نقض قوانین آمریکا همواره تحت نظر و ریاست مقام های ایرانی از جمله سفیر ایران در سازمان ملل متحد بوده است. شرکت آسا نیز متهم است معاملات بانک ملی ایران را انجام داده است. بانک ملی متهم به همکاری با برنامه اتمی ایران شده و تحت تحریم های آمریکا قرار دارد. وزارت خزانه داری آمریکا شهروندان خود را از هر گونه معامله با این بانک منع کرده است. شرکت آسا 40 درصد از سهام یک ساختمان 36 طبقه در نیویورک را در اختیار دارد. گفته می شود 60 درصد بقیه سهام این آسمانخراش متعلق به بنیاد علوی است. دادستان های فدرال بدنبال مصادره این ساختمان، چهار مسجد و سایر اموال بنیاد و شرکت آسا در ایالت های مختلف آمریکا هستند.
پليس فدرال آمريکا روز جمعه فرشيد جاهدی را به ظن نابود کردن اسنادی در ارتباط با روابط بنیاد علوی با بانک ملی ایران و مالکیت یک مجتمع اداری در منطقه منهتن نیویورک بازداشت کرده است.به گزارش آسوشيتدپرس، پليس فدرال آمريکا پیشتر به آقای جاهدی هشدار داده بود که مدارکی را در اختيار هيأت منصفهای که پرونده شرکت آسا را بررسی میکند قرار میدهد و آنها را از بين نبرد.بیشتر بخوانید:
- به گفته مقامهای قضایی آمريکا، رييس بنياد علوی از اين دستور پليس فدرال آمريکا سرپيچی کرده و روز پنجشنبه به خانه خود در آردسلی در نيويورک رفته و مدارک را در سطل زبالهای در شهر انداخته است.وزارت خزانه داری آمريکا روز پنج شنبه (۱۷ دسامبر) شرکت آسا ، مستقر در نيويورک، را متهم کرد که به نمايندگی از سوی بانک ملی ايران به اقدامات غيرمجاز در آمريکا دست زده است.به گفته وزارت خزانهداری آمريکا، بانک ملی ايران شرکت آسا واقع در نيويورک را برای انتقال پول از آمريکا به ايران تأسيس کرده است.مقامات آمريکايی میگويند که بخشی از هزينههای ساخت بنای شرکت آسا در نيويورک با وام بانک ملی ايران تأمين شده و به طريقه شراکتی، توسط بنياد علوی در نيويورک تأسيس شده است.طی سالهای اخير آمريکا بانکهای دولتی ايران را متهم کرده است که از روشهای «خدعهآميز بانکی» برای سرپوش نهادن بر عمليات بانکی خود در «حمايت از تروريسم و برنامه توليد سلاحهای کشتار جمعی» استفاده میکنند.
وزارت خزانهداری آمريکا در تازهترين اقدام خود اعلام کرده است هرگونه دارايی شرکت آسا که در ايالات متحده پيدا شود، توقيف خواهد شد.
مقامات قضایی آمريکا میگويند که بنياد علوی مالک ۶۰ درصد سهام يک ساختمان ۳۶ طبقه در خيابان پنجم در شهر نيويورک است.
مقامات قضایی آمريکا همچنين اعلام کردهاند که ۴۰ درصد سهام اين ساختمان به طور غيرمستقيم از دارايیهای بانک ملی ايران است و در صدد مصادره آن برآمده است.
«بنياد علوی»، که پيش از انقلاب سال ۱۳۵۷ «بنياد پهلوی» ناميده میشد يکی از زير مجموعههای بنياد مستضعفان بوده است.
در صورت اثبات جرم آقای جاهدی، وی به مجازات حداکثر ده سال زندان محکوم خواهد شد.
در جواب کاریکاتور کودتاچیان !
حمله ایرنا به فارس و کیهان بر سر رحیم مشایی
در پی انتقادات کیهان، فارس، رجانیوز، جهاننیوز و الف از اسفندیار رحیم مشایی و تلاش برای وادار کردن محمود احمدی نژاد به عزل رییس دفترش، خبرگزاری دولتی ایرنا، با حمله به این رسانه ها، مخالفان مشایی را افراطی خواند و به این رسانهها گوشزد كرد كه احمدینژاد وامدار آنها و رسانههایشان نیست. ایرنا هدف این رسانهها از تخریب مشایی را مصادره دولت طبق اراده محافل ویژه دانست كه با «قرائت مشایی از احمدینژاد كه مبتنی بر خواست رهبری و ملت است» مخالفند.
در بیانیه ایرنا از رسانههای افراطی خواسته شده «در شیوههای غیراخلاقی خود تجدید نظر كنند تا معانی و مبانی حقیقی رأی ملت در 22 خرداد مجال بروز یابد.»
مطلب ایرنا را با عنوان «تخریب مشایی برای مصادره دولت» در زیر بخوانید:
توانمندی و نگاه ژرف رحیم مشایی به مسائل سیاسی كشور از او مردی برای تمام فصول ساخته است.
مدیریت و فعالیت سیاسی در ابعاد كلان مانند مراتب كارگردانی در سینماست. كارگردان ها مراتب گوناگونی دارند:
گروهی بسیار سطحی و عوامانه فیلم می سازند.
گروهی فقط بر اساس دلبستگی های شخصی فعالیت می كنند.
گروهی فقط روی ارزشهای تكنیكی و فنی تمركز می كنند.
گروهی بسیار پیچیده و در لایه های مختلف تحلیلی و پر رمز فیلم میسازند. اینگونه كارگردانان سینما نگاههای كیلومتری و میلیمتری بر كارها و فعالیت هایشان دارند.
بر همین مبنا سیاستمداران نیز مراتب گوناگون دارند:
سیاستمداران یك بعدی كه خیلی زود میتوان عملكردهای آینده شان را پیش بینی نمود. اینگونه سیاستمداران به مقدار سطح و عمقی كه در تفكر و مدیریتشان وجود دارد از منابع و سرمایه ها بهره برداری میكنند و یقیننا فراز و فرود و موفقیت كمی در كارهایشان وجود دارد . و تلاطم كمتری چه مثبت و منفی خواهند داشت كه اینگونه مدیران سیاسی متناسب با ملت آرمانخواه ایران نیستند آنچه در شخصیت و عملكرد "محمد خاتمی" دیدیم. اما سیاستمدارانی كه یك بعدی نیستند فراز و فرود و افت و خیز بسیاری خواهند داشت و رفتار پیچیده ای برای امروز و آینده دارند . اینگونه سیاستمداران دو گروه خوب و بد هستند . خوبانشان پر از خیر و بركت هستند و بدانشان پر از نكبت و بدبختی . هر چند منفعت های بسیاری خواهند داشت . اما برآیند كارهایشان خوبیهایشان را تباه می كند. موضع گیری های سیاستمدارانه و مدبرانه رحیم مشایی و ارائه مانیفست های برتر و تاثیر گذار در خط مشی سیاسی دولت نهم از رحیم مشایی مردی برای تمام فصول ساخت و او را در زمره سیاستمدارانی چند بعدی قرار داد كه حضور و فعالیتشان برای ملت و كشور خیر و بركت به همراه دارد. تاثیر گذاری رحیم مشایی در دولت نهم و دهم منجر شده است كه منتقدان دكتر احمدی نژاد نوك پیكان انتقادات غیر منصفانه و تخریبهای خود را به سوی "مهندس اسفندیار رحیم مشایی" نشانه ر فته و بدون ادله و برهان و بر اساس روشهای سوخته عملیات روانی ،نقدوراه های توهین آمیزی را متوجه مشاور رییس جمهور كنند.
در نگاه به سخنان و نظریه پردازی اسفندیار رحیم مشایی باید گفت؛ معمولا بلاغت، صفتی است برای سخنوری و اقتدار در گفتار گفته می شود. ر عرصه سیاست، آوردگاه پُر گفتن است و سخن تنها متاع سیاستمداران است؛ از سیاستمدار انتظار میرود تا پیوسته سخن بگوید و در گفتمان سیاسی پیشرو باشد، بیدرنگ نظر بدهد و مواضعش را با جدیت بیان كند. مردان سیاست ناگزیر از حضور مستمر در گفتمان سیاسی هستند. هدف از سخنرانی سیاسی نه اطلاع رسانی است، نه موعظه و آموزش؛ بلكه جوهر سخن سیاسی بویژه در روزگار ما پاسخ گویی به انتظارات افكار عمومی است. در جهان معاصر سیاستمداران از زبان افكار عمومی و به نمایندگی از مردم سخن میگویند. سخنرانی سیاسی در درون یك گفتمان پر تنش اجتماعی یا بین المللی و برای غلبه بر یك وضعیت بحرانی صورت میگیرد؛ از این روست كه سخنی كه در عرصه سیاست تنش نیفكند و واكنش بر نیانگیزد كلامی است مرده و بی تأثیر و قدرت تأثیر بر گفتمان سیاسی را ندارد. سخن سیاسی می باید كه زنده، پیشرو، و واكنش برانگیز باشد؛ زیرا عرصة سیاست، جنجالیترین عرصه های حیات اجتماعی است. سیاستمداری كه سخن مرده بر زبان براند به زودی نامش از صفحة سیاست و عنوانهای درشت خبری پاك میشود. رحیم مشایی طی چند سال گذشته همیشه با بیان نظرات خود به طور صریح و آْشكار نشان داده است كه یك سیاست مدار واقعی است. ورود به موقع رحیم مشایی در مسائل روز سیاسی جهان و اتخاذ موضع گیری منطقی و مبتنی بر منافع ملی ، از او چهره ای خبرساز ساخته و جایگاه وی در بین سیاستمداران جایگاهی روشن و تاثیرگذار تبیین شده است. كوتاه سخن؛در بین جریانهای سیاسی لایه هایی افراطی هستند كه حضور رحیم مشایی را نمی توانند تحمل كنند؛ چراكه با نقش آفرینی وی ، قرائتی جدید از "احمدی نژاد" و "دولت دهم" مبتنی بر خواست رهبری و ملت و بر خلاف اراده محافل ویژه ارائه شده و با این ترتیب امكان مصادره دولت از كف محافل خاص خارج خواهد شد. عوامل تخریب مشایی بدانند كه دكتر احمدی نژاد وامدار آنان و رسانه هایشان نیست و بر این مبنا لازم است در شیوه های غیر اخلاقی خود تجدید نظر كرده و اجازه دهند تا معانی و مبانی حقیقی رای بی نظیر ملت در 22 خرداد 88 مجال بروز خود را در تمامی عرصه ها به دست آورد.
منبع:
پايگاه خبری تحليلی فرارو - حمله ایرنا به فارس و کیهان بر سر رحیم مشایی

